موردی برای نمایش وجود ندارد.
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

محدوده

اقتصاد بخشی از جامعه است که شامل تولید و مصرف محصولات (کالا و خدمات) می شود. بنابراین برای مشخص شدن محدوده اقتصاد، محدوده جامعه (با ذکر افراد تحت پوشش) باید مشخص شود. اقتصاد را می توان با 5 رویکرد تقسیم کرد: عوامل، فرایندها، عمومی، جغرافیا، تقسیم کار.

  1. با رویکرد عوامل، اقتصاد به سه جزء خانوار، بنگاه ها و حاکمیت تقسیم می شود.
  2. با رویکرد فرایندی، بخش تولید به زنجیره های تأمین تقسیم می شود. یک زنجیره شامل فرایندهایی است که محصولاتی را (به عنوان ورودی دریافت کرده و) به محصولات دیگری تبدیل می کنند. با این رویکرد، زنجیره هایی مانند فولاد، پتروشیمی، صنایع غذایی و ... از یکدیگر تفکیک می شوند. برخی از زنجیره های تأمین عمومی بوده و محصولات آن ها در همه زنجیره ها استفاده می شوند. زنجیره های عمومی عبارتند از: انرژی، تأمین مالی، تجهیزات سازی، بیمه و ...
  3. با رویکرد عمومی، اجزایی که در تمام زنجیره های تأمین مشترک هستند در یک طبقه دسته قرار می گیرند. با این رویکرد موضوعات عمومی عبارتند از: ظرفیتهای تولید، منابع انسانی، منابع طبیعی، محصول، فناوری، تجارت خارجی، جریان کالا، جریان مالی، آمایش سرزمین و مالیات. منابع طبیعی بخشی از طبیعت است که به عنوان مواد اولیه وارد فرایندهای تولیدی شده و در نهایت به صورت کالا در اختیار خانوار قرار می گیرد.
  4. با رویکرد جغرافیایی، اقتصاد به کشورها، مناطق، استان ها، شهرستان ها، تمدن ها، پیمان های منطقه ای و ... تقسیم می گردد. ارتباط بین کشورها نیز می تواند خود یک موضوع مستقل باشد.
  5. با رویکرد تقسیم کار، بر اساس تقسیم کار بین عوامل، موضوعات تفکیک می شوند. در این رویکرد، هر قسمت از موضوع، شامل مواردی می شود که در حوزه مأموریت سازمان مربوطه است. تفکیک اقتصاد به صنعت، معدن و تجارت؛ کشاورزی، نفت و .. که هر قسمت متناسب با مأموریت یک وزارت خانه است با این رویکرد انجام می شود.

برخی از قسمت هایی که در هر یک از این پنج رویکرد تعریف تفکیک می شوند، با یکدیگر همپوشانی دارند، اما هر رویکرد موضوعاتی را بهتر متمایز می کند. تقسیم بندی ترکیبی از حوزه بندی و طبقه بندی است. در یک قسمت اگر حوزه های کوچکی از اقتصاد که تشابه زیادی با هم دارند را در یک طبقه قرار دهیم و هر طبقه شامل مصداقهای زیادی باشد، مسائل مشابه شناسایی شده و امکان انتخاب هدفهای عام برای بسیاری از مسائل فراهم می شود. و اگر حوزه های وسیعی از اقتصاد انتخاب شده و حوزه های مشابه را در یک طبقه قرار می دهیم (که هر طبقه شامل مصداقهای کمتری باشد.) مسائل مرتبط با یکدیگر بهتر شناسایی می شوند و دقت افزایش می یابد. بنابراین بهتر است از چند رویکرد برای تقسیم بندی اقتصاد استفاده شود، هر چند برخی از بخش ها در چند قسمت تکرار می شوند.

مثال: در برنامه یک زنجیره تأمین، موضوعات محصول، فناوری، منابع انسانی و .... مطرح می شود. همین طور در برنامه یک منطقه جغرافیایی، رشته فعالیت ها در آن منطقه، منابع انسانی و ... مورد بررسی قرار می گیرند.

مثال: منابع انسانی را می توان یک موضوع عمومی در نظر گرفت و وضعیت، مسائل و اهداف عمومی برای همه بنگاه ها (مثلا در ایران برای حدود 70000 بنگاه صنعتی و معدنی) را بررسی و تحلیل نمود.

مثال: همه موضوعات (شامل منابع انسانی، بازار، فناوری، مالی و ...) مربوط به یک زنجیره (مثلا کاشی و سرامیک با حدود 90 بنگاه در ایران) در قالب یک موضوع مورد بررسی قرار می گیرند.

رویکردهای تقسیم بندی را می توان ترکیب کرد و یک موضوع را با استفاده از چند رویکرد مشخص نمود. مانند خانوارهای ایرانی، منابع طبیعی خراسان و ...

با ترکیب رویکردهای تقسیم بندی، اقتصاد را به 12 قسمت اصلی تقسیم می شود: خانوارها، بنگاه ها، زنجیره تأمین، منابع انسانی، منابع طبیعی، ظرفیت های تولید، محصول، فناوری، تجارت خارجی، جریان کالا، جریان مالی، مالیات، آمایش سرزمین، اقتصاد استان

مرز هر یک از این قسمتها در بخش محدوده چارچوب مربوطه مشخص شده است. در موضوع خانوارها بیشتر به هزینه ها و درآمدهای خانوار پرداخته شده و مواردی مانند اشتغال و توانمندی در موضوع منابع انسانی می گنجند. بررسی انواع بنگاه ها و روابط بین آن ها در موضوع «بنگاه ها» انجام می شود، این موضوع شامل موارد مربوط به درون یک بنگاه (که در چارچوب های بنگاه بیان می شود) نیست.

توانمندی های تولید و زیرساخت ها و بسترسازی تولید مناسب در موضوع ظرفیت های تولید بررسی می شود. موضوع آمایش سرزمین به بررسی نحوه توزیع بهینه جمعیت و فعالیت های اقتصاد می پردازد و در موضوع اقتصاد استان به تمامی اجزای اقتصاد کلان در منطقه جغرافیایی استان پرداخته می شود، و مدل مفهومی ساده در اقتصاد بشرح زیر می باشد.

وضعیت

در بخش «وضعیت»، وضعیت موجود و مطلوب موضوع توصیف می شود. وضعیت موضوع با بیان وضعیت متغیرهای حالت قابل مشخص سازی بوده و اطلاع از آن ها برای تحلیل ها کافی است؛ اما برای درک بهتر وضعیت، معلومات بیشتری از موضوع و محیط آن نیز بیان می شود.

نکات مهم:

  1. در مواردی که مقایسه با سایر کشورها امکان پذیر است، اطلاعات مقایسه ای ارائه شوند. (البته باید به خاطر داشت که وضعیت سایر کشورها، نشان دهنده ارزش مطلوب نبوده و نباید بدون تامل تقلید شود. وضعیت سایر کشورها نشان دهنده امکان پذیربودن برخی حالت ها بوده و همچنین به عنوان یک تجربه قابل بررسی است.)
  2. مقادیر وضعیت برای زمان فعلی و زمان های آتی (با فرض ادامه سازو کارهای فعلی) و ظرفیت های بالقوه ذکر شده و تحلیل شود.
  3. تا حد امکان اطلاعات به تفکیک استان ها آورده شود.
  4. تجارب سایر کشورها و مطالعات تطبیقی (شامل: الگوهای توسعه در سایر کشورهای جهان، سوابق و تجارب سایر کشورها) در اسناد پشتیبان آورده می شوند.

شاخص های عمومی

حساب های ملی

یک دسته از متغیرهایی که برای ارزیابی وضعیت اقتصاد استفاده می شوند، در قالب سامانه حسابهای ملی قرار می گیرند. حساب های ملی شامل متغیرهای جریان (مانند تولید، مصرف، تشکیل سرمایه، صادرات، واردات، درآمد و تولید ناخالص داخلی) در یک دوره ی معین از زمان و متغیرهای انباشت (مانند ثروت، دارایی و بدهی) در مقطعی از زمان است. تحلیل مقادیر این متغیرها باید با دقت کافی انجام شود. مقادیر برخی از این متغیرها تنها برای تحلیل نسبتهای داخلی درون یک اقتصاد قابل استفاده هستند و نباید بدون توجه به نقائص آن ها به عنوان یک شاخص عمومی برای مقایسه بین کشورها در نظر گرفته شود.

سامانه حسابهای ملی که شامل شاخص های تولید ملی و هزینه ملی است. مقادیر تولید ملی، ارقام تولید و درآمد ملی و اجزاء آن را بر حسب فعالیت های اقتصادی در بر می گیرد. این شاخص ها ارزش ستانده، هزینه واسطه و ارزش افزوده فعالیت های مختلف اقتصادی را به قیمت های جاری و ثابت شامل می شود.

در این قسمت شاخص های حسابهای ملی به تفکیک بخش های اقتصادی (صنعت، معدن، حمل ونقل، ساختمان و ...) و به تفکیک استان ها، با مقادیر اصلی، برابری قدرت خرید (در مقایسه با سایر کشورها) سرانه و ... به طور مقطعی و در طول زمان بیان می شوند. سرانه تولید ناخالص داخلی میزان تولید نسبت به جمعیت را نشان می دهد. این شاخص نشان دهنده توان مدیریت در یک کشور است و نه الزاما سطح رفاه مردم.

