موردی برای نمایش وجود ندارد.
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

در این چارچوب پس از بیان ماهیت و کاربردهای اصطلاح نامه، فعالیت‌های طراحی اصطلاح نامه و شیوه ارائه آن، توضیح داده شده است. استفاده از کلیدواژه‌ها برای نشانه گذاری اطلاعات، نمایه‌‌سازی نامیده می‌شود، روش نمایه‌‌سازی در چارچوب نمایه سازی بیان شده است.

فعالیت‌های اصلی طراحی اصطلاح نامه عبارتند از: تعریف محدوده، طراحی الگوی مفهومی، شناسایی مفاهیم، تعریف اصطلاح‌ها، برقراری ارتباط بین اصطلاحات، آزمون اصطلاح نامه و برقراری نگاشت با سایر سامانه ها

در الگوی مفهومی مؤلفه‌های اصلی موضوع اصطلاح نامه (واقعیتی که در محدوده اصطلاح نامه قرار دارد) مشخص می‌شود، شناسایی مفاهیم بر اساس اسناد و اشخاصی که در محدوده اصطلاح نامه قرار دارند (و باید نمایه‌‌سازی شود) انجام شده و تعریف اصطلاح‌ها با توجه به مخاطبان و ابزارها انجام می‌شود. برقراری ارتباط بین اصطلاحات بر اساس ارتباط بین مصادیق اصطلاح‌ها انجام شده و برای آزمون اصطلاح نامه، تناسب آن با واقعیت، مخاطبان و اسناد بررسی می‌شود. البته در تحلیل چهریزه‌ای، شناسایی مفاهیم بر اساس روابط بین اصطلاح‌ها انجام می‌شود و به‌ عبارت دیگر قبل از تعریف اصطلاح روابط برقرار شده‌اند.

توالی زمانی فعالیت‌های اصلی طراحی اصطلاح نامه، پایان به آغاز نیست و این فعالیت‌ها به صورت رفت و برگشتی انجام می‌شوند، این طور نیست که پس از پایان شناسایی مفاهیم تعریف اصطلاح‌ها آغاز شود، گاهی در هنگام برقراری ارتباط، مفهوم جدیدی شناسایی شده و حتی الگوی مفهومی اصلاح می‌شود. در اوایل فرایند طراحی اصطلاح نامه، تمرکز بر فعالیت‌های شناسایی مفاهیم و طراحی الگو بوده و در اواخر کار تعریف اصطلاحات و ارتباط بین آن‌ها وقت بیشتری می‌گیرد.

به‌هنگام‌‌سازی و ایجاد تناظر با سایر سامانه‌های مشابه، فعالیت‌های جانبی طراحی اصطلاح نامه هستند که باید مورد توجه باشند. پس از طراحی اصطلاح نامه باید به صورت تدریجی و یا دوره‌ای اصطلاح‌ها را بازنگری نمود تا اصطلاح نامه به‌هنگام بماند همچینین برقراری تناظر بین اصطلاح نامه با سامانه‌های مشابه (سایر اصطلاح نامه‌ها، هستی شناسی‌ها و ...) در حین طراحی یا پس از طراحی به ارتقای کیفیت و میزان بهره‌برداری از آن کمک می‌کند.

ماهیت و کاربردهای اصطلاح نامه

اصطلاح1، واژه به کاررفته برای بیان یک مفهوم است. هر اصطلاح بیان کننده یک ویژگی بوده و با نسبت دادن آن به موضوع، آن موضوع را نشان دار می‌کنند. واژه‌های «برچسب2» و «کلیدواژه3» نیز همان معنای اصطلاح را دارند. با برقراری روابط بین کلیدواژه‌ها (اصطلاح‌ها)، اصطلاح نامه4شکل می‌گیرد؛ اصطلاح نامه، سامانه‌ای از واژگان ساختار یافته و مهار شده است.

اصطلاح نامه با چهار مولفه در ارتباط است:

  1. واقعیت: واقعیت شامل اشیایی است که در جهان وجود داشته و باید کلیدواژه‌هایی برای بیان مولفه‌های آن‌ها در اصطلاح نامه گنجانده شوند.
  2. اطلاعات: تمامی اطلاعات موجود درباره واقعیت، باید کلیدواژه‌های اصطلاح نامه قابل نمایه‌‌سازی باشند.
  3. مخاطبان: مخاطبان (نمایه سازان و جویندگان) باید بتوانند به راحتی برای ذخیره و بازیابی اطلاعات از اصطلاح نامه استفاده نمایند.
  4. ابزار: قابلیت‌ها و محدودیت‌های ابزارها (نرم افزار رایانه‌ای و ...) برای ذخیره و بازیابی باید مورد توجه قرار گیرند.

کاربردهای اصطلاح نامه عبارت است از:

  1. ساماندهی و بازیابی مستندات و اشخاص
    • حذف یافته‌های غیر مرتبط با صرفا در بردارنده واژه‌های جستجو شده هستند
    • پیشنهاد عبارت‌های جستجوی دیگر بر اساس ارتباط بین کلیدواژه ها
  2. مدیریت موضوعات
    • ایجاد زبان مشترک بین افراد با تعریف واژه‌های کنترل شده و یکسان
    • ایجاد الگوی‌های ذهنی مشترک در تقسیم‌بندی موضوعات
    • آشکار شدن نحوه توزیع مستندات در موضوعات مختلف؛ شناسایی موضوعاتی که مستندات اندکی در مورد آن‌ها وجود دارند و همچنین موضوعات پر تراکم
    • تعریف دقیق محدوده مستندات
  3. تدوین محتوای یک سند
    • پیشنهاد واژه‌های مرتبط برای انتخاب واژه مناسب در متن
    • شناسایی غلط‌های معمول املایی

مثال: تخصص و سوابق افراد، اطلاعاتی هستند که اگر کلید واژه‌های مناسبی برای آن‌ها تعریف شوند، به راحتی می‌توان افرادی که دارای تخصص‌های یکسان و مرتبط هستند پیدا کرد.

تعریف محدوده

محدوده اصطلاح نامه، همان محدوده مولفه‌های مرتبط با اصطلاح نامه است. محدوده اصطلاح نامه با بیان این موارد مشخص می‌شود:

  • حوزه‌های موضوعی پوشش داده شده، همراه با تعیین حوزه‌های اصلی و حاشیه ای؛
  • زبان‌هایی که اصطلاح نامه به آن زبان‌ها ارائه شده است؛
  • کاربران: دانش کاربران درباره حوزه موضوعی اصطلاح نامه و مهارت آنان در کار با اصطلاح نامه.

طراحی الگوی مفهومی

الگوی مفهومی شامل مفاهیم اصلی و روابط بین آن‌ها است. الگوی مفهومی محورهای اصلی برای شناسایی مفاهیم و دسته‌بندی آن‌ها را نشان می‌دهد. الگوی مفهومی‌ساختار روابط بین اصطلاح‌ها را مشخص می‌کند و هر یک از مفاهیم شناسایی شده پس از پذیرش در جای مناسب قرار می‌گیرد تا جایی که به تدریج اصطلاح نامه شکل می‌گیرد. از طرف دیگر با شناسایی مفاهیم، الگوی مفهومی شکل گرفته و یا اصلاح می‌شود.

شناسایی مفاهیم

سه روش کلی برای شناسایی مفاهیم مهم (در محدوده اصطلاح نامه) وجود دارد:

  1. گردآوری اصطلاحات موجود
  2. تحلیل مضمون
  3. ردیابی روابط

پس از شناسایی هر مفهوم، باید ضرورت تعریف یک یا چند اصطلاح برای بیان آن «مفهوم» بررسی شود.

گردآوری اصطلاحات موجود

معمولا در محدوده مورد نظر، اصطلاحاتی وجود دارند که مرور آن‌ها کمک زیادی به شناسایی مفاهیم می‌کند؛ اصطلاحات موجود را از این منابع می‌توان گردآوری کرد:

  1. کلیدواژهای تعریف شده در اصطلاح نامه‌های مشابه: با استفاده از اصطلاح نامه‌های موجود (با زبان‌های مختلف) در محدوده مورد نظر یا موضوعات نزدیک به آن استخراج مضامین و انتخاب اصطلاح‌ها با سرعت و کیفیت بالاتری انجام می‌شود.
  2. کلید واژه‌ها بکار رفته برای مقالات
  3. محورهای مطرح شده در همایش ها
  4. نمایه‌های تفصیلی کتاب ها
  5. فهرست نویسی اسناد
  6. واژه نامه‌های تخصصی، ترمولوژی ها
  7. مدخل‌های دانشنامه‌ها: مدخل‌های یک دانشنامه بیان کننده مباحث مهم بوده و گزینه‌های مناسبی برای انتخاب کلیدواژه‌ها هستند.
  8. طبقه‌بندی‌های موجود: نظام‌های رده‌بندی اسناد مانند دیویی و کنگره، طبقه‌بندی فعالیت‌ها مانند آیسیک، طبقه‌بندی محصولات مانند اچ اس، طبقه‌بندی مشاغل، تاکسونومی ها
  9. هستان شناسی ها
  10. مجموعه اصطلاحاتی که توسط برخی از افراد در طی کار گردآوری شده‌اند.
  11. کلید واژه‌های جستجو شده در موتورهای جستجوی اینترنتی

تحلیل مضمون

تحلیل مضمون 5روشی برای تعیین، تحلیل و بیان مضامین (تم‌ها) موجود درون داده‌ها است. در تحلیل مضمون، محتوای اسناد بررسی شده و مضامین آن‌ها استخراج می‌شوند. اسنادی برای استخراج کلید واژه‌ها باید انتخاب شوند که محتواهای مرتبط با موضوع اصطلاح نامه را به خوبی پوشش دهند.

