موردی برای نمایش وجود ندارد.
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

پایش، آگاهی از وضعیت یک سامانه (موضوع) در طول زمان (گذشته، حال و آینده) است. مولفه های اصلی سامانه پایش عبارتند از: مخاطبان، شاخص ها و گزارش ها. شاخص ها، متغیرهای انتخاب شده برای توصیف وضعیت هستند که مقادیر آن ها به صورت گزارش هایی به اطلاع مخاطبان رسانده می شود. چارچوب «طراحی سامانه پایش» عام بوده و در همه موضوع ها قابل استفاده است.

جایگاه و دامنه کاربرد

دستاورد پایش، فراهم سازی اطلاعات و دانش لازم برای مدیریت موضوع مورد پایش است. دستاوردهای مورد انتظار و به عبارت دیگر اهداف طراحی سامانه پایش، متناسب با مخاطبان تعریف می شود. انواع مخاطبان و اهداف پایش در جدول 1 بیان شده است.

جدول 1 : دستاوردهای سامانه پایش

مخاطب اهداف توضیح
ناظران و بهره برداران ایجاد رضایت، اعتماد و همراهی

اصلاح و تقویت مطالبه ها

ناظران و بهره برداران مسئولیتی در مدیریت سامانه ندارند؛ اما آگاهی آن ها از وضعیت سامانه و عملکردها باعث شکل گیری تصورات درست، افزایش رضایت، اعتماد و همچنین جلب حمایت و همکاری شود. همچنین مطالبات و توقعات آن ها را اصلاح کرده و تقویت می کند که باعث کاهش حاشیه های مدیریتی می شود.
مسئولان بالادستی کمک به تصمیم سازی اطلاعات فراهم شده، اشراف بیشتر و امکان نظارت دقیق تری بر عوامل و فعالیت ها را فراهم می کند؛ بدین ترتیب امکان اتخاذ تصمیمات اصلاحی (مانند تخصیص بودجه، منابع انسانی، اصلاح اهداف و راهبردها) به موقع و پیگیری نتایج فراهم می شود.

با تولید و انتشار اطلاعات، داده های مناسبی برای تحلیل و مقایسه عملکرد نسبت به دوره های گذشته فراهم می سازند. این اطلاعات می تواند به منظورهای مختلف از جمله رتبه بندی مدیران و واحدهای سازمانی، تعیین اولویت های پژوهشی و ... استفاده شود.

مسئولان مستقیم تقویت خودسازماندهی با تولید، تحلیل و انتشار داده های مربوط به عملکردها و پیامدها، امکان خودارزیابی و اصلاح عملکرد فراهم می شود. سمانه پایش نخست از طریق آگاه سازی فرد از نتیجه عملکردش منجر به بهبود آن می شود؛ ثانیا از طریق تقویت سازوکار نظارت و کنترل نوعی احساس دیده شدن در فرد ایجاد می کند که کاهش خطاها و بهبود عملکرد را درپی دارد.
پژوهشگران دسترسی به داده ها داده های مناسبی در سامانه پایش گردآوری می شوند که برای پروژه های پژوهشی مفید هستند.

یک فرد ممکن است چندین نقش داشته و بنابراین در بیش از یک دسته مخاطبان قرار بگیرد، مثلا یک فرد در برخی از امور، مسئولیت مستقیم داشته و در امور دیگر، مسئولیت بالادستی داشته باشد؛ برای چنین افرادی سامانه پایش هم برای تصمیم سازی مفید است و هم برای خودسازماندهی.

شاخص ها ممکن است به عنوان معیارهای رتبه بندی مورد استفاده قرار بگیرند و به این ترتیب ضمن تولید اطلاعات، انگیزه ها و در نتیجه رفتارها را نیز تغییر دهند.

مثال: می توان شاخصی برای عملکرد بنگاه های اقتصادی تعریف کرد که شامل مواردی مانند میزان پایبندی در انجام به موقع تعهدات مالی مانند بازپرداخت تسهیلات بانکی، پرداخت حق بیمه و مالیات و عوارض، پایبندی به قوانین و نداشتن سوء پیشینه قضایی، حجم مالیات پرداختی، حجم دارایی ها، میزان اشتغال، کیفیت زندگی کاری در بنگاه، رعایت استانداردهای مشاغل و مدیریت منابع انسانی، پایبندی به مسئولیت ها و تعهدات اجتماعی و فرهنگی، امنیت سایبری، سطح فناوری، تحقیق و توسعه، همکاری برای بازدیدهای عمومی و آموزشی، کیفیت محصولات، رضایت مصرف کننده، نوآوری، مشارکت در تنظیم بازار و... باشد. ضریب (وزن) هر یک از این متغیرها در واقع؛ اهرم مدیریتی قابل اعمال برای دولت محسوب می شود و دولت با تعیین این ضرایب می تواند رفتار بنگاه ها را در مسیر مطلوب خود ساماندهی کند. برخی از آثار رتبه بندی بنگاه ها عبارتند از:

  1. ارتقای عملکرد بنگاه (افزایش کیفیت محصولات، خدمات پس از فروش و...)؛

  2. افزایش رقابت سالم بین بنگاه ها در مسیر تلاش برای ارتقای رتبه؛

  3. افزایش شفافیت اطلاعات بنگاه ها؛

  4. پیشگیری از وقوع جرایم و تخلفات اقتصادی، کاهش معوقات بانکی و بیمه ای و مالیاتی، کاهش فساد، کم فروشی و...؛

  5. ایجاد سازوکار غربال بنگاه های دارای صلاحیت در امور مختلف؛

  6. امکان تشخیص دقیق و به هنگام وضعیت بنگاه ها و اعمال سیاست های تشویقی و تنبیهی هدفمند و به موقع؛

  7. امکان اعمال خط مشی ها و اولویت های حاکمیت در رفتار بنگاه ها.

با تعریف و اندازه گیری چنین شاخصی، اطلاعاتی درباره وضعیت اقتصاد برای مدیران اقتصادی جامعه (مسئولان بالادستی) فراهم می شود؛ بنگاه ها رفتار خود را بدون مداخله مستقیم اصلاح می کنند که همان خودسازماندهی است؛ اطلاعاتی نیز درباره روند فعالیت شرکت ها برای پژوهشگران فراهم می شود و ....

سامانه پایش می تواند بدیلی برای سایر رویکردهای مدیریتی نیز باشد. به عنوان مثال بودجه مبتنی بر عملکرد معمولا با تعریف شاخص های عملکردی و سنجش عملکرد براساس این شاخص ها یا استفاده از محاسبات قیمت تمام شده انجام می شود. تجربه نشان می دهد که در برخی موارد (مثلا در بخش عمومی)، به دلیل محدودیت های مالی و فشار هزینه ها، محاسبات قیمت تمام شده بیش از حد مورد توجه قرار می گیرد اما در نهایت به ناکارامدشدن و جدی نگرفتن آن از سوی افراد و سازمان ها منجر شده است؛ شاید یک دلیل آنکه چرا پس از استقرار بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد، همچنان این کار به طور ملموس خاصیتی نداشته است، اشتباه در رویکرد قیمت تمام شده باشد.

مولفه های مدیریت به طور عام عبارتند از: الگو، ارزش ها، وضعیت، طرح، استقرار، پایش؛ رابطه بین این مولفه ها در تصویر 1 نمایش داده شده است.

تصویر 1 : مولفه های مدیریت سامانه

اگر «طرح» سامانه تحت مدیریت مناسب باشد، مدیریت مبتنی بر پایش انجام می شود. در این حالت مدیریت سامانه با تصمیم گیری های جزئی و موردی و اجرای این تصمیمات با استفاده از اهرم های تعبیه شده در درون سامانه و تنظیم ورودی ها انجام می شود؛ اما اگر سامانه مورد نظر وضعیت مناسبی نداشته باشد یا وجود نداشته باشد، طرح آن باید اصلاح یا طراحی شده و استقرار یابد.