بهره وری

بهره وری برایند کارایی و اثربخشی است. کارایی یعنی انجام درست یک کار و به عبارت دیگر یعنی استفاده از منابع کمتر برای دستاورد بیشتر. اثربخشی یعنی انجام کار درست. محاسبه بهره وری برای یک سامانه با مرزهای مشخص انجام می شود، گاهی در تحلیل بهره وری با بی توجهی به این نکته، خطاهایی رخ می دهد. برخی از این خطا ها عبارتند از:

  1. کارایی معادل بهره وری در نظر گرفته می شود.
  2. اثر بخشی تنها بر اساس تقاضا سنجیده می شود نه بر اساس حق
  3. بهره وری یا کارایی یک جزء با کل اشتباه می شود

مثال: یک بنگاه تولیدکننده دخانیات ممکن است با کارایی بالایی تولید کند، اتلاف انرژی و مواد نداشته باشد. اما آیا محصول این بنگاه اثربخش است؟ اگر اثربخشی را با میزان فروش که نشان دهنده تقاضا یا رضایت مشتریان است، بسنجیم (که این خود بیشتر ار تبلیغات اثر پذیر است تا کیفیت!) می توان گفت که این بنگاه اثربخش است. در این صورت بنگاه برای صاحبانش اثربخش است زیرا سود آوری دارد. اما اگر سلامت مردم را در نظر بگیریم، محصول این بنگاه اثربخش نیست.

مثال: با مشاهده تلاش بی وقفه کارکنان یک شعبه بانک، نمی توان نتیجه گرفت که بانک بهره ور است. حداکثر می توان گفت که یک شعبه بانک کارایی بالایی دارد. اگر شعبه خدمات و تسهیلات بانکی را به نیازمندان واقعی ندهد، شعبه اثربخشی ندارد. علاوه بر این معلوم نیست کل بانک اثربخش و حتی کارا باشد.

شاخص های بهره وری به دو دسته شاخص های بهره وری جزیی و شاخص های بهره وری کل عوامل تولید تقسیم می شوند. در شاخص های بهره وری جزیی (بهره وری کار، سرمایه) ارتباط ستاده با یک نهاد مورد توجه قرار است در حالیکه در شاخص های بهره وری کل عوامل تولید، ارتباط ستاده با کل نهاد ها و توابع تولید1 در سطح کلان مورد بررسی قرار می گیرد. در تحلیل بهره وری، علاوه بر کل اقتصاد، بهره وری هر بخش (مثلا صنعت و معدن) را نیز باید محاسبه و تحلیل کرد.

در این بخش شاخص های بهره وری و سهم بهره وری از تولید ناخالص داخلی بیان می شود.

شاخص های ترکیبی

علاوه بر شاخص های حساب های ملی و بهره وری، شاخص های ترکیبی متعددی برای ارزیابی وضعیت اقتصاد طراحی شده اند. این شاخص ها از ترکیب متغیرهای موضوعات مختلفی ساخته می شوند. برخی از شاخص های ترکیبی عبارتند از: سهولت کسب و کار، توانمندی صنعتی، تابع تولید کشور و ...

مثال: یک از شاخص های ترکیبی، شاخص رقابت­ پذیری صنعتی (CIP) است که توسط یونیدو اندازه گیری می شود. رتبه ایران از 98 در سال 2000 به 85 در سال 2005 ارتقا یافته است.

مثال: کل اقتصاد می توان به عنوان یک بنگاه در نظر گرفت و تابع تولید کشور را بررسی و تحلیل نمود. در برآورد تابع تولید کاپ داگلاس برای اقتصاد ایران2در سال 1384، کشش های نیروی کار و سرمایه به ترتیب 58/0 و 42/0 درصد به دست آمده است. در واقع این ضرایب نشان می دهند که به ازاء یک درصد افزایش در نیروی کار و سرمایه به ترتیب به میزان58/0 و 42/0 درصد رشد اقتصادی افزایش خواهد یافت. این مقادیر نشان می دهند که اتکاء تولید در کشور ما بیش از آن که بر سرمایه استوار باشد بر نیروی کار متمرکز بوده است. به عبارت دیگر در فرایند تولید اهمیت نیروی کار برای کارفرما بیش از سرمایه است لذا میزان هزینه ای که بر نیروی کار صورت می پذیرد نیز بیش از هزینه اجاره سرمایه در بازار می باشد. این بدان مفهوم است چنانچه هدف رشد اقتصادی و افزایش تولید مورد نظر باشد تمرکز بیشتر بر بازار کار نتایج قابل توجهی در بر خواهد داشت. بر اساس نتایج این مدل، در کوتاه مدت حدود 47/0 درصد از تغییرات تولید به واسطه تغییراتی است که در سطوح گذشته آن صورت پذیرفته است. بنابراین برای ایجاد تغییر در رشد اقتصادی در کوتاه مدت اولین نکته حائز اهمیت توجه به ظرفیت های خالی و ظرفیت سازی هایی است که در دوره گذشته ایجاد شده است.

هر کدام از این شاخص ها نقص هایی دارند. دو نقص عمومی این شاخص های عبارتند از:

  1. شاخص ها از ارزشها سرچشمه می گیرند، بنابراین مقادیر مطلوب در این شاخص ها لزوما برای همه کشورها مطلوب نیست.
  2. ملاحظات سیاسی و یا عدم دسترسی به داده های درست، محاسبات این شاخص ها را دچار خدشه می کند.

مثال: مقادیر شاخص سهولت کسب و کار در گرجستان

خانوارها

این بخش شامل اطلاعات عمومی خانوارها است. برخی از این اطلاعات عبارتند از:

  1. ترکیب سنی و جنسیتی
  2. فرهنگ، تنوع قومیت، دین، مذهب، زبان و رنگ ها، ارزش ها، فرهنگ کاری
  3. نیازمندیهای و چرخه عمر مشتریان
  4. مشارکت در فعالیت های اقتصادی (سن، تحصیلات، جنسیت)
  5. شاخص های سلامت (بهداشت، ورزش، امنیت غذایی (سرانه مصرف ....موجود....بایدها)
  6. درآمد و هزینه

در بررسی وضعیت خانوار، وضعیت هزینه و درآمد خانوار مورد توجه قرار گرفته و با استفاده از شاخص های تحلیل خانوار، وضعیت موجود خانوار تحلیل می شود.

برای تحلیل هزینه خانوار از شاخص هایی نظیر شاخص قیمت مصرف کننده استفاده می شود. شاخص قیمت مصرف کننده یا شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی یکی از مهم ترین شاخص های قیمتی برای سنجش نرخ تورم و قدرت خرید پول داخلی هرکشورمی باشد. از این شاخص برای طراحی برنامه های رفاهی و تأمین اجتماعی، تعدیل مزد و حقوق و تنظیم قراردادهای دو جانبه استفاده می شود. برای انتخاب کالاها و خدماتی که مبنای محاسبه قرار می گیرند، ابتدا ضریب اهمیت کالاها و خدمات با استفاده از نتایج بررسی بودجه خانوار محاسبه می شود، سپس با توجه به وزن و قابلیت قیمت گیری آن ها در سبد محاسباتی قرار می گیرند. شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی دارای سه گروه اختصاصی و هشت گروه اصلی است.
توزیع درآمد تحت تاثیر عوامل به وجود آورنده درآمد خانوار، شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و سیاست های دولت در زمینه توزیع درآمد قرار دارد. برای اندازه گیری نابرابری توزیع درآمد می توان از شاخص های متفاوتی استفاده نمود که ضریب جینی و نسبت سهم 10درصد ثروتمندترین افراد به 10 درصد فقیرترین افراد از جمله متداولترین این شاخص ها می باشد. برای مقایسه سطح درآمد خانوار بین کشورهای مختلف از سرانه درآمد ملی یا سرانه تولید ناخالص ملی استفاده می شود. سرانه تولید ناخالص داخلی بیش از آنکه نشان دهنده رفاه مردم یک کشور باشد نشان دهنده توان مدیریت در یک کشور است. علاوه بر این ارزش پول داخلی، میزان یارانه ها و نسبت بین کارهای داوطلبانه و کارهای درآمدی، ارزش تولید ناخالص داخلی را تغییر داده و بنابراین مقادیر سرانه شاخص مناسبی برای مقایسه سطح رفاه اقتصادی بین کشورهای مختلف نمی باشد. برای از بین بردن اثر نرخ ارز، از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می شود.

بنگاه ها

در این قسمت اطلاعات زیر بیان می شود:

  1. تعداد بنگاه ها، اندازه آن ها، میزان تمرکز تولید
  2. ارتباطات بین بنگاهی شامل هولدینگ ها، خوشه ها و پیمانکاری فرعی
  3. تشکل ها، اصناف، انجمن ها و نهادهای مردمی و میزان دخالت در تصمیم گیری و سیاست گذاری های صنعتی کشور

با توجه به ویژگیهای خاص بنگاه های کوچک و صنایع نوین، این بنگاه ها با تفصیل بیشتری بررسی می شوند.

حاکمیت

در این بخش اطلاعات زیر بیان می شود:

  1. وضعیت دخالت و حمایت دولت از تولیدو قوانین و مقررات مربوطه و نتایج اجرای آن ها
  2. بودجه: یکی از مصارف یا مخارج عمده در تولید ناخالص ملی، در بخش دولت انجام می شود.

