فهرست
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

شرح مدل

مدل تجانس، ابزار مفیدی است که به رهبران سازمان امکان درک اثر متقابل نیروها که منجر به شکل‌گیری عملکرد سازمان می‌شود را می‌دهد و مسیر طراحی و اجرای راه‌حل مسائل سازمان را با کمک پرسنل سازمان، مشخص میسازد. همزمان با شتاب تغییرات جهان در چند دهه گذشته، دیگر مدلهای ایستا و سلسله‌مراتبی، پاسخگوی مسائل سازمان نیستند. در دهه 60 قرن بیستم بود که پژوهشگران سازمان، پی به تشابه سازمان با ارگانهای زنده، بردند. اما در دهه 70 بود که تئوری سیستم‌ها رواج پیدا کرد. سرانجام دیوید نادلر و مایکل تاشمن در دانشگاه کلمبیا موفق به گسترش تئوری و نهایتا مدل تجانس شدند.

مدل پایه‌ی سیستمها

مدل تجانس، پیشنهاد می‌دهد که برای درک عملکرد سازمان، باید سازمان را بعنوان یک سیستم شامل چند عنصر پایه دانست: 1- ورودی 2- استراتژی 3- خروجی 4- فرایند تبدیل سازمانی

ورودی

ورودی سازمان شامل 3 دسته عمده می‌شود:

1- محیط که شامل افراد، سایر سازمان‌ها، نیروهای اقتصادی-اجتماعی و محدودیتهای قانونی می‌شود. محیط از سه طریق بر سازمان، تاثیر میگذارد.

  1. تقاضا را تحمیل می‌کند که مشتری، چه نیازی، با چه قیمت و کیفیتی میخواهد
  2. محدودیتها از محدودیتهای سرمایه یا فناوری تا موانع قانونی
  3. فرصت‌ها مثل بازار جدیدی که به‌ دلیل نوآوری یا برداشتن موانع بازرگانی ایجاد شده است

2- منابع

منابع شامل تمام داراییهای قابل دسترسی است: افراد، فناوری، سرمایه و اطلاعات.

3- تاریخ

مدارک موثقی وجود دارد که نشان می‌دهد که عملکرد سازمان به‌ شدت تحت تاثیر وقایع کلیدی در گذشته‌ی آن می‌باشد. عملکرد آینده‌ی سازمان، از طریق درک توسعه‌های حیاتی در طول زمانش شامل تصمیمات استراتژیک می‌شود، خواهد بود.

سازمان به عنوان یک فرایند تبدیل

استراتژی

هر شرکت، از 2 سطح استراتژی است. اول، استراتژی شرکت که دربرگیرنده‌ی تصمیمات سبد سرمایه کسب و کار سازمان است. سطح دوم استراتژی کسب و کار است که مشخص می‌کند که منابع سازمان در پاسخ به تقاضای و فرصت‌ها و تهدیدها و محدودیتها شکل می‌گیرد یعنی در واقع طراحی کسب و کار شامل 5 عنصر استراتژیک:

  • انتخاب مشتری
  • ترکیب ارزش واحد
  • دریافت ارزش
  • کنترل استراتژیک
  • دورنما

خروجی

هدف نهایی شرکت، تولید خروجی است که شامل:

کل سیستم: کالاها و خدمات تولیدی، درآمد، سود، تولید شغل، عایدی سهامدار، اثر بر جامعه

واحدهای سیستم: رفتار و عملکرد بخش‌ها و واحدها و تیمهای سازمان

افراد: رفتار، فعالیت‌ها و عملکرد کارکنان سازمان

فرایند تبدیل سازمانی

قلب مدل، فرایند تبدیل درون سازمان است که ورودی را به خروجی تبدیل می‌کند. سازمان شامل 4 بخش کلیدی است: 1- کار 2- افرادی که کار را انجام میدهند 3- آرایش رسمی سازمان 4- سازمان غیررسمی که گاهی فرهنگ نامیده می‌شود. چالش واقعی طراحی سازمان، انتخاب مناسبترین شیوه از میان گزینه‌هاست که نحوه شکل‌گیری اجزای سازمان را برای تولید خروجی توسط استراتژی، ممکن میسازد.