در تحلیل مضمون، مباحث مهم مطرح شده در متن استخراج می‌شود. تحلیل مضمون فرایندی بازگشتی6 است که در آن حرکت به عقب و جلو (رفت و برگشت) مستمر بین مجموعه داده‌ها، خلاصه‌های کدگذاری شده و تحلیل داده‌هایی است که به وجود می‌آیند.

مراحل تحلیل مضمون عبارتند از: آشنایی با داده‌ها؛ ایجاد کدهای اولیه؛ جستجوی مضمون‌ها؛ بازبینی مضمون‌ها؛ تعریف و نام گذاری مضمون ها

ردیابی روابط

با ردیابی روابط مفهومی و مقداری، می‌توان کلیدواژه‌های جدیدی را بر اساس کلیدواژه‌های موجود یافت. البته این کار در حین برقرار روابط بین کلید واژه‌ها نیز انجام می‌شود.

شناسایی کلید واژه‌ها از طریق روابط مفهومی، تحلیل چهریزه‌ای نیز نامیده می‌شود. تحلیل چهریزه ای7، «تحلیل حوزه‌های موضوعی به مفاهیم تشکیل دهنده‌ی آن‌ها که در قالب چهریزه‌ها دسته‌بندی شده‌اند و همچنین تقسیم مفاهیم به مفاهیم اخص به واسطه‌ی ویژگی‌های بخش‌پذیری معین» است. چهریزه، مفاهیمی هستند که عضو یک مجموعه بزرگ‌تر هستند. به‌ طور کلی نمونه‌هایی از مقوله‌های سطح بالا که می‌توانند برای گروه‌بندی مفاهیم به چهریزه‌های گوناگون به کار آیند، عبارتند از: اشیاء، عوامل، کنش‌ها، مکان‌ها و زمان‌ها.

مثال: نوشتن، پختن، خوردن همگی می‌توانند اعضای چهریزه‌ای به نام کنش‌ها باشند. گل نرگس، پرندگان و گیاهان همگی اعضای چهریزه‌ی موجودات زنده هستند. تهران، قله دماوند و کرج همگی از اعضای چهریزه‌ی مکان می‌باشند.

تعریف کلیدواژه ها

پس از شناسایی مفاهیم نوبت به تعریف اصطلاح‌ها (کلید واژه‌ها) می‌رسد. تعریف کلیدواژه‌ها در دو مرحله انجام می‌شود: بررسی پذیرش مفهوم، انتخاب صورت مناسب.

یک مفهوم شناسایی شده ممکن است پذیرفته شده یا رد شود؛ به‌ عبارت دیگر، اصطلاحی برای آن در نظر گرفته نشود. برخی مفاهیم پذیرفته شده نیز مرکب بوده که ممکن است با یک یا چند اصطلاح بیان شوند. یکی از مراحل دشوار در طراحی اصطلاح نامه، تشخیص استفاده از یک یا چند اصطلاح برای مفاهیم مرکب است.

«کلید واژه»، واژه بکار رفته برای بیان یک مفهوم است و 4 گزینه برای انتخاب کلیدواژه مناسب برای اشاره به آن مفهوم وجود دارد:

  1. پذیرش مفهوم و بازنمایی آن با یک کلیدواژه (اصطلاح)
  2. پذیرش مفهوم و بازنمایی آن با ترکیبی از دو یا چند کلیدواژه (اصطلاح). این گزینه، «شکستن مفهوم» نیز نامیده می‌شود.
  3. رد مفهوم: به دلایلی مانند نامربوط یا نامناسب بودن یا بسامد کم موارد نیاز به آن.
  4. رد درج مستقیم مفهوم در اصطلاح نامه، اما ایجاد و نگهداری یک مفهوم اعم و پذیرش اصطلاحی نامرجح برای مفهوم مورد نظر که به اصطلاح اعم مرجح ارجاع داده شود.

پذیرش مفهوم ممکن است به صورت موقت باشد تا پس از یک دوره کاربرد به‌ طور آزمایشی در مورد آن تصمیم‌گیری شود.

بررسی مفاهیم مرکب

برای مفاهیمی که زیاد به کار می‌روند واژه‌های مشخصی در زبان تخصیص می‌یابد؛ اما اگر مفهومی جدید بوده و یا آن قدر پر کاربرد نباشد که برای آن یک واژه خاص در نظر گرفته شود، از چند واژه برای اشاره به مفهوم استفاده می‌شود؛ این مفاهیم را مفاهیم مرکب می‌نامیم.

مثال: برای بیان مفهوم «گیاه بزرگ چوبی» از واژه «درخت» استفاده می‌شود. اما برای مفهوم « درخت‌هایی که در همه فصل‌های سال دارای برگ هستند.» از ترکیب سه واژه «درخت همیشه سبز» استفاده می‌شود.

مفاهیمی که برای آن‌ها یک واژه خاص وجود ندارد با چند واژه بیان می‌شوند؛ اجزای این گونه واژه‌ها را می‌توان به شکل زیر جداسازی کرد:

  • کانون، سر واژه یا هسته، به بیان دیگر مولفه اسمی که رده کلی مفاهیمی را که اصطلاح مورد نظر به آن ارجاع می‌دهد، مشخص می‌کند. مثال: درخت در اصطلاح درخت میوه
  • ممیز یا توضیحگر، یعنی یک یا چند مولفه که برای محدود کردن دامنه کانون و مشخص ساختن یکی از زیر رده‌های آن از این طریق به کار می‌روند. مثال: چنار در اصطلاح درخت میوه

معیارهای شکستن مفهوم مرکب

اصطلاح نامه در راستای تقسیم‌بندی موضوعات، بهبود ساماندهی اسناد، سهولت بازیابی توسط کاربران و با توجه به قابلیت‌های نرم‌افزار بازیابی طراحی می‌شود. بنابراین برای تصمیم‌گیری درباره شکستن یک مفهوم مرکب به این سه نکته باید توجه نمود؛ به‌ عبارت دیگر، شکستن مفهوم مرکب بستگی به حجم و نوع اسناد، انتظارات کاربران و قابلیت‌های نرم‌افزار بازیابی دارد.

معیارهای شکستن (استفاده از چند اصطلاح برای بازنمایی) یک مفهوم مرکب در جدول زیر تشریح شده است:

ردیف معیار توضیح مثال
1 بسامد استفاده اگر مفهوم مرکب، مکررا جست و جو شود یا اهمیت آن از نظر کاربران رو به افزایش باشد؛ نباید شکسته شود.
2 تفکیک اسناد چنان چه پیش‌بینی می‌شود مفهوم مرکب برای نمایه‌‌سازی اسناد زیادی به کار خواهد رفت، برای افزایش دقت طیقه‌بندی اسناد، بهتر است مفهوم مرکب شکسته نشود.

اگر پیش‌بینی می‌شود تعداد اسنادی که با اصطلاح مورد نظر نمایه‌‌سازی خواهند شد، بسیار کم است، شاید گنجاندن آن به عنوان اصطلاح مرجح ارزش چندانی نداشته باشد. در چنین حالتی، شکستن مفهوم گزینه‌ای قابل بررسی است.

اگر اسناد مرتبط با هر یک از طبقه‌های «ایمنی جاده ای»، «ایمنی راه آهن»، «ایمنی هوایی» زیاد باشد بهتر است این مفاهیم مرکب در اصطلاح نامه گنجاده شوند؛ البته همه این‌ها در دسته کلی‌تر «ایمنی حمل‌ونقل» قرار می‌گیرد اما اگر تعداد اسناد اندک باشد، بهتر است فقط اصطلاح‌های «ایمنی، جاده، راه آهن، هوایی» تعریف شود.
3 تعدد گزینه ها وجود تعدادی اصطلاح مرجح بسیار نزدیک به هم، انتخاب گزینه‌ها را با دشواری روبرو می‌سازد؛ بنابراین اگر با حفظ مفاهیم مرکب، تعداد اصطلاحات (گزینه‌ها) بیش از حد شود، مفهوم مرکب باید شکسته شود. اگر اصطلاح نامه‌ای تمام اصطلاحات «ایمنی»، «ایمنی حمل‌ونقل»، «ایمنی سرنشین»، «ایمنی عابر پیاده»، « ایمنی وسایل نقلیه»، «ایمنی جاده ای» را در بر داشته باشد، ممکن است کاربر ناچار شود تمام این گزینه‌ها را امتحان کند تا اطمینان یابد تمام مطالب مربوط را یافته است.
4 رواج اصطلاح مربوط به آن مفهوم در کاربرد روزمره، یا در زمینه موضوعی اصطلاح نامه، آن چنان رواج یافته باشد که بیان آن به شکل اجزای جداگانه سبب دشواری دریافت مفهوم شود. اصطلاحی چون «نمایه‌های پیش همارا» در اصطلاح نامه‌ای که مخصوص کارشناسان بازیابی اطلاعات است پذیرفتی و سودمند باشد، اما در اصطلاح نامه‌ای که برای مخاطبان عام‌تر تهیه شده باشد مایه سردگمی خواهد بود.
5 بیش از یک ممیز اگر واژه‌های به کار رفته برای مفهوم بیش از یک ممیز دارند، بهتر است شکسته شود مفاهیمی مانند« ایمنی وسیله نقلیه در برابر آتش سوزی» کانون، همزمان با دو ممیز تعریف شده است که این امر باعث پیچیده‌تر شدن وضعیت می‌شود.