محصولات

ظرفیت های تولید

فناوری

در این بخش سطح فناوری تولید (فناوری بالا، متوسط و پایین) در صنایع مختلف، فناوری های جدید و میزان به کارگیری آن ها و میزان تسلط بنگاه ها به فناوری های مرتبط با خود (آکاهی از فناوری، بهره برداری، تعمیرات و نگهداری، مونتاژ، کپی سازی، تولید، توان تعامل با نهادهای علم و فناوری. ) بیان می شود. لازم به ذکر است، فناوری فقط محدود به موضوعات فنی نبوده و فناوری های مدیریتی باید بیشتر مورد توجه باشند.

علاوه بر موارد فوق در این بخش تعداد واحدهای تحقیق و توسعه، مراکز رشد، پارک علم و فناوری، دانشگاهها، مراکز پایش فناوری، مراکز انتقال فناوری، خدمات مهندسی و ... بررسی می شود.

منابع انسانی

در این بخش به بررسی وضعیت اشتغال در کشور، تحلیل بازار کار و نحوه تأمین یا جذب نیروی انسانی در بازار کار، عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی، نقش محیط کسب و کار در اشتغال کشور، توانمندی منابع انسانی پرداخته می شود.

جریان کالا

جریان مالی

در این بخش منابع مالی اقتصاد و نحوه تأمین و تخصیص آن ها آورده می شود.

منابع طبیعی

اطلاعات منابع طبیعی به شرح زیر که برای تولید محصولات استفاده می شوند در این بخش ارائه می شود:

  • معادن (شامل نفت و گاز)
  • زمین با انواع کاربری ها (کشاورزی، مسکونی و ...)
  • آب
  • جنگل
  • دریا

علاوه بر این موارد وضعیت زیست محیطی و شرایط اقلیمی و آب و هوایی کشور نیز در این بخش بیان می شود.

تجارت خارجی

در این بخش به بررسی وضعیت تجارت خارجی با سایر کشورها و همچنین تاثیر روابط خارجی و تحولات بین المللی بر اقتصاد کشور پرداخته می شود، در این بخش اطلاعاتی نظیر:

  1. بررسی بازار جهانی و روند آن ها و جایگاه ایران در آن
  2. روند صادرات و واردات (خارجی)
  3. ترکیب واردات (محصول و بازار مبدا)
  4. ترکیب صادرات (محصول و بازار هدف)
  5. تحلیل صادرات و مقاصد و واردات و مبادی
  6. نقش روابط خارجی بر اقتصاد صنعت و تجارت
  7. پیش بینی تحولات جهانی و فرصت ها و تهدیدهای ناشی از آن

مثال: در خصوص سهم صادرات صنعتی از صادرات غیرنفتی حدود %8/75 بوده که عملکرد بخش حدوداً 140درصد بیش­ از هدف­ گذاری برنامه بوده است که نشان از توفیق چشم­گیر بخش در عرصه صادرات دارد. سهم صادرات بخش به تولید ناخالص داخلی 23/0 درصد و سهم صادرات بخش به کل صادرات کشور 12 درصد بوده است.

یکی از شاخص های تحلیل روابط اقتصادی بین المللی کشور شاخص تراز تجاری سرانه می باشد. شاخص تراز تجاری سرانه نشان دهنده سهم تراز تجاری (صادرات منهای واردات) در تولید ناخالص نسبت به جمعیت است.

آمایش سرزمین

در این بخش همه اجزاء اقتصاد با رویکرد توزیع جغرافیایی بررسی می شوند. تقسیم کار ملی و تبادل بین استان ها در این بخش بیان می شود. همچنین وضعیت شهرک ها و نواحی صنعتی بیان می شود.

نهادها

محیط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی

در این بخش به بررسی نقش عوامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی در توسعه صنایع کشور پرداخته می شود برخی از نکاتی که در این بخش مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از:

محیط سیاسی

در این بخش وضعیت کشور از نظر انحصار، فرایند خصوصی سازی، فضای سیاسی، ارتباط با سایر کشورها، تحریم، مهاجرت از خارج به کشور و بالعکس، روابط با سازمان های بین المللی و موقعیت جغرافیایی سیاسی ایران و تأثیر آن بر اقتصاد مورد بررسی قرار می گیرد.

محیط اجتماعی و فرهنگی

در این بخش به بررسی وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه و تاثیر آن بر اقتصاد پرداخته می شود.

محیط زیست

در این بخش به بررسی آثار زیست محیطی توسعه صنایع کشور پرداخته می شود.

سامانه مسائل

در بخش «مسائل»، آن دسته از متغیرهای حالت که مقدار آن ها مطلوب نیست به عنوان مسائل اصلی در نظر گرفته شده و ریشه یابی می شوند. به عبارت دیگر در بخش مسائل، علت ها و دلیل های متغیرهای حالتی که مقدار آن ها مطلوب نیست مورد تحلیل قرار می گیرند.

در چارچوب مسائل به طور عام بیان شده اند و برای طراحی برنامه (که برای یک موقعیت خاص انجام می شود) نقش سیاهه بررسی (چک لیست) را دارند. در برنامه باید مسائل به صورت کمی و با دقت بیشتری توضیح داده و درجه اهمیت آن ها نیز مشخص شود. در چارچوب مسائل عام بوده و بیشتر به ابعاد، آثار و علتهای مسئله پرداخته شده است. در هنگام طراحی برنامه، با بررسی مصادیق این مسائل عام، شناسایی مسائل آسان تر می شود.

پس از توصیف سامانه مسائل، هر یک از مسائل با بیان مقادیر وضع موجود و وضع مطلوب یا فاصله بین وضع موجود و مطلوب در طول زمان یا مقطع زمانی و ارتباط با سایر مسائل توضیح داده می شوند. مهم تر از مسائل فعلی، مسائلی هستند که با ادامه سازوکارهای فعلی پیش خواهند آمد، باید مسائل آتی را شناسایی نمود تا از وقوع آن ها پیشگیری شود.

مسائل اقتصاد را در چهار سطح می توان بررسی نمود

  1. کل اقتصاد (کارایی، پایداری، اسراف، بازارهای موازی غیرمولد، فساد
  2. اجزاء به تفکیک موضوعات عمومی
    1. محصول (قیمت، مقدار و کیفیت محصولات، توزیع نامتناسب ارزش افزوده
    2. جریان کالا (حمل ونقل، ذخیره سازی، توزیع و...)
    3. منابع انسانی (بیکاری، درآمد و ...)
    4. ظرفیت های تولید (ظرفیت های تولید نیمه تمام یا بدون استفاده
    5. جریان مالی
    6. تجارت خارجی (عدم تعادل ترکیب صادرات و واردات، قاچاق
    7. آمایش سرزمین (فاصله با بازار مصرف، مواد اولیه، نیروی انسانی و ... )
  3. اجزاء به تفکیک عوامل
    1. بنگاه ها
    2. خانوار (عدم تعادل هزینه و درآمد خانوار
    3. حاکمیت (مداخله نادرست حاکمیت
  4. محیط بخش صنعت، معدن و تجارت
    1. محیط زیست
    2. محیط اجتماعی
    3. محیط سیاسی
    4. محیط بین المللی (بحران های اقتصادی در سایر کشورها، تحریم
    5. محیط حقوقی

مثال: در شبکه مسائل اقتصاد ایران سیاست ­های نامتوازن و بعضاً ناهماهنگ صنعت، فناوری، کشاورزی و بازرگانی باعث ناپایداری تولیدات صنعتی از قبیل فراورده های لبنی، قند و شکر و ... می شود.

کارایی پایین

بازارهای موازی غیر مولد

منظور از بازارهای موازی غیر مولد، بازارهایی است که معامله در آن از نظر قانونی مجاز است اما معمولاً شکل گیری معاملات سوداگرانه یا فراهم شدن سودهای غیر متعارف و کم ریسک در آن، موجب افزایش قیمت شدید و حرکت دادن سرمایه از بازارهای مولد به سمت این بازارها می شود. نمونه ای از بازارها که در شرایط فعلی کشور، قابلیت تبدیل شدن به بازارهای موازی غیر مولد را دارند عبارتند از:

  1. بازار مسکن
  2. بازار طلا
  3. بازار ارز
  4. بازار تجارت داخلی و خارجی (عمده فروشی، خرده فروشی، واردات و ...)
  5. بازار خدمات مالی (مؤسسات مالی و اعتباری، بانک، بیمه و ...)

در دنیا معمولاً با استفاده از زیرساخت هایی همچون ردیابی پول و ردیابی کالا و خدمات و اعمال مالیات های حساب شده، امکان سوداگری، افزایش قیمت شدید و کسب سودهای هنگفت و بادآورده از بنگاه ها و فعالان اقتصادی سلب می شود.

به طور کلی می توان گفت که کنترل سود بازارهای موازی برای ساماندهی و توسعه صنایع و خدمات مولد، بسیار ضروری است و شاید به جرأت بتوان گفت که بازارهای موازی غیر مولد، یکی از موانع جدی بر سر راه توسعه صنعتی، خدماتی و تجاری کشور محسوب می شود.