مدل تجانس بر این اصل استوار است که ارتباط میان مجموعه اجزای سازمان، به مراتب مهمتر از خود اجزاء است. به بیان دیگر، درجه ایکه استراتژی، کار،افراد، سازمان رسمی، و فرهنگ بخوبی هم‌راستا شده باشند، توانایی سازمان در رقابت و کسب موفقیت را مشخص می‌کند.

در موقعیتهای عادی، مدیران پیوسته تغییراتی را برای تنظیم تناسب اجزای سازمان انجام میدهند اما با وجود تغییرات ناگهانی محیط و ظهور فناوریها، ناکافی جلوه می‌کند. اولین گام برای بهبود اوضاع، بازطراحی ساختار رسمی است که البته باید هم‌راستای آن سایر اجزاء هم متناسب شوند که نیاز به مدیرانی دارد که می‌توانند چندین نقش را بازی کنند و می‌توانند غیر رسمی بوده و قالبها را بشکنند.

تحلیل مسائل سازمان

مدل تجانس، بیشتر از یک شیوه نگرش به پویایی سازمان است و کارکرد اصلی آن، چارچوبی است به عنوان یک چک لیست ذهنی برای پی بردن به دلایل اصلی شکاف در عملکرد سازمان، می‌باشد. رویکرد مدل برای حل مسائل می‌تواند در پی گامهای ذیل، اتخاذ شود:

1- تشخیص علائم ضعف: در هر موقعیتی، اطلاعات اولیه، می‌تواند به سادگی عملکرد ضعیف را نشان دهند، گرچه این علائم، دلایل اصلی را بیان نمی‌کند ولی بعنوان نقطه شروع برای تحقیق بیشتر مهم است.

2- مشخص ساختن ورودی: با داشتن علائم در ذهن، گام بعدی جمع‌آوری داده در رابطه با محیط سازمان، منابع و جنبه‌های تاریخی آن است. تحلیل ورودی شامل شناسایی استراتژی کلی سازمان و اهداف نیز هست.

3- تعریف خروجی: گام سوم تحلیل خروجی سازمان در همه‌ی سطوح است

4- تشخیص مسئله: گام بعدی، تعیین شکافهای بین خروجی واقعی و برنامه‌ریزی شده است که مسئله را مشخص می‌کند.

5- تشریح اجزای سازمان: در این مرحله تحلیل از شناخت مسئله فراتر میرود و آغاز کشف ریشه مشکل است که با جمع‌آوری داده در مورد این اجزاء آغاز می‌شود.

6- ارزیابی تجانس: با استفاده از داده‌های گردآوری شده، میزان تناسب بین اجزاء سنجیده می‌شود.

7- فرضیه‌‌سازی در مورد علل اصلی: بررسی همبستگی و جمع‌آوری داده و شناسایی عامل تاثیرگذار بر خروجی بعنوان اهرم بهبود

8- تعیین گامهای اجرایی: در این مرحله اقدامات لازم برآورد و برنامه‌ریزی می‌شود و با گذشت زمان، ارزیابی می‌شود.

مزایای مدل تجانس

یکی از مهم‌ترین منافع این مدل، فراهم کردن تصویری از سازمان به عنوان یک سیستم از اجزاء با اثر متقابل بر هم است. مزیت بعدی این مدل، اجتناب از پیروی یک رویکرد خاص در تدوین ساختار است بلکه تنها چیزیکه مهم است تجانس و تناسب میان اجزاء است. سوم، این مدل، به شما در درک پویایی تغییر، کمک می‌کند چرا که به شما امکان پیش‌بینی تغییرات عمده در سازمان را می‌دهد. در نهایت، این مدل، ابزاری برای سازماندهی فکر در موقعیتهای پیش آمده در سازمان است.

مدل تجانس

مدیریت الگو بنگاه ها