«دوربین‌های فیلم برداری زیر آب» را باید به «دوربین‌های زیرآب» و «دوربین‌های فیلم برداری» شکست.

6 کانون مشخص کننده ممیز اگر کانون بیان کننده یک ویژگی یا قسمتی از ممیز خود باشد، لازم است مفهوم مرکب شکسته شود. مفاهیمی مانند «موتورهای هواپیما» و «میزان اسیدی بودن خاک» بهتر است شکسته شود.
7 تغییر مفهوم با تغییر ترکیب در حالتی که اجزای یک مفهوم پیچیده قابلیت ترکیب به شیوه‌های گوناگون و ایجاد معانی گوناگون را داشته باشند، از آوردن خود مفهوم پیچیده پرهیز می‌کنیم. مفهوم «غذای گیاه» نباید به دو اصطلاح غذا و گیاه شکسته شود؛ زیرا «غذا» + «گیاه» می‌تواند هم «غذا» برای «گیاه» و هم «گیاه» به عنوان «غذا» را بازنمایی کند.
8 اسم خاص مفهوم مورد نظر با اصطلاحی جا افتاده بازنمایی شود که یک اسم خاص است یا بخشی از یک اسم خاص را تشکیل می‌دهد، نباید شکسته شود. ترکیب‌هایی مانند «ملل متحد» و «منطق بولی» اسم خاص شده‌اند و نباید شکسته شوند.
9 تناظر با سایر اصطلاح نامه‌ها و حفظ یکنواختی در مورد اصطلاح نامه‌های چند زبانه، محدودیت‌ها یا نیازهای ویژه هر یک از زبان‌ها می‌تواند بر پذیرش یا رد مفهومی پیچیده در سراسر زبان‌های اصطلاح نامه تأثیر بگذارد.
10 مفاهیم خارج از محدوده هنگامی که با مفهومی بسیار ویژه سرو کار داریم که بیرون از دامنه اصلی اصطلاح نامه قرار می‌گیرد؛ بهتر است مفهوم شکسته شود. گنجاندن تعداد زیادی اصطلاح جنبی بدون ایجاد مزیتی خاص در بازیابی اطلاعات، سبب افزایش حجم و پیچیدگی اصطلاح نامه می‌شود.
11 واژه مرکب گاهی چند واژه با یکدیگر ترکیب شده و یک واژه جدید تشکیل داده‌اند که در این موارد هر چند یک واژه مرکب وجود دارد اما مفهوم مرکب نیست. مانند:
  • ممیز یک اصطلاح جا افتاده، معنی آغازین خود را از دست داده باشد؛
  • اجزای واژه مفهوم کلی را انتقال ندهند و بنابراین، نمایه‌‌سازی اسناد مربوط با اصطلاحاتی که بیانگر اجزای مفهوم مورد نظرند، گمراه‌کننده باشد؛
  • مفهوم با اصطلاحی بازنمایی شده باشد که ممیز آن شباهتی به شیء یا رخدادی نامرتبط داشته باشند، مثلا استعاره از چیز دیگری باشد.
  • مفهوم مورد نظر به وسیله اصطلاحی بیان شده باشد که در آن کانون، بدون ممیز، معنی دیگری داشته باشد
مواردی مانند تنیس روی چمن و صندلی تاشو یک واژه مرکب هستند و نباید شکسته شوند.

مطلب مربوط به «پله فرار حریق»، ممکن است اصلا درباره فرار یا حریق سخنی به میان نیاورد.

در واژه «ساختار درختی»، «درخت» ممیز است که کارکرد استعاره‌ای برای بیان شکل ساختار دارد.

واژه «خارپشت» را نباید به دو جزء تقسیم کرد زیرا «خارپشت» نوعی حیوان است نه نوعی «خار»

این معیارها ممکن است با یکدیگر تداخل داشته باشند که در این صورت با توجه به جوانب مختلف باید تصمیم‌گیری نمود.

مثال: مفهوم «تولید ناخالص داخلی» دو ممیز دارد که براساس معیار «بیش از یک ممیز» باید شکسته شود؛ اما بر اساس معیار «رواج» نباید شکسته شود. در این مورد خاص؛ «معیار رواج» برتری داشته و بنابراین این مفهوم شکسته نشده و با یک اصطلاح بیان می‌شود.

اگر یک مفهوم مرکب شکسته نشود، تعداد اصطلاح‌ها افزایش خواهد یافت زیرا:

  1. بهتر است مفاهیم سازنده مفهوم مرکب، با اصطلاحات مستقلی تعریف شوند.
  2. بهتر است برای متوازن شدن ساختار تقسیم‌بندی مفاهیم، سایر مفاهیم هم رده مفهوم مرکب نیز به صورت یک اصطلاح تعریف شود.

بنابراین حفظ مفاهیم مرکب، سبب افزایش درجه‌ی جزءنگری و تعداد اصطلاحات می‌شود که ممکن است سهولت نمایه‌‌سازی و بازیابی را سخت‌تر نماید؛ البته وجود قابلیت‌هایی مانند خوشه‌‌سازی نتایج، تنظیم ویژه بر اساس علاقه مندی‌های کاربران و ... در نرم‌افزار بازیابی، می‌تواند بر میزان جزءنگری مورد نیاز در اصطلاح نامه اثر بگذارد.

مثال: اگر نرم‌افزار بازیابی نتایج جستجو را به تفکیک نمایش داده و امکان نمایش یا عدم نمایش نتایج مربوط به اصطلاحات هم رده و فرو دست را داشته باشد، اهمیت معیار «تعدد گزینه ها» کاهش یافته و لزوم شکستن مفاهیم مرکب کاهش خواهد یافت. به عنوان نمونه اگر کاربر با انتخاب اصطلاح «ایمنی جاده ای» بتواند نمایش یا عدم نمایش اسناد مرتبط با سایر اصطلاحات هم رده با آن (مانند ایمنی راه آهن) را نیز تعیین نماید، می‌تواند از یافتن تمامی مطالب مرتبط بدون انتخاب تک تک گزینه‌ها اطمینان یابد.

واژه‌ها به سه دسته بسیط، مشتق و مرکب تقسیم می‌شوند. واژه‌های مرکب واژه‌هایی هستند که از چند جزء تشکیل شده‌اند؛ اما بیان کننده یک مفهوم مرکب نبوده و بنابراین نباید به چند جزء شکسته شوند. واژه‌های مرکب از نظر معنا به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • درون مرکز: کلمه مرکبی است که معنای کل آن در شمول یکی از کلمات سازنده اش قرار گیرد. مانند «گلخانه» که نوعی خانه است. در کلمه مرکب درون مرکز، یک هسته معنایی وجود دارد که کلمه دیگر، آن را محدود می‌کند. هسته معنایی ممکن است در آغاز و یا در پایان قرار گیرد مثلا در کلمه فرهنگسرا: نوعی سرا و شکایت نامه: نوعی نامه، هسته معنایی در پایان قرار دارد و در کلمه بچه مدرسه‌ای هسته معنایی در آغاز قرار دارد. مفهوم هسته علاوه بر اسم‌های مرکب در مورد صفت‌های مرکب نیز صادق است. مانند بد سیرت، بد ساخت. هسته معنایی این صفت‌ها «بد» است که وابسته (یعنی جزء غیر هسته)، معنایش را محدود کرده است.
  • برون مرکز: واژه مرکبی است که معنای کل آن در شمول هیچک از عناصر سازنده اش قرار ندارد. خارپشت، هنرپیشه و سیاه گوش مثال‌هایی از کلمات برون مرکز هستند. (کلمات برون مرکز از نظر معنایی بدون هسته اند).
  • متوازن: کلمه مرکبی است که هیچ یک از عناصر سازنده اش در مقام هسته آن قرار ندارند و معنای کل واژه، سرجمع معانی واژه‌هایی است که همتراز با هم در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. مثلا شتر گاو پلنگ، شتر مرغ

تعریف مفاهیم سازنده مفهوم مرکب

در موارد ساده، مثلا ایمنی جاده‌ای، بیان مفهوم به وسیله واژه‌های سازنده اصطلاح چند واژه‌ای مربوط به آن (در این مورد «جاده» + «ایمنی») کافی است. دلیل کافی بودن این کار در اصطلاح نامه‌ای معین می‌تواند این باشد که هر سندی درباره ایمنی جاده‌ای احتمالا اطلاعاتی درباره هر دو اصطلاح سازنده مفهوم در بر دارد و کسی که در جست و جوی اطلاعاتی درباره جاده‌ها است به احتمال زیاد مقاله‌ای درباره ایمنی جاده را به موضوع مورد نظر خود مرتبط خواهد دانست.