بیکاری

تورم

عدم تعادل هزینه و درآمد خانوار

قاچاق

قاچاق کالا بخشی از اقتصاد کشور است که با هدف سودآوری از سوی عوامل تجارت غیر قانونی انجام می شود. قاچاق بخشی از اقتصاد غیر رسمی است که در آمار های رسمی ثبت نمی شود. قاچاق به دلیل ماهیت پنهان خود در آمارهای رسمی کشور ثبت نمی شود و بر این اساس وجود آن موجب پنهان ماندن بخشی از عملکرد اقتصاد کشور خواهد شد، این واقعیت می تواند کارکرد بازار کشور را در عمل با مشکلات جدی مواجه سازد. این در حالی است که با اطلاع از روند قاچاق یا حجم آن می توان در سایه اتخاذ راهکارهای مناسب، فعالیت های اقتصادی غیر رسمی را به سمت فعالیت های اقتصادی رسمی ثبت شده در حساب های ملی هدایت کرد. برخی از مسائلی که قاچاق کالا در اقتصاد ایجاد می کند به شکل زیر بروز می کند.

  1. اخلال در برنامه های اقتصادی
  2. کمک به افزایش فقر
  3. تسهیل انحصار و رانت خواری
  4. ایجاد مسائل در نظام پولی
  5. عدم اتکا به آمارهای اقتصادی
  6. سوق دادن تجارت رسمی به سمت قاچاق
  7. تضعیف و کاهش تولید داخل
  8. کند کردن توسعه مناطق مرزی
  9. کاهش درآمد دولت
  10. کاهش اشتغال
  11. تهدید امنیت سرمایه گذاری

اهداف

منشاء ارزش های درون یک موضوع (به عنوان یک سامانه)، محیط آن است. تعیین اهداف کمی، شناسایی مسائل و انتخاب راهبردها در راستای ارزش ها انجام می شود.

ارزش های ورودی

ارزش بنیادی در اقتصاد تأمین محصولات مورد نیاز برای افراد جامعه است. تأمین محصولات ممکن است با تولید داخلی و یا واردات انجام شود. صادرات محصولات نیز با اهداف متعددی (تأمین منابع برای واردات ارتقا جایگاه کشور و ...) انجام می شود. البته ممکن است محدوده جامعه در برخی ابعاد بیش از افراد ساکن در کشور در نظر گرفته شود.

مثال: تأمین نیاز افراد خارجی (افراد آسیب دیده در بلای طبیعی، اقشار تحت فشار و ... )، با گنجانیدن آن ها در محدوده جامعه تحت مدیریت، در راستای ارزش بنیادی اقتصاد یک کشور قرار می گیرد.

ارزش های جانبی (ورودی) اقتصاد عبارتند از:

  1. حفظ و ارتقا سلامت انسان - در این راستا، حفظ محیط زیست، سلامت کارگران و مصرف کنندگان باید مورد توجه باشد.
  2. حفظ فراغت انسان - وقت گذاشتن برای تولید و کسب درآمد نباید به حدی باشد که وقت برای سایر امور انسان باقی نماند.
  3. حفظ کرامت انسان - نیاز به محصولات نباید به گونه ای شود که کرامت و حرمت انسان خدشه دار شود.
  4. عدم ایجاد تقاضای کاذب
  5. عدم تخریب ارزش های زندگی با تبلیغات بازاریابی
  6. توزیع متعادل درآمد و ثروت
  7. ایجاد فرصت های برابر برای همه افراد جامعه
  8. حفظ و ارتقای جایگاه کشور در روابط بین المللی
  9. مداخله هوشمندانه

  1. حفظ استقلال کشور - همبستگی بین اقتصاد کشور با سایر کشورها مطلوب بوده اما وابستگی (وابستگی به واردات و صادرات محصول، فناوری، منابع مالی، منابع انسانی و ...) نامطلوب می باشد.
  2. پدافند غیر عامل

مصادیق ارزش های عمومی (کارایی، پایداری، یکپارچگی) در اقتصاد عبارتند از:

  1. رعایت ترکیب مناسب در تولید محصولات ضروری و لوکس - تولید و مصرف محصولات لوکس علاوه بر کاهش کارایی (استفاده نا مطلوب از منابع) در دوره های بحرانی اقتصاد جامعه را ناپایدار می کند زیرا مصرف آن ها به سرعت کاهش یافته و تولیدکنندگان را با کمبود تقاضا و تولید مواجه شده و ارزش افزوده های مربوطه (که بخش از آن درآمد گروهی از مصرف کنندگان را تأمین می کند) را کاهش می دهد.
  2. افزایش بهره وری

افزایش بهره وری

میان نیازهای بشری به کالاها و خدمات و قابلیت دسترسی به منابعی که در تولید آن ها بکار می رود محدودیت وجود دارد. از یک سو افزایش جمعیت موجب افزایش تقاضا و مصرف می شود و از سوی دیگر پیشرفت استانداردهای زندگی بر گستره نیازهای مصرفی در سطح وسیعی می افزاید، در حالیکه منابع موجود محدود می باشند. به همین دلیل توجه به بهره وری اهمیتی روز افزون دارد. بهره وری در مفهوم کامل شامل اثربخشی و کارایی می شود. البته در اکثر موارد کارایی اندازه گیری و مورد توجه بوده و از اثربخشی غفلت می شود.

مثال: تولید سیگار هرچند اثربخش نیست (سلامتی افراد را به خطر می اندازد) اما در تمدن غرب اگر فروش آن بالا رود نشانه ای از اثربخشی تولید است!

کارایی مانند انرژی خورشیدی است که تمامی ندارد و همواره قابل حصول می باشد. به عبارت دیگر همواره فرصت هایی زیادی برای افزایش کارایی وجود دارد.

مثال: در جدول زیرسهم کارایی از رشد اقتصادی در چهار کشور در طول 20 سال درج شده است. همان طور که مشاهده می شود سهم بالایی از رشد اقتصادی در این کشورها بدون استفاده از منابع (انسانی، مالی و فیزیکی، طبیعی) جدید حاصل شده است.

سال سنگاپور مالزی ژاپن جمهوری کره
میانگین رشد کارایی میانگین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سهم کارایی از رشد اقتصادی میانگین رشد کارایی میانگین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سهم کارایی از رشد اقتصادی میانگین رشد کارایی میانگین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سهم کارایی از رشد اقتصادی میانگین رشد کارایی میانگین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سهم بهره وری از رشد اقتصادی
1980-84 -0.29 7.91 -4% 0.74 6.87 11% 3.18 4.22 75% 0.75 6.51 12%
1985-89 1.25 6.03 21% 0.20 4.20 5% 2.82 4.64 61% 2.75 9.39 29%
1990-94 2.33 7.74 30% 3.36 9.31 36% 0.6 1.02 59% 1.73 7.77 22%
1995-99 -0.41 6.70 -6% 0.32 5.12 6% 0.75 0.87 86% 2.07 5.18 40%
1980-2000 0.78 7.12 11% 1.29 6.48 20% 1.78 2.60 68% 1.82 7.22 25%

مداخله هوشمندانه

نقش حاکمیت برای دستیابی به حالتهای مطلوب متغیرهای اصلی، در طیفی که یک طرف آن مداخله مستقیم و طرف دیگر آن عدم مداخله است قابل انتخاب می باشد.

علاوه بر زیرساخت ها که ساختار موضوع را تغییر می دهند تا برای فعالیت عوامل در راستای حالت های مطلوب متغیرهای اصلی امکان پذیر، آسان، ممنوع و یا سخت شود؛ شرایط محیطی نیز می تواند رفتار عوامل را تنظیم کند. حتی برای ایجاد زیرساخت ها نیز می توان از راهبردهای تنظیمی استفاده کرد.

راهبردهای غیر مستقیم:

  1. اطلاع رسانی
  2. فرهنگ سازی

راهبردهای مستقیم

  1. اقدام مستقیم یا مشارکتی

به عنوان کارفرما / به عنوان مجری

اهداف کمی

با توجه به ارزش های ورودی و منابع، مقادیر کمی برای متغیرهای اصلی تعیین می شوند. منابع (منابع طبیعی، منابع انسانی، منابع مالی، ظرفیت های تولید، توزیع کالا، سطح فناوری و ...) هم در نقش قید (اگر کم باشند) و هم در نقش جهت دهی به اهداف (که بالفعل کردن آن ها، اهدافی را امکان پذیر می کند) نمایان می شوند.

اقتصاد به عنوان یک موضوع کلان به چندین قسمت (خانوارها، بنگاه ها، زنجیره های تأمین، منابع انسانی، منابع طبیعی، ظرفیت های تولید، پول و تأمین مالی، توزیع کالا، تجارت خارجی، فناوری، آمایش سرزمین، بازیافت، استان ها و ... ) تفکیک شده است. بسیاری از تصمیم ها کاملا درون این قسمت ها قرار می گیرد که بر مبنای ارزش های ورودی، اهدافی انتخاب و اجرا می شوند تا وضعیت آن ها بهبود یابد. اما مواردی که به بیش از چند موضوع ارتباط داشته و درون یک قسمت قابل تصمیم گیری نباشند در سطحی بالاتر (کل اقتصاد) بررسی می شوند. بنابراین در برنامه راهبردی اقتصاد فقط به هماهنگی بین متغیرهای اصلی این قسمتها پرداخته می شود.

