موردی برای نمایش وجود ندارد.
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

چارچوب پژوهش (این چارچوب)، مولفه‌های پژوهش را به‌ طور کلی بیان کرده و برای همه پژوهش‌ها قابل استفاده است؛ برای هر نوع پژوهش می‌توان چارچوبی دقیق‌تر از این چارچوب طراحی نمود که در بردارنده توضیحات و روش‌های متناسب با موضوع پژوهش باشد. چارچوب پژوهش بر اساس نظریه‌های «ماهیت هستی»، «ماهیت علم»، «سامانه دانش» و «پژوهش» که به مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی می‌پردازند، طراحی شده است. در این چارچوب، روش‌های پژوهش برای انواع موقعیت‌های پژوهشی معرفی شده‌اند؛ مشخصات کامل هر یک از روش‌های پژوهش در صفحات مستقلی تشریح شده‌اند.

انواع پژوهش ها

پژوهش‌ها را می‌توان بر اساس بر نوع محدوده (موضوع، محصول) و روش (استنباط و فعالیت‌ها) طبقه‌بندی نمود. طبقه‌بندی بر اساس نوع موضوع و محصول، در انتخاب روش پژوهش موثر است؛ به‌ عبارت دیگر روش پژوهش (روش استنباط و انجام فعالیت‌ها) بر اساس نوع محدوده پژوهش تعیین می‌شود. البته برخی از طبقه‌بندی‌هایی که بر اساس نوع موضوع یا محصول انجام می‌شوند تاثیری در انتخاب روش پژوهش ندارند. به عنوان نمونه، طبقه‌بندی پژوهش‌ها به دو دسته کاربردی و بنیادی، کارکردهایی دارد؛ اما این طبقه‌بندی تاثیری بر انتخاب روش پژوهش ندارد.

انواع موضوعات

موضوعات پژوهشی را می‌توان با این معیارها، طبقه‌بندی نمود:

  • تناظر با واقعیت: انضمامی، انتزاعی
  • ماهیت
  • عمومیت: عام و خاص
  • زمان: گذشته، حال، آینده
  • واحد تحلیل؛ سطوح تحلیل
  • قطعیت

یک موضوع از منظر هر یک از این معیارها در یک یا چند طبقه قرار می‌گیرد.

مثال: موضوع پژوهش «روند سبک زندگی دانشجویان با تاکید بر دانشجویان دانشگاه شاهرود» واقعی بوده و ماهیت آن یک سامانه انسانی است. در این پژوهش سبک زندگی عموم دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته و به‌ طور خاص به دانشجویان یک دانشگاه پرداخته می‌شود. به لحاظ زمانی این پژوهش به شناسایی سبک زندگی دانشجویان در سال‌های اخیر پیش‌بینی‌هایی برای آینده می‌پردازد.

ماهیت

= به عنوان نمونه تقسیم موجودات به زنده غیرزنده، تقسیم موجودات به دارای اختیار و بدون اختیار، تقسیم سامانه‌ها به باز و بسته و ...

واحد تحلیل؛ سطوح تحلیل

در رویکرد کلان، رفتارها، ادراکات و تعاملات افراد نادیده گرفته می‌شوند و در رویکرد خرد، عواملی که منجر به واکنش جمعی می‌گردد، نادیده گرفته می‌شوند.

مثال: در یک مدل اثرات مدرسه دو سطحی، سطح یک به عنوان دانش آموزان و سطح دو به عنوان مدارس تعریف می‌شوند. اگر پژوهشگران قصد داشته باشند که اثرات سطح کلاس درس را نیز بررسی کنند، ساختار داده‌ها از دو سطحی به سه سطحی تغییر پیدا می‌کند، سطح 1 به عنوان دانش آموزان، سطح 2 به عنوان کلاس درس و سطح 3 به عنوان مدرسه.

قطعیت

= معین (قطعی، اطمینان) / عدم اطمینان: احتمال - امکان / فازی

انواع محصولات

دستاوردهای پژوهشی (محصولات پژوهش) را می‌توان با معیارهای متعددی تقسیم‌بندی کرد:

  • نوآوری، ارزیابی
  • مولفه‌ها: مفاهیم، گزاره ها
  • شناسایی، طراحی
  • بنیادی، کاربری

شناسایی، طراحی

شناسایی، بیان هست‌ها و طراحی بیان بایدها است. پژوهش‌های شناسایی آنچه که وجود داشته یا پدید خواهد آمد آشکار می‌شود و در پژوهش‌های طراحی آنچه در آینده باید پدید آید بیان می‌شود.

سطح شناسایی یا طراحی به چند دسته تقسیم می‌شوند:

  • توصیف: بیان هست‌ها و یا بایدها بدون بیان دقیق روابط بین آن ها
    • توصیف اکتشافی: اطلاعات اولیه برای آشنایی
    • توصیف تفصیلی: اطلاعات دقیق برای فهم ابعاد مختلف
  • تبیین: نشان دادن روابط بین مولفه‌ها و سازو کارها، تحلیل علت‌ها (ریشه‌ها) و معلول‌ها (دلیل‌ها)

بنیادی، کاربردی

محصولات با معیار «آمادگی برای مداخله» به دو طبقه تقسیم نمود:

  • بنیادی: معلوماتی که فهم بهتر و بیشتری از جهان را پدید می‌آورند.
  • کاربردی: معلوماتی که برای مداخله در جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند.

بنیادی یا کاربردی بودن یک پژوهش، مشکک (فازی) است؛ به‌ عبارت دیگر بنیادی یا کاربردی بودن یک طیف است که هر چه یک پژوهش به دو طرف طیف نزدیک‌تر باشد بنیادی‌تر یا کاربردی‌تر است. پژوهش‌های بنیادی و کابردی در امتداد (طول) یکدیگر هستند.

انواع محدوده ها

با ترکیب انواع موضوعات و محصولات پژوهشی، انواع محدوده‌های پژوهش شکل می‌گیرند که متناسب با هر کدام از آن‌ها، از یک یا چند روش پژوهش می‌توان استفاده نمود. در ماتریس زیر برخی از انواع محدوده‌ها بیان شده و درون سلول‌های مربوطه مثال‌های برای آن‌ها بیان شده است.

موضوع
انضمامی انتزاعی
با مولفه‌های دارای اختیار بدون مولفه‌های دارای اختیار
گذشته حال آینده زنده غیرزنده
محصول

شناسایی توصیف ساختار زبان سانسکریت وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران پیش‌بینی جایگاه ایران در سال 1404 طبقه‌بندی گونه‌های گیاهی مولفه‌های زمین شناسی، عادن کویر لوت
تبیین تغییرات اقلیمی و تاثیر آن بر حیات وحش سازو کار وقوع زلزله
طراحی توصیف ویژگی‌های اقتصاد اسلامی فناوری‌های موردنیاز در پنجاه سال آتی هندسه تحلیلی
تبیین طراحی موتور خودرو

نکات مهم برای انواع محدوده‌ها عبارت‌اند از:

  1. موضوعات انتزاعی زمان و مکان ندارند.
  2. در موضوعات انضمامی که شامل عوامل دارای اختیار نیستند، زمان موضوعیت دارد؛ اما برای خلاصه شدن، طبقه‌بندی با معیار زمان در این ماتریس نشان داده نشده است.
  3. پژوهش‌های طراحی برای زمان گذشته، موضوعیت ندارد.
  4. می‌توان سامانه‌ها را به انواعی مانند سامانه‌های آشوبی، انطباق پذیر پیچیده تقسیم نمود که چنین مواردی نیز در این ماتریس ارائه نشده‌اند.

سامانه‌های انسانی که ابعاد مختلف آن‌ها در رشته‌هایی مانند جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد و مدیریت مطرح می‌شوند، موضوعات انضمامی با مولفه‌های دارای اختیار (انسان) هستند که پیچیدگی‌های زیادی دارند. وجود انسان (با استعدادهای مانند هوش و اختیار) در این سامانه‌ها پژوهش درباره سامانه‌های انسانی را نسبت به سایر سامانه‌ها سخت‌تر می‌کند، اما از طرف دیگر امکان همراهی عوامل انسانی می‌تواند بسیاری از خطاها را جبران کند.

مثال: تفاوت بین سامانه‌های انسانی و سایر سامانه‌ها را می‌توان به تفاوت بین یک کارخانه و یک دستگاه تلویزیون، تشبیه کرد. می‌توان انتظار داشت که با تغییر سبک مدیریت، فرهنگ سازمانی و یا انگیزه کارگران یک کارخانه، کیفیت و یا مقدار تولید در یک دوره زمانی به شدت کاهش یا افزایش یابد. اما امکان ندارد قطعات یک دستگاه تلویزیون سیاه و سفید با یکدیگر به این جمع‌بندی برسند که یکباره تصویری رنگی را به نمایش بگذارند. اگر شناخت و تصمیم‌گیری‌های مدیریت کارخانه درست یا دقیق نباشد، می‌توان با ایجاد فضای همدلی و همراهی تولید کارخانه را ارتقا داد؛ اما اگر در طراحی خطایی رخ داده باشد، نمی‌توان انتظار داشت که قطعات ضعف طراحی را جبران کنند!

فعالیت‌های پژوهش

فعالیت‌های پژوهش را با دو رویکرد می‌توان تقسیم‌بندی کرد:

  • مدیریت پروژه: انجام پژوهش، یک پروژه محسوب می‌شود. با رویکرد مدیریت پروژه، فعالیت‌های پژوهش به لحاظ نوع فرایند به پنج دسته تقسیم می‌شوند: آغاز، برنامه‌ریزی، اجرا، کنترل، خاتمه. ابعاد فعالیت‌های پروژه عبارت‌اند از: یکپارچگی، محدوده، زمان، هزینه، کیفیت، منابع انسانی، ارتباطات، مخاطرات و تدارکات.
  • سلسله مراتب فعالیت‌های دانشی: فعالیت‌های دانشی در سطح پروژه عبارتند از: تولید (پژوهش)، انتقال و بهره‌برداری از دانش. در سطحی پایین‌تر، فعالیت‌های میانی قرار می‌گیرند که عبارتند از: یافتن، به کارگیری، انتشار، ساماندهی، ارزیابی، تدوین، تحلیل. هر یک از فعالیت‌های میانی ترکیبی از فعالیت‌های بنیادی (تفکر، تعقل، حفظ و یادآوری، دریافت، بیان) هستند. در پروژه‌های پژوهشی، فعالیت‌های یافتن، تحلیل، ارزیابی و تدوین وزن بیشتری دارند.

این دو رویکرد، ارتباط ماتریسی با یکدیگر دارند. اصلی‌ترین فرایند پروژه، اجرا است و فعالیت‌های اجرا را می‌توان به فعالیت‌های یافتن، تحلیل، ارزیابی و تدوین تقسیم نمود.

با توجه به اهمیت رویکرد پروژه‌ای در انجام پژوهش، فعالیت‌های پژوهش را در سطح کلان بر اساس فرایندهای مدیریت پروژه تقسیم کرده و درون هر فرایند، از تقسیم‌بندی سلسله‌مراتبی استفاده می‌کنیم. در جدول 1 فرایندهای مدیریت پژوهش و ابعاد فعالیت‌های پروژه نشان داده شده است.

جدول 1 : فعالیت‌های اصلی پژوهش به تفکیک دسته‌های فرایندی و ابعاد فعالیت ها

آغاز برنامه‌ریزی اجرا کنترل خاتمه
یکپارچگی مدیریت اجرا
محدوده تعیین محدوده
زمان زمان بندی
هزینه کنترل زمانبندی
کیفیت کنترل کیفیت
منابع انسانی برنامه‌ریزی منابع انسانی سازماندهی منابع انسانی
ارتباطات شناسایی ذی‌حقان برنامه‌ریزی ارتباطات تعامل با ذی‌نفعان گزارش عملکرد
مخاطره کنترل مخاطره ها
تدارکات برنامه‌ریزی تدارکات تأمین مواد و تجهیزات

فعالیت‌های آغاز

فعالیت‌های آغاز، در راستای تعریف یک پروژه جدید انجام می‌شود. در فعالیت‌های آغاز محدوده اولیه، فعالیت‌های اصلی و منابع موردنیاز، ذی‌حقان و مدیر پروژه مشخص شده و مجوز شروع پروژه صادر می‌شود. مشارکت بهره برداران، کارفرما و سایر ذی‌حقان در فعالیت‌های آغاز معمولا به مشارکت در انجام پژوهش و بهبود دستاوردها منجر می‌شود. محتواهای حاصل از فعالیت‌های آغاز در سند «منشور پژوهش» درج می‌شود.

تعیین محدوده

پیش از آغاز پژوهش، محدوده (موضوع و محصول مورد انتظار) باید مشخص شود. معمولا در مراحل اولیه موضوع و محصول پژوهش مبهم است و در مراحل بعدی با صورت‌بندی پرسش‌ها، محدوده آشکارتر شده و یا حتی تغییر می‌کند. هر چه موضوع پژوهش ناشناخته‌تر و پیچیده‌تر باشد، تغییرات محدوده در حین پژوهش بیشتر خواهد بود.

موضوع پژوهش را می‌توان به «زمینه» و «کانون» تقسیم کرد. کانون پژوهش قسمتی از موضوع است که دربردارنده دستاوردهای پژوهش بوده و زمینه شامل موضوعاتی است که ارتباط زیادی با کانون پژوهش دارند که باید مورد بررسی قرار گیرند. زمینه پژوهش، محیط کانون پژوهش است.

محصول مورد انتظار پژوهش را می‌توان به صورت مسئله، هدف، پرسش و یا فرضیه مشخص نمود؛ این صورت‌ها معادل یکدیگر هستند، البته هر کدام جنبه‌های متفاوتی از محصول پژوهش را بیان می‌کند. تمایز مسئله، هدف، پرسش و فرضیه از این قرار است:

  • مسئله تفاوت بین حالت موجود و مطلوب است؛ مسئله پژوهش، بیانگر دانشی است که وجود ندارد و باید حاصل شود.
  • هدف، دستیابی به حالت مطلوب است؛ هدف پژوهش کسب دانش مورد انتظار (حالت مطلوب) است.
  • چیزهایی که باید دانسته شوند را می‌توان با پرسش‌ها مشخص نمود.
  • در برخی موارد نیز پاسخ‌های موقتی به برخی از پرسش‌های پژوهش وجود دارند که فرضیه نامیده می‌شود.

محصول یک پژوهش ممکن است با چند مسئله، هدف، پرسش و یا فرضیه مشخص شود و این موارد نیز به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می‌شوند؛ فرعی‌ها، به مصادیق یا اجزای اصلی‌ها می‌پردازند. بیان محصول مورد انتظار پژوهش، با یکی از صورت‌های مسئله، هدف یا پرسش کفایت می‌کند. البته برای توضیح بیش‌تر و گویاتر می‌توان از همه این صورت‌ها استفاده کرد. یک روش مناسب این است که مسله پژوهش به صورت کلان بیان شده و با تفصیل بیشتر به صورت چند پرسش، توضیح داده شود.

توجه داشته باشید که مسائل و اهداف پژوهش (که درون محدوده پژوهش هستند) متمایز از مسائل و اهداف بالادستی پژوهش (که فراتر از محدوده پژوهش هستند) می‌باشند. نیت و انگیزه‌های محقق، اهداف بالادستی پژوهش محسوب می‌شوند.