هنگام شکستن یک مفهوم، می‌توان مفاهیم سازنده آن را با اصطلاحات مرجحی که با واژه‌های اصطلاح چندواژه ا‌ی مربوط به آن تفاوت دارند، بازنمایی کرد. اغلب اوقات، لازم است واژه‌های سازنده اصطلاح را برای انتقال مفهوم درست، تغییر دهیم.

مثال: در مورد «منابع انسانی» ترکیب «مردم» + «منابع» شاید برای کاربران پذیرفتی‌تر از «انسان» + «منابع» باشد.

مثال: در صورتی که «فیلم‌های فرومغناطیسی» به عنوان اصطلاح مرجح پذیرفته شود، می‌توان آن را با ترکیبی از «مواد فرومغناطیسی» + «فیلم ها» بازنمایی کرد.

حفظ مفاهیم سازنده مفهوم مرکب

در مواردی که مفهوم مرکب به عنوان اصطلاح مرجح پذیرفته شده و شکسته نشود، مولفه‌های آن باید به عنوان اصطلاحات جدید به اصطلاح نامه اضافه شود که این اصطلاحات را می‌توان به عنوان اصطلاح اعم برای اصطلاح مرکب در نظر گرفت.

مثال: در صورتی که «ایمنی جاده ای» پذیرفته شود، اصطلاحات مرجح «جاده» و «ایمنی» نیز باید حتما در اصطلاح نامه مورد نظر گنجانده شده باشند. اصطلاح اخیر «ایمنی» را می‌توان به عنوان اصطلاح اعم برای «ایمنی جاده ای» و «جاده» را به عنوان اصطلاح مرتبط با آن در نظر گرفت.

تعریف مفاهیم واسطه

اگر کانون بیان کننده یک ویژگی یا قسمتی از ممیز خود باشد و به‌ عبارت دیگر «ممیز» ماشین یا مجموعه پیچیده‌ای باشد که کانون به جزئی از آن اشاره می‌کند، مفهوم مرکب باید شکسته شود؛ اما تفکیک کانون و ممیز ممکن است باعث ابهام یا اشتباه شود. در این موارد لازم است یک مفهوم واسطه بین مفاهیم ممیز و کانون تعریف شود.

مثال: اگر «موتورهای هواپیما» به شکل «هواپیما» و «موتور» شکسته شود، جست و جوی «هواپیما»، اسناد مربوط به تمام اجزای هواپیما و همچنین هواپیما را نتیجه می‌دهد. این حالت ممکن است در برخی موارد قابل پذیرش باشد، اما در برخی دیگر سبب گرانباری اصطلاح «هواپیما» می‌شود و راهی برای جداسازی مدارک مربوط به هواپیما (به صورت موجودیتی واحد) باقی نمی‌گذارد. یک راه‌حل برای چنین وضعیتی، ایجاد اصطلاح مرجحی مثل «اجزای هواپیما» است. این اصطلاح را می‌توان در ترکیب با «موتورها»، «ابزارها»، «ارابه فرود» یا هر جزء دیگر هواپیما به کار برد.

حفظ یکنواختی در برخورد با مفاهیم مرکب

به‌ طور کلی، وحدت رویه خوب است، زیرا به همگونی کاربرد از سوی کاربران کمک می‌کند. اما دستیابی به وحدت رویه کامل در پذیرش مفاهیم مرکب آسان نیست و در همه موارد هم ضروریت ندارد. از آن جا که جزءنگری مورد نیاز در حوزه‌های اصلی اصطلاح نامه معمولا بیش از جزءنگری مورد نیاز در حوزه حوزه‌های حاشیه‌ای است، برخی ناهمگونی‌ها غیر قابل اجتناب است. این نوع ناهمگونی، تا زمانی که به تعداد کافی مدخل‌های روشن و سودمند در اصطلاح نامه وجود دارد، اثر منفی بر فرایند بازیابی اطلاعات ندارد و بنابراین قابل چشم پوشی است.

اگر افراد متعددی در طراحی اصطلاح نامه همکاری می‌کنند (مثلا به شکل پروژه‌ای شبکه‌ای با حضور شرکت کنندگان زیادی در فضای مجازی) باید خط‌‌مشی‌هایی جهت هماهنگی افراد مشخص شوند.

انتخاب ترتیب واژه ها

اصطلاحات مرجحی را که عبارات اسمی صفتی یا حرف اضافه‌ای باشند، باید با ترتیبی که در زبان طبیعی دارند (و نه با ترتیب معکوس) بکار روند؛ البته ترتیب معکوس عبارت حرف اضافه‌ای می‌تواند به عنوان اصطلاح نامرجح درج شود.

مثال: برای عبارت صفتی « تخت دو نفره» نیاز به مدخل معکوس نیست، زیرا معمولا اسم کانون به شکل اصطلاح اعم موجود است. مدخل اصطلاح اعم (مثلا «تخت») مدخلی در اختیار کاربر قرار می‌دهد که یافتن تمام اصطلاحات اخص از طریق آن امکان‌پذیر می‌شود.

انتخاب صورت دستوری

صورت دستوری کلیدواژه (اصطلاح) باید با رعایت این نکات انتخاب شود:

  1. اسامی و عبارات اسمی: اصطلاحات باید ترجیحا از یک اسم یا عبارت اسمی‌ساخته شوند.
  2. صفت‌ها: صفت‌ها اگر به تنهایی به کار روند می‌توانند منشأ مشکلاتی در بازیابی اطلاعات شود، به همین سبب باید از به کارگیری صفت‌ها به عنوان اصطلاحات خودداری کرد. به عنوان مثال جست و جوی مقاله‌ای با موضوع « کاربرد چراغ قرمز به عنوان علامت خطر برای پل‌های کم ارتفاع»، که با اصطلاحات صفتی همچون « قرمز» یا «کم ارتفاع» نمایه‌‌سازی شده باشد، ممکن است به بازیابی اطلاعاتی درباره پل‌های قرمز و یا چراغ‌های کم ارتفاع منتهی شود.
  3. قیدها: عبارات دارای قید را هم نباید به عنوان اصطلاح استفاده کرد.
  4. فعل‌ها: فعل‌ها هم نباید به عنوان اصطلاح استفاده شوند.
  5. نویسه‌های غیر الفبایی: استفاده از علائم نقطه گذاری، اعراب‌ها و دیگر نویسه‌های ویژه می‌تواند مشکلاتی در ورود اصطلاحات و همچنین مرتب‌‌سازی و پردازش آن‌ها هنگام جست و جو پدید آورد. (کمان، خط تیره و نویسه‌های عددی سبب پیچیده شدن عبارات جستجو می‌شوند).
  6. مفرد یا جمع: در زبان فارسی معمولا از صورت مفرد استفاده می‌شود. البته هرجا وجوه جمع و مفرد یک اصطلاح بر مفاهیم متفاوتی دلالت کنند، هر دو باید در اصطلاح نامه ذکر شوند. تفاوت میان آن‌ها را باید با افزودن یک یادداشت دامنه و در صورت امکان واژه یا عبارتی توصیفی، پررنگ‌تر کرد.

اصطلاحات مرجحی را که عبارات اسمی صفتی یا حرف اضافه‌ای باشند، باید در اصطلاح نامه با ترتیبی که در زبان طبیعی دارند، نه با ترتیب معکوس، وارد کرد. با این حال، شکل معکوس عبارت حرف اضافه‌ای می‌تواند به عنوان اصطلاح نامرجح درج شود. این کار به‌ ویژه درباره اصطلاح نامه‌هایی که به شکل چاپی به کار می‌روند، سودمند است؛ انجام آن برای اصطلاح نامه‌های الکترونیکی که قابلیت جست و جوی هر یک از واژه‌های به کاررفته در یک اصطلاح را دارند، ضروری نیست.

برای عبارات صفتی مثل «نان قهوه ای» یا «تخت دونفره» نیاز به مدخل معکوس نیست، زیرا اسم کانون به شکل اصطلاح اعم موجود است. مدخل اصطلاح اعم (مثل «نان» یا «تخت») مدخلی در اختیار کاربر قرار می‌دهد که یافتن تمام اصطلاحات اخص از طریق آن امکان‌پذیر می‌شود.