متغیرهای اصلی اقتصاد عبارتند از: مقادیر تولید، صادرات و قیمت محصولات اصلی و توزیع درآمد

محصولات اصلی، بخشی از محصولات مهم (با ویژگی هایی که در بخش وضعیت بیان شده) هستند که اثرات زیادی بر تخصیص منابع و دستیابی به ارزش های بنیادی دارند. بر اساس مقدار تولید محصولات اصلی، مقدار تولید یا واردات محصولات سایر محصولات (محصولات فرعی) برآورد می شوند. مقادیر تولید و قیمت در برنامه محصولات و مقادیر صادرات و واردات در برنامه تجارت خارجی با توجه به ارزش های ورودی و منابع تحلیل شده و در سطح کلان (در برنامه اقتصاد) با حالتهای مطلوب خانوار و رعایت ارزش ها هماهنگ می شوند. مقادیر مربوط به محصولات فرعی در برنامه های زنجیره های تأمین مشخص می شوند. دوره عمر و بهینه بودن محصولات فرعی در سطوح پایین تر (در زیر بخش های اقتصاد توسط حاکمیت و یا در برنامه های بنگاه ها توسط خود بنگاه ها) بررسی می شود. برای تعیین محصولات اصلی باید به بهینه بودن آن نسبت به بدیل ها توجه داشت.

در تعیین قیمت و مقدار تولید محصولات، وضعیت خانوارها، بنگاه ها، زنجیره های تأمین، منابع انسانی، منابع طبیعی، ظرفیت های تولید، منابع مالی، پول، بازار، تجارت خارجی، فناوری و آمایش سرزمین، تاثیر گذار است و از طرف دیگر با تعیین قیمت ها و مقادیر، ارزش های ورودی این موضوعات مشخص می شود. با تعیین مقادیر تولید و مصرف محصولات اصلی (در سطح کلان)، ارزش های بنیادی برای برخی از زنجیره های تأمین، به طور مستقیم مشخص می شود. همچنین با تعیین کانون های مهم برای ارتقا بهره وری، ارزش های بنیادی فناوری مشخص می شود. برای دستیابی به این اهداف، ارزش های ورودی منابع انسانی، پول، بازار، بنگاه ها، خانوار تعیین می شوند. در برنامه راهبردی آمایش سرزمین، توزیع بهینه جغرافیایی استقرار فعالیت ها و جمعیت تعیین می شود.

وضعیتهای فعلی ممکن است نقش قید داشته و امکان انتخاب گزینه های بهتر را محدود کند. در این موارد، برای کاهش قیدها، اهدافی هستند که در زیر موضوعات مربوطه باید پیگیری شوند تا امکان اتخاد تصمیم های بهتر را در آینده فراهم کنند. بنابراین ارزش های ورودی زیر موضوعات، هم در راستای دستیابی به اهداف کلان اقتصاد در مرحله فعلی و هم برای بهبود تصمیم گیری در مراحل آتی تعیین می شوند.

مثال: محدودیت های تولید یا واردات برخی از کالاها ممکن است با کاهش مصرف خانوارها جبران شود. و ارزشی ورودی به برنامه خانوارها مشخص شود. البته ممکن است کاهش مصرف از سایر موضوعات نیز برای خانوارها مطرح شود. به عنوان مثال، اگر مصرف روغن های خوراکی در جامعه ای زیاد باشد و تولید دانه های روغنی، به دلیل کمبود زمین یا آب محدود باشد، کاهش مصرف روغن هم در راستای سلامت و هم در راستای کاهش ضوروت تولید و واردات مطرح می شود.



مثال: ایجاد فرصت های جدید شغلی (تولید محصولات جدید، افزایش مصرف داخلی، صادرات و ...)

مثال: در راستای پایداری، کسب ارزش افزوده بیشتر و تقویت جایگاه کشور در جهان باید به صنعت ماشین سازی به ویژه برای تجهیزات مود نیاز برای تولید محصولات مهم توجه کرد.

مثال: اگر بیکاری در یک کشور زیاد و منابع مالی محدود باشد، تمرکز باید بر تولیداتی باشد که نیاز به نیروی کار زیاد و سرمایه کم داشته باشد.

مثال:اگر در دوره ای منابع مالی به شدت محدود باشند ممکن است تصمیم گیری شود که نیاز به یک کالای سرمایه بر با واردات تأمین گردد و منابع مالی صرف تولید محصولاتی گردد که اشتغال بیشتری ایجاد می کنند و یا صرف تداوم و یا افزایش کیفیت محصولات در حال تولید شود.

مثال: برای حفظ پایداری (به عنوان یک ارزش عمومی) مواد اولیه ای که در تولید محصولات مهم به کار می روند، نیز مهم می شوند. مثلا اگر تولید فولاد مهم بوده و در حجم بالایی با استفاده از کوره های قوس الکتریکی انجام شود، تولید الکترود گرافیتی با اهمیت خواهد شد.

مثال: در راستای کارایی (به عنوان یک ارزش عمومی) صرفه مقیاس مطرح می شود. مثلا اگر دیودهای نورانی در حجم بسیار بالایی تولید شوند، قیمت آن ها رقابتی خواهد شد. بنابراین این کالا که فناوری بالایی ندارد، اگر ماده اولیه حساسی محسوب نشود بهتر است از طریق واردات تأمین شود.

مثال: تولید کالایی در یک کشور یا دستیابی به فناوری تولید آن ممکن است برای کشور، اهمیت امنیتی یا قدرت نرم (به عنوان یک ارزش جانبی) داشته باشد و جایگاه کشور را در افکار عمومی ارتقا دهد. به همین دلیل تولید آن کالا مهم شود.

مثال: ممکن است یک کشور مساحت و جمعیت اندکی داشته اما از منابع طبیعی سرشاری برخوردار باشد. برای این کشور، ممکن است تولید همه محصولات غذایی مطلوب نبوده اما دستیابی به فناوری های پیشرفته در فراوری منابع طبیعی، مهم باشد.

الزامات

خط مشی های خروجی

ارزش های خروجی اقتصاد (الزاماتی که در سایر موضوعات باید رعایت شوند) عبارتند از:

  1. تربیت نیروی انسانی توانمند با انگیزه و فعال (در آموزش و پروش عمومی و عالی)

منابع

قوانین و مقررات

چشم انداز

خوب است ارزش های مهم به سبک «چشم انداز» نیز ارائه شوند.

راهبردها

در بخش «راهبردها»، مسائلی که در راستای تحقق اهداف باید حل شوند، انتخاب شده و راهبردهای مربوطه طراحی می شود؛ اگر در مواردی طراحی راهبرد امکان پذیر نباشد، با تعیین خط مشی محدوده راهبرد را مشخص می کنیم.

با توجه به سلسله مراتب راهبردها آن ها را می توان به سطح میانی و نهایی تقسیم کرد. راهبردهای میانی رویکرد حل مسائل را نشان داده و نقش هدف برای راهبردهای نهایی را دارند. به عبارت دیگر با اجرای راهبردهای نهایی مسائل حل می شوند. راهبردهای نهایی همان اهداف عملیاتی هستند که فصل مشترک بین برنامه راهبردی و برنامه عملیاتی به حساب می آیند. تا هنگامی که منشور اهداف عملیاتی تدوین نشده باشند، برنامه راهبردی ناتمام است.

راهبردهای میانی (رویکردها) و راهبردهای نهایی در طول یکدیگرند. به عبارت دیگر لازم نیست هم برای اجرای راهبردهای میانی اقداماتی انجام شود و هم برای اجرای راهبردهای نهایی. راهبردهای میانی ارتباط بین مسائل و راهبردهای نهایی را بیان می کنند. با توجه به رویکرد سامانه های چند عاملی، راهبردهای نهایی بر مبنای ایجاد و به کارگیری نهادها طراحی می شوند.

با توجه به اینکه هر راهبرد ممکن است درچند برنامه زنجیره تأمین و یا چند برنامه عمومی بگنجد، راهبردها در این بخش بر اساس ماهیت بیان شده اند. تفکیک راهبردها بر اساس زنجیره ها و برنامه های عمومی در برنامه های مربوطه ارائه شده است.

با توجه به تنوع موضوعات اقتصاد، موقعیت های فراوانی برای تصمیم گیری وجود دارد. نتایج تصمیمات اصلی در بخش اهداف و تصمیماتی که برای دستیابی به اهداف اتخاذ می شوند در بخش راهبردها بیان می شوند. ممکن است راهبردهای متعددی اتخاذ شود، راهبردهای که اثربخشی بالا (در دستیابی به اهداف) و یا کارایی بالایی (در استفاده از منابع) دارند، راهبردهای کلیدی محسوب می شوند. در برنامه راهبردی، باید راهبردهای کلیدی که تمرکز بر آن ها، ایجاد تحول در بخش را تضمین می کند شناسایی شوند.

اگر در زمان طراحی برنامه، همه معلومات مورد نیاز، فراهم نبوده و یا مواردی نیاز به مطالعه بیشتر داشته باشد، پروژه های پژوهشی برای تکمیل برنامه تعریف می شوند. پروژه های پژوهشی در بخش گزارش ذکر می شوند.

راهبردهای میانی (رویکردها)

راهبردهای متعددی در بخش های مختلف اقتصاد مطرح و انتخاب می شوند. راهبردهای که بیشترین اثربخشی را داشته و یا بیشترین تغییر در تخصیص منابع را در پی دارند، راهبردهای اساسی نامیده می شوند. از بین راهبردهای کلان و بخشی باید راهبرد های اساسی را تعیین نمود.