طرح و پایش، یکدیگر را کامل می کنند:

  • برای طراحی و اصلاح طرح، مقادیر شاخص ها و گزارش ها پایش به کار می آیند. اگر قبل از طراحی، شاخص ها مشخص باشند، از آن ها برای توصیف وضعیت سامانه و تحلیل شبکه مسائل می توان استفاده کرد. از طرف دیگر شبکه مسائل و طرح سامانه، مخاطبان و متغیرهای مهم برای تعریف شاخص ها را آشکار می کنند.
  • گزارش های پایش میزان دستیابی به اهداف، اجرایی شدن و اثربخشی راهبردها را آشکار می کنند؛ به این ترتیب اطلاعات لازم برای کنترل اجرا و یا اصلاح برنامه فراهم می شود.

مراحل طراحی سامانه پایش

فعالیت های طراحی سامانه پایش در تصویر 2 نمایش داده شده است؛ این فعالیت ها به سه مرحله تقسیم می شوند:

  • در مراحل مقدماتی محدوده موضوع مورد پایش مشخص شده، الگوی مفهومی آن طراحی شده و وضعیت موجود پایش توصیف و تحلیل می شوند.
  • بر اساس دانشی که در مرحله اول حاصل می شود، شناسایی مخاطبان، طراحی شاخص ها و طراحی گزارش ها انجام می شود که مولفه های اصلی سامانه پایش هستند.
  • برای اجرایی شدن سامانه پایش لازم است زیر سامانه های عملیاتی آن آماده شده، کارها بین عوامل تقسیم شده و مأموریت ها تعیین شود، الزامات محیطی (مانند منابع و مصوبات مورد نیاز) مشخص شده و برنامه عملیاتی استقرار سامانه پایش طراحی شود.

تصویر 2 : فعالیت های طراحی سامانه پایش

فعالیت ها طراحی سامانه پایش رفت و برگشتی هستند؛ به عنوان نمونه در حین طراحی شاخص ها، ممکن است الگوی مفهومی اصلاح و تکمیل شود. به عبارت دیگر ترتیب فعالیت های طراحی از نوع پایان به شروع نیست؛ در هر مرحله تمرکز بر برخی از فعالیت ها بوده اما ممکن است نکاتی درباره مراحل قبلی و بعدی بررسی شده و کارهایی برای تکمیل آن ها انجام شوند.

برای تکمیل طراحی، شبکه استنباط (برای اطمینان از کیفیت طراحی) باید بررسی شده و مستندات طراحی تدوین شوند. در پایان این چارچوب فهرست خطاهایی که ممکن است در طراحی، استقرار و بهره برداری از سامانه پایش رخ دهند، ارائه شده است.

تعریف محدوده

محدوده سامانه پایش با مشخص شدن «موضوعی» که باید پایش شود تعریف می شود. «موضوع» با بیان مرز، جایگاه و مولفه های مهم تعریف می شود. مرز مشخص می کند که موضوع شامل چه چیزهائی بوده و شامل چه چیزهائی نیست. با بیان روابط مفهومی و علت و معلولی سامانه مورد نظر با سایر موضوعات، جایگاه آن مشخص می شود و با بیان مولفه ها مهم (مصادیق و یا اجزاء مهم)، ابعاد سامانه مورد نظر آشکارتر می شود.

طراحی الگوی مفهومی

الگوی مفهومی، بیان کننده اجزاء و فعالیت های اصلی است. طراحی الگوی مفهومی برای شناسایی مخاطبان و به ویژه طراحی شاخص ها ضروری است.

الگوی مفهومی را با دو رویکرد ساختاری و رفتاری می توان طراحی نمود؛ این دو رویکرد مکمل یکدیگر بوده و برای طراحی شاخص های مختلف مورد نیاز هستند. الگوی مفهومی مورد نیاز برای طراحی سامانه پایش باید دربردارنده همه اشیائی که باید پایش شوند باشد؛ نه اینکه فقط بیانگر وضعیت موجود باشد. گاهی الگوی مفهومی برای موضوع وجود داشته و ممکن است بخش هایی از آن نیاز به تکمیل و تفصیل بیشتری داشته باشد.

برای طراحی الگوی مفهومی، می توان از الگوهای ارائه شده در این چارچوب ها استفاده کرد: چارچوب طراحی سازمان

شناسایی وضعیت پایش

شناسایی وضعیت فعلی پایش موضوع مورد نظر، برای شناسایی چالش ها و طراحی مناسب سامانه پایش جدید ضروری است؛ البته اگر پایش (هر چند ابتدایی) برای موضوع مورد نظر انجام نمی شود، این مرحله حذف می شود.

با توصیف و تبیین موارد زیر، وضعیت سامانه پایش مشخص می شود:

  1. شاخص ها: چه شاخص هایی برای سنجش وضعیت موضوع مورد پایش مورد استفاده قرار می گیرند؟
  2. گزارش ها: چه گزارش هایی تهیه شده و در دسترس چه کسانی قرار می گیرد؟
  3. سازماندهی: چه واحدهایی اقدام به گردآوری اطلاعات نموده و چه فعالیت هایی برای تدوین گزارش ها انجام می دهند؟

پس از توصیف وضعیت، مسائلی که در ساز و کارها و نتایج فعالیت های پایش وجود دارد بررسی شده و جمع بندی لازم انجام خواهد شد. جمع بندی وضعیت فعلی، نیاز به اصلاح جزئی یا بازطراحی پایش را مشخص می کند. اگر نیاز به اصلاح جزئی باشد، مواردی که باید اصلاح شوند، در جمع بندی مشخص می شوند.

فهرست مسائل سامانه پایش، شامل خطاهای طراحی و اجرای سامانه پایش هستند که در قسمت «خطاها» در این چارچوب بیان شده اند.

شناسایی مخاطبان

سامانه پایش برای کسب آگاهی مخاطبان و تاثیر گذاری بر رفتار آن ها طراحی و فعال می شود. شناسایی مخاطبان و نیازها متناظر با یکدیگرند. گاهی مخاطبانی مطرح می شوند که باید نیازهای آن ها را پیدا نمود، گاهی اهدافی برای پایش تعیین شده اند که باید مخاطبان آن ها را شناسایی کرد.

مخاطبان شامل همه ذی حقان مرتبط با موضوع پایش هستند.

مثال: مخاطبان پایش یک سازمان شامل کارکنان، مشتریان، تأمین کنندگان، سهام داران، حاکمیت جامعه و گاهی عموم مردم هستند.

مخاطبان به لحاظ اهداف پایش در چهار دسته طبقه بندی می شوند که عبارت اند از: ناظران، مسئولان بالادستی، مسئولان مستقیم و پژوهشگران. مخاطبان در هر یک از این دسته ها بر اساس میزان دسترسی به اطلاعات طبقه بندی می شوند؛ سطح دسترسی بر اساس معیارهای زیر مشخص می شود:

  • اطلاعات مورد نیاز: سطح دسترسی به اطلاعات با توجه به موضوعات و دقت (جزئیات) مورد نیاز در ارائه اطلاعات مشخص می شود. به عبارت دیگر بر اساس این که هر مخاطب در چه دوره زمانی به اطلاعات نیاز دارد، دسترسی تعریف می شود.
  • فرصت خودسازماندهی: شاخص ها دارای اثرات جانبی هستند و اگر دسترسی به اطلاعات مربوط به آن ها مدیریت نشود ممکن است، اثر منفی بر عملکرد داشته باشند. به منظور جلوگیری از انباشت اطلاعات و کاهش کارایی اطلاعاتی و تحقق پیدا کردن خودسازماندهی در بین افراد، لازم نیست همه اطلاعات بلافاصله در اختیار افراد سطوح بالا قرار گیرد. به عنوان مثال برخی از اطلاعات مربوط به دادگستری در وهله اول لازم است در دسترس رئیس دادگستری قرار گیرد تا فرصت اصلاح عملکرد برای وی فراهم شود.

باید بین حفاظت از اطلاعات (محرمانگی) و فایده دسترسی به اطلاعات مبادله درستی انجام داد. محرمانه کردن بیش از حد باعث تصمیم گیری های نادرست (به دلیل عدم اطلاع) شده و انتشار بیش از حد نیز آثار نامطلوبی دارد.

