فهرست
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

تعریف بهینگی

یک سامانه با دو رویکرد قابل بررسی است: رویکرد ساختاری، رویکرد رفتاری. در رویکرد رفتاری سامانه به عنوان یک شی که ورودی‌هایی را به خروجی‌هایی تبدیل می‌کند تعریف می‌شود. بهینگی سامانه با رویکرد رفتاری متناسب است با خالص خروجی تقسیم بر ورودی. خالص خروجی، شام خروجی‌هایی می‌شود که مفید و قابل استفاده باشند.

بهینگی یک سامانه از مقایسه بین دو سامانه با کارکرد مشابه یا یک سامانه در مقایسه با خودش در دو مقطع زمانی قابل تشخیص است.

مثال: بهینه پارتو در اقتصاد با مقایسه یک سامانه در دو مقطع زمانی تعریف می‌شود به این ترتیب که اگر بهبود پارتو امکان‌پذیر نباشد، سامانه بهینه است و بهبود پارتو بهبودی تعریف می‌شود که رفاه حداقل یک نفر افزایش یابد بدون آنکه رفاه هیچ کسی کاهش یابد.

ورودی‌ها، نهاده یا منبع و خروجی‌ها، ستانده یا کارکرد نیز نامیده می‌شوند. میزان مصرف منابع در یک فرایند، به عنوان هزینه تلقی می‌گردد.

روش‌های انتخاب بهینه

روش‌های انتخاب بهینه در تحلیل‌های اقتصادی-مالی به دو دسته اصلی تنزیلی(متاثر از گذر زمان) و غیر تنزیلی(بی تاثیر از زمان) تقسیم می‌شوند. برخی از این روش‌ها عبارتنداز:

  1. روش منفعت-هزینه(B/C): متداولترین روش برای ارزیابی پروژه‌های بخش دولتی است. در این روش نسبت میانگین منافع احتمالی سالانه و یا معادل یکنواخت منافع احتمالی سالانه به معادل هزینه‌یکنواخت سالانه پروژه پیشنهادی نسبت به یک معیار محاسبه می‌شود. در صورتی که این نسبت بزرگتر از یک باشد پروژه توجیه پذیر و در غیر اینصورت رد می‌شود.
  2. روش نرخ بازده داخلی(IRR): نرخی است که جریان گردش نقدی یک پروژه را با سرمایه اولیه آن برابر سازد. به بیانی ساده‌تر، نرخی است که گردش کنونی منافع و هزینه‌های پروژه را با یکدیگر برابر سازد.
  3. روش زمان برگشت سرمایه(ROR): این روش ساده‌تر است و در آن پروژه‌های مختلف سرمایه‌گذاری، بر اساس زمان برگشت سرمایه مقایسه می‌شوند. زمان برگشت طول مدتی است که منافع پیش‌بینی شده یک پروژه، هزینه‌های آنرا بر می‌گرداند.
  4. روش تحلیل ارزش کنونی1
  5. روش تحلیل سر به سر2: در مسائلی که یکی از پارامترهای مسئله به دلایلی مجهول باشد از این روش بهره می‌گیرند به عنوان مثال در شرایطی که عمر سرمایه‌گذاری نامعلوم باشد، می‌توان زمانی را تعیین کرد که دو پروژه سرمایه‌گذاری از نظر اقتصادی برابر باشند. همچنین ممکن است هدف این باشد که کم‌ترین قیمت و مقدار تولید تعیین شود به ‌طوریکه در آن قیمت و مقدار پروژه بتواند بدون در خطر افکندن وضع مالی خود به فعالیت ادامه دهد.
  6. روش دوره برگشت سرمایه3 (PBP): در ارزیابی سرمایه گزاری‌های بلندمدت برای مقایسه بر مبنای محاسبه زمان برگشت سرمایه به کار می‌رود. از دید مصرف‌کننده نهایی، هزینه‌ای است که بابت خرید محصول پرداخت می‌کند و برای تولید‌کننده شامل هزینه‌های تحقیق و توسعه، هزینه‌های تولید‌کننده برای احداث خط تولید و هزینه‌های مواد اولیه، دستمزد، تعمیرات و نگهداری، سود، مالیات، یارانه در زمان تولید، فناوری، ایمنی کارکنان و سایر هزینه‌های مورد نیاز برای راه اندازی و نگهداشت یک کسب و کار می‌باشد. سه عامل عمده تأثیر گذار بر هزینه تأمین، فرایندهای تحقیق و توسعه، تولید و توزیع در زنجیره تأمین محصول می‌باشند که برای کاهش هزینه تأمین باید این زنجیره را کارا نمود.