روش‌های انتخاب محدوده پژوهش

برای انتخاب محدوه پژوهش، باید موضوع و هدف پژوهش مشخص شوند. روش‌های انتخاب موضوع و یا هدف پژوهش عبارت‌اند از:

  1. پیشنهادها
    1. تقاضاهای پژوهشی
    2. پژوهش‌های تکمیلی پیشنهاد شده در پایان پروژه ها
    3. اولویت‌های اعلام شده
  2. محدوده‌های جدید و یا کم کار شده؛ این محدوده‌ها را می‌توان با بررسی شخصی و یا نقشه‌های دانشی شناسایی نمود.
  3. چالش‌ها و ایده‌های مطرح شده در رسانه‌ها، سامانه‌های جمع سپاری و ...
  4. منابع و فرصت‌های موجود
    1. علایق و زمینه‌های پژوهشی اساتید.
    2. تجهیزات و منابع مالی موجود
  5. کسب دانش و تجربه: در همه پژوهش‌ها کم و بیش دانش پژوهشگر افزایش می‌یابد اما گاهی هدف نهایی، یادگیری از طریق پژوهش است. به عنوان مثال پژوهشگر برای یادگیری یک روش پژوهش، اهداف و موضوع را به گونه‌ای انتخاب می‌کند که از روش مورد نظر استفاده شود.
  6. نوآوری: مثلا تلفیق چند موضوع، بررسی یک موضوع از رویکردهایی متفاوت

با توجه به محودیت زمان و منابع، اولویت (اهمیت و فوریت) انجام پژوهش باید بررسی شود؛ هر چه یک پژوهش هزینه و زمان بیشتری نیاز داشته باشد، بررسی اولویت ضروری‌تر است.

شناسایی اولویت‌های پژوهشی در یک حوزه، خود یک پژوهش اولویت دار محسوب می‌شود.

مسائل پژوهش

مسئله پژوهش، شکاف بین آگاهی موجود و آگاهی مورد نیاز درباره مولفه‌های موضوع پژوهش را بیان می‌کند. مسئله پژوهش را می‌توان به صورت تفاوت این دو حالت، نیاز یا مشکل بیان نمود. واژه مسئله، لزوما به معنای تمرکز بر پدیده‌های موجود نیست. «مفهوم مسئله» شامل شناسایی و طراحی فرصت‌ها و ایده‌های جدید نیز هست؛ عناوینی مانند «مسئله محور و فرصت محور» برای تقسیم‌بندی‌های انواع پژوهش‌ها اشتباه است.

مثال: پژوهشی با عنوان «شناسایی علل تورم در ایران» به مشکل تورم موجود می‌پردازد. پژوهشی با عنوان «آینده نگاری فناوری اطلاعات در ایران 1404» نیز به مسئله «شناسایی فناوری‌های نوظهور» می‌پردازد که امکان انتخاب فناوری‌های مورد نیاز و برنامه‌ریزی برای دستیابی به آن‌ها (رویکرد بالا به پایین) فراهم می‌کند.

مسائل پژوهش (که بیان گر ناآگاهی‌ها است) متناظر با مسائل موضوع پژوهش (که شکاف‌های بین وضع موجود و مطلوب در جهان هستند.) می‌باشند و این تناظر در پژوهش‌های کاربردی شدیدتر است.

اهمیت و فوریت انجام پژوهش، همان اهمیت و فوریت مسئله پژوهش است که بر اساس معیارهای زیر تعیین می‌شود:

  1. اهمیت و فوریت مسائل موضوع پژوهش
  2. امکان دستیابی به نتیجه مورد انتظار
  3. منابع (شامل بودجه، پژوهشگر، تجهیزات) موردنیاز

تعیین اهمیت و فوریت بر اساس این معیارها باید با مقایسه بین گزینه‌های موجود (مسائل مختلف که باید مورد پژوهش قرار گیرند) انجام شوند.

مثال: اهمیت و فوریت پژوهش درباره راهبردهای کاهش طلاق، بر اساس گسترش وقوع طلاق و همچنین آثار ناشی از طلاق مشخص می‌شود. از طرف دیگر باید مطمئن شد که کاهش طلاق نسبت به سایر مسائل (مانند گسترش مواد مخدر) اولویت دارد. البته ممکن است پژوهش درباره طلاق توسط سازمانی تعریف شود که مأموریت آن محدود به موضوع طلاق باشد، یا محقق دغدغه شخصی در این موضوع داشته باشد.

پرسش‌های پژوهش

پرسش‌های پژوهش به صورت‌های مختلفی بیان می‌شوند که همه آن‌ها را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد:

  • پرسش چیست: این پرسش‌ها جویای دانش درباره وضع موجود یا مطلوب اشیاء هستند. این نوع پرسش در پژوهش‌های توصیفی (اعم از نظریه پردازی، شناسایی و طراحی) مورد استفاده قرار می‌گیرد. ممکن است از واژه‌هایی مانند «چه کسی»، «کجا»، «چندتا» و «چه قدر» در این نوع پرسش‌ها استفاده شود.
  • پرسش چرا یا چگونه: این پرسش‌ها جویای علت‌ها و یا دلایل بوده و روابط علّی بین اشیاء را بیان می‌کند. این نوع پرسش در پژوهش‌های تبیینی (اعم از نظریه پردازی، شناسایی و طراحی) مورد استفاده قرار می‌گیرد. ممکن است از واژه‌هایی مانند «چه چیزی باعث ...»، «چه روشی» و «چه ارتباطی» در این نوع پرسش‌ها استفاده شود.

یک پژوهش ممکن است فقط شامل چند پرسش چیست باشد، صرفا به پرسش‌های چرا و چگونه بپردازند، یا علاوه بر پرسش‌های چیست به چرا و چگونه نیز بپردازند.

با تعیین پرسش‌ها، محصول پژوهش مشخص شده و در نتیجه روش پژوهش مشخص می‌شود. تعیین پرسش‌های پژوهش یکی از مراحل حساس و شاید دشوار پژوهش است. روش‌های تعیین پرسش‌های پژوهش عبارت‌اند از:

  1. هر پرسشی را که به ذهن خطور می‌کند، یادداشت نمایید. هر چه پرسش‌ها بیشتر و متنوع‌تر باشند، محدوده پژوهش دقیق‌تر شناسایی می‌شود.
  2. برای آشکار شدن ابعاد مختلف و طرح همه پرسش‌های ممکن، می‌توانید از روش طوفان مغزی استفاده نمایید.
  3. اگر الگوی مفهومی موضوع مورد پژوهش وجود داشته باشد هر یک از مولفه‌های الگو می‌تواند دربردارنده چند پرسش باشد.
  4. از طریق رابطه‌های سلسله‌مراتبی، همبستگی و علّی می‌توان پرسش‌های جدیدی را که مرتبط با پرسش‌های موجود هستند را کشف نمود.
  5. پرسش‌ها را بر اساس شباهت‌ها و تفاوت‌ها طبقه‌بندی، ادغام یا تفکیک نمایید.
  6. سلسله مراتب (اصلی، فرعی) بین پرسش‌ها را بر اساس رابطه عام و خاص یا کل و جزء بین پرسش‌ها برقرار نمایید.
  7. پرسش‌ها را به دو نوع «چیست» و «چرا» یا «چگونه» تفکیک نمایید. صورت‌بندی پرسش‌ها ممکن است گمراه‌کننده باشد. به عنوان مثال گاهی پرسش‌های چیست با واژه چگونه آغاز می‌شود و گاهی پرسش‌های چگونه با واژه چه آغاز می‌شود.
  8. پرسش‌های چگونه و چرا متکی به پرسش‌های چیست هستند. بنابراین باید بررسی نمود که کدام پرسش‌های چیست باید پاسخ داده شود تا پس از بتوان یک پرسش چرا مطرح ساخت.
  9. پرسش‌های پژوهش نباید با پرسش‌هایی که در بعضی از پژوهش‌ها برای گردآوری داده‌ها از پاسخگویان پرسیده می‌شود اشتباه شوند. پرسش‌های پژوهش آن‌هایی هستند که پروژه پژوهشی باید به آن پاسخ دهد.
  10. پرسش‌هایی که ارتباط زیادی با کانون پژوهش نداشته یا اهمیت کمی دارند را حذف نمایید.
  11. اگر پرسش‌ها، حجم کار را تا جایی افزایش می‌دهند که خارج از منابع و یا توانایی مدیریت پروژه می‌شود؛ پژوهش موردنظر، به چند پژوهش کوچک‌تر شکسته و پرسش‌ها را (برای تعریف چند پروژه) تفکیک نمایید.

مثال: پرسش «چه می‌توان کرد تا رفتارهای خشن در تعامل بین شهروندان کاهش یابد؟» باید به چنین پرسشی تبدیل شود: «چگونه می‌توان رفتارهای خشن در تعامل بین شهروندان را کاهش داد؟»

فرضیه ها

در همه پژوهش‌ها، مسئله، هدف و پرسش موضوعیت دارد؛ اما فرضیه تنها برای پژوهش‌های شناسایی در صورت وجود مفروضات یا حدس‌ها در پاسخ به پرسش‌های «چرا یا چگونه» موضوعیت دارد.

در مواردی که رابطه کلی بین اشیاء بر اساس گزاره‌های پذیرفته شده (مفروضات) یا گزاره‌های مورد آزمون مشخص شده و کانون پژوهش، متمرکز بر مصادیق آن‌ها باشد، می‌توان فرضیه‌هایی را تدوین نمود. فرضیه‌ها در این موارد بهترین حدس‌هایی هستند که درباره پاسخ‌ها می‌توانیم بزنیم. پاسخ حدسی به پرسش‌های «چیست» معنای چندانی ندارد و ممکن است پاسخ را با پیش داوری آلوده کند.

شناسایی ذی‌حقان

افراد، سازمان‌ها و سایر موجوداتی که پژوهش بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد، ذی‌حقان پژوهش هستند که باید شناسایی شده و تعاملات آن‌ها با پژوهش بررسی شود.

= اخلاق پژوهش

فعالیت‌های برنامه‌ریزی

انجام پژوهش نیاز به یک برنامه عملیاتی دارد. برنامه عملیاتی شامل تعریف فعالیت‌ها، زمان بندی، تخصیص و توسعه منابع (منابع انسانی، مالی و تجهیزات)، ارتباطات، شناسایی و تحلیل مخاطره‌ها است.

معمولا محصول مورد انتظار در ابتدای پژوهش مبهم است و هرچه این ابهام بیشتر باشد، دقت برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های پژوهش کمتر می‌شود. در این موارد باید در چند مقطع زمانی در حین انجام پژوهش وضعیت پیشرفت فعالیت‌ها و محتواها ارزیابی شده و اصلاحات لازم در برنامه عملیاتی پروژه انجام شود.

در فعالیت‌های آغاز پژوهش، برنامه عملیاتی به صورت اجمالی طراحی شده و در منشور پژوهش درج می‌شود. پس از تایید انجام پروژه و قبل از انجام فعالیت‌های اجرا، فعالیت‌های برنامه‌ریزی پژوهش با تفصیل بیشتری انجام شده و البته در حین انجام پژوهش، اصلاح و تکمیل می‌شود. در این موارد از روش برنامه‌ریزی غلطان استفاده می‌شود.

زمان بندی

فعالیت‌های زمان‌بندی برای طراحی برنامه پژوهش عبارت‌اند از:

  1. تعریف فعالیت‌ها: شناسایی فعالیت‌هایی که باید انجام شود تا محصول موردانتظار به دست آید.
  2. ترتیب فعالیت‌ها: شناسایی وابستگی بین فعالیت ها
  3. برآورد منابع فعالیت‌ها: برآورد منابع انسانی، تجهیزات و منابع مالی موردنیاز
  4. برآورد زمان انجام فعالیت‌ها: برآورد مدت انجام و زمان مناسب برای آغاز هر فعالیت

انواع فعالیت‌های اجرای پژوهش در بخش «فعالیت‌های اجرا» معرفی شده‌اند. هر کدام از این فعالیت‌ها ممکن است با چند روش قابل انجام باشند که روش مناسب بر اساس محدوده پژوهش مشخص می‌شوند. در پژوهش‌های بزرگ (به لحاظ محدوده و یا تعداد منابع انسانی) و پیچیده، لازم است فعالیت‌های اصلی شکسته شده تا امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر و کنترل پژوهش افزایش یابد. البته اگر محصول و فعالیت‌های پژوهش با ابهام زیادی همراه باشند، ساختار شکست کار به تدریج و با پیشرفت پروژه کامل می‌شود.

ترتیب فعالیت‌ها بر اساس وابستگی انجام یک فعالیت به انجام سایر فعالیت‌ها طراحی می‌شوند. وابستگی‌های بین فعالیت‌های پژوهشی عبارت‌اند از:

  • کسب فهم: پیش از انجام (یا تکمیل) فعالیت‌هایی که ابهام زیادی داشته یا ممکن است دستاورد آن‌ها نقص‌های زیادی داشته باشد، باید فعالیت‌هایی برای کسب فهم بیشتر انجام شوند. وابستگی‌های کسب فهم به دو دسته تقسیم می‌شوند:
    • بنیادی- کاربردی: انجام پژوهش بنیادی برای کسب معلومات موردنیاز در انجام پژوهش کاربردی
    • تغییر مقیاس محدوده: برای حفظ یکپارچگی و جامعیت پژوهش گاهی لازم است محدوده پژوهش در سطوح اجمالی (کل محدوده در مقیاس وسیع) و سطوح تفصیلی (قسمت‌هایی از محدوده با تمرکز بیشتر در مقیاس باریک) بررسی شود. معنای مقیاس محدوده پژوهش، مشابه مقیاس نقشه‌های جغرافیایی است. هر چه مقیاس نقشه کوچک‌تر باشد، اطلاعات کمتر و سرزمین وسیع‌تری نمایش داده می‌شود.
  • کسب تجربه: در مواردی اطمینان کافی از کیفیت محتوای حاصل از فعالیت‌های نظری وجود ندارد، لازم است قبل از نهایی شدن محتوا، تجربه‌های عملی حاصل شوند. وابستگی‌های کسب تجربه به دو دسته تقسیم می‌شوند:
    • تجربه آزمایشگاهی
    • تجربه واقعی: در این موارد ایده‌های به دست آمده از پژوهش در بخشی از موضوع (به صورت پایلوت) و یا کل موضوع اجرا شده و سپس براساس اطلاعات به دست آمده در عمل، فعالیت‌های نظری ادامه می‌یابد. پژوهش‌هایی که شامل فعالیت‌های «تجربه واقعی» هستند، «اقدام پژوهی» نامیده می‌شوند.
  • آماده‌‌سازی ابزار یا محتوا: انجام برخی از فعالیت‌ها نیاز به ابزارهایی دارند که باید آماده شوند؛ همچنین قبل از انجام (یا تکمیل) فعالیت‌های تحلیلی، محتوای مربوطه باید آماده شوند.

انواع روابط پیش نیازی که بر اساس وابستگی بین فعالیت‌ها پدید می‌آید عبارت‌اند از:

  • پایان به شروع: شروع فعالیت بعدی به تکمیل فعالیت پیش نیاز بستگی دارد.
  • پایان به پایان: تکمیل فعالیت بعدی به تکمیل فعالیت پیش نیاز بستگی دارد.
  • شروع به شروع: شروع فعالیت بعدی به شروع فعالیت پیش نیاز بستگی دارد.
  • شروع به پایان: تکمیل فعالیت بعدی به شروع فعالیت پیش نیاز بستگی دارد.

رابطه پایان به شروع رایج‌ترین نوع مورد استفاده است و رابطه شروع به پایان به ندرت استفاده می‌شود. فعالیت‌های وابسته ممکن است توالی‌های تکراری داشته باشد؛ به عنوان مثال چندین بار مقیاس وسیع و باریک تکرار شوند.

مثال: محدوده پروژه طراحی برنامه راهبردی صنعت، معدن و تجارت بسیار گسترده و متنوع بود. در پروژه 11 زیر پروژه عمومی (شامل فناوری، بنگاه‌ها، نظام مالی و ...)، 62 زنجیره تأمین (فراورده‌های غذایی، تجهیزات حمل‌ونقل، لوازم پزشکی و ...) و 31 استان تعریف شد. در این پروژه ابتدا در مقیاس وسیع (جزئیات کمتر، اجمالی در سطح گسترده تر) کل بخش صنعت، معدن و تجارت مورد بررسی قرار گرفت. با جمع بندی‌ها و ایده‌های حاصل از بررسی کلان، به سطح خرد (مقیاس باریک) پرداخته شد و برخی از زنجیره‌ها (مانند فراورده‌های غذایی) و موضوعات عمومی (مانند نظام مالی) با جزییات بیشتری مورد بررسی قرار گرفتند. در ادامه با استفاده از اطلاعات و تحلیل زیرپروژه‌ها، اطلاعات و تحلیل‌های کلان بخش صنعت، معدن و تجارت (مقیاس وسیع) اصلاح و تکمیل شد. سپس تحلیل همه زیربخش‌های صنعت، معدن و تجارت (صنایع الکترونیک، معدن، بازرگانی داخلی، فناوری) آغاز شد. قرار بود پیش از اتمام زیربخش‌های عمومی و زنجیره تأمین، برنامه‌ریزی به تفکیک استان‌ها نیز انجام شود. توالی زمانی موضوعات زنجیره تأمین با استان‌ها، پایان به پایان پیش‌بینی شده بود. این پروژه، پروژه بسیار بزرگی بود که 100 پژوهشگر در آن نقش داشتند.