با استفاده از روش های زیر می توان نسبت به تعیین نیازهای اطلاعاتی مخاطبان اطمینان پیدا کرد:

  1. مصاحبه عمیق با صاحب نظران و برخی از مخاطبان درباره نیازهای اطلاعاتی در ابتدای پژوهش و ارزیابی گزارش های پیشنهادی
  2. نظرسنجی از مخاطبان قبل و بعد از استقرار سامانه پایش و مقایسه تغییرات اشراف آن ها به موضوع مورد پایش

طراحی شاخص ها

وضعیت یک سامانه را با مقادیر متغیرهای متعددی می توان توصیف کرد، اما برای پایش، باید برخی از متغیرها را به عنوان شاخص انتخاب نمود و مقادیر آن ها اندازه گیری، تحلیل و گزارش شود. اندازه گیری مقادیر همه متغیرها هزینه های زیادی داشته و از طرف دیگر ارائه اطلاعات بیش از حد به مخاطبان، مفید نیست و با توجه به محدودیت های زمانی و ذهنی حتی ممکن است زیان آور نیز باشد.

مراحل طراحی شاخص ها در تصویر 3 نمایش داده شده است. اولین مرحله، تعیین متغیرها است؛ سپس برخی از متغیرها به عنوان شاخص انتخاب شده و یا برای تعریف شاخص ترکیبی، با یکدیگر ترکیب می شوند. در ادامه، روش های اندازه گیری و ارزش گذاری شاخص ها مشخص می شوند.

تصویر 3 : مراحل طراحی شاخص ها

طراحی شاخص ها فرایندی خطی نبوده و رفت و برگشتی است؛ به عنوان مثال اینگونه نیست که ابتدا همه متغیرها تعریف شده و سپس مرحله انتخاب آغاز شود؛ معمولا ابتدا ایده هایی مطرح شده و معیارهای انتخاب شاخص برای آن بررسی می شود و در صورت مناسب بودن متغیر پیشنهادی، کار بیشتری بر روی آن انجام می شود. به عنوان مثال دیگر اگر هدف طراحی یک شاخص ترکیبی باشد، ابتدا محدوده مفهوم مورد نظر مشخص شده و مولفه های آن به عنوان متغیرهایی که باید باهم ترکیب شوند، شناسایی می شوند.

تعیین متغیرها

هریک از فعالیت ها و رویدادهای موضوع مورد پایش، یک داده است که یک یا چند مشخصه دارد. مفاهیمی که بیش از یک مقدار داشته باشند، متغیر نامیده می شوند؛ به عبارت دیگر متغیر دربردارنده داده های متفاوتی است که براساس شباهت مشخصه هایشان در یک دسته (به عنوان یک مفهوم) قرار گرفته اند. یک متغیر ممکن است شامل یک یا چند مشخصه باشد؛ در این صورت بر اساس هر مشخصه، داده ها یک نوع توزیع آماری داشته و برای بیان نحوه توزیع داده ها، از مقادیر «فراوانی، مرکزی (میانگین، میانه، مد)، پراکندگی (واریانس، انحراف معیار، چولگی) و نسبت ها» می توان استفاده نمود.

مثال: نوع شغل در بین زنانی که همه شان خانه دار هستند، یک متغیر نیست بلکه یک مشخصه ثابت تلقی می شوند؛ اما سن در بین آن ها یک متغیر است به شرطی که لااقل دو نفر از آن ها سن یکسانی نداشته باشند.

مثال: داده های متغیر نرخ بیکاری را می توان بر اساس مشخصه هایی مانند منطقه جغرافیایی، سن، تحصیلات و جنسیت دسته بندی کرد. واریانس نرخ بیکاری بر اساس منطقه جغرافیایی متفاوت از واریانس آن بر اساس سن است.

متغیرها را می توان با معیارهای مختلفی دسته بندی کرد؛ مهم ترین دسته بندی ها عبارتند از:

  • ساختاری، رفتاری: متناظر با رویکردهای ساختاری و رفتاری در شناسایی سامانه ها، می توان متغیرها را به دو دسته ساختاری و رفتاری تقسیم کرد.
  • واقعی، تصوری: اگر داده ها درباره واقعیت باشند، متغیر واقعی و اگر داده ها درباره تصورات افراد (برداشت ها، احساس ها) باشند، متغیر تصوری است.
  • درونی، محیطی: متغیرها بر اساس این که داده های مربوط به آن ها درون سامانه یا محیط آن باشند، به دو دسته درونی و محیطی تقسیم می شوند.

متغیرهای تصوری اهمیت ویژه ای برای پایش دارند. زیرا تصور افراد از واقعیت، مبنای رفتارها و اظهارنظرهایشان قرار می گیرد، نه آنچه که در واقعیت وجود دارد؛ شکاف بین واقعیت و تصور باید به خوبی تحلیل شود تا بتوان مسائل ناشی از سوء برداشت ها را کاهش داد. تفاوت بین واقعیت و تصور هم در مورد وضع موجود موضوعیت دارد و هم در مورد وضع مطلوب.

مثال: ممکن است بین مقدار واقعی «مدت رسیدگی به پرونده ها» و تصور افراد از این مدت، متفاوت باشد؛ همچنین ممکن است «مدت مطلوب برای زمان رسیدگی براساس منابع موجود و اولویت ها» با «مدت مورد انتظار مردم» تفاوت داشته باشد.

مراحل کلی تعیین متغیرها به این ترتیب است:

  1. شناسایی متغیرها؛
  2. کمی سازی؛
  3. تغییر متغیر؛
  4. برقراری ارتباط بین متغیرها.

شناسایی متغیرها

با چندین روش می توان متغیرهای پایش را شناسایی نمود:

  1. گردآوری
  2. ردیابی روابط
  3. شناسایی مصادیق شاخص های عام
  4. انتخاب متغیرها بر اساس شبکه مسائل و اهداف
  5. تعریف متغیرها

روش های اول تا چهارم مبتنی بر داده های موجود برای شناسایی متغیرها هستند؛ اما اگر داده ها کافی نباشند، لازم است با رویکردی بنیادی به تعریف متغیرها پرداخت.

گردآوری

متغیرهای تعریف شده را می توان از این منابع گردآوری کرد:

  1. شاخص های مطرح شده: اگر در محدوده پایش، شاخص هایی وجود داشته باشند، می توان از آن ها استفاده نموده یا ایده گرفت. البته باید توجه داشت که هر شاخص متناسب با مخاطبان و ارزش های خاصی طراحی می شود؛ بنابراین از شاخص های موجود باید با دقت کافی استفاده شده و در صورت لزوم آن ها را اصلاح نمود.
  2. مرور طرح ها، برنامه ها، قوانین، مقررات: مسائل، اهداف، خط مشی ها، راهبردهای و ایده هایی که در اسناد مرتبط با موضوع پایش ذکر شده اند، بیانگر نکات مهمی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
  3. دیدگاه ها: شاخص ها باید اطلاعات مورد نیاز مخاطبان را فراهم کنند، بنابراین شناسایی نکات مورد توجه مخاطبان (دغدغه ها، ارزش ها و ایده ها) برای شناسایی متغیرها ضروری هستند.
ردیابی روابط

با ردیابی روابط مفهومی و مقداری، می توان متغیرهای جدیدی را بر اساس متغیرهای موجود یافت. البته این کار در حین برقرار روابط بین متغیرها نیز انجام می شود.

انتخاب متغیرها بر اساس شبکه مسائل و اهداف

اگر شبکه مسائل و اهداف برای محدوده مورد نظر طراحی شده باشد، متغیرهای پایش به سادگی انتخاب می شوند.

تعریف متغیرها

در روش تعریف متغیرها، مولفه ها و مشخصه های آن ها شناسایی می شوند. تعریف متغیرها شامل چهار مرحله است:

  1. شناسایی مولفه ها و طبقه بندی آن ها
  2. شناسایی مشخصه های هر طبقه از مولفه ها
  3. برقراری تناظر بین مولفه ها و مشخصه ها و تعیین متغیرها
  4. بررسی تطبیقی

مولفه1 عناصر تشکیل دهنده یک موضوع هستند. برای شناسایی دقیق متغیرها ابتدا باید مولفه های موضوع مورد نظر شناسایی و طبقه بندی شوند. مولفه ها با معیار ساختاری و رفتاری و همچنین درونی و محیطی طبقه بندی می شوند:

  1. مولفه های ساختاری درونی: اجزاء موضوع مورد نظر و روابط بین آن ها
  2. مولفه های رفتاری درونی: فعالیت های موضوع مورد نظر و رویدادهای حاصل از آن ها
  3. مولفه های ساختاری محیطی: اجزای خارج از موضوع مورد نظر که ارتباط زیادی با اجزای درون موضوع دارند و روابط بین اجزای داخلی و خارجی
  4. مولفه های رفتاری محیطی: ورودی ها و خروجی های موضوع مورد نظر

رویکردهای ساختاری و رفتاری بدیل بوده و جایگزین یکدیگر نیستند. هر کدام از این رویکردها برای شناسایی برخی از متغیرها مناسب تر هستند.