انتخاب کلیدواژه مرجح

وقتی چند اصطلاح برای بیان یک مفهوم وجود داشته باشد، یکی از آن‌ها را باید به عنوان اصطلاح مرجح و بقیه را به عنوان اصطلاح نامرجح در نظر گرفت. انتخاب اصطلاح مرجح باید بر اساس ارحج بودن در جامعه مخاطب اصطلاح نامه انجام گیرد. نکات مهم در انتخاب صورت مرجح عبارتند از:

  1. املاء: پذیرفته شده‌ترین املای واژه را باید به عنوان اصطلاح مرجح در نظر گرفت. درصورتی که املای پذیرفته شده‌ی دیگری نیز وجود داشته باشد، تک تک آن‌ها را باید به عنوان اصطلاح نامرجح در اصطلاح نامه وارد کرد و از اصطلاحات نامرجح به اصطلاح مرجح ارجاع داد. در صورت امکان، املای اصطلاحات باید از رویه یک واژه نامه یا فرهنگ لغت کاملا پذیرفته شده در زبان مربوط پیروی کند. با توجه به این که واژه‌هایی با املای غلط، در اصطلاحات مرجح قابل پذیرش نیستند، اما برخی از اشتباه‌های املایی چنان متداول شده‌اند که می‌توانند به عنوان مدخل‌هایی سودمند به کار روند. مدخل‌های دارای غلط املایی را تنها باید در موارد زیر به کار برد: املای نادرست به اندازه کافی متداول باشد؛ احتمال این که املای نادرست به اصطلاحی غیر از اصطلاح مرجح ارائه شده مرتبط شود، وجود نداشته باشد.
  2. اصطلاحات وام گرفته و ترجمه‌ی آن‌ها: این اصطلاحات در صورتی که کاملا در زبان مقصد پذیرفته شده باشند، می‌توانند به عنوان اصطلاح مرجح به کار روند.
  3. ترجمه حرف به حرف: هنگام ترجمه حرف به حرف باید از طرحواره‌ای شناخته شده و مورد پذیرش بهره گرفت و طرحواره به کار رفته را در مقدمه اصطلاح نامه معرفی کرد.
  4. نو واژه‌ها، اصطلاحات عامیه و واژگان صنفی: به‌ طور کلی، از آن رو که اصطلاحات عامیانه و صنفی بیشتر اوقات عمر کوتاهی دارند، بهتر است از اصطلاحات جاافتاده زبان برای بیان مفاهیم در اصطلاح نامه استفاده کرد. اما نوواژه‌های سودمند (وازه‌های ابداعی) معمولا در پاسخ به فناوری‌های نوظهور یا پیشرفت‌های اجتماعی و سیاسی شکل می‌گیرند که به محض اطمینان از سودمندی آن‌ها، می‌توان در اصطلاح نامه درج شوند.
  5. اسامی عام و نام‌های تجاری: هر محصول معمولا با یک نام تجاری شناخته می‌شود. اگر اسم عامی نیز برای آن وجود دارد باید به عنوان اصطلاح مرجح برگزید و نام تجاری را تنها در صورتی که مدخلی سودمند هستند، می‌توان به عنوان اصطلاح نامرحج پذیرفت.(از آن جا که نشان‌های تجاری ثبت شده تحت پوشش قانون قرار دارند، برای پرهیز از مشکلات قانونی هنگام ذکر آن‌ها باید از علامت « R » استفاده کرد. موارد استثنا هم وجود دارد، مثلا زمانی که یک محصول با نام‌های تجاری مختلف عرضه می‌شود و بایستی میان محصولات این نام‌های تجاری تفاوت قائل شد، می‌توان اسم عام محصول مورد نظر را به عنوان اصطلاح مرحج و نام‌های تجاری مربوط به آن را به عنوان اصطلاح اخص به کار برد.
  6. نام‌های رایج و نام‌های علمی: هنگامی که مفهومی دارای یک نام رایج و یک نام علمی‌باشد، برتری از آن نامی است که پیش‌بینی می‌شود کاربران برای جستجو آن را بیشتر به کار می‌برند. مثلا ممکن است «پنگوئن» را به عنوان اصطلاح مرجح ارائه کرد، اما معادل علمی آن در اصطلاح نامه جانورشناسی ترجیح داده می‌شود.

برقراری روابط بین کلیدواژه ها

روابط بین کلیدواژه‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • همنشینی8: روابطی که به سبب کاربرد چند کلیدواژه برای نمایه‌‌سازی یک سند معین پیش می‌آید، روابط همنشینی نام دارند. هنگامی که دو یا چند کلیدواژه به یک سند واحد اختصاص یافته باشد، رابطه‌ای همنشینی میان آن‌ها برقرار می‌سازد. گنجاندن روابط همنشینی در اصطلاح نامه توصیه نمی‌شود.
  • جانشینی9: رابطه میان کلیدواژه‌ها که براساس روابط بین مفاهیم باشد، رابطه جانشینی نامیده می‌شود. نشان دادن روابط جانشینی میان کلیدواژه‌ها سبب هدایت کاربر به سوی مفاهیم نزدیک به کلیدواژه‌ای که نخست به ذهن رسیده است، می‌شود.

مثال: نمایه‌‌سازی که با نوشته‌ای درباره «رایانه‌های بانک‌های تهران» کار می‌کند، ممکن است سه مفهوم را که به ترتیب با اصطلاحات « بانک»، « رایانه» و «تهران» بازنمایی شده‌اند، شناسایی کند. این سه اصطلاح به سند مورد نظر اختصاص می‌یابد. در یک سامانه پس همارا، رابطه این سه اصطلاح به صراحت در فراداده نشان داده نشده است، اما به هر حال در صورت وارد کردن هر یک یا هر سه اصطلاح به عنوان کلید واژه، سند مورد نظر بازیابی خواهد شد. در یک نمایه پیش همارا، می‌توان مدخلی برای ترکیب این سه اصطلاح ایجاد کرد که به مکانی که سند مورد نظر قابل بازیابی است، ارجاع دهد. مفاهیم موجود در این مثال، بر اساس چارچوب‌های ارجاع معمول با یکدیگر ارتباط ندارند و بنابراین روابط متقابل آن‌ها را می‌توان «وابسته به سند» به‌ شمار آورد.

مثال: با استفاده از مثال قبل، «بانک » رابطه‌ای ذاتی با مفهوم اعم «مؤسسات مالی» دارد؛ «رایانه» مستقل از موضوع سند در دست نمایه سازی، دارای رابطه قوی وابستگی با «پردازش داده» است؛ و «تهران» رابطه‌ی جدایی ناپذیری با «ایران» دارد. کاربری که یکی از این اصطلاحات مرتبط را جستجو کند، ممکن است به اطلاعات نمایه‌‌سازی شده با اصطلاحات قبلی نیز علاقه مند باشد. این روابط جانشینی مستقل از سند هستند. چنین، روابطی، به‌ طور کلی به رسمیت شناخته شده‌اند و می‌توانند از راه ارجاع دهی به نوشتارهای استاندارد مانند واژه نامه‌ها و فرهنگ نامه‌ها پدید آیند.

سه نوع رابطه جانشینی بین کلیدواژه‌ها ممکن است وجود داشته باشد که عبارتند از:

  1. سلسله مراتبی
  2. هم ارزی
  3. وابستگی

روابطی مانند «رابطه بین کوته نوشت‌ها و سرنام‌ها با واژه اصلی» و «هم نویسه (مشترک لفظی)» که بین مولفه‌های زبان وجود دارند، رابطه مفهومی نیستند؛ اما چنین روابطی نیز در اصطلاح نامه درج می‌شوند. روابط سلسله‌مراتبی، هم ارزی و وابستگی روابطی پذیرفته شده و دارای کاربرد گسترده‌اند و معمولا کافی تلقی می‌شوند؛ اما گاه ممکن است به انواع روابط دقیق‌تر یا بیشتری نیاز باشد. به عنوان نمونه می‌توان رابطه وابستگی را به زیر مجموعه‌هایی مانند علت و معلول تقسیم کرد.

در طراحی اصطلاح نامه باید به این نکته توجه کرد که ارائه روابط دقیق‌تر، واقعا ضرورت داشته و تنها یک ساختار ذهنی جذاب نباشند. ممکن است مزایای ارائه روابط بیشتر و دقیق‌تر در مقایسه با میزان پیچیدگی افزوده شده از دید کاربران، چندان ارزشمند نباشد. با این حال، شاید دلایل دیگری نیز برای این کار اضافی وجود داشته باشد، مثلا اگر بنا باشد اصطلاح نامه به عنوان هستان شناسی یا در ارتباط با یک هستان شناسی به کار رود. هستان شناسی‌ها معمولا روابطی خاص‌تر و با توضیح دقیق‌تر ارائه می‌دهند.

رابطه سلسله‌مراتبی

رابطه سلسله‌مراتبی هنگامی میان دو مفهوم برقرار می‌شود که دامنه یکی کاملا درون دامنه دیگری قرار گیرد. این رابطه باید در هر حالت فرودست و فرادست استوار شود. به این شکل که مفهوم فرادست بیانگر یک رده یا کیفیت است و مفاهیم فرودست به اعضا یا اجزای آن اشاره می‌کند.

انواع روابط سلسله‌مراتبی عبارتند از:

  1. رابطه عام و خاص (نسلی)
  2. رابطه کل و جزء

هر مفهوم فرودست باید به مقوله‌ی ذاتی یکسان با مفهوم فرادست خود تعلق داشته باشد. به بیان دیگر، هر دو اصطلاح اعم و اخص باید بیان کننده نوعی شیء، کنش، ویژگی و غیره باشند.