انجام فعالیت‌های پژوهش نیاز به تأمین منابع انسانی، مالی و تجهیزات دارند، البته فعالیت‌های لازم برای تأمین منابع، فعالیت‌های جانبی محسوب شده که اگر در شبکه فعالیت‌های پروژه درج شوند، وابستگی منابع نیز باید در ترتیب فعالیت‌ها در نظر گرفته شود.

با مشخص شدن وابستگی بین فعالیت‌ها، منابع مورد نیاز برای آن‌ها، منابعی که در هر دوره زمانی قابل استفاده و همچنین موعدهای تحویل دستاوردهای پژوهش، زمان انجام فعالیت‌ها محاسبه می‌شود.

روش‌های برآورد مدت انجام فعالیت‌ها عبارت‌اند از:

  1. مقایسه موارد مشابه: از مدت صرف شده برای انجام فعالیت‌های مشابه در پروژه‌های قبلی، می‌توان به عنوان برآوردی برای فعالیت‌های فعلی استفاده نمود.
  2. برآورد سه نقطه‌ای: برآورد سه مدت «محتمل»، «خوش بینانه» و «بدبینانه» برای انجام یک فعالیت

روش‌های زمان‌بندی پروژه پژوهشی عبارت‌اند از:

  1. مسیر بحرانی 1: روش مسیر بحرانی زودترین و دیرترین تاریخ‌های شروع و پایان را برای تمامی فعالیت‌ها صرف نظر از محدودیت‌های منابع محاسبه می‌کند.
    • روش ارزیابی و بازنگری برنامه (پرت) 2: روش پرت، همان روش مسیر بحرانی است در حالتی که زمان‌ها احتمالی هستند.
    • گرت 3: روش گرت، همان روش مسیر بحرانی است در حالتی که زمان‌ها و فعالیت‌ها احتمالی هستند.
  2. تسطیح منابع: پس از زمان‌بندی با استفاده از روش مسیر بحرانی ممکن است محدودیت سقف منابع قابل استفاده در یک دوره زمانی وجود داشته باشد که در این موارد باید با جابه جایی فعالیت‌ها منابع موردنیاز در یک دوره را کاهش داد.

روش‌های پرت و گرت، با توجه به احتمالی درنظر گرفتن فعالیت‌ها و مدت انجام آن‌ها، برای پروژه‌های پژوهشی مناسب‌تر هستند؛ اما پیچیدگی‌های محاسباتی آن‌ها مزیتشان را کاهش می‌دهند. می‌توان برای زمان‌بندی یک پژوهش از روش مسیر بحرانی (بدون فعالیت‌ها و زمان‌های احتمالی) استفاده نموده و با کنترل‌های دوره‌ای براساس تجریات به دست آمده، زمان‌بندی را اصلاح نمود.

با تشکیل شبکه فعالیت‌ها (براساس وابستگی‌ها) و زمان‌بندی آن، فعالیت‌هایی که به‌ طور همزمان قابل انجام هستند و اولویت‌های کاری آشکار می‌شوند؛ اجرای پژوهش بر مبنای زمان‌بندی باعث کاهش کل زمان پژوهش می‌شود.

برنامه‌ریزی منابع انسانی

برنامه‌ریزی ارتباطات

برنامه‌ریزی تدارکات

فعالیت‌های اجرا

فعالیت‌های اجرای پژوهش به 3 دسته کلی تقسیم می‌شوند:

  • مرور ادبیات
  • تحلیل: اکتساب محتوا، تبدیل محتوا، مفهوم سازی، شناسایی روابط، تحلیل آماری، بهینه یابی، الگوها
  • تدوین

فعالیت‌های اجرای هر پژوهشی، ترکیبی از این فعالیت‌ها است. البته این تقسیم‌بندی، افراز نیست و اشتراک‌هایی بین قسمت‌ها وجود دارند. برخی از فعالیت‌ها را می‌توان در چند دسته قرار داد.

مرور ادبیات

یکی از کارهای اولیه در انجام پژوهش، مرور ادبیات (مستندات) موجود در محدوده پژوهش مورد نظر است. مرور ادبیات شامل یافتن ادبیات موجود، مطالعه و مستند کردن بخش‌هایی از آن‌ها است.

کارکردهای مرور ادبیات عبارت‌اند از:

  1. کسب اطلاعات: محتوای مستندات موجود ممکن است در مراحل پژوهش مورد استفاده قرار بگیرد. = نقش در تحلیل==
    • انتخاب محدوده: با مرور دستاوردهای پژوهش‌های قبلی و به‌ ویژه بررسی پیشنهادهای تکمیلی آن‌ها، نقص‌های دانش موجود و ضرورت پژوهش جدید آشکارتر می‌شود.
    • گردآوری مفروضات: دستاوردهای پژوهش‌های قبلی ممکن است بخشی از مفروضات مورد نیاز را تأمین نمایند.
    • گردآوری داده‌ها: ممکن است مستندات دربردارنده داده‌هایی باشند که به عنوان داده دسته دوم قابل استفاده باشند.
    • استخراج ایده‌ها: علاوه بر مفروضات و داده‌ها که به‌ طور مستقیم در پژوهش مورد نظر مورد استفاده قرار می‌گیرند، ممکن است ایده‌هایی درباره مفاهیم، گزاره‌ها و روش پژوهش استخراج شوند. اگر معلومات موجود در محدوده پژوهش از کیفیت لازم برخوردار نباشند، استخراج ایده‌ها تا جایی پیش می‌رود که چارچوبی نظری برای پژوهش فراهم شود.
  2. تداوم پژوهش‌های قبلی: با مرور ادبیات، محتوای موجود شناسایی شده و در صورت پذیرش آن‌ها، دوباره کاری نمی‌شود. همچنین با بیان جایگاه پژوهش مورد نظر با مستندات موجود، نقش پژوهش موردنظر در پیشبرد معلومات آشکار می‌شود. برای آشکار شدن ارتباط با سایر مستندات گاهی لازم است مقایسه تطبیقی بین دستاوردهای پژوهش موردنظر با چند سند مهم انجام شود. بررسی تطبیقی با یافتن ایده‌های جدید به پژوهشگر کمک نموده و همچنین بر درک بهتر و پذیرش مخاطب تاثیر می‌گذارد.
  3. ارزیابی اشراف پژوهشگر: کیفیت و جامعیت مستندات مرور شده، می‌تواند معیاری برای ارزیابی اشراف پژوهشگر در موضوع پژوهش باشد.

ضرورت و مقدار مرور ادبیات در همه پژوهش‌ها یکسان نبوده و بستگی به بلوغ و انباشت دانش و نوع پژوهش دارد:

  1. اگر پژوهش با استفاده از چارچوب مناسبی انجام شود، مرور ادبیات تنها برای انتخاب محدوده و برقراری ارتباط با سایر مستندات ضرورت می‌یابد، زیرا سایر کارکردهای مرور ادبیات در طراحی چارچوب مورد استفاده قرار گرفتند. عدم نیاز به مرور ادبیات گسترده در پژوهش‌هایی که چارچوب دارند، هزینه و زمان پژوهش را کاهش می‌دهد که یکی از کارکردهای چارچوب‌ها است.
  2. اگر نظریه‌ها و یا مستنداتی جامع و غنی در محدوده پژوهش وجود داشته باشند؛ نیاز به گردآوری و یکپارچه‌‌سازی مفاهیم و گزاره‌ها از اسناد متعدد برای ایجاد چارچوب نظری منتفی می‌شود.
  3. در پژوهش‌های بنیادی امکان و ضرورت مرور ادبیات کمتر از پژوهش‌های کاربردی است؛ زیرا پژوهش بنیادی در دو موقعیت ضرورت می‌یابد:
    • کاستی ادبیات: اندک یا ناقص بودن ادبیات موجود در یک موضوع حاکی از ضرورت انجام پژوهش‌های بنیادی است. در چنین مواردی پژوهش کاربردی با دشواری بیشتر همراه بوده و بهتر است همزمان یا در ادامه یک پژوهش بنیادی انجام شود.
    • تغییر پارادیم: اگر نیاز تغییر پارادایم باشد، ادبیات موجود (حتی اگر گسترده باشند) چندان قابل استفاده نبوده و تنها برای بررسی تطبیقی مفید هستند.

مرور ادبیات در پژوهش بنیادی (به‌ ویژه در پژوهش‌های نظریه پردازی) بیش از اینکه برای گردآوری مفروضات و ایده‌ها لازم باشد، برای برقراری تناظر بین محصول پژوهش و محتوای موجود انجام می‌شود. در چنین مواردی پژوهشگر بیش از مرور ادبیات (که حتی ممکن است به علت تحت تاثیر قرار گرفتن، زیان آور نیز باشد) باید به تفکر، تعقل و تخیل بپردازد و برای آگاهی از ابعاد مغفول مانده، ادبیات موجود را واکاوی نماید؛ در انتهای پژوهش نیز باید دست به مقایسه و برقراری تناظر بین یافته‌های خود با مفاد مستندات موجود بپردازد. در چنین مواردی، ادبیات موجود به جای اینکه در یافته‌های پژوهش درج شوند، بر اساس یافته‌ها نقد می‌شوند.

روش‌های یافتن اسناد مرتبط با موضوع پژوهش را می‌توان به دو دسته مستقیم و غیرمستقیم تقسیم‌بندی کرد. در روش‌های غیرمستقیم، اسناد به واسطه سایر اسناد و افراد پیدا می‌شوند. روش‌های یافتن اسناد عبارت‌اند از:

  1. مستقیم: جستجوی با استفاده از کلیدواژه‌ها (اصطلاح‌ها، برچسب‌ها): اگر در موضوع پژوهش اصطلاح نامه‌ای وجود داشته باشد باید ابتدا آن را مرور نموده و کلیدواژه‌های مناسب را یافت. در غیر این صورت باید در حین مرور ادبیات و مطالعه آن‌ها به تدریج کلیدواژه‌ها را شناسایی نمود تا روند یافتن اسناد بهبود یابد.
  2. یافتن یک سند از طریق سایر اسناد: با استفاده از پیوندهای درون متن، ارجاعات و روابط تعریف شده بین اسناد می‌توان اسناد مرتبط با یک سند را یافت.
  3. یافتن اسناد از طریق افراد و سازمان‌ها: بررسی آثار منتشر یا برگزیده شده توسط افراد یا سازمان‌های متخصص در موضوع پژوهش، می‌تواند به یافتن اسناد مرتبط کمک کند. برای یافتن افراد و سازمان‌های مرتبط می‌توان از شبکه‌های اجتماعی و پایگاه‌های اسناد استفاده نمود.

مرور همه اسناد یافت شده، ممکن است زمان بر و گیج کننده باشد؛ از یک طرف باید یافته‌های غیر مرتبط را کاهش داد و از طرف دیگر مستندات مهم‌تر را برای مرور انتخاب نمود. هر چه پرسش‌های پژوهش دقیق‌تر باشند و از کلیدواژه‌های بهتری استفاده شده باشند، یافته‌های غیر مرتبط کاهش می‌یابند. اگر در موضوع پژوهش اصطلاح نامه مناسبی وجود داشته باشد و اکثر اسناد مرتبط با استفاده از کلیدواژه‌های اصطلاح نامه نمایه‌‌سازی شده باشند، تعداد یافته‌های غیر مرتبط به شدت کاهش می‌یابد و بازیابی اسناد مرتبط با هزینه و زمان بسیار کمتری انجام می‌شود.

استفاده از مستندات کم کیفیت نه تنها حاصل اندکی دارد بلکه استناد به آن‌ها نیز کم ارزش است. معیارهای انتخاب اسناد بهتر از بین یافته‌ها عبارت‌اند از:

  1. اسناد داوری شده، معتبر و یا پر ارجاع: مقاله‌ها، پایان نامه‌ها و رساله‌های داوری شده، گزارش‌ها و کتاب‌های معتبر و اسناد پرارجاع معمولا گزینه‌های بهتری هستند. البته میزان ارجاع تا حدی به شهرت و نحوه انتشار بستگی دارد. توجه به معیار ارجاع ممکن است باعث غفلت از اسناد مهمی‌شود.
  2. تناسب با موضوع: مستندات را باید متناظر با کانون و زمینه پژوهش دسته‌بندی کرده و به مواردی که ارتباط بیشتری با کانون پژوهش دارند، بیشتر توجه نمود.
  3. به‌هنگام بودن: اسنادی که دوره عمر آن‌ها رو به اتمام است، معمولا محتوای چندان مفیدی ندارند. اگر موضوع پژوهش تغییر‌پذیری زیادی داشته یا تنوع و تحول پارادایم‌ها و نظریه‌ها در موضوع پژوهش زیاد باشد، به‌هنگام بودن سند باید به‌ طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

اطلاعات حاصل از مرور ادبیات در چند جا مورد استفاده قرار می‌گیرند:

  1. در منشور پروژه، مهم‌ترین پژوهش‌های انجام شده یا در حال انجام معرفی می‌شوند.
  2. در سند مرور ادبیات، بخشی از محتواهای اسناد بررسی شده به‌ طور مستقیم یا غیرمستقیم نقل می‌شوند.
  3. در مقایسه تطبیقی دستاوردهای پژوهش با محتوای موجود از مفاد اسناد بررسی شده استفاده می‌شود.
  4. اسناد شناسایی شده در قالب کتابخانه‌های تخصصی طبقه‌بندی می‌شوند.

نکته‌ها:

  • اسنادی که «موضوع پژوهش» هستند؛ بررسی آن‌ها «مرور ادبیات» محسوب نمی‌شود.
  • ایده‌هایی که از طریق مصاحبه با افراد کسب می‌شوند، جزئی از یافته‌های پژوهش بوده و در مرور ادبیات بیان نمی‌شوند؛ البته مرور مصاحبه‌هایی که دیگران مستند کرده‌اند، مرور ادبیات محسوب می‌شود.

اکتساب محتوا

داده‌ها و ایده‌ها را از سه منبع می‌توان بدست آورد:

  • اسناد: گاهی داده‌های مورد نظر به‌ طور آشکار در اسناد و پایگاه‌های داده وجود دارند که با مطالعه و دسترسی به آن‌ها قابل گردآوری هستند. گاهی داده‌ها و ایده‌ها آشکار نبوده و باید آن‌ها از محتوای بیان شده در اسناد کشف نمود.
  • اذهان: تصورات و معلوماتی به صورت آشکار یا نهفته در ذهن افراد مختلف وجود دارد که می‌توان تا حدی به آن‌ها دست یافت. اکتساب از افراد==
  • واقعیت: در این روش‌ها داده‌ها و ایده‌ها به‌ طور مستقیم از موضوع پژوهش دریافت می‌شوند. = در روش‌های آزمایشگاهی از محیط‌های واقعی کنترل شده و یا شبیه‌‌سازی استفاده می‌شود.

=ذهن خود محقق

روش‌های اکتساب محتوا در جدول زیر معرفی شده‌اند.