مشخصه ها2، صفات و ویژگی هایی هستند که متغیر مورد نظر را توصیف می کنند. مشخصه ها بستگی به نوع مولفه ها داشته و بسیار متنوع هستند؛ برخی از انواع مشخصه ها عبارتند از:

  • مشخصه های تعداد و زمان: مشخصه های تعداد و زمان برای تعریف متغیرهای فرایندی (در رویکرد رفتاری) استفاده می شوند. متغیرهای اولیه ای که با این مشخصه ها تعریف می شوند عبارتند از: تعداد ورودی، نرخ ورودی (تعداد ورودی در یک دوره زمانی)، تعداد خروجی، نرخ خروجی، زمان ورود و خروج یک موجودیت، مدت فرایند، تعداد انباشت در یک مقطع زمانی.
  • مشخصه های تصوری: انتظارات و دغدغه های افراد، مشخصه هایی هستند که برای تعریف متغیرهای تصوری مورد استفاده قرار می گیرند.

متغیرها، ترکیب مولفه ها و مشخصه ها هستند. به عبارت دیگر هر مولفه به همراه یکی از مشخصه های آن، یک متغیر محسوب می شود. متغیرهای رفتاری، مشخصه های فعالیت ها و رویدادها هستند؛ متغیرها ساختاری نیز، مشخصه های اجزاء و روابط هستند.

مولفه ها و مشخصه ها، مفاهیمی هستند که باید تا حد امکان کوچک و محدود انتخاب شوند تا متغیرهای حاصل از ترکیب آن ها قابل سنجش باشند، به عبارت دیگر، باید با ترکیب مولفه ها و مشخصه ها، تعریف عملیاتی3 از مفاهیم قابل ارائه باشد.

مثال: مفهوم «محرومیت» دارای ابعاد جسمانی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی بوده و از بعد اقتصادی شامل اجزایی مانند «سرمایه مادی، تخصص» است. اگر محرومیت را به عنوان یک مشخصه برای مردم یک منطقه در نظر بگیریم، متغیر کلانی تعریف کرده ایم که سنجش آن با خطاهای زیادی همراه خواهد بود. بهتر است این مشخصه تفکیک شده و به عنوان نمونه، «میزان تخصص افراد» به عنوان یک متغیر تعریف شود. البته بعدا می توان با تعریف یک شاخص ترکیبی به عنوان «محرومیت مردم» این متغیرهای کوچک شده را دوباره ترکیب کرد تا یک شاخص ترکیبی به دست آید.

برای تعریف متغیرها، می توان مشخصه ها و مولفه ها را سطر و ستون اول یک ماتریس قرار داد، بدین ترتیب هر سلول که از تقاطع یک مولفه با یک مشخصه ایجاد می شود، بیانگر یک متغیر است. البته ممکن است برخی مشخصه ها برای برخی مولفه ها موضوعیت نداشته باشند و بنابراین متغیری قابل تعریف نباشد.

مثال: در جدول 2 6 دسته از عوامل دستگاه قضایی به عنوان مولفه و 10 مشخصه مرتبط با آن ها نشان داده شده است. بدین ترتیب، 60 متغیر تعریف شده است. البته همه این متغیرها به عنوان شاخص انتخاب نمی شوند؛ به عنوان نمونه، «قوه تشخیص قاضی» یک متغیر مهم است اما قوه تشخیص کارکنان، تاثیری کمی در رسیدگی به پرونده ها داشته و به عنوان یک شاخص در نظر گرفته نمی شود.

متغیرهای ساختاری؛ تناظر بین مولفه ها و مشخصه ها

آگاهی تقوا استقلال شجاعت آگاهی قوه تشخیص رضایت شغلی مسئولیت پذیری پاسخگویی امانتداری
قضات دادیار، بازپرس، دادستان، قاضی محکمه
مدیران قضایی مدیران قضایی
کارکنان مدیر دفتر دادگاه، کارکنان دادگستری، دفاتر خدمات قضایی و سازمان های وابسته
ضابطین ضابطین
اشخاص ذی سمت وکیل
اشخاص مرتبط کارشناسان رسمی

در حین شناسایی متغیرها به روش تحلیلی، باید متغیرهای شناسایی شده با متغیرهای بدست آمده از طریق سایر روش ها تطبیق داده شده و اصلاحات لازم انجام شود.

کمی سازی

با تبدیل مفاهیم غیر عددی (کیفی) به اعداد و به عبارت دیگر کمی کردن، مفاهیم محاسبه پذیر می شوند، البته پس از محاسبات، دوباره اعداد باید به مفاهیم غیر عددی تبدیل شوند تا قابل فهم باشند. البته ممکن است برخی از متغیرها را نتوان کمی کرد یا ضرورتی نداشته باشد که کمی شوند.

مثال: در طراحی پرسش های چند گزینه ای، پژوهشگر با استفاده از مفاهیم خود پرسش ها و گزینه هایی را مشخص می کند. حال پاسخ دهنده باید مفاهیم موجود در ذهن خود را به مفاهیم ذکر شده در پرسش و گزینه ها تبدیل کند و یکی از گزینه ها را انتخاب کند. تا همین جا یک تبدیل مفهومی رخ داده است که ممکن است خطا داشته باشد. در ادامه پژوهشگر هر گزینه را به یک عدد تبدیل می کند و مثلا اعدادی از 1 تا 5 را برای گزینه های «بسیار موافق» تا «بسیار مخالف» در نظر می گیرد. بعد از این تبدیل مفهومی، اعدادی (مفاهیمی انتزاعی) حاصل می شوند که می توان به با استفاده از ریاضی و امار آن ها را تحلیل نمود: میانگین پاسخ دهندگان را محاسبه کرد، از آزمون های آماری برای بررسی پایایی استفاده نمود و ... پس از تحلیل های عددی، در گزارش نتایج گفته خواهد شد که اکثر پاسخگویان با یک مورد «موافق» بوده اند؛ در اینجا دیگر عدد 4 معنایی ندارد و دوباره مفاهیم عددی به مفاهیم غیر عددی تبدیل می شوند.

کمی شدن متغیر بستگی به سطح اندازه گیری آن دارد. متغیرها به لحاظ سطح اندازه گیری 4 به چهار نوع تقسیم می شوند:

  • سطح اسمی 5: متغیر اسمی تنها بیانگر تمایز بین مصادیق هستند؛ به عنوان مثال «نوع شغل» به عنوان یک متغیر دارای مقادیری مانند کارگر، کشاورز، کارمند و ... است که برای انجام محاسبات کارگر را با عدد یک، کشاورز را با عدد دو و کارمند را با عدد سه می توان نمایش داد؛ اما در این سطح نمی توان این اعداد را با یکدیگر جمع و تفریق نمود. بلکه فراوانی این اعداد قابل تحلیل هستند.
  • سطح ترتیبی 6: متغیر ترتیبی علاوه بر تمایز بیانگر ترتیب بین مصادیق هستند؛ به عنوان مثال«رضایت از شغل» دارای مقادیری مانند خیلی راضی، راضی، متوسط، ناراضی و خیلی ناراضی و اعداد اختصاص یافته به آن ها به ترتیب از 1 تا 5 باشند. فردی که رضایتش با عدد دو مشخص شده نه تنها متمایز از فردی که رضایت او با عدد پنج مشخص شده است؛ بلکه عدد دو نشان می دهد رضایت او بیشتر نیز است؛ اما مقدار بیشتر بودن مشخص نیست.
  • سطح فاصله ای 7: متغیر فاصله ای علاوه بر تمایز و ترتیب (بزرگی و کوچکی) بیانگر فاصله بین مصادیق نیز هستند؛ به عنوان مثال «دمای هوا» یک متغیر فاصله ای است؛ اگر دمای هوای دو شهر که یکی 45 درجه و دیگری 25درجه باشد، 20 درجه با یکدیگر اختلاف دارند.
  • سطح نسبی 8: متغیر نسبی مانند متغیر فاصله ای است که عدد صفر به معنای «هیچ» بوده و قراردادی نیست. به عنوان مثال صفر بودن درآمد در یک ماه به معنای این است که هیچ درآمدی وجود نداشته است؛ اما دمای صفر درجه سانتی گراد فقط یک تعریف بوده و معادل با 273٫15 درجه کلوین (که یک مقیاس سنجش دیگر است) می باشد.