مثال: «فلزات» (رده‌ای از مواد) و «ریخته گری» (یک کنش) انواع مختلفی از مفاهیم را بازنمایی می‌کنند و بنابراین نمی‌توانند رابطه سلسله‌مراتبی با هم داشته باشند. « فلزات» و «طلا» هر دو بیان کننده‌ی نوعی ماده‌اند و بنابراین می‌توانند رابطه سلسله‌مراتبی داشته باشند.

مهم‌ترین کارکرد روابط سلسله‌مراتبی، کمک به نمایه ساز و جست و جو در انتخاب میزان جزءنگری مورد نیاز است. جست و جو را می‌توان با پیمایش به سمت بالا یا پایین در سلسله‌مراتب، به ترتیب عام‌تر یا خاص‌تر کرد. یک روش معمول برای بهینه‌‌سازی فراخوانی جست و جو، « انفجار جست و جو» نام دارد. در این روش، جست و جو را آن قدر گسترش می‌دهیم تا تمام اصطلاحات اخص اصطلاح مرجح اولیه را در بر بگیرد. البته این نکته قابل ذکر است که انفجار جست و جو، برخلاف گسترش جست و جو، اصطلاحات دارای رابطه همبستگی را در بر نمی‌گیرد.

برخی مفاهیم با دلایل منطقی، همزمان به بیش از یک دسته یا رده تعلق دارند. در چنین مواردی، باید پیوند سلسله‌مراتبی مستقیمی به تمام مفاهیم اعم مربوط به آن داده شود و در این حالت، ساختار اصظلاح نامه را ساختار چند سلسله‌مراتبی می‌خوانند. این حالت، در تقابل با ساختار تک سلسله‌مراتبی قرار می‌گیرد که بر اساس آن به مفهوم تنها یک پیوند معنبر می‌توان اختصاص داد.

مثال: رابطه میان «درخت» و « درخت انگور»، رابطه‌ی عام - خاص است؛ به‌ عبارت دیگر درخت انگور نوعی درخت است؛ در حالی که رابطه بین «درخت» و «برگ»، رابطه‌ی کل - جزء است؛ به‌ عبارت دیگر «برگ» بخشی از درخت است.

رابطه عام - خاص

رابطه عام - خاص، پیوند میان یک رده یا مقوله و اعضا یا گونه‌های درون آن است. این رابطه در یک « آزمون همه و برخی» مانند مثال زیر صدق می‌کند.

مثال: همه طوطی‌ها پرنده هستند. برخی پرندگان طوطی هستند؛ این مثال نشان می‌دهد که برخی از اعضای رده « پرندگان» با نام « طوطی» شناخته می‌شوند و تمام « طوطی ها» بر اساس تعریف و مستقل از موضوع، جزء «پرندگان» به‌ شمار می‌روند. این آزمون معمولا تضمین می‌کند که اصطلاحی نظیر « طوطی» فرو دست رده‌ای مانند « دام‌های خانگی» قرار نگیرد، زیرا همه‌ی طوطی‌ها لزوما دام خانگی نیستند.

رابطه کل - جزء

این رابطه گستره محدودی از حالات را در بر می‌گیرد که در آن بخشی از یک کل یا سامانه به صورت انحصاری به یک کل مالک تعلق دارد. این وضعیت ویژه چهار رده اصلی از اصطلاحات است.

  • دستگاه‌ها و اندام‌های بدن: مثال دستگاه گردش خون، رگ‌های خونی، سرخرگ‌ها، سیاه رگ ها
  • مکان‌های جغرافیایی: مثال ایران، تهران، ورامین
  • رشته‌ها و موضوعات گفتمان: مثال علم، زیست شناسی، گیاه شناسی، جانورشناسی
  • ساختارهای اجتماعی سلسله‌مراتبی: مثال ارتش، لشکر، گردان، هنگ

نکته: در بیشتر موارد رابطه کل و جزء شرایط پیوند سلسله‌مراتبی را ندارند، زیرا بخش جزء می‌تواند به بیش از یک کل تعلق داشته باشد. برای نمونه، میان « دوچرخه» و «چرخ» نباید رابطه اعم و اخص برقرار شود، زیرا «چرخ» می‌تواند جزئی از خودرو، چرخ دستی یا بسیاری مصنوعات دیگرباشد. جست و جوی انفجاری اصطلاح دوچرخه، در صورتی که تا حد دربرداشتن تمام انواع چرخ گسترش یافته باشند، به بازیابی مقدار زیادی از اطلاعات ناخواسته منجر خواهد شد. اما گاه مواردی پیش می‌آید که اجزای یک محصول دست کم در زمینه کاربرد اصطلاح نامه مورد نظر، تنها به خود آن محصول تعلق دارد.

عبارت راهنما

عبارتی در سلسله‌مراتب که برای نشان دادن شیوه چینش کلیدواژه‌ها درج می‌شود، عبارت راهنما نامیده می‌شود. عبارت راهنما یکی از این دو گونه اطلاعات را در بر دارد:

  • نام چهریزه‌ای که کلیدواژه‌های پیرو عبارت راهنما به آن تعلق دارند.
  • ویژگی بخش‌پذیری که آرایه‌ای از مفاهیم خویشاوند بر مبنای آن ذخیره‌سازی یا دسته‌بندی شده است.

عبارت راهنما، کلیدواژه نیست و تنها یک نوع دسته‌بندی را نشان می‌دهد و بنابراین در نمایش اصطلاح نامه به صورت متمایزی (داخل پرانتز و یا با حروف کج) نمایش داده می‌شوند.

مثال: در سلسله‌مراتب زیر عبارات راهنما داخل پرانتز نمایش داده شده است:

  • محصولات لبنی
    • کره
    • خامه
    • پنیر
    • شیر
      • (به لحاظ میزان چربی)
        • شیر کامل
        • شیر کم چرب
      • (به لحاظ شکل)
        • شیر خشک
        • شیر مایع
      • (به لحاظ حیوان)
        • شیر گوسفند
        • شیر گاو
        • شیر شتر

رابطه هم ارزی

رابطه هم ارزی رابطه‌ای است میان یک اصطلاح مرجح و اصطلاح نامرجح مربوط به آن در همان زبان طبیعی. رابطه هم ارزی بیشتر میان اصطلاحات برقرار است تا میان مفاهیم. این رابطه در چهار حالت کلی برقرار می‌شود:

  1. اصطلاحات مترادف باشند: انواع مترادف‌ها عبارتند از:
    • اصطلاحات دارای منشأ زبان شناختی متفاوت.
    • نام‌های متداول و نام‌های علمی.
    • اسامی عام و نام‌های تجاری.
    • نام‌های گوناگون برای مفاهیم نوظهور
    • اصطلاحات محبوب یا متداول در برابر اصطلاحات کهنه یا مطرود. مانند کشورهای درحال توسعه در برابر کشورهای توسعه نیافته
    • املای مختلف شامل وجوه متفاوت بن‌ها، ترتیب معکوس واژه‌ها و وجود جمع بی قاعده. شاید گنجاندن چند نمونه املای نادرست در میان املاهای گوناگون یک اصطلاح خالی از فایده نباشد.
    • اصطلاحات ناشی از فرهنگ‌های گوناگون دارای زبان مشترک
    • اختصارات یا سرنام‌ها و اسامی کامل.
    • اسامی عام و اصطلاحات عامیانه و حرفه‌ای.
  2. اصطلاحات شبه مترادف باشند. شبه مترادف‌ها بیشتر اوقات بازنماینده نقاط روی یک زنجیره‌اند و گاه ممکن است حتی متضاد (مخالف) باشند.
  3. اصطلاحی بیش از حد لازم اخص به‌ شمار رود و با اصطلاح دیگری با دامنه گسترده‌تر بازنمایی شود: گاه سودمند است که نام یک رده و نیز نام اعضای آن به شکل یک مجموعه هم ارزی در نظر گرفته شود و اصطلاح اعم به عنوان اصطلاع مرجح ذکر گردد. از این روش، گاهی برای کاهش تعداد اصطلاحات مرجح در اصطلاح نامه استفاده می‌شود. این کار جزءنگری نمایه‌‌سازی و جست و جو را کاهش می‌دهد و زمانی سودمند است که مجموعه در دست نمایه‌‌سازی دارای اطلاعات کمی در حوزه موضوعی مورد نظر باشد. وجود اصطلاحات نامرجح مدخل‌های بیشتری برای کمک به کاربر ارائه می‌دهد.
  4. اصطلاحی بیش از حد لازم اخص به‌ شمار رود و با ترکیبی از دو یا چند اصطلاح بازنمایی شود: هنگامی که یک اصطلاح چند واژه‌ای به عنوان اصطلاح مرجح، نامناسب تلقی شود، اما احتمال جست و جوی آن از سوی کاربران وجود داشته باشد، می‌توان آن را با ترکیبی از دو یا چند اصطلاح مرجح بازنمایی کرد.