ردیف منابع اکتساب روش‌ها
1 اکتساب از اسناد تفسیر، تحلیل مضمون، تحلیل محتوا
2 اکتساب از افراد صاحب نظران مصاحبه (عمیق، همگرا)، پرسشنامه، دلفی، گروه کانونی، پنل، تخیل علمی، کافه دانش، طوفان مغزی، گروه اسمی، گروه کانونی، گزینه یک و نیم4، تحلیل تضاد 5، ایفای نقش (گفتگوی حلقوی، شش کلاه تفکر)، شناسایی و آزمون مفروضات راهبردی 6
3 ذینفعان (شامل کارکرد حصول توافق) تحلیل و توسعه گزینه‌های راهبردی (سودا) 7، تئوری درام و تحلیل تقابل، راهبرد مذاکره و بازتاب مفاهمه8
4 اکتساب از واقعیت مشاهده (مشاهده ساده، مشاهده مشارکتی)، اندازه‌گیری، آزمایش

= جدا از اینکه موضوع، واقعیت، اذهان یا اسناد باشد =

دو رویکرد برای استفاده از اسناد و افراد برای استخراج داده‌ها و ایده‌ها، وجود دارد:

  • موضوع پژوهش: در این رویکرد، محتوای متن یا تصورات افراد موضوع پژوهش بوده و هدف پژوهش، شناسایی محتواها یا تصورات است.
  • منبع پژوهش: در این رویکرد، اسناد و افراد به عنوان منبع اطلاعات و دانش قابل پذیرش در نظر گرفته شده و برای شناسایی مولفه‌های موضوع پژوهش مورد استفاده قرار می‌گیرند.

استفاده از اسناد و افراد به عنوان منبع، با این استدلال «ترکیب» انجام می‌شود، با این توضیح که افراد یا متون موردنظر دارای معلومات قابل پذیرشی درباره موضوع پژوهش هستند و از طریق آن‌ها (به‌ طور غیرمستقیم) می‌توان معلوماتی درباره موضوع پژوهش کسب نمود.

مثال: اگر برای شناسایی احساس امنیت در یک شهر، پرسش‌هایی از مردم پرسیده شود که منعکس کننده احساسات خودشان باشد، «احساس امنیت مردم» موضوع پژوهش است. اما اگر پرسش‌ها و یا نتایج نظر سنجی به گونه‌ای تنظیم و تعبیر شوند که میزان «امنیت در شهر» یا « احساس امنیت مردم» به نظر آن‌ها چگونه است، این معلومات به عنوان منبعی قابل استناد مورد استفاده قرار می‌گیرد. بدین ترتیب استدلال می‌شود که افرادی که از آن‌ها نظر سنجی شده، در مجموع معلومات قابل پذیرشی درباره موضوع پژوهش (امنیت در شهر) دارند.

= آن دسته از فعالیت‌های اکتساب از افراد که به صورت گروهی انجام می‌شوند، علاوه بر کسب دانش، ممکن است نتایج دیگری نیز داشته باشند و حتی در برخی موارد هدف چیز دیگری بوده و کسب دانش، محصول جانبی محسوب می‌شود.

مثال: روش «گزینه یک و نیم» گاهی برای حصول توافق بین افراد انجام شده و راه‌حلی که پیدا می‌شود اهمیت کمتری دارد.

در برخی روش‌های استخراج محتوا (مانند تحلیل محتوا و پرسش نامه‌هایی با پرسش‌های چندگزینه‌ای)، داده‌های عددی حاصل می‌شوند در مرحله بعدی با روش‌های محاسبات ریاضی و آماری، می‌توان آن‌ها را پردازش نموده و یا با استدلال‌های استقرایی، تعمیم داد و به معلومات دیگری دست یافت.

در روش‌های آزمایشگاهی، در فضای واقعی (مانند تحقیقی که در یک آزمایشگاه شیمی انجام می‌شود.) یا الگوهای ذهنی مداخله می‌شود.

مداخله در الگوهای ذهنی هنگامی به کار می‌آید که الگویی محاسبه‌پذیری (که در آن مفاهیم به صورت متغیر و گزاره‌ها به صورت معادله در آمدند) طراحی شده باشد. در شبیه‌‌سازی این امکان وجود دارد که یک الگو بارها با پارامترها و متغیرهای متفاوت اجرا شده و رفتار الگو را بر اساس ورودی‌های احتمالی کشف نمود.

کاربردهای شبیه‌‌سازی عبارتند از:

  • پژوهش: مانند پیش‌بینی در مورد نوع و ترکیب جمعیتی آینده.
  • آموزش: از شبیه‌‌سازی در آموزش و یادگیری استفاده می‌شود مثلا شبیه‌‌سازی پرواز با هواپیما برای خلبانان نوآموز می‌تواند آموزنده و مفید باشد همچنین شبیه‌‌سازی اقتصاد ملل مختلف برای اقتصاددانان کاربردی خواهد بود.
  • سرگرمی: از کاربردهای دیگر شبیه‌‌سازی می‌توان به ایجاد سرگرمی و بازیهای کامپیوتری اشاره کرد که از آن جمله بازی ماکسیس سیم سیتی می‌باشد که به کاربر این امکان را می‌دهد که مانند یک شهردار, شهر را اداره و مدیریت کند.
  • اجرا: ساخت و گسترش ابزارهای جدیدی که توانایی‌های بشری را دارا باشند و جایگزین عوامل انسانی بشوند، مانند سیستم‌های خبره که برای شبیه‌‌سازی مهارت خبرگانی نظیر پزشکان و زمین شناسان و شیمی دان‌ها به کار می‌رود.

تبدیل محتوا

ذهن انسان تصورات و دانش‌هایی (تصورات پذیرفته شده‌ای) از واقعیات دارد؛ محتوای ذهن، مفاهیم و گزاره‌هایی آشکار یا نهفته‌ای هستند که می‌توان صورت تغییر داد تا فهم و تبدیل آن‌ها ساده‌تر شود.

انواع روش‌های تبدیل محتوا عبارت‌اند از:

  • کمی‌‌سازی مفاهیم: بیان مفاهیم با اعداد
  • عبارت سازی: بیان گزاره‌ها با استفاده از نمادهای ریاضیات به صورت‌های معادله، نامعادله، هم ارزی
  • بصری سازی: چیدمان واژه‌ها و یا استفاده از علائم تصویری برای بازنمایی اطلاعات،
  • لمسی سازی
  • نمونه سازی: ساخت نمونه‌ای فیزیکی الگوها==

با تبدیل مفاهیم به اعداد و بیان گزاره‌ها با زبان ریاضی، امکان استفاده از روش‌های محاسباتی متعدد برای تحلیل داده‌ها فراهم می‌شود. با تبدیل مفاهیم و گزاره‌ها به اعداد و عبارت‌های ریاضی، الگوهای محاسبه پذیر حاصل می‌شود که برای اهداف شناسایی و طراحی کاربرد دارند. با بصری سازی، لمسی‌‌سازی و نمونه‌‌سازی نیز اشراف ذهن افزایش یافته و امکان فهم سریع‌تر و گسترده‌تر فراهم می‌شود.

کمی سازی

اعداد مفاهیمی انتزاعی هستند؛ با تبدیل مفاهیم غیر عددی (کیفی) به اعداد و به‌ عبارت دیگر کمی کردن مفاهیم، مفاهیم محاسبه پذیر می‌شوند، البته پس از تحلیل دوباره اعداد باید به مفاهیم غیر عددی تبدیل شوند تا قابل فهم باشند.

مثال: در طراحی پرسش‌های چند گزینه‌ای، پژوهشگر با استفاده از مفاهیم خود پرسش‌ها و گزینه‌هایی را مشخص می‌کند. حال پاسخ دهنده باید مفاهیم موجود در ذهن خود را به مفاهیم ذکر شده در پرسش و گزینه‌ها تبدیل کند و یکی از گزینه‌ها را انتخاب کند. تا همین جا یک تبدیل مفهومی رخ داده است که ممکن است خطا داشته باشد. در ادامه پژوهشگر هر گزینه را به یک عدد تبدیل می‌کند و مثلا اعدادی از 1 تا 5 را برای گزینه‌های «بسیار موافق» تا «بسیار مخالف» در نظر می‌گیرد. بعد از این تبدیل مفهومی، اعدادی (مفاهیمی انتزاعی) حاصل می‌شوند که می‌توان به با استفاده از ریاضی و امار آن‌ها را تحلیل نمود: میانگین پاسخ دهندگان را محاسبه کرد، از آزمون‌های آماری برای بررسی پایایی استفاده نمود و ... پس از تحلیل‌های عددی، در گزارش نتایج گفته خواهد شد که اکثر پاسخگویان با یک مورد «موافق» بوده‌اند؛ در اینجا دیگر عدد 4 معنایی ندارد و دوباره مفاهیم عددی به مفاهیم غیر عددی تبدیل می‌شوند.

مفاهیم به لحاظ قابلیت کمی‌شدن در طیفی قرار می‌گیرند که یک طرف آن سازه‌ها و در طرف دیگر نماگرها هستند. سازه9، مفهومی10 است که به‌ طور مستقیم قابل اندازه‌گیری نیست؛ اما اثرات قابل مشاهده را توضیح می‌دهد. نماگر11 مفهومی است که با عدد قابل بیان است. نماگر به عنوان «مفهوم عملیاتی» نیز نامیده می‌شود؛ از این رویکرد برای قابل اندازه‌گیری شدن مفاهیم، باید تعریفی عملیاتی از آن‌ها ارائه داد. مفهومی که دارای مقادیر متعددی باشد، متغیر12 نامیده می‌شود؛ یک متغیر ممکن است سازه یا نماگر باشد.

مثال: مفاهیمی مانند هوش، پایگاه اجتماعی، پیشرفت، سازه محسوب شده و نمی‌توان آن‌ها رابه‌ طور مستقیم اندازه‌گیری نمود. مثلا در یک پژوهش ممکن است مفهوم «پایگاه اجتماعی» به مفاهیمی مانند قدرت، دارایی و احترام تجزیه شود. مفهوم «دارایی» هنوز با دقت مناسبی قابل اندازه‌گیری نیست؛ بنابراین در مرحله دوم به مفاهیمی مانند «امکانات منزل، درآمد، پس انداز و نوع مسکن» تفکیک می‌شود که این مفاهیم قابل اندازه‌گیری بوده و نماگر محسوب می‌شود. حال با اندازه‌گیری این نماگرها (و سایر نماگرهای مربوط به پایگاه اجتماعی) امکان سنجش پایگاه اجتماعی افراد مختلف فراهم می‌شود.

در فرایند کمی‌شدن مفاهیم، پس از تعریف نماگرهای مناسب، اندازه‌گیری، وزن دهی و ترکیب انجام می‌شود.

اندازه‌گیری

برای اندازه‌گیری، سطح اندازه‌گیری و مقیاس باید مشخص شود. متغیرها به لحاظ سطح اندازه‌گیری 13 به چهار نوع تقسیم می‌شوند:

  • سطح اسمی 14: متغیر اسمی تنها بیانگر تمایز بین مصادیق هستند؛ به عنوان مثال «نوع شغل» به عنوان یک متغیر دارای مقادیری مانند کارگر، کشاورز، کارمند و ... است که برای انجام محاسبات کارگر را با عدد یک، کشاورز را با عدد دو و کارمند را با عدد سه می‌توان نمایش داد؛ اما در این مورد نمی‌توان این اعداد را با یکدیگر جمع و تفریق نمود. بلکه فراوانی این اعداد قابل تحلیل هستند.
  • سطح ترتیبی 15: متغیر ترتیبی علاوه بر تمایز بیانگر ترتیب بین مصادیق هستند؛ به عنوان مثال«رضایت از شغل» دارای مقادیری مانند خیلی راضی، راضی، بینابین، ناراضی و خیلی ناراضی و اعداد اختصاص یافته به آن‌ها به ترتیب از 1 تا 5 باشند. فردی که رضایتش با عدد دو مشخص شده نه تنها متمایز از فردی که رضایت او با عدد پنج مشخص شده است؛ بلکه عدد دو نشان می‌دهد رضایت او بیشتر نیز است اما اما مقدار بیشتر بودن مشخص نمی‌شود.
  • سطح فاصله‌ای 16: متغیر فاصله‌ای علاوه بر تمایز و ترتیب (بزرگی و کوچکی) بیانگر فاصله بین مصادیق نیز هستند؛ به عنوان مثال «دمای هوا» یک متغیر فاصله‌ای است؛ اگر دمای هوای دو شهر که یکی 45 درجه و دیگری 25درجه باشد، 20 درجه با یکدیگر اختلاف دارند.
  • سطح نسبی 17: متغیر نسبی مانند متغیر فاصله‌ای است که عدد صفر به معنای «هیچ» بوده و قراردادی نیست. به عنوان مثال صفر بودن درآمد در یک ماه به معنای این است که هیچ درآمدی وجود نداشته است؛ اما دمای صفر درجه سانتی گراد فقط یک تعریف بوده و معادل با 273٫15 درجه کلوین (که یک مقیاس سنجش دیگر است) می‌باشد.

تفاوت سطوح اندازه‌گیری که باعث تمایز انواع متغیرها می‌شوند، در ماهیت اعدادی است که به مفاهیم نسبت داده می‌شود. متغیر اسمی فقط نوعی نام گذاری است و از طرف دیگر سطح متغیر نسبی تمام ویژگی‌های عدد در ریاضیات را دارد.

اندازه‌گیری متغیرها معمولا با استفاده از ابزارها انجام شده و تناظر بین متغیرها با اعداد بر اساس مقیاس‌ها (که تعاریفی قراردادی هستند) برقرار می‌شود. برای اندازه‌گیری یک متغیر ممکن است چند ابزار و همچنین چندین مقیاس وجود داشته باشد؛ اگر مقیاس‌های مربوط به یک موضوع، به خوبی تعریف شده باشند، مقادیر آن قابل تبدیل به یکدیگر باشد.

مثال: برای کمی کردن مفهوم «دما» از ابزار دماسنج، مفهوم «وزن» از ابزار ترازو، مفهوم «زمان» از ابزار ساعت استفاده می‌شود. دمای هوا را می‌توان با سه مقیاس سانتی گراد، کلوین و فارنهایت به عدد تبدیل کرد. برای وزن نیز مقیاس‌های «گرم» و «پوند» تعریف شده است. ابزار دماسنج، انواع مختلفی دارد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: انبساطی (مانند دماسنج‌های جیوه‌ای و الکلی که در خانه‌ها به کار می‌رود)، گازی (بر اساس تغییر فشار)، مقاومت الکتریکی (براساس تغییر مقاومت الکتریکی)، ترموکوپل (براساس نیروی محرکهٔ الکتریکی القایی)، بخار هلیوم (براساس تغییر فشار)، نمک پارا مغناطیس (براساس خودگیری مغناطیسی)، تابش جسم سیاه (براساس گسیل تابنده). اگر دمای جسمی با دماسنج‌های (ابزارهای) مختلفی اندازه‌گیری شده و دقت ابزارها یکسان باشد، عدد یکسانی به دست می‌آید؛ هر دماسنجی ممکن است دارای یک یا چند مقیاس باشد و چندین عدد برای یک دما بدهد. با توجه به اینکه مقیاس‌های دما به خوبی تعریف شده‌اند، می‌توان مقدار دما را به مقیاس‌های مختلف تبدیل نمود.

برای اندازه‌گیری نظر افراد می‌توان از ابزار پرسشنامه می‌توان استفاده نمود. البته ممکن است اطلاعات با مصاحبه یا مشاهده حاصل شده و بدون استفاده از پرسشنامه مقادیر متغیرها درج شوند. مقیاس‌های قابل استفاده در نظرسنجی‌ها برای تبدیل مفاهیم به عدد (کمی سازی) عبارت‌اند از:

  • مقیاس‌های سلسله‌مراتبی: گویه‌ها (گزینه‌ها) در این مقیاس‌ها نسبت به هم اولولیت دارند. مشهورترین مقیاس‌های سلسله‌مراتبی عبارت‌اند از:
    • مقیاس بوگاردوس
    • مقیاس تورستون
    • مقیاس گاتمن
  • مقیاس‌های یکنواخت: گویه‌ها (گزینه‌ها) در این مقیاس‌ها هم وزن بوده و هیج یک بر دیگری اولویت ندارد. مشهورترین مقیاس‌های یکنواخت عبارت‌اند از:
    • مقیاس لیکرت
    • مقیاس برش قطبین
وزن دهی و ترکیب

با وزن دهی و ترکیب مقادیر متغیرها، شاخص‌هایی برای تشخیص وضعیت بدست می‌آیند.