راهبردهای کلان عبارتند از:

  1. بهبود محیط کسب و کار

راهبردهای بخشی عبارتند از:

  1. تغییر محصول
  2. کاهش تقاضای کاذب نقدینگی
  3. کاهش انحراف مصارف
  4. افزایش نقش بازار سرمایه در تأمین مالی صنعت
  5. افزایش تطابق شغل و شاغل
  6. سهولت جابه جایی نیروی انسانی
  7. ارتقای توانمندی منابع انسانی
  8. ارتقای خدمات تأمین اجتماعی
  9. ایجاد توازن در زنجیره تأمین
  10. بازسازی واحدهای صنعتی و صنفی
  11. آمایش سرزمین در استقرار واحدهای تولیدی و تجاری
  12. ارتقای توانمندی و رقابت پذیری بنگاه ها
  13. تناسب اندازه بنگاه (از سهم بازار و یا در طول زنجیره تأمین؛ حمایت از یکپارچه سازی بنگاه ها )
  14. گسترش همکاری های بین بنگاهی (خوشه ها، شبکه ها،کنسرسیوم ها، هلدینگ ها، پیمانکاری فرعی و ...)
  15. استفاده از سرریز دست آوردهای فناوری در صنایع دفاعی به سایر بخش های صنعت
  16. توسعه سرمایه گذاری خطرپذیر
  17. ساماندهی تقاضای فناوری
  18. استفاده از بازار بزرگ دولت و صنایع بزرگ موجود برای توانمندسازی فناوری بنگاه ها
  19. حضور شرکت های داخلی در شبکه های تولید و توزیع جهانی و تعامل فعال با شرکت های بزرگ چندملیتی
  20. استفاده از ابزار "حق مالکیت صنعتی" برای ثبت و کاربردی تر کردن تحقیقات
  21. تنوع بخشی به مقاصد صادراتی و مبادی وارداتی
  22. ایجاد هاب های تجارت منطقه ای و بین المللی
  23. توسعه روابط اقتصادی و تجاری و حضور فعال در سازمان های بین المللی و افزایش مشارکت در روابط و ترتیبات تجاری بین المللی موثر با توجه به موقعیت منطقه ای و جغرافیایی کشور
  24. شناسایی و توسعه بازارهای هدف صادراتی و اطلاع رسانی دقیق و به هنگام آمار و اطلاعات فرصت های تجاری
  25. توسعه و ارتقای نقش انجمن ها، اتحادیه ها، تعاونیها و تشکل های صادرات گرا
  26. حمایت از تولید محصولات بهینه
  27. اصلاح الگوی مصرف
  28. یکپارچه سازی جریان اطلاعات در زنجیره تأمین
  29. ایجاد زیرساخت های لجستیکی (پایانه ها، انبارها و ...)
  30. ساماندهی بازار حمل بار (سامانه یکپارچه حمل بار، حمایت از شکل گیری شرکت های فورواردر و ...)
  31. ارتقای عملکرد شبکه توزیع (فروشگاه های زنجیره ای، شرکت های پخش و ...)

بهبود محیط کسب و کار

عوامل متعددی در اقتصاد نقش دارند. اثرگذار ترین عوامل، خانوارها، بنگاه های تولیدی و حاکمیت هستند. با توجه به نقش محوری بنگاه ها، اهداف را بر این مبنا که اجرای آن ها چقدر در اختیار و توان بنگاه می باشد به دو دسته درونی و محیطی تقسیم می کنیم. این مرز نه تنها برای یک بنگاه فازی است (درونی یا محیطی بودن، صفرو یک نیست، برخی مسائل کاملا درونی، برخی تاحدی محیطی و درونی و برخی کاملا محیطی هستند.)، بلکه برای بنگاه های متفاوت، تغییر می کند.

مثال: برخی از بنگاه ها حتی ممکن است به مسائل خانوادگی کارکنان هم بپردازند و برخی آنقدر مشغولیت دارند که حتی از ایجاد فرهنگ سازمانی مناسب در محیط کار هم عاجزند.

با توجه به این که بنگاه ها از محیط تاثیر می پذیرند اما اثر گذاری کمی بر محیط دارند، در رفع مسائل محیطی مسئولیت اصلی به عهده حاکمیت است و بنگاه ها باید همکاری لازم را داشته باشند؛ در رفع مسائل درونی و دستیابی به اهداف درونی در بنگاه ها، حاکمیت نقش حمایتی داشته و مسئولیت اصلی به عهده خود بنگاه ها است. بهبود محیط کسب و کار هزینه های بنگاه ها را کاهش داده و عملکرد آن ها را بهبود می بخشد.

توانمندسازی عوامل

عوامل موثر در اقتصاد عبارتند از: مسوولان و کارشناسان در بخش های حاکمیتی، مدیران بنگاه ها، صاحب نظران، اصحاب رسانه (خبرنگاران، امامان جمعه و جماعت و ... ) و ... هر چه سطح علمی و توان تفکر این عوامل ارتقا یافته و دسترسی به اطلاعات به هنگام داشته باشند، تصمیم گیری های آن ها دقیق تر و صحیح تر شده و اجرای برنامه ها با چالش کمتر انجام می شود. علاوه بر عوامل اصلی که نقش بالفعلی در مدیریت بخش دارند، عوامل بالقوه (مانند دانش آموزان، دانشجویان و ... ) که در آینده نقش آفرینی می کنند نیز باید مورد توجه باشند.

سطح علمی عوامل را با روش های مختلفی (مانند ارسال گزارش، بازدید، تقویت انجمن های تخصصی و... ) می توان ارتقا داد.

راهبردهای نهایی

نهادها را می توان به دو بخش زیرساخت های---

زیر ساخت های مدیریتی

با توجه به خط مشی «مداخله هوشمندانه» زیرساخت های مدیریتی برای بهبود عملکرد حاکمیت، بنگاه ها و خانوار باید فراهم شوند.

زیر ساخت های مدیریتی عبارتند از:

  1. پایگاه های داده
    1. پایگاه اطلاعاتی مدیریتی
    2. یکپارچه سازی اطلاعات زنجیره تأمین
  2. بسترهای ارتباطی
    1. پنجره واحد خدمات و اطلاعات فعالان اقتصادی
  3. شاخص های ملی
  4. استانداردها
  5. رتبه بندی عوامل
  6. دالان ها
  7. توانمندسازی عوامل

اطلاعات مانند یک محصول عمومی است که تولید آن هزینه زیادی دارد اما استفاده از آن مانع استفاده دیگران نمی شود. با پایگاه های اطلاعاتی متنوع، طراحی و استفاده از شاخص ها، استانداردها و رتبه بندی عوامل زیرساخت های اطلاعاتی لازم برای مدیریت اقتصاد (توسط حاکمیت و بنگاه ها) فراهم می شود.

ابزارهای تنظیمی عبارتند از:

  1. تعیین شرایط فعالیت (شرایط صدور جواز تاسیس، صلاحیت های حرفه ای، اجرای استانداردها و ...)
  2. تأمین منابع مالی (تخصیص منابع در اختیار حاکمیت به صورت وجوه اداره شده، صندوق های دولتی و ... )
  3. قیمت گذاری اموال در اختیار حاکمیت (تخفیف قیمت زمین، اجاره زمین، حقوق دولتی معادن و ..)
  4. یارانه (یارانه سود تسهیلات، کمک بلا عوض، پرداخت بخش از قیمت محصول، جوایز صادراتی)
  5. مالیات

پایگاه اطلاعاتی مدیریتی

این پایگاه جهت پشتیبانی از تصمیم سازی در حوزه اقتصاد و کمک به مدیران و عوامل اجرایی با استفاده از اطلاعات گذشته و پیش بینی روندهای آتی تهیه می شود.

یکپارچه سازی اطلاعات زنجیره تأمین

فناوری اطلاعات به عنوان یک توانمندساز، نقشی اساسی در یکپارچگی زنجیره تأمین ایفا می نماید. اما یکی ا ز چالش های اساسی در این مورد عدم توجه ذی نفعان زنجیره تأمین به بسترهای اطلاعاتی و ارتباطی و همچنین وجود جزایر اطلاعاتی از هم گسیخته و همچنین عدم هم سو یی آن ها با راهبردهای زنجیره می باشد. یکپارچه سازی اطلاعات زنجیره تأمین یکی از گام های مهم برای مدیریت یکپارچه زنجیره است.

آثار یکپارچه سازی اطلاعات زنجیره تأمین استفاده بهینه از منابع و پرهیز از دوباره کاری در طول زنجیره می باشد، سایر فواید عبارتند از:

  • تعیین محل دقیق استقرار کالا در هریک از انبارها و یا در محل نگهداری تأمین کنندگان
  • کاهش وقفه های زمانی در حمل ونقل و تحول بموقع سفارش
  • حمل ونقل سریعتر و حذف حمل ونقل های نادرست
  • کوتاهتر شدن زنجیره سفارش
  • ارزیابی دقیق مراحل اجرا و تولید
  • خدمات دهی مناسب تر به مشتریان زنجیره (مشتری مداری)
  • کمک به تصمیم سازی و تصمیم گیری با توجه به ایجاد تصویری کامل از زنجیره
  • ارتقای زنجیره با حذف دوباره کاری ها و تضاد اطلاعاتی
  • کاهش حجم مستندات و در نتیجه کاهش بسیار بالا در هزینه های عملیاتی در طول زنجیره

یکی از این ابزارها، ردیابی فرکانس رادیویی است. بزرگترین مزیت واقعی استفاده از ردیابی فرکانس رادیویی در زنجیره تأمین قابلیت نظارت(ردیابی) کامل در سرتاسر زنجیره تأمین می باشد، پیاده سازی این ابزار نیازمند رضایت تمامی بنگاه های تجاری و تولیدی و سایر ذی نفعان زنجیره برای ثبت اطلاعات می باشد.