متغیر اسمی فقط نوعی نام گذاری است و از طرف دیگر سطح متغیر نسبی تمام ویژگی های عدد در ریاضیات را دارد. برای اندازه گیری متغیرهای ترتیبی، مقیاس های متعددی تعریف شده است که عبارتند از:

  • مقیاس های سلسله مراتبی: گویه ها (گزینه ها) در این مقیاس ها نسبت به هم اولولیت دارند. مشهورترین مقیاس های سلسله مراتبی عبارت اند از: مقیاس بوگاردوس، مقیاس تورستون، مقیاس گاتمن
  • مقیاس های یکنواخت: گویه ها (گزینه ها) در این مقیاس ها هم وزن بوده و هیج یک بر دیگری اولویت ندارد. مشهورترین مقیاس های یکنواخت عبارت اند از: مقیاس لیکرت، مقیاس برش قطبین

اندازه گیری متغیرها با استفاده از ابزارها انجام شده و تناظر بین متغیرها با اعداد بر اساس مقیاس ها (که تعاریفی قراردادی هستند) برقرار می شود. برای اندازه گیری یک متغیر ممکن است چند ابزار و همچنین چندین مقیاس وجود داشته باشد؛ اگر مقیاس های مربوط به یک موضوع، به خوبی تعریف شده باشند، مقادیر آن قابل تبدیل به یکدیگر باشد.

مثال: برای کمی کردن مفهوم «دما» از ابزار دماسنج، مفهوم «وزن» از ابزار ترازو، مفهوم «زمان» از ابزار ساعت استفاده می شود. دمای هوا را می توان با سه مقیاس سانتی گراد، کلوین و فارنهایت به عدد تبدیل کرد.

مثال: مقادیر متغیرهای رضایت شغلی را می توان با ابزار پرسشنامه گرد آوری کرد.

تغییر متغیر

تغییر تعریف یا داده های متغیرها، باعث سهولت از آن ها استفاده می شود. برخی از تغییرات عبارت اند از:

  1. حذف بعد: تعریف یک متغیر با تقسیم دو متغیر هم بعد، بعد آن ها را از بین برده و امکان مقایسه مقادیر آن ها در سامانه های مشابه را ساده تر می کند.
  2. نرمال سازی: داده های متغیر را به بزرگترین مقدار متناظرشان تقسیم می شوند تا به مقدارهای بین صفر و یک مقیاس (نرمالیزه) شوند. این کار باعث می شود که اثر مقیاس واقعی کمتر شده و همه ورودی ها تقریباً در یک دامنه باشند.
  3. تنظیم دقت: هر چه یک متغیر با مشخصات بیشتری تعریف شود به نحوی که اجزاء کوچکتر یا مصداق کمتری را در بر بگیرد، سطح دقت متغیر افزایش پیدا می کند. میزان دقت مورد نیاز بستگی به اهداف پایش دارد.

مثال: «تعداد پرونده های ورودی به دادگاه » به عنوان یک متغیر در نظر گرفته می شود. هر چقدر این متغیر جزئی تر شود و از حالت کلی خارج شود، دقت اندازه گیری و قابلیت تصمیم سازی آن افزایش می یابد. به عنوان مثال «تعداد پرونده های ورودی به تفکیک نوع پرونده و مکان جغرافیایی» دارای دقت بیشتری نسبت به متغیر «تعداد پرونده های ورودی به دادگاه» است.

روش های نرمال سازی عبارتند از:

  1. رتبه بندی
  2. استانداردسازی
  3. حداکثر-حداقل
  4. فاصله تا یک نقطه مرجع

برقراری ارتباط بین متغیرها

متغیرها مستقل از یکدیگر نبوده و رابطه هایی بین آن ها وجود دارد. برای انتخاب شاخص ها و تحلیل مقادیر آن ها، روابط بین متغیرها نیز باید شناسایی شوند. انواع روابط بین متغیرها عبارتند از:

  1. علت و معلولی
  2. همبستگی
  3. اتحاد: روابطی که بر اساس تعریف بین متغیرها برقرار شود؛ مانند ارتباط بین سود با درآمد و هزینه

تشخیص ارتباط بین متغیرها محدود به متغیرهای درون محدوده پایش نیست. لازم است ارتباط متغیرهای طراحی شده با متغیرهای مهم بیرون محدوده (محیط) نیز شناسایی شوند.

نکته: برقراری ارتباط بین متغیرها به یافتن متغیرهای جدید کمک می کند، این هام روش ردیابی در شناسایی متغیرها است.

تعریف شاخص های ترکیبی

برای سنجش مفاهیم گسترده، می توان چندین متغیر را که هر کدام بیانگر یکی از مولفه های آن مفهوم باشد را با یکدیگر ترکیب نمود. برای ترکیب متغیرها، ابتدا باید آن ها را وزن دهی و سپس تجمیع نمود.

روش های وزن دهی به متغیرها عبارتند از:

  1. تحلیل عاملی 9
  2. تحلیل پوششی داده ها 10
  3. مدل های مولفه های مشاهده نشده 11
  4. فرایندهای تخصیص بودجه 12
  5. فرایند تحلیل سلسله مراتبی 13
  6. تحلیل های مشترک 14
  7. شبکه های عصبی مصنوعی 15
  8. شبیه سازی؛ مانند شیبه سازی مونت کارلو 16

روش های تجمیع متغیرها عبارتند از:

  1. تجمیع خطی 17
  2. تجمیع هندسی 18

مثال: نسبت بین دو متغیر، نمونه ای از متغیرهای ترکیبی هستند؛ متغیر نرخ (که متغیر مخرج زمان است) و متغیر سرانه نمونه هایی از متغیرهای نسبت هستند.

مثال: «بار پرونده به عامل» یک شاخص ترکیبی برای فرایند دادرسی است. این شاخص با «مجموع تعداد پرونده موجودی در اول دوره و تعداد پرونده های وارد شده در طور دوره بر تعداد قاضی» محاسبه می شود. «نسبت تراکم» شاخص ترکیبی دیگری است که با «مجموع تعداد پرونده موجودی در اول دوره و تعداد پرونده های وارد شده در طور دور به پرونده های مختومه» محاسبه می شود.

انتخاب شاخص ها

از بین متغیرهای تعریف شده، آن هایی که برای پایش لازم و کافی هستند به عنوان شاخص انتخاب می شوند. معیارهای اصلی انتخاب شاخص ها عبارت اند از:

  1. روایی
  2. پایایی
  3. امکان پذیری
  4. تاثیرگذاری

معیارهای انتخاب شاخص ها را به طور خلاصه می توان با این پرسش ها بیان کرد:

  1. آیا هر یک از شاخص ها، همان چیزی را که مورد نظر است اندازه گیری می کند؟
  2. آیا مجموعه شاخص ها، تمامی مولفه های موضوع مورد نظر را پوشش می دهند؟
  3. آیا متغیرهای جانشین، تناسب کافی با موضوع داشته و پیامدهای منفی انها ارزیابی شده است؟
  4. آیا شاخص های معروف، باعث بی توجهی به همه مولفه ها نشده است؟
  5. آیا روابط بین شاخص ها به خوبی شناسایی شده است؟
  6. اگر شاخص ها چند بار در طول زمان یا توسط افراد مختلف در یک زمان اندازه گیری شوند، مقادیر یکسانی حاصل می شود؟
  7. آیا مقادیر شاخص های انتخاب شده با مقادیر شاخص های مشابه برای همان موضوع، هماهنگ است؟
  8. در شاخص های ترکیبی، زیر شاخص ها به درستی ترکیب شده اند؟
  9. آیا همه شاخص های انتخاب شده، لازم هستند؟
  10. آیا می توان مقادیر شاخص ها را اندازه گیری کرد؟
  11. اگر اندازه گیری مقادیر شاخص ها با نظرسنجی انجام می شود، آیا مفاهیم بسیار کلی یا کلان پرسیده می شوند که باعث کاهش دقت پاسخ گویی می شود؟
  12. آیا اندازه گیری مقادیر شاخص ها، هزینه قابل قبولی دارد؟
  13. آیا مجموع شاخص های انتخاب شده، برای تصمیم گیری ها، کافی هستند؟
  14. آیا مخاطبان به سادگی معنای شاخص ها را می فهمند و به درستی تفسیر می کنند؟
  15. آیا شاخص ها امکان پیش بینی و پیشگیری در زمان مناسب را فراهم کنند؟ پس از کسب اطلاعات شاخص ها، هنوز فرصت برای اقدام مناسب فراهم است؟
  16. آیا شاخص ها، آثار جانبی منفی بر عملکرد عوامل نمی گذارند؟