در این چارچوب که انتخاب‌های سطج کلان طراحی شده، (که مستلزم دید کلی و جامع و نه دقت بسیار بالاست)، روش منفعت به هزینه به عنوان روش کلی سنجش بهینگی انتخاب شده است. در این حالت هزینه خرید و هزینه بهره‌برداری از یک محصول برای برآورده کردن نیاز به یک کارکرد به عنوان هزینه و خود آن کارکرد (مثلاً روشنایی) به عنوان منفعت در نظر گرفته می‌شوند.

برای انتخاب محصولات بهینه ابتدا باید انواع گزینه‌های بدیل شناسایی شده و بر اساس معیارهایی، گزینه‌های برتر از بین آن‌ها انتخاب شود. در انتخاب گزینه‌های برتر می‌توان از روش‌های انتخاب چند متغیره استفاده کرد.

تعیین گزینه‌ها

برای شناسایی محصولات بهینه، باید محصولات دارای کارکردهای مشابه با یکدیگر مقایسه شوند بنابراین، باید محصولات را بر اساس کارکرد انها طبقه‌بندی نمود. طبقه‌بندی باید تا حدی ریز شود که امکان مقایسه بین فناوری‌ها فراهم شود. برای هر کارکرد اگر چند گزینه وجود داشته و یا امکان وجود داشته باشند، امکان انتخاب فراهم می‌شود. انواع گزینه‌ها در یک طبقه (با ذکر مثال برای محصولات از دیدگاه مصرف انرژی) عبارتند از:

  • اصلی: محصولی است که برای پاسخ به نیاز به یک کارکرد استفاده می‌شود.
    • متعارف: محصولاتی که معمولاً از روی عادت و بدون بررسی دیگر گزینه‌ها، انتخاب می‌شوند مانند: آبگرمکن گازی.
    • جایگزین: محصولاتی که کار محصولات متعارف را انجام می‌دهند اما روش کار و شیوه تأمین انرژی متفاوت با آن‌ها دارند. مانند: آبگرمکن خورشیدی.
  • مکمل: محصولاتی که در صورت به‌کارگیری در کنار محصولات دیگر، مصرف انرژی آن‌ها را کاهش می‌دهند، مانند شیر ترموستات دار برای رادیاتور شوفاژ و یا راه انداز نرم برای الکتروموتورها

هرچه تعداد گزینه‌هابیشتر باشد، انتخاب کامل تر‌ای انجام می‌شود. تا حد امکان باید با آینده پژوهی می‌توان گزینه‌های جدید به دامنه انتخاب افزود.

معیارهای انتخاب

در مواردی که چند گزینه بدیل داریم که همه گزینه‌ها موجود (تولید داخل یا تولید سایر کشورها) و یا بعضی نیاز به تحقیق و توسعه داشته می‌توان گزینه‌ها را با هم مقایسه کرد در بعضی موارد که گزینه‌های بدیل مناسبی وجود ندارد، با توجه به درجه اهمیت نیازمندی‌ها و یا کارکرد محصول، معیارهای محصول و نهایتاً هزینه‌های تحقیق و توسعه پیش‌بینی می‌شوند.

برای انتخاب محصولات بهینه معیارهای متفاوتی مطرح می‌باشند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

  • مصرف منابع (مالی، انرژی، آب، مواد اولیه، نیروی انسانی)
  • زمان (تولید و دوره عمر محصول)
  • تأثیر بر سلامت انسان و محیط زیست
  • آثار اجتماعی
  • اشتغال

باید توجه نمود همه هزینه‌ها (از قبیل آثار جانبی بر محیط زیست، ایمنی کارکنان، سیکل عمر محصول و فناوری و ...) عموماً قابل قیمت‌گذاری و یا پرداخت هزینه نمی‌باشد ولی جزء معیارهای انتخاب محصول می‌باشند.

مثال: محصولاتی هستند که با قیمت‌تمام‌شده بسیار پایین تهیه می‌شوند، اما باعث آلودگی محیط زیست می‌شوند که برای آلودگی تولیدی هزینه‌یا جریمه‌ای نمی‌پردازند. این هزینه آلودگی باید محاسبه گردد و این در واقع هزینه نهانی است که باید در محاسبات وارد شود.

مثال: استفاده از بتن سبک گازی به جای آجر موجب کاهش مصرف فولاد در ساختمان می‌شود.

مثال: تولید محصولات با فناوری بالا در بلند مدت باعث خودکفایی و استقلال بیشتر کشور می‌شود.