در یکپارچه سازی اطلاعات زنجیره تأمین و همچنین تولید و انتشار اطلاعات در تمامی سامانه ها رعایت نکات زیر الزامیست:

  1. استفاده از معماری اطلاعات و وجود چارچوب مشخص برای یکپارچه سازی
  2. توجه به امنیت اطلاعات
  3. ممیزی اطلاعات: ممیزی دقیق و مستمر اطلاعات
پنجره واحد خدمات و اطلاعات فعالان اقتصادی

تسهیل فرایندهای کسب و کار و شفاف سازی یکی از مهم ترین روش های تسهیل کسب و کار و جلب اعتماد سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی می باشد. پنجره واحد خدمات و اطلاعات فعالان اقتصادی خصوصیات زیر را داراست:

  • دسترسی سریع تمامی متقاضیان، بدون مکان و زمان به اطلاعات اقتصادی جهت تصمیم گیری
  • ایجاد شفافیت در بازار کالا و خدمات
  • شفافیت قوانین و مقررات کسب و کار
  • ثبیت یا تعیین برخی از متغیرهای حاکمیتی موثر بر فعالیت های اقتصادی نظیر نرخ ارز و روند تغییرات آن ها
  • سهولت اخذ مجوزهای توجیه پذیر و حذف رانت ها
  • ارائه خدمات درکم ترین زمان به متقاضیان

لازم به ذکر است تهیه طرح های توجیهی فنی- اقتصادی جهت احداث واحدهای صنعتی و تولیدی نیازمند محاسبات دقیق و پیش بینی هایی مالی و اقتصادی مناسب پیش از سرمایه گذاری است. نقص یا عدم درستی اطلاعات در هر یک از مراحل تهیه طرح توجیهی منجر به توقف طرح و هدر رفت منابع جامعه و افزایش طرح های نیمه تمام و کاهش شانس موفقیت حتی پس از راه اندازی می شود. از سوی دیگر توسعه واحد فعال موجود و همچنین برنامه ریزی برای ادامه فعالیت های آن ها نیز نیازمند اطلاعات دقیقی از بازار، قوانین و قواعد جهانی، کشور و زنجیره مربوطه و همچنین اطلاعات فناوری و تأمین کنندگان در طول زنجیره است. برای انجام هر گونه مطالعه برای ایجاد، توسعه و برنامه ریزی این پنجره اطلاعات زیر در اختیار فعالان اقتصادی قرار می گیرد:

1. ارائه اطلاعات عمومی شامل:

  • راهنمایی متقاضیان
  • قوانین و مقررات مربوطه به فعالیت های اقتصادی
  • مشوق ها: مشوق های اقتصادی مجموعه ای از سیاست های تشویقی و انگیزشی است که معمولاً دولت ها در یک اقتصاد نیمه متمرکز و یا غیر متمرکز برای جهت دادن عوامل مختلف اقتصادی به نقطه مطلوب از آن استفاده می کنند. این مشوق ها در زمینه های پولی، مالی و اجرائی به تناسب نوع فعالیت اعمال می شود. برخی از این مشوق ها عبارتند از: مشوق های مالیاتی، مشوقهای مالی وتسهیلات بانکی، معافیت گمرکی و مشوق های زیر بنایی

2. ارائه اطلاعات زیر برای بررسی بازار شامل:

  • اولویت های سرمایه گذاری و ضرورت آن ها
  • تعریف محصول و محدوده آن، موارد کاربرد محصول و محصولات جایگزین
  • جایگاه صنعت در برنامه های توسعه
  • واردات و قیمت های مربوطه
  • امکانات تولید داخلی
  • بازارهای هدف و سوابق عرضه
  • الگوی مصرف و تقاضای فعلی و آتی
  • مقایسه عرضه و تقاضا قبلی
  • بازار جهانی و منطقه ای
  • وضعیت صادرات و بازارهای صادراتی کشور
  • شناسایی و تحلیل محیط درونی و بیرونی صنعت زنجیره تأمین مربوطه
  • قوانین و مقررات حاکم بر قیمت گذاری، بازاریابی و تبلیغات محصولات
  • شاخص های انتخاب محل طرح
  • شرایط و حمایتهای محلی از طرح
  • امکانات زیر بنایی
  • وضعیت جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی منطقه
  • دسترسی به نیروی انسانی متخصص
  • دسترسی به مواد اولیه
  • دسترسی به بازار فروش
  • وضعیت حمل ونقل

3. ارائه اطلاعات زیر بررسی فنی و فناوری:

  • استانداردهای الزامی محصولات
  • روش های مختلف تولید و تکنولوژی های مربوطه و راهبردهای حمایت مربوطه
  • وضعیت دانش فنی و تکنولوژی تولید روز دنیا
  • اثرات زیست محیطی
  • الزامات و ضرورت های مرتبط با فناوری
  • دارندگان فناوری و چگونگی دستیابی به آن
  • منابع تأمین خدمات فنی و مهندسی
  • منابع تأمین مواد اولیه و قطعات

4. کمک به ارزیابی مالی و اقتصادی در موارد زیر:

  • سرمایه ثابت مورد نیاز برای ایجاد یا توسعه
  • هزینه تولید و قیمت تمام شده
  • قیمت فروش و ارزیابی قیمت های بازار
  • انواع تأمین منابع مالی
  • تاثیرات شاخص های کلان اقتصادی بر صنعت مربوطه
  • حاشیه سود صنعتی

5. ارائه خدمات ثبت، صدور و بروز رسانی مجوزهای مربوط به فعالیت اقتصادی

مثال: برخی از مجوزهای صنعتی و معدنی عبارتند از:جوازتاسیس واحدها (تولیدی، طراحی ومونتاژ)، پروانه بهره برداری واحدها، جواز تاسیس واحد فنی مهندسی، پروانه فنی مهندسی، گواهی تحقیق وتوسعه، پروانه تحقیق و توسعه، جواز تاسیس مرکز پژوهشهای صنعتی و معدنی، پروانه پژوهش، جواز تاسیس و پروانه بهره برداری شهرک های صنعتی غیر دولتی، پروانه اکتشاف مواد معدنی، گواهی کشف مواد معدنی، پروانه بهره برداری از معادن، مجوز برداشت جزئی ازیک ذخیره معدنی یا محدوده مکشوفه، مجوز برداشت واریزه ها و مجوز برداشت محدوده جهت تأمین مصالح ساختمانی مورد نیاز طرحهای عمرانی

شاخص های ملی

شاخص ها، بهترین ابزار برای ایجاد هماهنگی و برنامه ریزی غیر متمرکز هستند. قیمت ها در اقتصاد نمونه ای از شاخص هایی هستند که این نقش را ایفا می کنند.

تعریف و استفاده از شاخص های ارزیابی، آثار زیر را در پی دارد:

  1. هم راستایی بین منافع اشخاص و اهداف مورد انتظار ایجاد می کنند.
  2. سردگمی مسوولان را در تشخیص اقدامات درست کاهش می دهند.
  3. امکان ارزیابی وضعیت و عملکردها را برای افراد غیر متخصص فراهم می سازند

رتبه بندی

رتبه بندی بنگاه ها، پروژه ها و... راهبردی موثری برای مدیریت رفتار عوامل است. البته گزینش های نادرست نه تنها شایستگی ها را بی اهمیت می کند، بلکه اهداف چند گانه و متضادی برای عوامل ترسیم می نماید که باعث سردرگمی و یا عملکردهای نادرست می شود.

دالان ها

مفهوم دالان اشاره به مکانی واقعی یا مجازی (بر روی شبکه های ارتباطی) دارد که مسیر مشخصی را برای ارائه کالا یا خدمت به مشتریان مشخص می کند. تسهیل و تسریع فرایند ارائه کالا و خدمات به مشتریان(مخاطبین)، ارتقا سطح خدمت رسانی به آن ها و سهولت دسترسی به خدمات از مزایای ایجاد دانان در اقتصاد می باشد.

نکات مهم در ایجاد دالان ها:

  • اطلاع کامل تمامی ذی نفعان دالان اعم از اهداف دالان شامل: مشتریان و سایر عوامل
  • بهینه بودن نحوه و توالی فرایندهای ارائه خدمات
  • امنیت دالان (اعتماد سازی، ایجاد یکپارچی، محرمانگی اطلاعات و...)

برای ارتقای هوشمندی دالان ها و دسترسی به آن ها فارغ از محدودیتهای زمانی و قابلیت دسترسی از هرجا، ایجاد دالان های الکترونیکی و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار موثر است.

مالیات

مالیات عبارت است از هر نوع دخالت آگاهانه مالی دولت در فرایند بازار آزاد با هدف افزایش سطح رفاه اجتماعی در صورتی که دخالت دولت به شکل ممنوعیت یا اجبار نباشد. با تعریف فوق محدوده برنامه مالیات را می توان تمامی نهادها، فرایندها و قوانینی دانست که در وضع و اجرای یک مالیات صحیح موثرند. در مقوله ی مالیات، مهم ترین موضوع، استقرار مکانیزم های تشخیص و اخذ مالیات است و می توان آن را به دو دسته زیر تقسیم کرد:

  1. مالیات­های درآمدی که هدف اصلی اخذ آن، کسب درآمد برای خزانه دولت یا نهادهای عمومی مانند شهرداری هاست مانند مالیات بر درآمد، مالیات بر نقل وانتقال دارایی، عوارض فعلی شهرداری و ... (ضمناً مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات درآمدی است که در واقع مالیات بر مصرف است اما مکانیزم اخذ آن باعث شفافیت زنجیره تأمین می­گردد)پ
  2. مالیات­های تنظیمی که هدف اصلی اخذ آن، اجرای سیاست­ها، هدایت و تخصیص بهینه­ ی منابع در کشور است و باید دقت شود که اگرچه این گونه مالیات­ها نیز درآمدهایی را در پی دارند اما محل مخارج آن نباید جایی باشد که امکان تغییر نرخ مالیات یا حذف آن به دلایل سیاستی وجود نداشته باشد. از جمله این مالیات ها عبارتند از مالیات بر ارزش زمین (LVT)، مالیات بر عایدی سرمایه (CGT)، تعرفه گمرکی، جریمه­ های رانندگی، مالیات بر خانه های خالی و ...