==

برای برخی موضوعات، روش‌های کمی‌‌سازی متناسب وجود دارند؛ روش‌های کمی‌‌سازی متناسب با موضوع عبارتند از:

ردیف بدون پیشنهاد راهبرد با پیشنهاد راهبرد
1 ماتریس ارزیابی مولفه‌های داخلی18، ارزیابی مولفه‌های خارجی 19، ماتریس بررسی مقایسه‌ای رقابت 20Competitive Profile Matrix، ماتریس طرح ریزی راهبردی کمی 21Quantitative Strategic Planning Matrix (، ا
2 برای سازمان ها لگوی فریمن، ماتریس داخلی و خارجی 22، ماتریس گروه مشاوران بوستون 23، ماتریس جنرال الکتریک 24، الگوی تحلیل هوفر 25، ماتریس قدمت - قدرت 26، ارزیابی موقعیت و اقدام راهبردی 27، تحلیل عملکرد - اهمیت 28
3 برای جوامع ارزیابی حوزه راهبردی 29 (در این روش، ویژگی‌های راهبرد مناسب بیان شده است.)
4 برای شناسایی وضعیت سامانه ها تحلیل شبکه اجتماعی30،

مثال: «تحلیل عملکرد - اهمیت» برای حوزه بازاریابی به کار می‌رود.

عبارت سازی

گزاره‌ها رابطه بین مفاهیم را برقرار می‌کنند. گزاره‌ها را می‌توان با زبان طبیعی به صورت جملات متعدد بیان نمود؛ اما واژه‌ها و جمله‌هایی که با آن ساخته می‌شود، معمولا ابهام یا نقص دارند. اگر گزاره‌ها با زبان‌های کنترل شده بیان شوند، تحلیل آن‌ها ساده‌تر و دقیق‌تر می‌شود. البته دور شدن از زبان طبیعی ممکن است فهم گزاره‌ها را برای افراد غیرمتخصص مشکل نموده و همچنین خطاهایی در پی داشته باشد.

ریاضیات یکی از زبان‌های کنترل شده است که دربردارنده نمادهایی برای برخی از روابط است. مهمترین روابط تعریف شده در زبان ریاضی عبارتند از: چهار عمل اصلی، توان، رادیکال، هم ارزی، مساوی و نامساوی، انتگرال، دیفرانسیل، تابع.

مثال: این جملات را در نظر بگیرید: «یک کارخانه صنایع چوبی، دو نوع محصول (میز و صندلی) تولید می‌کند. برای تولید هر واحد میز و صندلی به دو نوع چوب بلوط و کاج و میزان متفاوتی از نیروی انسانی نیاز هست. برای تولید هر واحد میز به 5 فوت چوب بلوط و 2 فوت چوب کاج و 4 نفر- ساعت نیروی انسانی و برای هر صندلی به 2 فوت چوب بلوط و 3 فوت چوب کاج و 2 نفر- ساعت نیروی انسانی نیاز هست. میزان نیروی انسانی در اختیار کارخانه در طول هفته 80 نفر- ساعت و میزان چوب بلوط و کاج موجود به ترتیب 150 و 100 فوت مربع است. کارخانه می‌خواهد بداند چه تعداد میز و چه تعداد صندلی تولید کند و به فروش برساند تا سودش حداکثر باشد، با توجه به این نکته که سود حاصل از فروش هر میز و صندلی به ترتیب 12 و 8 واحد است.»

بیان ریاضی گزاره‌های بیان شده در جملات مذکور که در محاسبات موثر هستند، به این صورت است: «Max z= 12x+8y با رعایت این قید‌ها: 150> = 5x+2y و 2x+3y=0 »

در این گزاره‌ها سه مفهوم به صورت متغیر بیان شده‌اند که عبارت‌اند از: میزان سود (z)، تعداد میزهای تولید شده (x)، میزان صندلی‌های تولید شده (y). عددهایی موجود در جملات، مفاهیمی هستند که قبل از بیان ریاضی گزاره‌ها، (و در هنگام بیان جملات به زبان طبیعی) کمی‌شده‌اند.

در برخی از زبان‌های کنترل شده (مانند یو ام ال) از علائم بصری بیشتری استفاده می‌شود.

بصری سازی

با چیدمان واژه‌ها و یا استفاده از تصویری می‌توان ابعاد محتوا را بهتر بیان کرد تا فهم و اشراف بیشتری فراهم شود. بصری‌‌سازی برای تفکر، بیان و دریافت اطلاعات بسیار موثر است.

روش‌های بصری‌‌سازی عبارتند از:

  • نقشه‌ها: نقشه ذهنی، نقشه دانشی
  • نمودارها: یو ام ال، نمودار هستان شناسی، نمودار علی و ...
  • اینفوگرافی:

طراحی مفاهیم

مفاهیم مهم‌ترین مولفه الگوهای ذهنی هستند و گزاره‌ها بر اساس آن‌ها شکل می‌گیرند. فهم و تعریف مفاهیم نقش اصلی در فهم موضوعات جدید و یا تغییر پارادایم دارد.

مفهوم‌‌سازی با تبدیل محتوا تفاوت دارد. مفهوم سازی، کشف مفاهیم جدید است؛ در حالی که تبدیل محتوا، ترجمه مفاهیم اولیه به مفاهیم دیگری است که ممکن است کمی (عدد) یا کیفی باشند. مفهوم‌‌سازی را می‌توان در حین پژوهش‌های مختلف انجام داد و گاهی نیز هدف اصلی پژوهش بوده و در قالب یک پژوهش مستقل انجام می‌شود.

مثال: در پژوهش قوم نگاری، شیوه زندگی یک اجتماع توصیف می‌شود. در چنین پژوهشی باید تلاش کرد تا توصیف حاصل با برداشت اعضای آن اجتماع سازگاری داشته باشد؛ البته ممکن است از واژگان کنترل شده‌ای برای بیان توصیف استفاده شود که در آن اجتماع وجود نداشته باشند. اگر در توصیف اجتماع، مفاهیم موجود کافی نباشند، مفاهیم جدیدی باید طراحی شود.

برخی از روش‌های مفهوم‌‌سازی عبارت‌اند از: داده بنیاد،

= در مفهوم سازی، فرایند پژوهش از دستاوردها آغاز می‌شود، از همان ابتدا، تمرکز بر محصول مورد انتظار بوده و تصوراتی شکل می‌گیرند که به تدریج از ابهام آن‌ها کاسته شده و صیقل می‌یابند. در مفهوم‌‌سازی احتمال وقوع «خطای تاثیرپذیری از پارادایم کنونی» زیاد است. در این نوع پژوهش، مرور ادبیات در آغاز بسیار مختصر بوده و در اواخر پژوهش نیز بیشتر برای مقایسه تطبیقی انجام می‌شود.

شناسایی روابط

روش‌های شناسایی روابط بین مفاهیم عبارت‌اند از: سوات 31، الگوسازی ساختاری تفسیری32، دیمتل 33، پویایی‌های سامانه34، شبکه معنایی 35، هستان شناسی36، نقشه شناختی فازی37، تحلیل شبکه اجتماعی38، روش شناسی سامانه‌های نرم39، تحلیل و توسعه گزینه‌های راهبردی (سودا) 40، راهبرد مذاکره و بازتاب مفاهمه41، فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی 42، فرایند تحلیل شبکه‌ای 43

روش‌های شناسایی روابط در جدول زیر، مقایسه شده‌اند.

روش برقراری رابطه نوع رابطه شدت رابطه دسته‌بندی کاربرد خاص توضیح
سوات * * مولفه‌ها به لحاظ تاثیر در اهداف به چهار دسته تقسیم می‌شوند: قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها
الگوسازی ساختاری تفسیری * * متغیرها به لحاظ نحوه تعامل با یکدیگر به چهار دسته تقسیم می‌شوند: خودمختار، وابسته، پیوندی، مستقل
دیمتل * * * تاثیر‌گذاری متغیرها بر یکدیگر (با سطح فاصله های) محاسبه شده و مقدار آستانه‌ای برای شدت اثر گذاری تعیین می‌شود، سپس متغیرهای تاثیرگذار به چهار دسته تقسیم می‌شوند: معیار اصلی، معیار هسته‌ای، مستقل تاثیر پذیر، مستقل تاثیر گذار
پویایی‌های سامانه * * تعیین معادله بین مولفه ها
شبکه معنایی
هستان شناسی
نقشه شناختی فازی * تعیین شدت رابطه‌ها با متغیرهای فازی
تحلیل شبکه اجتماعی * * 10 شاخص برای بیان شدت روابط در این روش تعریف شده‌اند. این روش خاص شبکه‌ای متشکل از افراد و گروه‌ها و ارتباطات بین آن‌ها است.
نقشه دانش = بصری *
روش شناسی سامانه‌های نرم تا حدی به شناسایی مفاهیم هم می‌پردازد
فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی * * برای بهینه یابی (در الگوهای چند شاخصه) هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.
فرایند تحلیل شبکه ای * * برای بهینه یابی (در الگوهای چند شاخصه) هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تحلیل آماری

تحلیل آماری در مواردی به کار می‌آیند که داده‌های عددی متعددی وجود داشته و بخواهیم اطلاعات کم حجم‌تر و غنی‌تری از آن‌ها به دست آوریم. روش‌های تحلیل آماری به‌ طور کلی عبارتند از:

  1. توزیع فراوانی: میانگین، میانه، واریانس و ...
  2. طبقه‌بندی افراد: روش کیو44
  3. همبستگی: رگرسیون، تحلیل عاملی و ...
  4. داده کاوی: خوشه بندی، سری‌های زمانی و ...

رشته‌های مرتبط: ریاضیات، آمار، علم داده 45

استقرای آماری

تحلیل‌های آماری به دو نوع توصیفی و استقرایی (استنباطی) تقسیم می‌شوند. اگر داده‌های گردآوری شده، شامل همه مصادیق موضوع موردنظر (جامعه آماری) نباشند، نمونه‌ای از جمعیت 46(جامعه) نامیده شده و با رعایت شرایطی می‌توان مقادیر محاسبه شده بر اساس نمونه را با استدلال استقرایی به کل جمعیت تعمیم داد.

مثال: محاسبه میانگین و واریانس داده‌های پرسش نامه‌هایی که از همه اعضای یک جمعیت دریافت شده است، استخراج معلومات موجود است که با استدلال‌های هم ارزی حاصل شده است. اما اگر پرسشنامه‌ها به تعدادی از اعضای یک جمعیت (مثلا تعدادی از دانشجویان) ارائه شده باشد و بخواهیم محاسبات حاصل را به کل جمعیت (مثلا کل دانشجویان ایران) تعمیم دهیم، از روش‌های استقرای آماری استفاده می‌شود.

برای استقرای آماری ابتدا باید نمونه برداری با روش مناسبی انجام شده و سپس داده‌ها تحلیل شوند. تحلیل‌های استقرایی آماری به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  1. برآورد مقادیر جمعیت از مقادیر اندازه‌گیری شده نمونه
  2. مقایسه چند جمعیت بر اساس مقادیر اندازه‌گیری شده نمونه‌های آن جمعیت ها

روش‌های برآورد و مقایسه به دو دسته پارامتری و ناپارامتری تقسیم می‌شوند. اگر توزیع جمعیت مطابق با توزیع نرمال باشد، از روش‌های پارامتریک استفاده شده، در غیر این صورت باید از روش‌های ناپارامتری استفاده نمود.

نمونه برداری

انتخاب برخی از مصادیق جمعیت، نمونه برداری نامیده می‌شود. نمونه مطلوب نمونه‌ای است که دربردارنده همه ویژگی‌های مهم جامعه باشد؛ اما چنین حالتی به ندرت پیش می‌آید. نمونه برداری را می‌توان به صورت احتمالی یا غیر احتمالی انجام می‌شود. در یک نمونه احتمالی هر یک از مصادیق باید احتمال معلوم و غیرصفر برای انتخاب شدن داشته باشند. در برخی موارد عبارت «نمونه تصادفی» مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ واژه تصادفی ممکن است معنای «اتفاقی» را تداعی کند؛ در حالی که نمونه باید معرف جامعه باشد. بنابراین بهتر است از مفهوم «احتمالی» به جای «تصادفی» استفاده شود.

انواع روش‌های نمونه برداری عبارت‌اند از:

==

برای کاهش خطاهای استقراء، علاوه بر روش نمونه برداری، حجم نمونه نیز باید به‌ طور مناسب انتخاب شود. معیارهای تصمیم‌گیری درباره حجم نمونه‌های احتمالی عبارت‌اند از:

  1. درجه درستی لازم، به‌ عبارت دیگر پیامدهای اشتباه در برآورد پارامترهای جمعیت
  2. میزان تغییرپذیری ویژگی‌های کلیدی مورد مطالعه در جمعیت
  3. مقیاس داده‌ها (اسمی، ترتیبی، فاصله‌ای و نسبی)
  4. میزان تحلیل زیرگروه‌های نمونه

روش‌های آزمون کیفیت نمونه عبارت‌اند از:

  1. کرون باخ
  2. تحلیل عاملی == بارتلت، ==
برآورد مقادیر جمعیت

روش‌های برآورد مقادیر جمعیت از مقادیر محاسبه شده در نمونه و روش‌های مقایسه مقادیر چند جمعیت بر اساس مقادیر نمونه‌های آن‌ها در جدول زیر معرفی شده‌اند.

پارامتری ناپارامتری
مقادیر جمعیت
مقایسه مقادیر چند جمعیت

رگرسیون

مدل حداقل مربعات47
مدل سلسله‌مراتبی خطی 48یک روش تجزیه و تحلیل حداقل مربعات معمولی مبتنی بر رگرسیون است که ساختار سلسله‌مراتبی داده‌ها را به‌ حساب می‌آورد. مدل‌های خطی سلسله‌مراتبی برای تحلیل واریانس هنگامی که متغیرها پیش‌بینی کننده در سطوح سلسله‌مراتبی متنوعی هستند استفاده می‌شود.

داده کاوی

بهینه یابی

یکی از انواع پژوهش‌های طراحی، یافتن مقادیر بهینه است. در این نوع پژوهش‌ها، هدف پژوهش یافتن مقادیر مطلوب یک یا چند متغیر با رعایت قیدهایی است. برای استفاده از روش‌های ریاضی و آماری در محاسبه یا انتخاب مقادیر بهینه، مفاهیم مربوطه باید کمی شوند.

پژوهش‌های بهینه یابی بر اساس تعداد معیارها به دو دسته یک معیاره و چندمعیاره تقسیم می‌شوند:

  • یک معیاره: تنها یک معیار برای سنجش بهینگی وجود دارد.
  • چندمعیاره: چندمعیار برای بهینه بودن وجود دارند که ممکن است با یکدیگر تناقض نیز داشته باشند.

مثال: یافتن کوتاه‌ترین مسیر حمل‌ونقل، یافتنکم‌ترین میزان مصرف مواد اولیه برای تولید یک محصول و ... نمونه‌هایی از بهینه یابی‌های یک معیاره هستند. اما اگر هدف پژوهش یافتن مسیری باشد که هم هزینه کمتری داشته و هم ایمنی بیشتری داشته باشد، دو معیار برای بهینه بودن مسیر مطلوب تعیین شده است.

=روش‌های بهینه‌‌سازی به دو دسته الگوریتم‌های دقیق 49 و الگوریتم‌های تقریبی50 تقسیم‌بندی می‌شوند. الگوریتم‌های دقیق، جواب بهینه را به صورت دقیق مشخص می‌کنند اما در مورد مسائل بهینه‌‌سازی سخت کارایی کافی ندارند و زمان اجرای آن‌ها متناسب با ابعاد مسائل به صورت نمایی افزایش می‌یابد. الگوریتم‌های تقریبی قادر به یافتن جواب‌های خوب (نزدیک به بهینه) در زمان حل کوتاه برای مسائل بهینه‌‌سازی سخت هستند.

روش‌های بهینه یابی براساس نوع متغیرها نیز به سه دسته تقسیم می‌شوند: معین، احتمالی، فازی.