روایی

روایی19 یک شاخص به معنای آن است که آن چیزی را که قصد اندازه گیری آن را داریم، اندازه گیری نماید. معیار روایی علاوه بر تک تک شاخص ها، برای کل شاخص های یک موضوع نیز باید بررسی شود. ممکن است شاخص ها به تنهایی روایی داشته باشند؛ اما در مجموع آن ها، همه موضوع مورد نظر را پوشش نداده و به عبارت دیگر تمامی اطلاعات مهم را در بر نداشته باشند.

معیارهای روایی شاخص ها عبارتند از:

  1. تناسب متغیر جانشین: در موارد متعددی به لحاظ امکان پذیری باید از متغیرهای جانشین به عنوان شاخص استفاده کرد؛ در چنین موارد باید به میزان روایی متغیرهای جانشین توجه داشت.
  2. کاربرد نامتناسب شاخص های متعارف و مشهور، معیار روایی را نقض می کند.
  3. یکپارچگی: مجموعه شاخص هایی که برای یک موضوع انتخاب می شوند، باید در شبکه ای متوازن قرار گیرند، ساختار سلسله مراتبی بین آن ها به درستی برقرار شده باشد. تکرار و

مثال: مقاله، محصول جانبی فعالیت پژوهشی و متغیری جانشین برای تولید علم است. مقاله، علم تولید شده نیست؛ بلکه مستندسازی آن است.

متغیرها باید این موارد پوشش دهند:

  1. مسائل مهم، ریشه ها و آثار آن ها
  2. برنامه ها: اهداف، خط مشی ها، راهبردها
  3. مولفه های کلیدی (حیاتی) موفقیت20

از بین متغیرهای که اطلاعات یکسان یا مشابهی را در بردارند، باید یک یا چند متغیر به عنوان شاخص اصلی انتخاب شده و سایر متغیرها به عنوان شاخص کمکی ارائه شوند. شاخص های کمکی برای سهولت تحلیل شاخص ها مفید هستند.

مثال: برای میزان بیکاری می توان «نرخ بیکاری» را به عنوان شاخص اصلی و «تعداد بیکاران» و «تعداد شاغلان» را به عنوان شاخص کمکی در نظر گرفت.

این متغیرها دربردارنده اطلاعات مشابهی هستند:

  1. متغیرهایی که همبستگی بالایی با یکدیگر دارند؛
  2. متغیرهایی که رابطه علت و معلولی نزدیکی دارند؛
  3. متغیرهایی که ارتباط مفهومی زیادی دارند.
  4. متغیرهایی که مصادیق مشترک زیادی دارند.

پایایی

پایایی21 یک شاخص به معنای حساسیت آن است. معیارهای پایایی شاخص ها عبارت اند از:

  1. ثبات: در صورت تکرار اندازه گیری نتایج یکسانی به دست آید.
  2. هم ارزی: نتایج حاصل از شاخص با نتایج حاصل از شاخص های دیگر که همان متغیر را می سنجند، هماهنگ باشند.
  3. همگنی: بین نتایج بخش های مختلف شاخص هماهنگی وجود داشته باشد. این نوع پایایی در مورد شاخص های ترکیبی باید بررسی شود.

برای سنجش پایایی هم ارزی، نتایج سنجش یک موضوع توسط دو شاخص با یکدیگر مقایسه و همبستگی آن ها محاسبه می شود.

بسیاری از مفاهیم انتزاعی بوده و یا دامنه معنایی گسترده ای دارند. بنابراین شناسایی وضعیت آن ها نیاز به چند شاخص دارد. معیار پایایی همگنی برای کل شاخص های یک موضوع و همچنین شاخص های ترکیبی باید بررسی شود. نتایج شاخص های ناهماهنگ، از همگنی لازم برخوردار نبوده و گمراه کننده است.

وابستگی مقادیر یک متغیر به تغییر داده ها، روش های وزن دهی و تجمیع و ... باید تحلیل شود. شاخص هایی که مقادیر آن ها تغییراتی اندک در داده ها و روش های اندازه گیری و محاسبه تغییرات زیادی داشته باشند، معمولا تحلیل های نادرستی را القا می کند.

امکان پذیری

متغیرهایی به عنوان شاخص قابل استفاده اند که ابهام کمی در اندازه گیری داشته باشند. اندازه گیری برخی از متغیرها با دقت مناسب امکان پذیر نبوده و یا اندازه گیری آن ها هزینه بالایی دارند؛ در این موارد باید از متغیرهای جانشین استفاده نمود. متغیرهای جانشین متغیرهایی هستند که رابطه همبستگی یا علت و معلولی قوی با متغیر مورد نظر دارند.

معیارهای امکانپذیری اندازه گیری شاخص ها عبارتند از:

  1. هزینه: هزینه اندازه گیر مقادیر با منفعت حاصل از دانستن آن ها باید سنجیده شود
  2. ابهام: گاهی در اندازه گیری مقادیر شاخص ها با روش نظرسنجی، مفاهیم بسیار کلی یا کلان پرسیده می شوند که باعث کاهش دقت پاسخ گویی می شود.

مثال: مفاهیمی مانند هوش، پایگاه اجتماعی، پیشرفت، را نمی توان به طور مستقیم اندازه گیری نمود. مثلا مفهوم «پایگاه اجتماعی» به مفاهیمی مانند قدرت، دارایی و احترام تجزیه شود. مفهوم «دارایی» هنوز با دقت مناسبی قابل اندازه گیری نیست؛ بنابراین در مرحله دوم به مفاهیمی مانند «امکانات منزل، درآمد، پس انداز و نوع مسکن» تفکیک می شود که این مفاهیم قابل اندازه گیری هستند.

مثال: اندازه گیری شاخص «میزان فعالیت کارگاه های صنعتی کشور » به طور مستقیم هزینه های بسیار بالایی دارد. این متغیر را می توان با اندازه گیری «میزان مصرف انرژی کارگاه صنعتی» اندازه گیری کرد.

قابلیت اندازه گیری به معنای قابلیت کمی سازی نیست. گاهی ممکن است نتوان مقدار برخی از شاخص ها را محاسبه کرد، اما وجود آن ها برای جلب توجه لازم است.

مثال: تاخیر در طراحی و عرضه محصول به بازار، همواره قابل اندازه گیری و مقایسه نیست، اما در نظر داشتن چنین شاخصی، بر تصمیم گیری ها تاثیر گذاشته و ملاحظاتی در پی دارد.

تاثیرگذاری

تاثیرگذاری یک شاخص، شامل مفید بودن برای مخاطب و تاثیر گذاری بر رفتار عوامل است. تغییر مخاطبان و یا اهداف پایش، در انتخاب شاخص ها تاثیر می گذارد؛ ممکن است شاخص هایی حذف و شاخص های دیگری اضافه شوند.

مثال: برای پایش یک بنگاه اقتصادی، با حذف مدیران میانی از مخاطبان، شاخص های عملیاتی که فقط برای مدیران میانی کاربرد دارند، حذف می شوند.