مالیات ها به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شوند. مالیات های مستقیم از دارائی و یا درآمد اشخاص وصول می گردد. مالیات های غیر مستقیم از مصرف و یا فروش محصولات دریافت شده و به عبارت دیگر بر قیمت کالاها و خدمات اضافه می شود.

انواع مالیات بر دارائی عبارتند از:

1 - مالیات بر ارث
2 - حق تمبر

انواع مالیات بر درآمد عبارتند از:

1 - مالیات بر درآمد اجاره املاک
2 - مالیات بر درآمد کشاورزی
3 - مالیات بر درآمد حقوق
4 - مالیات بر درآمد مشاغل
5 - مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی
6 - مالیات بر درآمد اتفاقی
7 - مالیات بر زندگی و جان انسان ها

مالیات های غیر مستقیم

مالیات های غیر مستقیم شامل مالیات بر واردات و مالیات بر فروش و مصرف است.

الف: مالیات بر واردات

  • 1 - حقوق گمرکی
  • 2 -سود بازرگانی
  • 3 - 30 ٪ از مبلغ اتومبیل های وارداتی
  • 4 - 15٪ حق ثبت

ب: مالیات بر مصرف و فروش؛ همان مالیات بر ارزش افزوده است.

  • 1- مالیات بر فراورده های نفتی
  • 2 - مالیات تولید الکل طبی و صنعتی
  • 3 - مالیات نوشابه های غیر الکلی
  • 4 - مالیات فروش سیگار
  • 5 - مالیات اتومبیل
  • 6 - 15٪ مالیات اتومبیل های داخلی
  • 7 - مالیات فروش خاویار
  • 8 - مالیات حق اشتراک تلفن خودکار و خدمات بین الملل
  • 9 - مالیات ضبط صوت و تصویر

مثال: کالاها از لحاظ شرایط ورود و صدور در ایران به سه دسته کالای مجاز(کالایی است که صدور و یا ورود آن نیاز به کسب مجوز ندارد)، کالای ممنوع (کالایی است که صدور یا ورود آن به موجب شرع مقدس اسلام (به اعتبار خرید، فروش یا مصرف ) و یا بموجب قانون ممنوع است) و کالای مشروط (کالایی است که صدور یا ورود آن با کسب مجوز امکان پذیر است) طبقه بندی می شوند.
مثال: گزارش تجمیعی عملکرد اعتبارات وجوه اداره شده(ارقام به میلیارد ریال) تا پایان اسفند 1385

بانک وجوه واریز شده به حساب بانک ها طرح های مصوب نهایی طرح های قرارداد منعقد شده طرح های آماده انعقاد قرارداد فرصت های شغلی بوجود آمده (نفر) تسهیلات پرداختی اقساط وصولی
کشاورزی 209 3847 3492 355 78595 3225 450
مسکن 1135 1144 1109 35 68486 1109 210
صنعت و معدن 1232 3993 3515 477 32669 2398 543
تجارت 598 651 610 40 8859 548 175
ملت 1470 1636 1606 30 19277 1470 261
صادرات 4358 3874 3630 244 55667 3175 770
رفاه کارگران 532 1080 1080 10906 1080 105
ملی 471 488 440 48 6500 353 /98
جمع کل 12708 16717 15485 1232 280959 13361 2615

ماخذ: گزارش بررسی وضعیت بازار کار در سال1385، اداره بررسی ها و سیاست های اقتصادی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، آبان 1386 مثال: تا قبل از هدفمندسازی یارانه مواد غذایی در ایران عمدتاً به صورت غیرمستقیم بوده و محصولاتی از قبیل گندم و فراورده های آن (آرد، نان) برنج، روغن، قند و شکر، شیر، پنیر و گوشت را شامل می شود. یارانه شیر و پنیر به کارخانجات تبدیل شیر پرداخت شده و آنان در مقابل متعهد به توزیع مقدار معینی شیر به قیمت یارانه ای می باشند. توزیع شیر یارانه ای محدود بوده و عمدتاً در مناطق شهری و در فروشگاه های خاص صورت می گیرد. توزیع مقدار معینی از شیر از طریق فروشگاه های محدود به منزله اعمال نوعی جیره بندی از طریق برقراری صف بوده و این شیوه در حال حاضر تغییر یافته و مقدار معینی شیر در فروشگاه های سطح شهرها توزیع و هرکس زودتر به خرده فروشی ها مراجعه نماید، می تواند از مزایای دریافت شیر یارانه ای برخوردار شود. یارانه پنیر به کارخانجات شیر به منظور توسعه کارخانجات و کاهش هزینه تولید پنیر پرداخت می گردد. یارانه گوشت نیز بسیار محدود بوده و در سطح محدودی انجام می گیرد. بررسی انواع یارانه در کشورهای مختلف نشان می دهد میزان یارانه های مصرفی در کشورهای در حال توسعه بخش اعظمی از یارانه ها را به خود اختصاص داده است اما در کشورهای توسعه یافته این نوع یارانه بسیار محدود و یارانه ها عمدتاً به سوی تولیدکننده و به ویژه یارانه صادراتی سوق پیدا کرده اند. مثال: برای کشور ترکیه نرخ تعرفه ای متناسب با اتحادیه اروپا و اتحادیه تجارت آزاد اروپا وضع نموده است که به ترتیب صفر درصد برای کالاهای صنعتی و 53 درصد برای محصولات کشاورزی است. تعرفه های گمرکی این کشور با کشورهای توسعه یافته عضو اتحادیه اروپا و EFTA متفاوت از نرخ تعرفه این کشور با کشورهای در حال توسعه است. برای اعمال ابزارهای تنظیمی باید زیرساخت های لازم ایجاد شده باشد.

مستند سازی

در این بخش، گزارش طراحی و اجرای برنامه در گذشته، حال و آینده بیان می شود و شامل 4 قسمت است. با توجه به اینکه سازوکار به هنگام سازی برنامه ها در «برنامه مدیریت برنامه ریزی» (که بر اساس چارچوب برنامه ریزی طراحی می شود) مشخص می شود، لازم نیست در این بخش برای هر برنامه تکرار شود.

روند طراحی

در این قسمت فعالیت های انجام شده و روش تحقیق بیان می شود. البته تحلیل ها و مستندات مربوط به آن ها (مثلا متن پرسشنامه، تحلیل های آماری و ... ) در صفحات پشتیبان آورده می شود.

پژوهش های آتی

معمولا در زمان طراحی برنامه، همه معلومات مورد نیاز فراهم نیست و یا مواردی نیاز به مطالعه بیشتر دارد. بنابراین ممکن است علاوه بر اهداف اجرایی، اهداف مطالعاتی نیز تعیین شوند تا با انجام آن ها، برنامه کامل شود. فهرست پروژه های پژوهشی که برای تکمیل برنامه باید انجام شوند در این قسمت ذکر می شوند. اطلاعات تفصیلی هر پروژه در منشور آن بیان می شود.

سابقه

در این قسمت، برنامه های قبلی، مسائلی که در گذشته وجود داشته اما هم اکنون رفع شده اند و اهدافی که در گذشته انتخاب شده به همراه نتایج حاصل از آن ها بیان می شود. البته بررسی تطبیقی با سایر برنامه های تدوین شده (خارج از چارچوب برنامه) در صفحات پشتیبان آورده می شوند.

روند اجرا

در این قسمت گزارش نتایج اجرای اهداف عملیاتی بیان می شود.

چکیده

هر چند سند برنامه (با انتقال بخشی از محتوا به چارچوب و صفحه های پشتیبان) حجم کمی دارد؛ اما برای مطالعه سریع تر، بهتر است چکیده برنامه تهیه شود. در بخش چکیده، خلاصه ای از ارزشها، وضعیت و اهداف بیان می شود.

در بخش چکیده برنامه راهبردی اقتصاد، چکیده ای از ارزش ها، وضعیت و اهداف مهم «زیر موضوعات» مهم اقتصاد بیان می شود. اینکه کدام زیر موضوعات مهم هستند ممکن است در طول زمان تغییر کند.

مثال: در برنامه راهبردی اقتصاد (به عنوان یک موضوع کلان) ممکن است در دوره ای تأمین مالی، منابع انسانی و زنجیره های تأمین فلزات و خودرو اهمیت داشته و در زمانی دیگر، فناوری، تجارت خارجی، و زنجیره تأمین پتروشیمی اهمیت بیشتری پیدا کند. در این دو زمان، چکیده برنامه راهبردی اقتصاد در بار اول شامل وضعیت و اهداف مهم تأمین مالی، منابع انسانی، فولاد و خودرو بوده و در بار دوم شامل ارزشها و اهداف مهم فناوری، تجارت خارجی و پتروشیمی می شود.

چارچوب برنامه اقتصاد همه موارد