در پژوهش‌های بهینه یابی هدف پژوهش با یک یا چند تابع هدف و همچنین یک یا چند قید (معادلاتی به صورت مساوی یا نامساوی) بیان می‌شود. برای استفاده از روش‌های بهینه یابی، ابتدا باید مفاهیم کمی‌‌سازی و گزاره‌های تبدیل به‌ عبارت‌های ریاضی شوند. روش‌های بهینه یابی با این عناوین نیز شناخته می‌شوند: بهینه‌‌سازی ریاضی 51)، تحقیق در عملیات یا پژوهش عملیاتی 5253، روش‌های تصمیم‌گیری

بهینه یابی یک معیاره

روش‌های بهینه یابی براساس نوع توابع هدف و قیدها به دو دسته خطی و غیرخطی تقسیم می‌شوند:

  • روش‌های خطی: بهینه کردن (حداکثر یا حداقل کردن) متغیر وابسته‌ای که به صورت خطی با مجموعه‌ای از متغیرهای مستقل مرتبط می‌شود با درنظر گرفتن قیدهای خطی (محدودیت‌های خطی تشکیل یافته از متغیرهای مستقل)
  • روش‌های غیرخطی: بهینه کردن در مواردی که تابع هدف یا قیدها غیرخطی هستند.

در جدول زیر انواع روش‌های بهینه یابی یک معیاره به تفکیک درجه و نوع متغیرها معرفی شده است.

خطی غیرخطی
معین صحیح روش صفحه برش

روش شاخه و کرانه

روش بالانس

روش صفر و یک

روش تابع جریمه تعمیم یافته

روش تفکیک پذیر

غیر صحیح حساب دیفرانسیل

سیمپلکس

روش تحلیلی: حساب دیفرانسیل

روش‌های عددی

  • روش‌های عددی حذفی: جستجوی نا متناهی، جستجوی کامل، جستجوی دیکوتوماس، فیبوناچی، نسبت طلایی
  • روش‌های عددی درون یابی

روش‌های نا مقید

  • روش‌های نامقید جستجوی مستقیم: روش جستجوی تصادفی، روش یک تغییری، روش‌های جستجوی نمونه (روش پاول، روش هوک و جیویس)، روش مختصات چرخان روزنبراک، روش سیمپلکس
  • روش‌های نامقید شیبی: روش تندترین شیب، روش گرادیان مزدوج (فلچر- ریویس)، روش نیوتن، روش متریک متغیر (دیویدون- فلچر- پاول)

روش‌های مقید

  • روش‌های مقید مستقیم: تبدیل متغیرها، روش‌های تابع جریمه (روش تابع جریمه داخلی، روش تابع جریمه خارجی)
  • روش‌های مقید غیرمستقیم: روش‌های جستجوی هیوریستیک- روش کمپلکس، روش‌های تقریبی- روش صفحه برش، روش جهات امکان‌پذیر (روش زوتندیگ، روش تصویر گرادیان)

روش برنامه‌ریزی هندسی

احتمالی روش برنامه‌ریزی دو مرحله ای

روش برنامه‌ریزی با قید احتمالی

روش غیرخطی احتمالی

در برخی از موضوعات باید بهینه یابی‌های متوالی در نقاط زمانی مختلف، نقاط مکانی مختلف و یا در سلسله‌مراتب مختلف انجام شود. در این موارد از روش برنامه‌ریزی پویا 54 استفاده می‌شود. در برنامه‌ریزی پویا از روش‌های خطی و غیرخطی استفاده می‌شود.

مثال: برای محاسبه کم هزینه‌ترین مخزن هوایی آب به به جای بهینه یابی کل سامانه، می‌توان آن را پی‌ها، ستون‌ها و مخزن تجزیه نموده و هر یک را به‌ طور جداگانه در قالب برنامه‌ریزی پویا بهینه‌‌سازی شود.

ایده اصلی در بهینه یابی‌های احتمالی، معادل کردن آن‌ها با بهینه یابی معین است. متغیرهای معین نیز به دو دسته صحیح و غیر صحیح تقسیم می‌شوند. اگر متغیرها صحیح باشند نمی‌توان مقادیر بهینه غیرصحیح را برای آن‌ها تعیین نمود. البته در مواردی که عدد غیر صحیحی برای متغیرهای صحیح محاسبه می‌شود، می‌توان آن را گرد نمود؛ اما معمولا گرد نمودن یک متغیر مستلزم تغییرات اساسی در مقادیر سایر متغیرها بوده و یا ممکن است باعث دورشدن از مقدار بهینه شود. برخی از متغیرها نیز فقط مجاز به داشتن یکی از مقادیر صفرو یک هستند که در این حالت از روش بهینه یابی صفر و یک باید استفاده نمود.

مثال: مقدار بهینه ضخامت یک ورق فلزی می‌تواند 2.6 سانتی متر باشد که عددی غیر صحیح است. اما برای تعداد دستگاه‌های تراش، عدد 2.7 بی‌معنا است؛ در این مورد دوم باید از روش‌های بهینه یابی اعداد صحیح استفاده نمود.

بهینه یابی چندمعیاره

بهینه یابی چندمعیاره از نظر تعداد گزینه به دو دسته گسسته و پیوسته تقسیم می‌شود. اگر تعداد جواب‌های قابل قبول، قابل شمارش باشد، بهینه یابی گسسته و در غیر این صورت پیوسته است. بهینه یابی گسسته «تصمیم‌گیری چند شاخصه 55» و بهینه یابی پیوسته «تصمیم‌گیری چندهدفه 56» نیز نامیده می‌شوند.

روش‌های بهینه یابی چندمعیاره به دو دسته جبرانی و غیرجبرانی نیز تقسیم می‌شوند. در روش‌های جبرانی امکان مبادله بین معیارها وجود دارد. به این معنی که تغییر در یک معیار با تغییری مخالف (در جهت عکس) در معیارهای دیگر جبران می‌شود. همچنین متغیرها در بهینه یابی چندمعیاره ممکن است احتمالی، معین یا فازی باشند.

در بهینه یابی پیوسته (چندهدفه) چندین هدف به‌ طور هم زمان مورد توجه قرار می‌گیرند. مقیاس سنجش هر هدف ممکن است با مقیاس سایر اهداف متفاوت باشند. به عنوان نمونه یک هدف حداکثر کردن سود بر حسب واحد پول بوده و هدف دیگر حداقل کردن ساعات نیروی کار برحسب ساعت باشد.

روش‌های بهینه یابی پیوسته (تصمیم‌گیری چندهدفه) در جدول زیر ذکر شده‌اند.



روش‌ها
بدون گرفتن از اطلاعات تصمیم‌گیرنده ال پی (L-P)
با گرفتن اطلاعات اولیه دسترسی به مقصد، برنامه‌ریزی آرمانی (خطی، غیرخطی)، لکسیکوگراف، هدف حددار، تابع مطلوبیت و تابع ارزشی
باا گرفتن اطلاعات میان کنشی امکان تعیین ارجحیت اهداف مقاصد رضایت بخشی، ZIONTS،SWT،SIMOLP، ال پی توسعه‌یافته، کمپلکس (فیلتر، خوشه بندی)، GEOFRION
اعمال ترجیحات به صورت ضمنی جابه جایی، SEMOPS،STEM
با گرفتن اطلاعات نهایی پارامتریک، ام او ال پی (MOLP)

روش‌های بهینه یابی گسسته (تصمیم‌گیری چند شاخصه) در جدول زیر ذکر شده‌اند.



روش‌های جبرانی روش‌های غیرجبرانی
روش‌های هماهنگ روش‌های سازشی روش‌های امتیازدهی سایر
با استفاده از اطلاعات درباره مشخصه‌ها

متغیرهای شمارشی الکتره تاپسیس مجموع ساده وزین فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی (ای اچ پی)، فرایند تحلیل شبکه‌ای (ای ان پی)

متغیرهای ترتیبی روش ترتیبی لکسیکوگراف، حذف
در سطح استاندارد رضایت بخش خاص، رضایت بخش جامع
بدون استفاده از اطلاعات درباره مشخصه ها ماکسی ماکس، ماکسی مین، روش تسلط
لینمپ، ام آر اس، ام دی اس پرموتاسیون

= دسته‌بندی با نمودار ون

بهینه یابی ابتکاری

الگوریتم روش ها ابتکاری بر خلاف روش­های دقیق بهینه­سازی، بدنبال نقاط تا حد ممکن نزدیک به بهینه بوده به طوری که نظر تصمیم­گیرنده را تا سطح قابل قبولی برآورده سازد. به عبارت دیگر، روش­های فراابتکاری روش­هایی هستند که حل­های نزدیک به بهینه را با یک هزینه محاسباتی قابل قبول جستجو می­کنند ولی تضمینی برای رسیدن به حل بهینه نمی­دهند. به روش­های ابتکاری اصطلاحاً روش­های غیر دقیق نیز گفته می­شود زیرا سازوکارهای تصادفی در ایجاد ساختار آن ها نقش مهمی دارند.

الگوریتم ابتکاری به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • ابتکاری 57
  • فراابتکاری 58:مبنای این رویکردها عمدتاً بر اساس نظم یا قواعد موجود در ارگانیسم­های طبیعی یا برگرفته از دیگر شاخه­های علوم است.
  • فوق ابتکاری 59

الگوریتم‌های ابتکاری دو مشکل‌دارند: گیر افتادن آن‌ها در نقاط بهینه محلی و همگرایی زودرس به این نقاط؛ الگوریتم‌های فراابتکاری برای حل این مشکلات ارائه شده‌اند. الگوریتم‌های فراابتکاری، دارای راهکارهای خروج از نقاط بهینه محلی بوده و قابلیت کاربرد در طیف گسترده‌ای از مسائل را دارند.

انواع الگوریتم‌های ابتکاری در جدول زیر معرفی شده اند:

الگوریتم ژنتیک

الگوهای محاسبه پذیر

تکی - الگو -

شبیه سازی

سی جی‌ای -

منطق: کلان. خرد (عوامل)

چند کارگزاری 60

سایر

روش‌های پژوهش دسته‌بندی نشده عبارتند از:

فراتحلیل، اقدام پژوهی

ساخت اجتماعی، روش دوبین، روش لینهام، تحلیل استواری،،، رویکرد گزینه راهبردی61،

چند سطحی 62

ماشین‌های سلولی[2]

شبیه‌‌سازی چند سطحی[3]

شبیه‌‌سازی مونت کارلو[4]

شبیه‌‌سازی تحلیل خرد[5]

مدل‌های صف[6]

مدل‌های یادگیر و تکاملی[7]

[2] CA: Cellular Automata

[3] Multi Level

[4] Monte Carlo

[5] Micro analytical

[6] Queue Models

[7] Learning and evolutionary models

الگوها و چارچوب‌ها، مبانی فلسفی

نقشه (نگاشت) پیامدها، پایش فرایندی تاثیرات

الگوهای مفهومی، نظریه‌ها: الگوی سامانه‌های مانا

تدوین محتوا

با انجام دادن فعالیت‌های پژوهش، محتواهایی (به صورت نهفته یا آشکار) حاصل می‌شود که می‌توان آن‌ها را به سه دسته تقسیم نمود:

  • محوری
    • محتواهای محوری اصلی: منشور پژوهش (پروپوزال)، مرور ادبیات، روش پژوهش، دستاوردها، چکیده‌ها، پرسش‌های متداول
    • معلومات محوری فرعی: یادداشت‌ها، داده‌های گردآوری شده، نقدها و نظرات بیان شده
  • جانبی: پیشنهادات اصلاحی، درس آموخته‌ها، گزارش‌ها (گزارش‌های انجام، انتقال و بهره‌برداری از معلومات پژوهش)
  • اسناد گردآوری شده

محتواهای پژوهش باید تا حد امکان مستند شده و با ساماندهی مناسبی در دسترس مخاطبان قرار گیرند.

اقداماتی که برای ساماندهی محتواها می‌توان انجام داد، عبارتند از:

  1. تفکیک موضوعات در تنظیم محتواهای تولید شده
  2. برقراری روابط بین اسناد
  3. نمایه سازی: تعیین کلیدواژه‌های مناسب برای تمامی اسناد (از محتواهای تولید شده در پژوهش گرفته تا اسناد گردآوری شده)
  4. تشکیل کتابخانه‌های تخصصی

اگر موضوعات به چندین پودمان (ماژول) تقسیم شوند، بازیابی، به‌هنگام‌‌سازی و استفاده از آن‌ها ساده‌تر می‌شود.

مثال ===شاخص در مرور ادبیات - کاهش حجم

تدوین محتواها باید متناسب با مخاطب انجام شود. رعایت تناسب با مخاطب تا حد تدوین چکیده، پرسش‌های متداول و بصری‌‌سازی در محدوده فعالیت‌های پژوهش قرار می‌گیرد. اقداماتی مانند تولید فیلم، انتشار کتاب، طراحی اینفوگرافی و.... فعالیت‌های انتقال دانش محسوب می‌شوند که در ادامه تولید دانش باید انجام شوند.

منشور پژوهش

اهداف پژوهش در راستای اهداف بالادستی که فراتر از محدوده پژوهش هستند، انتخاب می‌شوند. پژوهش پروژه‌ای است که برای حل مسائلی (یا دستیابی به اهدافی) انجام شده می‌شود. منشور پژوهش شامل یک طرح اولیه از محدوده پژوهش، فعالیت‌های اصلی و ذی‌حقان است. منشور پژوهش، پروپوزال نیز نامیده می‌شود.

شروع پروژه بدون منشور توصیه نمی‌شود زیرا اگر محدوده پژوهش و مواردی مانند خواسته‌های ذی‌نفعان کلیدی مشخص نباشد، ممکن است کارهایی انجام شود که مفید نبوده و دستاوردهای پروژه مورد استفاده قرار نگیرند.

در مراحل ابتدایی پژوهش، منشور تنها بر اساس بخشی از اطلاعاتی که در همان ابتدا در دسترس دارد، تهیه می‌شود. گنجاندن «نیازها و الزامات»، «زمان بندی» و «بودجه» در منشور توصیه می‌شود، اما ارائه اطلاعات دقیق از هرکدام از این اطلاعات در آغاز پژوهش غیرممکن خواهد بود. در مراحل ابتدایی باید منشور را بر اساس اطلاعات محدود و موجودی که در دسترس است، آماده کرد. احتمال دارد که نیازها و الزامات پروژه کاملاً ناشناخته بوده و تنظیم منشور برای تمامی ابعاد آن غیرممکن باشد. همیشه امکان دارد که برای اولین مرحله پروژه، تنها برخی از نیازهای کسب وکار تعریف شده باشد. مستندسازان پروژه در مراحل بعدی می‌توانند نیازها و الزامات ملموس‌تر و مشخص‌تر پروژه را شناسایی کرده و منشور پروژه را اصلاح کنند.

بخش‌های اصلی منشور عبارت‌اند از: ارزش‌های بالادستی، محدوده، فعالیت‌های اصلی،

ارزشهای بالادستی

ین بخش شامل اهداف یا مسائلی هستند که پژوهش برای دستیابی یا حل آن‌ها انجام می‌شود. در این بخش خط‌‌مشی‌هایی که در انجام و محصول پژوهش باید رعایت شوند، نیز ذکر می‌شود. در این قسمت نیازها و ضرورت‌های پژوهش بیان می‌شود. برای جهت‌گیری درست پروژه و ارزیابی دستاوردهای حاصل از اجرا باید ارزش‌های بالادستی با دقت کافی بیان شوند.

محدوده

محدوده نشاندهنده مرز پروژه است و بیان می‌کند پژوهش دربرگیرنده چه چیزهایی هست و دربرگیرنده چه چیزهایی نیست.

محتوای بخش محدوده عبارت‌اند از:

  1. معرفی پژوهش‌های مرتبط
  2. محصول مورد انتظار (به صورت بیان مسئله، هدف، سؤال و یا فرضیه)

فعالیت‌ها و منابع

فعالیت‌های اصلی، زمان‌بندی آن‌ها و منابع موردنیاز برای انجام پژوهش در این بخش درج می‌شود.

سازماندهی

در این قسمت ساختار گروه پژوهش (در صورت انجام پژوهش به صورت گروهی)، مسئولیت‌ها و اختیارات مدیر، وظایف و اختیارات سایر اعضا، تعامل تیم پروژه و کارفرما و ارتباطات (اجرا، نظارت، تائید، اخذ تصمیم، دریافت اطلاعات و... ) و همچنین شیوه نظارت بر پروژه مشخص می‌شود.