معیارهای تاثیرگذاری شاخص ها عبارتند از:

  1. کافی بودن: شاخص ها نباید دربردارنده اطلاعات بیش از حد باشد. اطلاعات بیش از حد هزینه های گردآوری، تحلیل و گزارش دهی را افزایش داده و بدتر اینکه ممکن است باعث سردرگمی مخاطبان شود.
  2. سادگی: مخاطبان باید معنای شاخص ها را به خوبی درک کرده و تحلیل درستی از آن ها داشته باشند. البته گاهی لازم است مخاطبان آموزش ببینند.
  3. سرعت بازخورد: اطلاع از وضعیت نباید زمانی حاصل شود که کار از کار گذشته باشد، نوش دارو پس از مرگ سهراب باشد! شاخص ها باید امکان پیش بینی و پیشگیری در زمان مناسب را فراهم کنند. سرعت بازخورد به دو چیز بستگی دارد: جایگاه متغیر در زنجیره علت و معلولی و دوره های زمانی اندازه گیری مقدار شاخص
  4. هم راستایی: شاخص ها باید منافع عوامل را با اهداف و راهبردها هم راستا کنند، نه اینکه باعث انحراف عملکرد شوند.

مثال: اگر برای یک واحد دانشگاهی، تعداد پژوهش ها به عنوان شاخص تعریف شود، ممکن است مدیران تلاش کنند تعداد پژوهش ها را بدون توجه به کیفیت و لزوم آن ها افزایش دهد.

مثال: اگر یا برای یک واحد آموزشی، تعداد آموزش دیدگان یا تعداد دوره های آموزشی، تنها شاخص باشد، ممکن است آن واحد تلاش کند بدون توجه به اثربخشی و کارایی، تنها به افزایش تعداد نفرات آموزش دیده و دوره های آموزشب بپردازد.

مثال: شاخص های مالی، شاخص های مهمی هستند، اما اگر به تنهایی استفاده شده یا روی انها بیش از حد تاکید شود، چنین خطاهایی پدید می آیند:

  1. تناقض با واقعیت های کسب و کار

  2. تکیه بر داده های تاریخی

  3. غفلت از تفکر بلند مدت

  4. عدم ارتباط بسیاری از سطوح سازمان و اهداف با شاخص های مالی

  5. تمایل به تقویت واحدهای عملیاتی

یکی از خطاهای کاربرد شاخص ها این است که مقادیر شاخص ها به گونه ای استفاده می شوند که باعث ایجاد رفتارهای نامطلوب شود؛ لازم نیست گزارش ها برای همه مخاطبان و یا در یک زمان منتشر شوند. برخی از شاخص ها (با رعایت معیار سرع بازخورد) با تاخیر برای مسولان بالادستی باید ارسال شود تا فرصت خودسازماندهی برای مسولان مستقیم باقی بماند.

تعیین روش اندازه گیری شاخص ها

برای تعیین روش اندازه گیری شاخص ها، روش اندازه گیری داده ها، مراجع اندازه گیری و صحه گذاری، محاسبات و روش برخورد با داده های ناقص باید مشخص شود.

تعیین روش اندازه گیری داده ها

روش های اندازه گیری داده ها عبارتند از: تراکنش های ثبت شده، آمارگیری، نظرسنجی و بررسی موردی. مقدار یک شاخص ممکن است با یک یا چند روش اندازه گیری شود. تفاوت بین نتایج اندازه گیری با روش های مختلف ممکن است به دلیل خطای اندازه گیری باشد.

مثال: شاخص اتقان آرای قضایی هم از طریق نظرسنجی و هم از طریق بررسی موردی قابل اندازه گیری است. اتقان آرا، ابعادی مانند «ادبیات رای، القاء حس عدالت و انصاف، روان و روشن بودن رای، مستدل بودن رای (علل و اسباب موجه موضوعی)، مستند بودن رای (علل و اسباب موجه حکمی)، وجود گردش کار» دارد. هریک از این ابعاد در مورد یک حکم خاص قابل تحلیل هستند اما اندازه گیری هر یک از این ابعاد از طریق پرسش نامه دقت کافی را ندارد؛ بهتر است این ابعاد برای تمام یا برخی از احکام بررسی شده و نتایج بررسی های موردی به عنوان شاخص اتقان رای درنظر گرفته شود.

روش برخورد با داده های ناقص

داده هایی که برای محاسبه مقدار شاخص مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است ناقص باشند. بهتر است در مرحله تعیین روش اندازه گیری، نحوه برخورد با داده های ناقص مشخص شود؛ روش های برخورد با داده های ناقص عبارت اند از:

  1. حذف مورد22: در این روش، رکورد حاوی داده های ناقص از تحلیل ها کنار گذاشته می شود. البته این روش باعث نادیده گرفته شدن تفاوت های سیستماتیک ممکن میان نمونه های کامل و غیر کامل می شود؛ بنابراین به عنوان یک قاعده سر انگشتی توصیه شده در صورتی که بیش از پنج درصد مقادیر متغیرها ناقص باشد، از این روش استفاده نشود.
  2. نسبت دادن انفرادی23: در این روش داده های ناقص در تحلیل دخالت داده می شوند؛ اما داده های ناقص با انتساب مقادیر منفرد (جایگزینی میانگین، میانه و یا نما، انتساب رگرسیونی و سایر موارد مرتبط) تغییر می یابند.
  3. نسبت دادن چندگانه24: در این روش داده های ناقص در تحلیل دخالت داده می شوند؛ اما داده های ناقص با انتساب چندگانه (زنجیره های مارکوف و یا شبیه سازی مونت کارلو) تغییر می یابند.

ارزش گذاری مقادیر شاخص ها

مقادیر مطلوب شاخص ها بر اساس ارزش های بنیادی محاسبه می شوند. این مقادیر با دو روش قابل محاسبه هستند:

  1. اهداف: اگر طرح موضوع مورد نظر، قبلا طراحی شده یا در حال طراحی باشد، مقادیر مطلوب شاخص ها به سادگی قابل تعیین است؛ برخی از شاخص ها همان اهداف و راهبردهای طرح بوده که حالت مطلوب آن ها تعیین شده است، سایر شاخص ها نیز براساس مقادیر تعیین شده، محاسبه می شوند. اگر اهداف مشخص نشده باشند، با همان روش هایی که اهداف طراحی می شوند می توان مقادیر مطلوب شاخص ها را نیز تعیین کرد. استفاده از نظر خبرگان، مقادیر تعیین شده در قوانین و مقررات و ... روش های سر انگشتی برای محاسبه مقادیر مطلوب هستند.
  2. مقایسه: با مقایسه مقادیر یک شاخص در روند زمانی خودش و یا مقادیر شاخص در موضوعات مشابه می توان حدودی را برای تغییرات تعیین نموده و برآورد اولیه ای از مقادیر نامطلوب بدست آورد.

برای شاخص های مهم می توان چندین سطح هشدار در نظر گرفت و نوع مخاطبان، نحوه گزارش دهی و نحوه واکنش را بر اساس آن ها تعیین نمود.

مثال: برای مقدار شاخص کیفیت هوا25 متناسب با سطوح مختلف سلامت انسان، شش سطح تعریف شده است:

  1. خوب: میزان شاخص کیفیت هوا در این حالت بین 0 و 50 است. کیفیت هوا رضایتبخش است و آلودگی هوا بی خطر یا کم خطر است. این حالت را با رنگ سبز نشان می دهند. معمولاً به این حالت وضعیت "پاک" اطلاق می شود.

  2. متوسط: میزان شاخص کیفیت هوا در این حالت بین 51 تا 100 است. کیفیت هوا قابل قبول است اگرچه بعضی از آلاینده ها ممکن است برای تعداد بسیار کمی از افراد با ملاحظات بهداشتی خاص همراه باشد به عنوان مثال کسانی که نسبت به ازن حساسیت ویژه ای دارند ممکن است علائم تنفسی از خود بروزدهند. این حالت را با رنگ زرد نشان می دهند. معمولاً به این حالت وضعیت "سالم" اطلاق می شود.

  3. ناسالم برای گروه های حساس: میزان شاخص کیفیت هوا در این حالت بین 101 و 150 است. بعضی از افراد گروه های حساس ممکن است اثرات بهداشتی خاصی را تجربه کنند. برای مثال مردمی که دارای بیماری ریه هستند نسبت به عموم مردم خطرات بیشتری را از مواجهه با ازن متحمل می شوند اما مردمی که بیماری ریوی یا قلبی دارند خطر بیشتری را از مواجهه با ذرات معلق متحمل می شوند. ولی وقتی آلودگی هوا در این سطح قرار دارد عموم مردم تحت تاثیر قرار نمی گیرند. این حالت را با رنگ نارنجی نشان می دهند.