هم ارزی میان زبانی

در یک اصطلاح نامه چند زبانه، تمام زبان‌ها باید جایگاه یکسان داشته باشند و در صورت امکان هر مفهوم باید به تمام زبان‌های اصطلاح نامه بازنمایی شود. به این ترتیب، مجموعه‌ای که با استفاده از یکی از زبان‌ها نمایه‌‌سازی شده باشد، در هریک از زبان‌های دیگر نیز با کارایی یکسان قابل جست و جو خواهد بود. در صورتی که اصطلاح نامه تک زبانه تلقی شود، یک اصطلاح مرجح به هر مفهوم اختصاص داده می‌شود و اصطلاح علمی یا گویشی مربوط به آن به شکل اصطلاح نامرجح ارائه می‌گردد. تلقی آن به صورت اصطلاح نامه‌ای چند زبانه، امکان قرار دادن تمام گویش‌ها و زیر شاخه‌های زبان را در جایگاه برابر فراهم می‌کند.

در مواقعی که اصطلاح مناسبی در یک زبان وجود نداشته باشد، اغلب می‌توان دامنه مفهوم را به صورتی تغییر داد که امکان بازنمایی آن با یک اصطلاح مناسب در هر یک از زبان‌های اصطلاح نامه فراهم آید. راه دیگر این است که اصطلاح هم ارز غیردقیق یا مشابهی در یک زبان پذیرفته شود یا کمبود موجود در یکی از زبان‌ها با اصطلاحی وام گرفته یا ابداعی جبران گردد.

هر جا اطمینان حاصل کنیم که یافتن اصطلاحی مناسب برای بازنمایی هر مفهوم در تمام زبان‌های اصطلاح نامه‌ای چند زبانه ممکن نیست، شاید لازم باشد هر یک از نسخه‌های زبانی اصطلاح نامه چند زبانه را به گونه‌ای تلقی کنیم که گویی دو یا چند اصطلاح نامه تک زبانه موازیند و سپس میان اصطلاحات مربوط به یکدیگر رابطه نگاشتی برقرار سازیم.

در هنگام تهیه اصطلاح نامه‌ای چند زبانه، اغلب با درجات هم ارزی زیر روبه رو خواهیم شد. این درجات را نه به عنوان گونه‌ای ارتباطی جداگانه، بلکه بیشتر چون نقاطی روی طیف حالات ممکن میان دو حد نهایی هم ارزی کامل و عدم هم ارزی باید تلقی کرد:

  1. هم ارزی کامل هر مفهوم در تک تک زبان‌های اصطلاح نامه‌ی چند زبانه بازنمایی می‌شود و می‌توان اصطلاحات مرجحی را که از دید معنایی و فرهنگی هم ارز باشند، یافت. در این حالت باید یک رابطه هم ارزی میان زبانی بین اصطلاحات مرجح مربوط برقرار کرد.
  2. هم ارزی ناقص یا تقریبی: اصطلاحات در زبان‌های گوناگون شاید به‌ دلیل تفاوت‌های فرهنگی، معانی ضمنی یا فهم متفاوت، تفاوت بسیار جزئی در دامنه خود داشته باشند(همانند وضعیت شبه مترادف‌ها در یک زبان)، که در این صورت اگر این اصطلاحات آن قدر به هم نزدیک باشند که هنگام استفاده در اصطلاح نامه برای بازیابی مفهومی واحد به کار بروند، لازم است اصطلاحی مرجح در هریک از زبان‌ها انتخاب شود، رابطه هم ارزی بین آن‌ها تعیین گردد، و دامنه مفهوم مورد نظر در برگیرنده تمام گوناگونی فرهنگی تلقی شود.
  3. هم ارزی جزئی به نام هم ارزی اعم/ اخص نیز شناخته می‌شود. گاه در یک زبان هیچ اصطلاحی برای بازنمایی دقیق مفهومی که در جست و جوی برچسبی برای آن هستیم، وجود ندارد، اما اصطلاحی وجود دارد که معمولا برای بازنمایی مفهوم اعم یا اخص آن به کار می‌رود. در صورتی که دامنه مفهوم بازنمایی شده به وسیله یک اصطلاح به شکل کامل درون دامنه بازنمایی شده به وسیله اصطلاح دیگر قرار گیرد، دو اصطلاح مذکور هم ارزی جزئی دارند. در حالتی که تفاوت دامنه این دو اصطلاح به اندازه کافی باشد، شاید بتوان هر دو اصطلاح را در اصطلاح نامه پذیرفت و آن‌ها را به عنوان اصطلاحی هم ارز، که یک مفهوم را بازنمایی می‌کند در نظر گرفت. در این وضعیت لازم است در یکی از زبان‌ها یا هر دو زبان یادداشت دامنه‌ای برای رفع ابهام، به مفهوم افزوده شود. حالتی ویژه از هم ارزی جزئی زمانی پیش می‌آید که در یکی از زبان‌ها، دو یا چند اصطلاح دارای هم ارزی جزئی وجو داشته باشد که ترکیب شان بتواند تمامیت مفهومی را که در زبان مبدآ به وسیله اصطلاحی واحد بازنمایی شده، بیان کند این وضعیت را گاه « هم ارزی مرکب» نامند.
  4. عدم هم ارزی: گاه در یک زبان، هیچ اصطلاحی نمی‌توان یافت که بتواند مفهوم مورد نیاز در اصطلاح نامه را حتی به صورت جزئی یا غیر دقیق بازنمایی کند.در این وضعیت می‌توان از یک اصطلاح ابداعی یا وام گرفته استفاده کرد.

اصطلاحی از زبان مبدأ که دارای هم ارز میان زبانی نباشد، معمولا دقیق‌تر از دیگر اصطلاحات همان اصطلاح نامه است. در این حالت، یک راه‌حل ساده این است که مفهوم و اصطلاح بدون هم ارز در زبان مبدأ، از اصطلاح نامه حذف شود.

در صورتی که حذف ممکن نباشد، سه راه‌حل برای حفظ روابط هم ارزی یک به یک میان زبانی بین اصطلاحات مرجح در اصطلاح نامه چند زبانه وجود دارد.

  1. تبدیل اصطلاح مرحج به نا مرجح: در زبان مبدأ، اصطلاح مرجحی را که هم ارزی در یک زبان مقصد ندارد، به اصطلاح نامرجح تبدیل کرده سپس این اصطلاح نامرجح را با یک اصطلاح مرحج کلی‌تر،که هم ارزهایی در سایر زبان‌های اصطلاح نامه چند زبانه دارد، مرتبط ساخت. البته در این صورت، مفهوم اولیه به مفهومی عام‌تر تغییر می‌کند.
  2. وام گرفتن اصطلاح: اصطلاح مرحج زبان مبدأ را به عنوان یک اصطلاح وام گرفته به زبان مقصد وارد کنیم. البته پیش از گنجاندن هر اصطلاح وام گرفته‌ای در اصطلاح نامه‌ای چند زبانه باید با کسانی که آن زبان مادر شان است، مشورت کرد. هم چنین در مواردی که ترجمه یک اصطلاح وام گرفته نیاز به تعریف یا شرحی طولانی دارد، که در عمل نمی‌توان آن را به عنوان اصطلاحی مرجح در زبان مقصد به کار برد می‌توان از اصطلاح وام گرفته استفاده کرد.
  3. پدید آوردن یک اصطلاح هم ارز (ابداعی)

اصطلاحات ابداعی با توجه به شرایط زیر ابداع می‌شود:

  1. اصطلاح زبان مبدأ، که مفهومی نو را برای کاربران زبان مقصد بازنمایی می‌کند، دلیلی قابل پذیرش به عنوان اصطلاح وام گرفته نباشد.
  2. اصطلاح زبان مبدأ از سوی نویسندگان زبان مقصد، وام گرفته شده باشد، البته به سبب نامناسب شناخته شدن، باید با اصطلاح دیگری جایگزین شود (تا زمان رواج اصطلاح ابداعی، اصطلاح وام گرفته باید همچنان به عنوان اصطلاح نامرجح در اصطلاح نامه ذکر شود).
  3. در اصطلاح نامه چند زبانه با سه زبان یا بیشتر، مفهومی که ابتدا در یکی از زبان‌ها بازنمایی شده، پیشتر به وسیله اصطلاحی ابداعی در یکی از زبان‌های دیگر بیان شده باشد.

اصطلاحات ابداعی را می‌توان به‌ روش‌های زیر پدید آورد:

  • ترجمه لفظ به لفظ اصطلاح زبان مبدأ با اجزای معنا شناسی آن.
  • ساختن اصطلاح یا عبارتی که معنای کلی اصطلاح زبان مبدأ را بیان می‌کند.
  • اختراع یک نو واژه که باید تا حد ممکن کوتاه باشد تا رواج یابد (این اختراعات گاهی به ترجمه لفظ به لفظ نزدیک می‌شوند).

رابطه وابستگی

رابطه‌ی وابستگی، ارتباط میان زوج مفهوم‌هایی را نشان می‌دهد که ارتباط سلسله‌مراتبی ندارند، اما وابستگی معنایی یا مفهومی میان آن‌ها به اندازه‌ای است که لازم است ارتباط آن‌ها را به‌ دلیل فراهم آوردن گزینه‌های بیشتر برای نمایه‌‌سازی یا بازیابی، در اصطلاح نامه به صراحت نشان دهیم. این ارتباط باید به شکل دوسویه به کار رود.