رهنمودها و الزامات

چارچوب‌ها، قالب‌ها، استاندارد‌ها، راهنماها و سیاست­های مورد نظر کارفرما و مجری برای اجرا پروژه در این قسمت ذکر می‌گردد. همچنین در صورتی که پروژه مصوبه یا قانون مرتبطی دارد در اینجا به آن اشاره می‌شود.

مفروضات، محدودیت‌ها و مخاطره ها

در این قسمت مفروضات، محدودیت‌ها و مخاطره‌های در تأمین منابع، تعامل با ذی‌نفعان، مولفه‌های محیطی و... پژوهش بیان می‌شود.

مرور ادبیات

در پژوهش‌هایی که با استفاده از چارچوب انجام می‌شوند، در تدوین محتوای پژوهش، بخش «ادبیات موجود» حذف می‌شود. حتی اگر چارچوب موجود ناقص باشد، مرور ادبیات برای تکمیل چارچوب انجام شده و بنابراین در محتوای مرتبط با چارچوب مستند می‌شود نه در محتوای پژوهش مبتنی بر چارچوب. در پژوهش‌های مبتنی بر مستندات جامع و پژوهش‌های بنیادی، بخش مرور ادبیات نسبت به سایر پژوهش‌ها محدودتر است. در عوض بخش‌های مقایسه تطبیقی گسترده‌تر هستند.

بخش «ادبیات موجود» تنها حاوی مباحث مطرح شده در مستندات بوده که با نظم مناسبی چیده می‌شوند. در این بخش ایده‌ها و یافته‌های پژوهشگر بیان نمی‌شود، نقش پژوهشگر در این بخش انتخاب و چینش مناسب محتواهای موجود با نقل قول مستقیم، غیرمستقیم یا با صورت‌بندی جدید است. به‌ عبارت دیگر بخش ادبیات موجود، به سبک تکه چسبانی (کلاژ63) تنظیم می‌شود.

انواع محتوای بخش ادبیات عبارت‌اند از:

  • مرتبه اول: ادبیات مرتبه اول شامل مولفه‌های شناسایی یا طراحی شده هستند. باید توجه داشت که یافته‌های پژوهش به اشتباه به عنوان ادبیات مرحله اول در ادبیات موجود ذکر نشود.
  • مرتبه دوم: ادبیات مرتبه دوم شامل تحلیل‌ها، مقایسه‌ها، تعمیم‌ها و سایر محتواهای حاصل از پردازش ادبیات مرتبه اول هستند.

مثال: ==

چیدمان محتواها باید بر اساس ساختار تقسیم‌بندی مناسبی انجام می‌شود تا محتوا به صورت یکپارچه تدوین شده و امکان جمع‌بندی فراهم باشد. ساختار تقسیم‌بندی ممکن است در ابتدا و یا در حین پژوهش شکل گیرد.

انواع ساختارهای تقسیم‌بندی محتوای بخش ادبیات موجود عبارت‌اند از:

  • تقسیم‌بندی موضوعات: ساختار تقسیم‌بندی موضوعات باید مبتنی بر رویکرد سامانه‌ای باشد؛ یعنی تفکیک‌های لازم بین موضوعات درون سامانه در نظر گرفته شود. هر سامانه را می‌توان در دو سطح «کل و اجزاء» و یا دو سطح «عام و مصادیق» تقسیم‌بندی نمود. در هر قسمت نیز باید اجزاء و روابط به‌ طور جداگانه یا در کنار یکدیگر بیان شوند.
  • تقسیم‌بندی مباحث:

چندین رویکرد برای تقسیم‌بندی موضوعات وجود دارند که هر کدام برخی از ابعاد را بهتر نمایان می‌سازند. ترکیب ساختارهای تقسیم‌بندی (شامل یک یا چند ساختار تقسیم‌بندی موضوعات و همچنین ساختار تقسیم‌بندی مباحث) برای ارائه ادبیات موجود امکان‌پذیر و گاهی مطلوب است که البته ممکن است باعث تکرار در برخی موارد شود.

چیدمان محتواها را می‌توان به دو روش تنظیم نمود.

  • به تفکیک موضوع: در این ساختار موضوعات،
  • به تفکیک سند: در این روش خلاصه همه مفاد مربوط به یک سند، در یکجا آورده می‌شود؛ البته این خلاصه‌ها تحت عناوین مختلف دسته‌بندی می‌شوند. این همان ساختاری است که در منشور پژوهش مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روش اول، کاملا منطبق بر ساختار تقسیم‌بندی موضوعات بوده، اما در روش دوم، تمایز بین اسناد بیشتر حفظ می‌شود. این دو ساختار به صورت ترکیبی نیز قابل استفاده هستند. به این ترتیب که مطالب مربوط به اسناد با حفظ تمایز در قسمت‌های مختلف قرار گیرند که در این صورت ممکن است یک سند چندین بار در قسمت‌های مختلف آورده شود.

مثال: ====== تفکیک جغرافیایی، ساختاری، رفتاری

روش پژوهش

سند روش پژوهش، شامل توصیف فرایند پژوهش و شبکه استنباط است. در این سند، روش استفاده شده برای تمام فعالیت‌ها (از انتخاب موضوع پژوهش تا مرور ادبیات و تحلیل داده‌ها) بیان می‌شود.

تحلیل

محصول پژوهش دستاوردهای محتوایی و یا عینی است که باید مستندسازی شوند.

دستاوردهای عینی، تجهیزات فیزیکی بوده که مشخصات و ساز و کارهای آن‌ها در سند دستاورد ثبت می‌شود. تمایز بین دستاوردهای عینی و سایر دستاوردها کاملا آشکار است؛ این تمایز بین در پژوهش‌های طراحی که محصول آن‌ها ذهنی است نیز وجود دارد اما ممکن است به خوبی درک نشود. الگوهای لمسی سازی، الگوهای شبیه سازی، نرم‌افزارها، اصطلاح نامه‌ها و ... نمونه‌هایی از محصولات ذهنی هستند که علاوه بر موجودیت خودشان، مشخصات و ساز و کارهایشان نیز باید مستند شود.

مثال:===

دستاورد

پیوست ها

پیشنهادات جانبی: در قسمت پیشنهادات، علاوه بر تعریف پروژه‌های پژوهشی جدید، اصلاحات پیشنهادی در چارچوب نیز بیان می‌شوند.

سبک و استناددهی

==

فعالیت‌های کنترل

کنترل پروژه شامل بررسی پیشرفت و بازنگری در برنامه‌ریزی است. هر چه پروژه به لحاظ محدوده یا منابع مورد استفاده بزرگتر باشد، ضرورت کنترل اجرا بیشتر می‌شود. مولفه‌هایی که باید کنترل شوند، عبارت‌اند از:

  • دستیابی به محصول مورد انتظار: در پژوهش‌هایی که محصول پژوهش در ابتدای آغاز پروژه مبهم بوده است، همواره باید نزدیک شدن یا دور شدن از اهداف پژوهش مورد بررسی قرار بگیرد.
  • پیشرفت فعالیت‌های اجرایی: کنترل زمان بندی، کنترل هزینه، کنترل کیفیت، گزارش عملکرد، کنترل مخاطره ها

موفقیت پژوهش ابتدا بر اساس دستاوردهای آن سنجیده می‌شود و موفقیت در اجرای فعالیت‌ها در مرحله بعد قابل توجه است.

برای کل پروژه و هر یک از فعالیت‌های مهم باید «مرور قبل، حین و بعد از عمل» انجام شوند تا از انطباق نتایج با پیشبینی‌ها اطمینان حاصل شده و تصمیمات اصلاحی اتخاذ شود. برای مرور وضعیت فعالیت‌ها، به چنین سؤالاتی باید پاسخ داد:

  1. انتظار داشتید چه چیزهایی اتفاق بیفتد؟
  2. در واقعیت چه چیزهایی رخ داد؟
  3. چه چیزهایی خوب پیش رفت و چرا؟
  4. چه چیزهایی می‌تواند بهبود یابد و چگونه؟
  5. درس‌هایی که یاد گرفتید و ممکن است در آینده مفید واقع شوند چه بوده است؟

کنترل زمان بندی

کنترل هزینه

کنترل کیفیت

گزارش عملکرد

کنترل مخاطره ها

فعالیت‌های خاتمه

فعالیت‌های خاتمه پژوهش شامل نهایی کردن تمامی فعالیت‌های اجرای پروژه است. مهم‌ترین فعالیت‌های خاتمه عبارت‌اند از:

  1. دریافت پذیرش کیفیت محصول پروژه از مشتریان، حامیان و یا داوران
  2. مستندسازی درس‌های آموخته شده
  3. انتشار و یا پیگیری بهره‌برداری از محصول پژوهش و محتواهای جانبی (اصلاحات پیشنهادی در چارچوب‌ها، فرایندها، مقررات و...)
  4. ساماندهی اسناد مرتبط با پروژه
  5. تسویه مالی و تحویل تجهیزات

کیفیت پژوهش

کیفیت پژوهش شامل کیفیت محصول، کیفیت محتواهای مستند شده و کیفیت فرایند پژوهش است. کیفیت محصول، بیانگر قابل پذیرش بودن تصورات و یا عملکرد تجهیزات ساخته شده در پژوهش است. هر چند کیفیت محصول مهم‌ترین مولفه کیفیت در پژوهش است و معمولا از کیفیت مستندات و فرایند پژوهش غفلت می‌شود؛ اما این دو مولفه نیز اهمیت دارند:

  • اهمیت کیفیت مستندات: اگر دستاوردهای پژوهش مستند نشده و یا مستندات تدوین شده از کیفیت لازم برخوردار نباشند، انتقال و بهره‌برداری از دانش به دست آمده از پژوهش دچار اختلال می‌شود. مثلا ممکن است برخی از خطاهای مربوط به کیفیت مستندات از این قرارند: عدم انتقال دانش و یا حتی فراموشی ایده‌ها و دانش‌های حاصل توسط خود پژوهشگر، انتقال فهم نادرست، صرف زمان زیاد برای فهم دستاوردهای مستند شده، انتقال ارزش‌های نادرست و اشکار، عدم یکپارچگی با سایر مستندات و کاهش هم افزایی اطلاعات
  • اهمیت کیفیت فرایند: هزینه و زمان صرف شده برای یک پژوهش اهمیت ویژه‌ای دارد. صرف اینکه نتیجه‌ای (قابل پذیرش یا غیر قابل پذیرش) به دست آید، برای موفقیت پروژه پژوهشی کافی نیست. هزینه‌های فرصت از دست رفته باید مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا گاهی یک محصول با کیفیت، «نوش دارو پس از مرگ سهراب» می‌شود.

کیفیت محصول پژوهش، در شبکه استنباط ارزیابی می‌شود. شبکه استنباط شامل مفروضات و استدلال‌هایی است که برای احراز کیفیت مولفه‌های محصول (مفاهیم و گزاره‌ها) ارائه می‌شود. بخشی از استدلال‌ها را می‌توان در روش انجام فعالیت‌های پژوهش تعبیه نمود، که بدین ترتیب کیفیت محصول تا حدی تضمین می‌شود.

مثال: در برآورد «میانگین رضایت مشتریان» که بر اساس نظرات «نمونه‌ای از مشتریان» از استدلال‌های استقرایی استفاده می‌شود. بخشی از خطاهای استقراء با روش نمونه گیری درست، بررسی روایی و آزمون‌های پایایی پرسش نامه برطرف می‌شود.

تعبیه مولفه‌های کیفیت در چارچوب‌های پژوهش به‌ طور کامل‌تری قابل انجام است. با استفاده از چارچوب‌های خاص (اگر برای پژوهش مورد نظر وجود داشته باشند ) رعایت کیفیت محصول، مستندات و فرایند ساده‌تر خواهد شد. چارچوب مناسب به پژوهشگر کمک می‌کند که با استفاده از تجربه و دانشی که در طراحی چارچوب نهفته است، در زمان کوتاهتر و با هزینه کمتری، محصول با کیفیت‌تری را ارائه داده و مستندات پژوهش را به خوبی تدوین نماید.

تعبیه استدلال‌ها در روش انجام فعالیت‌های پژوهش و به‌ طور کامل‌تر در چارچوب‌ها، نباید باعث غفلت از شبکه استنباط شود. در هنگام برنامه‌ریزی، اجرا و خاتمه پژوهش باید از کامل بودن شبکه استنباط اطمینان حاصل نمود. برای «کنترل کیفیت پژوهش‌های در حال اجرا» و همچنین «نقد پژوهش‌های انجام شده» می‌توان از فهرست خطاهای پر تکرار استفاده نمود.

در ادامه شبکه استنباط و خطاهای کیفیت پژوهش توضیح داده شده‌اند.

شبکه استنباط

تصورها و واقعیت‌ها همراه با روابط استدلالی بین آن‌ها، شبکه استنباط را شکل می‌دهند. در شبکه استنباط مشخص می‌شود که هر مفهوم یا گزاره بر اساس چه استدلال‌هایی پذیرفته شده است. اجزای شبکه استنباط را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود:

  • مفروض: مفاهیم و گزاره‌های پذیرفته شده که از آن‌ها برای استنباط اجزای کانونی استفاده می‌شود.
  • کانون: مفاهیم و گزاره‌هایی که شبکه استنباط برای احراز کیفیت آن‌ها ایجاد شده است.
  • پیامد: مفاهیم و گزاره‌هایی که با فرض پذیرش اجزای کانونی و با استدلال از آن‌ها حاصل می‌شوند.

انواع استدلال‌هایی که اجزای شبکه استنباط را به یکدیگر مرتبط می‌کنند، عبارتند از:

  • علی (علت و معلولی): روابط علی، اثر تغییر حالت یک شی بر تغییر حالت یک شی دیگر را بیان می‌کنند.
  • استقراء، قیاس: استقراء و قیاس ارتباط بین اجزای ذهنی عام و خاص را برقرار می‌کنند.
  • هم ارزی: ارتباطی که از طریق «تعریف» بین مفاهیم برقرار می‌شود، رابطه هم ارزی بین مفاهیم و گزاره‌ها را برقرار می‌کنند.
  • ترجیح: استدلال ترجیحی، انتخاب بین مفاهیم و گزاره‌های بدیل است.

استدلال‌هایی که به گزاره‌های موردنظر منتهی می‌شوند یک مسیر استنباط را (در شبکه استنباط) تشکیل می‌دهند که برهان نامیده می‌شود. برای احراز کیفیت یک گزاره، ممکن است یک یا چند برهان (روش) وجود داشته باشد.

شبکه استنباط پژوهش در سند «روش پژوهش» (که یکی از محتواهای مرتبط با پژوهش است) تشریح می‌شود.

خطاهای پژوهش

خطاهای انتخاب محدوده

محدوده پژوهش شامل موضوع و محصول بوده که ممکن است تعیین آن‌ها دچار خطا باشد. خطاهای محدوده پژوهش عبارت‌اند از:

  1. تعیین هدف درون زا: برخی مقادیر تغییرات بسیار زیادی داشته و یا تعیین آن‌ها به صورت برون‌زا بسیار پرهزینه است. در این موارد تلاش برای طراحی مقدار لحظه‌ای اهدافی که به صورت درون‌زا مشخص می‌شوند اشتباه است.
  2. مرزبندی نادرست: در تقسیم‌بندی باید به ارتباط بین قسمت‌ها توجه داشت تا خطای تجزیه گرایی رخ ندهد؛ مرزبندی بین قسمت‌ها نباید ارتباط بین آن‌ها را از بین ببرد؛ اگر چنین چیزی رخ دهد، با مجموعه‌ای از معلومات روبرو خواهیم شده که هم ناقص هستند و هم پراکنده و هم تکراری. در هنگام بررسی یک حوزه علاوه بر بررسی درون حوزه، روابط آن با سایر حوزه‌ها نیز باید بررسی شود. مرزها باید به گونه‌ای تعیین شود که روابط کمتری قطع شده و همچنین اجزائی که ارتباط زیادی با یکدیگر دارند در یک حوزه قرار گیرند.