محدوده بررسی

محدوده مورد بررسی برای هر یک از گزینه‌ها باید به اندازه کافی وسیع باشد. که با نام متعارف چاه تا چرخ بیان می‌شود. با توجه به نگاه کل نگر به بهینگی، نگاه جزیی نگر به محصولات ظاهراً غیر بهینه که جزیی از سامانه بهینه است، غیر صحیح است. حال برای مقایسه بین فرایندهای مختلف، باید انواع هزینه‌ها را تعیین کرده و فرایندها را بر اساس اقلام هزینه‌ای مقایسه نمود.

محدوه بررسی باید شامل دوره‌های تأمین و بهره‌برداری مورد بررسی قرار باشد. به‌ عبارت دیگر در انتخاب بین گزینه‌ها باید هم هزینه‌های سرمایه‌گذاری و هم هزینه‌های بهره‌برداری مورد توجه قرار گیرند.

هزینه بهره‌برداری یا عملیاتی4(OPEX): از دیدگاه مصرف‌کننده هزینه‌هایی است که برای استفاده از محصول در طول دوره بهره‌برداری پرداخت می‌کند و شامل هزینه‌های خرید محصول، اخذ مجوز، تعمیر و نگهداری در زمان استفاده، بیمه، حمل‌ونقل، آثار جانبی بر محیط زیست برای کاهش هزینه بهره‌برداری باید محصولاتی اثربخش طراحی نمود. در هزینه‌های بهره‌برداری بابد به هزینه محصول مکمل نیز توجه داشت.

هزینه سرمایه‌گذاری (CAPEX): هزینه سرمایه‌گذاری از دید مصرف‌کننده نهایی، هزینه‌ای است که بابت خرید محصول پرداخت می‌کند(که شامل هزینه سرمایه‌گذاری تولید‌کننده برای احداث خط تولید و هزینه‌های مواد اولیه، دستمزد، سود، مالیات و یارانه می‌باشد) و شامل اقلام زیر است:

  • تأمین سرمایه ثابت
  • تعمیر تجهیزات معیوب از قبل
  • آماده‌‌سازی تجهیزات برای استفاده
  • هزینه‌های مراحل قانونی املاک و مستغلات
  • بازیابی یا تملک اموال جدید
  • راه اندازی یک کسب و کار جدید

مثال: برای فردی که می‌خواهد یک یخچال بخرد، هزینه سرمایه‌گذاری (هزینه خرید) یک یخچال با رتبه انرژی B بالاتر از یخچال رتبه C است اما هزینه برق مصرفی (به عنوان بخشی از هزینه بهره‌برداری) آن کمتر خواهد بود. با توجه به قمیت برق، ممکن است یک یخچال گران در مجموا ارزان‌تر در بیاید.

مثال: در مقایسه کارکرد روشنایی لامپ LED با لامپ رشته‌ای، باید به هزینه‌های کابل کشی، تولید و انتقال انرژی برای لامپ رشته‌ای و سلول خورشیدی و باطری تعبیه شده لامپ LED توجه داشت.

مثال: در برآورد هزینه برق خورشید با برق از انرژی فسیلی باید انرژی صرف شده برای فراوری سیلیس و تولید سلول خورشیدی توجه داشت.

برای نتیجه گیری بهتر، هزینه بهره‌برداری را در یک دوره زمانی معین بین گزینه‌ها بررسی می‌کنیم. هرچه زمان طولانی‌تر باشد، محصولی که هزینه بهره‌برداری پایین‌تری دارد، توجیه بیشتری می‌یابد. در اینجا حالت نقطه زمانی سر به سری هر گزینه مشخص می‌شود. همچنین طول عمر مفید هر گزینه نیز محاسبه می‌شود و در بازه زمانی در نظر گرفته شده اگر به تعویض احتیاج باشد، جزو هزینه سرمایه‌گذاری لحاظ می‌شود. در این محاسبه‌ها دو گروه از اعداد در صورت تاثیر قابل توجه محاسبه می‌شوند. یک گروه یارانه‌ها و مالیات‌هاست و گروه دیگر افزوده بازرگانی و افزوده حمل‌ونقل است که در صورت لزوم در بخش هزینه سرمایه‌گذاری بیان می‌شود.

ذکر این نکته نیز ضروری است که در روند مقایسه، فناوری‌ها مبنای مقایسه قرار می‌گیرند نه برندها. در مواردی که اختلاف قیمت بین برندها جزیی باشد میانگین قیمت محاسبه می‌شود، اما در صورتی که اختلاف قیمت فاحش باشد، توضیحات لازم ارائه می‌شود. همچنین باید به دوره عمر محصولات توجه داشت.


↑ [1] Net Present Value
↑ [2] Breakeven Analysis
↑ [3] Pay Back Period
↑ [4] Operating Expenditure
چارچوب