رهنمود کلی برای روابط وابستگی این است که هر گاه اصطلاح مرجح یک مفهوم به کار رود، لازم است به مفهوم دیگر نیز در چارچوب مرجح مشترک میان کاربران اصطلاح نامه به‌ طور ضمنی اشاره شود. افزون بر این، اغلب اوقات یکی از اصطلاحات، جزئی ضروری از هر شرح یا تعریف ارائه شده درباره اصطلاح دیگر است. برای نمونه، اصطلاح «پرنده ها» جزئی ضروری از توضیح مربوط به «پرنده شناسی» است.

اصطلاحات دارای همپوشانی معنایی

برقراری رابطه وابستگی میان مفاهیمی که دامنه‌های آن‌ها هم پوشانی دارند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

در گفتمان عادی، اغلب اوقات یک زوج اصطلاح را می‌توان در برخی زمینه‌های موضوعی به جای یکدیگر به کار برد، اما در برخی زمینه‌های دیگر نمی‌توان چنین کرد. دو اصطلاح «کشتی» و «قایق» ممکن است بیانگر دو مفهوم متفاوت تلقی شوند، زیرا گرچه فصل مشترک قابل توجهی دارند، دامنه هیچ یک به اندازه کافی با دامنه دیگری هم پوشانی ندارد. اگر دو مفهوم از این دست در اصطلاح نامه وارد شده و با اصطلاحات مرجح متفاوتی بازنمایی شده باشند، لازم است یک رابطه وابستگی میان آن دو برقرار شود. این نکته یادآوری می‌کند که شاید لازم باشد برای اطمینان از دستیابی به تمام اطلاعات مربوط، هر دو اصطلاح مرجح را جست و جو کند.

زوج اصطلاحی که هم پوشانی معنایی دارند، اغلب ممکن است خویشاوند باشند (اصطلاح اعم مشترکی داشته باشند)، اما نیازی نیست میان تمام اصطلاحات خویشاوند به این شکل ارتیاط برقرار کرد. برای مثال، برقراری رابطه وابستگی میان اصطلاحاتی چون «درخت انگور» و «گل رز»، تنها به‌ دلیل داشتن اصطلاح اعم مشترک، مثلا «گیاهان»، لازم نیست، زیرا این دو اصطلاح هم پوشانی معنایی ندارند.

اصطلاحات دارای دلالت ضمنی قوی

هنگامی که یک اصطلاح بر اصطلاحی دیگر دلالت ضمنی قوی دارد، دلیل کافی برای برقراری رابطه وابستگی میان آن دو وجود دارد. دسته‌های زیر تنها چند نمونه از حالت‌های ارتباطی را که در عمل مشاهده می‌شود، نشان می‌دهند.

  • رشته یا حوزه مطالعاتی و اشیاء یا پدیده‌های مورد مطالعه مثال: جنگل داری - جنگل، عصب شناسی - سیستم عصبی
  • فرایند یا عملکرد و عامل یا ابزار آن مثال: بررسی جرم - کارآگاهان
  • کنش و دستاورد آن مثال: نساجی - پارچه
  • کنش و مفعول با مخاطب مثال: باغبانی - میوه
  • اشیاء با مواد و ویژگی‌های توصیف کننده آن‌ها مثال: سموم - سمیت
  • دست ساخته‌ها و اجزای آن‌ها در صورتی که در رابطه کل – جزء سلسله‌مراتبی صدق نکند. مثال:
  • مفاهیمی که وابستگی علت و معلولی دارند. مثال: تصادف - مجروح شدن
  • شیء یا فرایند و عامل مخالف آن مثال: علف کش‌ها - گیاهان، التهاب - عوامل ضد التهاب
  • مفهوم و واحد سنجش آن مثال: جریان الکتریسته - آمپر
  • اصطلاح مرکب و اسمی که کانون آن است در صورتی که بین آن دو رابطه‌ی سلسله‌مراتبی واقعی وجود نداشته باشد. مثال: خزندگان - فسیل خزندگان
  • موجود زنده یا ماده‌ای که از موجود زنده یا ماده‌ی دیگر تولید یا مشتق شده باشد. مثال: قاطر - الاغ

روابط وابسته در اصطلاح نامه چند زبانه

برای ارائه روابط وابسته در اصطلاح نامه چند زبانه، نیازهای کاربران تمام نسخه‌های زبانی آن باید در نظر گرفته شود و روابط مناسب برقرار گردد. جوامع دارای فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف که اصطلاح نامه‌ای مشترک دارند، گاه به مفاهیم و روابطی میان مفهومی نیازمندند که برای جوامع دیگر کاربر همان اصطلاح نامه نا آشنا هستند. در مواردی که ساختارهای نامتقارن سلسله‌مراتبی برای همسازی این تفاوت‌ها به کار می‌روند، معمولا به روابط وابسته نامتقارن نیز نیاز است.

رابطه هم نویسه

واژه‌هایی که یکسان نوشته می‌شوند، اما معنایی مختلفی دارند هم نویسه یا مشترک لفظی نامیده می‌شوند.

مثال: واژه شیر در زبان فارسی دارای سه معنا است: شیر آب، شیر درنده، شیر حیوانات.

روابط هم نویسه برای پیش گیری از اشتباه مخاطبان در اصطلاح نامه قید می‌شود.

نگاشت بین سامانه‌های مشابه

ارزیابی کیفیت اصطلاح نامه

با توجه به این که یک اصطلاح نامه با چهار مولفه «واقعیت»، «اطلاعات»، «مخاطبان» و «ابزار ذخیره و بازیابی» در ارتباط است؛ بنابراین کیفیت تعامل اصطلاح نامه با این چهار مؤلفه، کیفیت اصطلاح نامه را نشان می‌دهد. بنابراین معیارهای ارزیابی کیفیت اصطلاح نامه عبارتند از:

  1. سهولت استفاده برای مخاطب
  2. ساماندهی مناسب اطلاعات (اسناد، اشخاص و ...)
  3. پوشش ابعاد و مولفه‌های موضوع
  4. بهره گیری از امکانات نرم‌افزار

نمایش اصطلاح نامه

روش‌های نمایش فهرست کلید واژه‌ها عبارتند از:

  • الفبایی: آرایش الفبایی امکان دسترسی به مفاهیم را از طریق واژه‌هایی که نخستین بار از سوی کاربر برای بیان آن مفاهیم به کار رفته‌اند، پدید می‌آورد.این نمایش الفبایی، در اصطلاح نامه‌های چاپی به شکل نمایه عمل می‌کند، اما در نمایش رایانه‌ای می‌تواند مکمل یک عملکرد جست و جوی مستقیم باشد.
  • سلسله مراتبی: نمایش فهرست اصطلاحات به صورت سلسله‌مراتبی میتنی بر روابط اعم/ اخص به بسط یا پالایش مفهوم مورد جست و جو یا نمایه‌‌سازی کمک می‌کند.
  • گردشی: نمایش گردشی به یافتن واژه‌های موجود در اصطلاحات چند واژه‌ای کمک می‌کند.

نمایش یک کلیدواژه و روابط آن با سایر کلیدواژه‌ها، نمایش تک مدرکی نامیده می‌شود.

طراحی و بهره‌برداری از اصطلاح نامه با نرم‌افزار هم افزا

نرم افزار هم‌افزا قابلیت‌های مناسبی برای طراحی و بهره‌برداری از اصطلاح نامه دارد:

  • طراحی: برای انتخاب مضامین و ثبت آن‌ها، از ابزار ثبت کلید واژه در فهرست ابزارهای درون متن استفاده نمایید.
  • ثبت کلید واژه‌های طراحی شده در خارج نرم‌افزار: کلید واژه‌ها را می‌توان با ابزار «کلید واژه جدید» که در نوار ابزارها قرار دارد وارد هم‌افزا نمود. اگر تعداد کلیدواژه‌ها زیاد باشد، ورود آن‌ها به نرم‌افزار با استفاده از ابزار (کلیدواژه جدید) بسیار زمان بر است؛ در این موارد کلیدواژه‌ها در «فایل اکسل کلیدواژه ها» نوشته شده و یکباره وارد پایگاه داده هم‌افزا می‌شود. برای این کار، فایل «اکسل نمونه اصطلاح نامه» را دریافت نمایید. در شیت اول این فایل، راهنمای ورود اطلاعات نوشته شده است.
  • نمایه سازی: برای نمایه‌‌سازی با استفاده از کلیدواژه‌های ثبت شده، از پنجره تنظیمات صفحه سند مورد نظر استفاده نمایید.
  • برای بازیابی اطلاعات نمایه‌‌سازی شده، از ستون ناوبری استفاده کنید.
  • برای مشاهده کلید واژه‌ها، به درگاه کلیدواژه‌ها بروید و اصطلاح نامه مورد نظر را انتخاب کنید.
  • فهرست همه کلید واژه‌ها علاوه بر اصطلاح نامه‌ها در میز کار نیز ارائه می‌شود.


↑ [1] Term
↑ [2] Tag
↑ [3] Key Word
↑ [4] thesaurus
↑ [5] Theme analysis
↑ [6] recursive
↑ [7] facet analysis
↑ [8] Synatagmatic relatioship
↑ [9] Paradigmatic relationship

چارچوب