  3. ابهام دور: ممکن است روابط متعددی بین مولفه‌های چند موضوع وجود داشته باشد؛ اگر به مولفه توجه نشده و روابط در سطح کلان بررسی شوند ممکن است ابهام «دور» در روابط علت و معلولی پیش آید.

مثال: کنترل دور الکتروموتور با استفاده از دور سنج و یک مدار کنترلی استفاده می‌شود. دورسنج تعداد دور را اندازه گرفته و مدار کنترلی با توجه به تعداد دور مورد نظر، فرکانس یا ولتاژ برق ورودی به الکترو موتور را تنظیم می‌کند. اینکه فرکانس و ولتاژ برق ورودی به الکتروموتور برای دستیابی به تعداد دور معین چقدر باید باشد، مقداری درون‌زا است که با طراحی مدار کنترلی مناسب به‌ طور خودکار اعمال می‌شود. پژوهشی که برای طراحی کنترل دور انجام می‌شود باید بر روی طراحی سامانه کنترل متمرکز شود.

مثال: بین دو موضوع «فرهنگ مردم» و «حمل‌ونقل» یک شهر روابط علت و معلولی وجود دارد اما نه به این معنا که یکی از این موضوعات علتی برای دیگری باشد. برخی از اجزای موضوع فرهنگ مردم علت برخی از اجزای موضوع حمل‌ونقل بوده و همین طور برخی از اجزای موضوع حمل‌ونقل علت برخی از اجزای موضوع فرهنگ مردم هستند: قانون‌پذیری مردم، بر رعایت مقررات رانندگی اثر می‌گذارد، ترافیک بیش ازحد جلوه‌های تندخویی را تقویت می‌کند.

خطاهای تقلیل گرایی

الگوها، معمولا تقلیل یافته بوده و دربردارنده همه مولفه‌های شیء اصیل نیستند.

  1. نادیده گرفتن مولفه‌های مهم
  2. بی توجهی به مولفه اختیار در سامانه‌های انسانی
  3. مفاهیم بیش از حد کلی

مثال: در بررسی قابلیت‌های نرم‌افزارهای مدیریت دانش ممکن است با تعریف ناقص مدیریت دانش و یا عدم اطلاع از برخی نرم‌افزارهای موجود، همه گزینه‌ها مورد بررسی قرار نگیرند.

مثال: بسیاری از رفتار انسان‌ها اختیاری بوده و مبتنی بر دلایلی هستند. دلایل (معلول‌های مورد انتظار از انجام یک رفتار) در عوامل بدون اختیار مانند قطعات خودرو وجود ندارند. رویکردهای استفهامی در علوم اجتماعی بر فهم دلایل رفتار تاکید دارند.

مثال: در برخی از تحلیل‌های اقتصاد بازار همه فروشندگان و خریداران در دو یا چند دسته محدود قرار می‌گیرند و خطای «مفاهیم بیش از حد کلی» رخ می‌دهد؛ در حالی که تفاوت بین خریداران به حدی است که باید با تفکیک بیشتری بررسی شوند. این رویکرد همان تحلیل مبتنی بر سامانه‌های چندعاملی است.

خطاهای تداخل سطوح

خطاهای پارادایمی

خطاهای پارادایمی عبارت‌اند از:

  1. کلی گویی: گاهی مفهومی بدون توجه به همه مصادیق بررسی شده و افراد مختلف و یا حتی یک فرد در دو مقطع زمانی مصادیق متفاوتی را در نظر می‌گیرند.
  2. ارزش‌های نهفته

مثال: اگر در پرسش نامه‌ای «میزان آگاهی از حقوق شهروندی» به‌ طور کلی پرسیده شود، حتما خطای کلی‌گویی پیش می‌آید؛ زیرا معمولا مخاطب تمامی ابعاد حقوق شهروندی را در پاسخ به سؤال در نظر نمی‌گیرد. همچنین همه پاسخ گویان ابعاد یکسانی را در نظر نمی‌گیرند.

خطاهای تاثیرپذیری

یک فرد ممکن است تحت تاثیر مولفه‌هایی قرار گرفته و نتواند یا نخواهد نظر خود را به درستی بیان کند. خطاهای تاثیرپذیری عبارت‌اند از:

  1. قالب خوردگی ذهن: ارزش‌های نهفته، تاثیرپذیری از افراد سخنور
  2. تاثیرات روحی و جسمی
  3. اثر هاثورن: نوعی واکنش است که به واسطه آن کسانی که مورد تحقیق قرار گرفته‌اند عملکردشان بهبود یافته و یا جنبه‌هایی از رفتارشان را که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند را با توجه به اینکه می‌دانند بر روی آن‌ها مطالعاتی در حال انجام است، اصلاح می‌کنند.

خطاهای استدلال

خطاهایی که در استدلال ممکن است پیش آیند، عبارت‌اند از:

  1. خطا استقراء ناقص
  2. خطا مقایسه (قیاس شباهت‌ها)
  3. خطای جایگزینی رابطه همبستگی با رابطه علی

مثال: ممکن است خطای «نادیده گرفتن» یک گزینه، با خطای استقراء ترکیب شده و به جای اینکه بیان شود «از بین نرم‌افزارهای بررسی شده، نرم‌افزار الف بهتر است» این گزاره بیان شود که «نرم افزار الف بهترین نرم‌افزار مدیریت دانش است.»

خطاهای تدوین محتوا

خطاهای حواس بدن

زیرساخت‌های پژوهش

زیرساخت‌ها انجام فعالیت‌ها را تسهیل کرده و در برخی موارد امکان فرصت‌های جدیدی را فراهم می‌کند. زیرساخت‌های اصلی فعالیت‌های علمی عبارت‌اند از:

  • تقسیم‌بندی: شامل ساختار تقسیم موضوعات، مفاهیم، اصطلاح ها
  • چارچوب‌ها
  • بستر اطلاعات و ارتباطات: نرم‌افزارها، نشریات، نشست‌ها و ...

کلیدواژه ها

اصطلاح64، واژه به کاررفته برای بیان یک معنا است. هر اصطلاح بیان کننده یک ویژگی بوده و با نسبت دادن آن به یک موضوع، آن موضوع، نشان دار می‌شود. واژه‌های «برچسب65» و «کلیدواژه66» نیز همان معنای اصطلاح را دارند. اصطلاح نامه67 (سامانه اصطلاح‌ها) با ارتباط بین اصطلاح‌ها شکل می‌گیرد.

کاربردهای اصطلاح نامه عبارت است از:

  1. ساماندهی و بازیابی محتوا
    • حذف یافته‌های غیر مرتبط ناشی از جستجوی واژه
    • پیشنهاد محتواهای مرتبط (افزایش قابلیت‌های سامانه‌های جستجو)
  2. مدیریت کلان موضوعات
    • تعریف واژه‌های کنترل شده و یکسان (زبان مشترک)
    • دسته‌بندی موضوعات، الگوی‌های ذهنی مشترک
    • آشکار شدن نحوه توزیع مستندات در موضوعات مختلف؛ خلأ‌ها و تراکم ها
  3. تدوین محتوای یک سند
    • تعریف درست محدوده
    • پوشش همه مباحث و توازن مناسب
    • پیشنهاد واژه‌های مرتبط در راستای انتخاب واژه مناسب در متن، شناسایی غلط‌های معمول املایی

چارچوب‌ها

چارچوب 68، یکپارچه کننده محتواهای مرتبط با یک موضوع به صورتی عام است. عام (کلی) بودن چارچوب به معنای بیان کردن مشخصه‌های مشترک بین مصادیق است. چارچوب ازیک طرف دربردارنده مفاد محتواهای بالادستی (مانند قوانین، مقررات، نظریه‌ها، ایده‌ها و …) هستند که در طراحی یا شناسایی یک موضوع باید موردتوجه قرار گیرند؛ و از طرف دیگر، محتوایی عام بوده و می‌تواند به عنوان یک سیاهه (چک لیست) برای تولید محتوا در موارد خاص استفاده شود. آثار طراحی و استفاده از چارچوب‌ها عبارت‌اند از: افزایش سرعت و کیفیت جذب، افزایش کیفیت، افزایش کارایی، انباشت، اشتراک، استانداردسازی.

کاربردهای چارچوب در انجام پژوهش عبارت‌اند از:

==

نرم افزارها

نرم افزارهایی که برای انجام فعالیت‌های پژوهش قابل استفاده هستند، عبارت‌اند از:

  1. نرم افزارهای آماری: اکسل Exel، اس پی اس اسSPSS، اس‌ای اسSAS، لیزرلLISREL، آموسAMOS، اچ ال ام HLM
  2. نرم افزارهای یادداشت نویسی: وان نوت، اورنوت، هم افزا
  3. نرم افزارهای گردآوری و تحلیل محتوا: ان ویو، اطلس تی آی
  4. نرم افزارهای استناددهی: سیتاوی،‌اند نوت، هم افزا
  5. نرم افزارهای ارتباطی: انواع شبکه‌های اجتماعی، ویکی‌ها و ...
  6. نرم افزارهای شبیه سازی: متلب،

شبکه پروژه‌های پژوهشی

اگر محدوده پژوهش گسترده و یا پیچیده باشد، باید به چند زیرمحدوده تقسیم شود. با تقسیم‌بندی محدوده، فعالیت‌های پژوهش نیز متناسب با محدوده‌ها شکسته می‌شود. گاهی می‌توان یک پروژه پژوهشی را به چند زیرپروژه تقسیم نمود، از طرف دیگر یک پژوهش ارتباط‌هایی با سایر پژوهش‌ها دارد؛ بنابراین شبکه‌ای از پژوهش‌ها شکل می‌گیرد. هر پروژه پژوهشی عواملی (با نقش‌هایی مانند کارفرما، پژوهشگر، ناظر و بهره بردار) دارد و بنابراین متناظر با شبکه پروژه‌ها، شبکه‌ای از عوامل شکل می‌گیرد.

روابط بین پروژه‌های پژوهشی به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • اشتراک منابع: همکاری یک پژوهشگر در چند پروژه، استفاده از منابع مالی مشترک و ...
  • ارتباط موضوعی: اشتراک یک موضوع یا ابعاد مختلف آن در چند پروژه
  • وابستگی فعالیت‌ها: وابستگی بین فعالیت‌های پژوهشی محدود به فعالیت‌های یک پروژه نیست؛ در حالت کلی می‌توان فعالیت‌های مشابه را دسته‌بندی کرده و چندین پروژه مرتبط با یکدیگر (به صورت شبکه پژوهش‌ها) تعریف نمود که به یکدیگر وابسته هستند.

با توجه به روابط بین پژوهش‌ها، مدیریت پژوهش شامل سه رده است:

  • مدیریت یک پروژه
  • مدیریت یک کلان پروژه
  • مدیریت سبد پروژه

یکپارچگی بین پژوهش‌هایی مرتبط به‌ ویژه در موارد ارتباط موضوعی و وابستگی فعالیت‌ها، بسیار مهم است. پژوهش‌های مرتبط باید یکپارچه باشند؛ اما میزان تمرکز در مدیریت پژوهش‌ها می‌تواند در طیفی از دو قطب کاملا متمرکز و کاملا توزیع شده قرار می‌گیرد:

  • مدیریت متمرکز
  • مدیریت توزیع شده

برخی از نکات مهم در شبکه‌های پژوهشی از این قرارند:

  1. در ساختار مدیریت شبکه پروژه‌های پژوهشی باید هیاتی برای هدایت شبکه پیش‌بینی شود تا هماهنگی‌های لازم را برای موفقیت پروژه‌ها انجام شوند.
  2. گاهی لازم است در پژوهش‌هایی بنیادی به‌ ویژه اگر در مرز دانش باشند هستند، پروژه‌ها به چند مرحله تقسیم شده و پس از تایید خاتمه هر مرحله، برای اجرای مرحله بعدی، تغییر پروژه‌ها و یا بستن نیمه تمام آن‌ها تصمیم‌گیری شود.
  3. با محدوده‌بندی پروژه‌های پژوهشی و برقراری ارتباط بین آن‌ها، کارایی و اثربخشی پژوهش‌ها افزایش زیادی می‌یابد. امکان تقسیم کار برای تولید علم فراهم می‌شود.

مثال: پروژه‌های پیمایش عمومی، داده‌هایی را از طریق مصاحبه با مردم گردآوری می‌کنند. اجرای چنین پروژه‌هایی به صورت گسترده در مقاطع زمانی متوالی، هزینه‌های بالایی دارد. با انجام پیمایش‌های عمومی، پایگاه‌های داده‌ای ایجاد می‌شود که در پژوهش متعددی قابل استفاده هستند. چنین ساختاری باعث کاهش هزینه و زمان و افزایش کیفیت پژوهش‌ها می‌شود.

====

در مواردی که امکان بهره‌برداری آزمایشی (پایلوت) وجود دارد، می‌توان با مخاطره کمتری اقدام نموده و پس از اصلاحات لازم، با اطمینان بیشتری در گستره وسیع‌تری از معلومات استفاده نمود.

مثال: یک داروی جدید را ابتدا روی موش‌ها آزمایش شده و پس از کسب شواهد کافی از آثار آن، در مورد برخی از بیماران بکار گرفته شده و در نهایی برای همگان تجویز می‌شود.

مثال: طرح یک هواپیما پس از تحلیل‌های متعدد به صورت یک الگوی رایانه‌ای طراحی شده و با شبیه سازی، برخی از فرضیه‌ها آزمون می‌شوند. همچینین نمونه فیزیکی آن در تونل باد آزمایش می‌شود. البته باز هم نواقصی باقی می‌ماند و تلاش می‌شود در ساخت هواپیماهای بعدی رفع شوند.


↑ [1] CPM
↑ [2] PERT
↑ [3] GERT
↑ [4] Option one and a half
↑ [5] Contradiction analysis
↑ [6] Strategic assumption surfacing and testing (SAST)
↑ [7] Soda
↑ [8] (Jointly Understanding Reflecting and Negotiating strategy (Journey Making
↑ [9] Construct
↑ [10] Concept
↑ [11] Indicator
↑ [12] Variable
↑ [13] Level of Measurement
↑ [14] Nominal Level
↑ [15] Ordinal Level
↑ [16] Interval Level
↑ [17] Ratio Level
↑ [18] External Factor Evalution (EFE )
↑ [19] Internal Factor Evalution (IFE )
↑ [20] (CPM)
↑ [21] (QSPM
↑ [22] Internal External Matrix (IEM)
↑ [23] (Boston Consulting Group (BCG
↑ [24] GE
↑ [25] Hofer Analysis Model
↑ [26] ADL
↑ [27] SPACE
↑ [28] (Importance - performance Analyses (IPA
↑ [29] Strategic Area Assessment
↑ [30] Social network analysis
↑ [31] SWOT
↑ [32] Interpretive Structural Modelling
↑ [33] Decision Making Trial And Evaluation Laboratory (DEMATEL)
↑ [34] System dynamic
↑ [35] Semantic network
↑ [36] Ontology
↑ [37] Fuzzy cognitive map
↑ [38] Social network analysis
↑ [39] Soft systems methodology (SSM)
↑ [40] Strategic Options Development and Analysis (SODA)
↑ [41] (Jointly Understanding Reflecting and Negotiating strategy (Journey Making
↑ [42] AHP
↑ [43] ANP
↑ [44] Q Method
↑ [45] Data science
↑ [46] Population
↑ [47] (ordinary least square (OLS
↑ [48] Hierarchical Linear Modeling (HLM)
↑ [49] exact algorithms
↑ [50] approximate algorithms
↑ [51] Mathematical optimization
↑ [52] Operations Research, Operational Research (به اختصار OR
↑ [53] )
↑ [54] Dynamic Programing
↑ [55] Multiple Attribute Decision Making;MADM
↑ [56] Multiple Objective Decision Making;MODM
↑ [57] heuristic
↑ [58] meta heuristic
↑ [59] hyper heuristic
↑ [60] Multi Agent
↑ [61] (Strategic Choice Approach (SCA
↑ [62] Multi level
↑ [63] Collage
↑ [64] Term
↑ [65] Tag
↑ [66] Key Word
↑ [67] thesaurus
↑ [68] Framework
چارچوب