  4. ناسالم: هر فردی ممکن است اثرات بهداشتی شاخص کیفیت هوا بالا را زمانی که مقدار آن بین 151 و 200 است، تجربه کند. اعضای گروه های حساس بیش از سایرین اثرات جدی را بر سلامت خود تجربه می کنند. این حالت را با رنگ قرمز نشان می دهند.

  5. بسیار ناسالم: در این حالت شاخص کیفیت هوا بین 201 تا 300 قرار دارد و هشداری برای سلامتی بحساب می آید و بدین معنی است که هر کسی ممکن است اثرات جدی تری را بر سلامت خود تجربه کند این حالت را به رنگ بنفش نشان می دهند.

  6. خطرناک: شاخص کیفیت هوا در این وضعیت از 300 بالاتر است و اخطاری جدی برای سلامت انسان و اعلام وضع اضطراری است. در این وضعیت احتمالا تمام افراد جامعه تحت تاثیر قرار می گیرند. این حالت را با رنگ خرمایی نشان می دهند.

تعریف گزارش ها

مخاطبان به دو صورت می توانند اطلاعات مورد نیاز را کسب کنند:

  • میدانی: در این روش ها مخاطب به طور مستقیم، اطلعات را دریافت می کند. روش های پایش میدانی عبارتند از: بازید، ملاقات
  • اسنادی: در این روش ها مخاطب از اطلاعات مستند شده استفاده می کند. روش های پایش اسنادی عبارتند از: داشبورد، گزارش تحلیلی

روش های میدانی و اسنادی هر کدام مزیت ها و معایبی داشته و مکمل یکدیگرند. به عنوان مثال روش بازدید باعث کسب دانش ضمنی و عمیق می شود اما با توجه به محدودیت های زمانی، شناختی و محدودیت منابع نمی توان سامانه های گسترده را صرفا با روش بازدید پایش نمود. از طرف دیگر داشبوردها دربردارنده همه ابعاد واقعیت نبوده و تقلیل یافته اند؛ اما اطلاعات گسترده ای را در اختیار مخاطب قرار می دهند که به ایجاد تصویر کلان و کسب اشراف به موضوعات کمک می کنند.

برای پایش مطلوب، هم باید از روش های میدانی استفاده نمود و هم از روش های اسنادی؛ داشبوردهای مدیریتی و گزارش های تحلیلی هر چقدر هم شکیل و پر محتوا باشند، جایگزین بازدید و ملاقات نمی شوند. روش میدانی علاوه بر کسب اطلاعات، ارتباط بین مردم و مسئولین را نیز تقویت کرده و اثر مناسبی بر تصورات آن ها می گذارد.

تعریف بازدیدها

بازدید، روشی میدانی برای کسب مستقیم اطلاعات است. این روش برای انواع مخاطبان قابل استفاده است؛ مسئولان بالادستی با جزییات بیشتری به کنترل کارها می پردازند و مردم با مواجهه مستقیم با موضوع مورد پایش اطلاعات معتبرتری کسب می کنند.

انواع بازدید ها برای هر طبقه از مخاطبان با مشخص شدن «محل، زمان یا دوره زمانی، شاخص ها و اطلاعات زمینه ای مورد نیاز» تعریف می شوند:

  • محل: در انتخاب محل های بازدید مواردی که بهترین یا بدترین عملکرد را دارند باید در اولویت قرار گیرند. بازدید از بهترین ها، امکان صحه گذاری گزارش ها و کسب تجربه را در پی دارد و بازدید از بدترین ها، فرصت کشف علل و اتخاذ تدابیر لازم را فراهم می نماید.
  • زمان یا دوره زمانی
  • شاخص ها: متغیرهای کیفی و کمی که در هنگام بازدید باید مورد توجه قرار گیرند، باید مشخص باشد تا از نکات لازم غفلت نشده و همچنین از صرف وقت برای سایر امور پیشگیری شود.
  • اطلاعات زمینه ای مورد نیاز: اطلاعاتی درباره موضوع بازدید باید در اختیار افراد بازدیدکننده قرار گیرد تا اطلاعات دریافت شده در هنگام بازدید بهتر فهمیده شوند و بازدیدکنندگان اشراف لازم به موضوع را داشته باشند.

برای استفاده بیشتر از اطلاعات کسب شده در بازدیدها لازم است گزارش بازدید مستند شود. اطلاعاتی که باید در گزارش بازدید ارائه شود عبارتند از:

  1. زمان، مکان
  2. موضوعات بررسی شده
  3. نکات خاص دریافت شده
  4. تصمیمات اتخاذ شده
  5. ایده ها و پیشنهادهای مطرح شده

تعریف ملاقات ها

ملاقات روشی مناسب برای کسب اطلاعات برای مسئولیت های مستقیم و بالادستی است. انواع ملاقات ها برای هر طبقه از مخاطبان با مشخص شدن «ملاقات شوندگان، مکان ملاقات، زمان یا دوره زمانی، شاخص ها و اطلاعات زمینه ای مورد نیاز » تعریف می شوند.

ملاقات شوندگان را می توان به دو دسته تقسیم نمود: مسئولان امور مرتبط با سامانه تحت پایش، ذی نفعان (مشتریان، کارکنان و ...)

ملاقات با ذی نفعان علاوه بر این که اطلاعات کیفی و نهفته را برای ملاقات کننده حاصل می نماید، فرصت مناسبی برای رسیدگی مشکلات ملاقات شوندگان فراهم می کند، البته ممکن است این فرصت به لحاظ این که به طور مساوی در اختیار همگان نیست نوعی رانت ایجاد می نماید. بنابراین ملاقات ها باید به صورت عمومی بوده که همگان فرصت حضور داشته باشند یا انتخاب نمونه با روش احتمالی (تصادفی) باشد. انتخاب ملاقات شوندگان با روش احتمالی دو ویژگی دارد: نمونه های انتخاب شده را می توان به عنوان معرف جامعه آماری در نظر گرفت و دیگر این که، امکان سوء استفاده منتفی می شود.

در گزارش ملاقات موارد زیر باید قید شوند:

  1. زمان، مکان، افراد حاضر
  2. موضوعات بررسی شده
  3. نکات خاص دریافت شده
  4. ایده ها و پیشنهادهای مطرح شده
  5. تصمیمات اتخاذ شده

تعریف داشبوردها

داشبوردها برای مسئولان بالادستی و مسئولان مستقیم طراحی می شوند تا امکان اطلاع از آخرین وضعیت سامانه مورد نظر به صورت مقادیر کمی فراهم شود. داشبوردها شامل مقادیر شاخص ها بوده و مخاطب بر اساس دانش زمینه ای خود، اطلاعات را درک می نماید؛ تحلیل شاخص ها در گزارش های تحلیلی و همچنین در جلسات پایش و شبکه های اجتماعی مجازی انجام می شود.

هر داشبورد دارای چندین صفحه بوده و هر صفحه شامل چند مولفه اطلاعاتی است. نمایش داده می شود. مولفه های داشبورد نمایانگر مقادیر شاخص ها (فراوانی، نسبت، سهم، میانگین، پراکندگی و رشد) به صورت های مختلف (نمودار میله ای، خطی، حبابی، رادار، دایره ای، مدرج، فلش، عدد و جدول) هستند. یک شاخص ممکن است با چند مولفه نمایش داده شود که هر یک از مولفه ها، یکی از ابعاد شاخص را نمایش می دهد.

مثال: تناظر بین شاخص ها، مولفه های داشبورد، قسمت ها و داشبوردهای مخاطبان در تصویر 4 نمایش داده شده است. همان طور که ملاحظه می شود شاخص «پرونده های مختومه به ورودی» با سه مولفه نمایش داده می شود که عبارت اند از: نمودار راداری به تفکیک استان ها، نمودار روند زمانی برای کل کشور، میزان رشد این شاخص در یک سال گذشته. این سه مولفه در قسمت «دادسرا» قرار داشته و این قسمت در داشبوردهای رییس قوه، معاون اول و دادستان کل کشورقرار دارد.

تصویر 4 : تناظر بین شاخص ها، مولفه های داشبورد، قسمت ها و داشبوردها

محتوای هر یک از مولفه ها متناسب با محورهای و غربال ها تغییر می کند. کاربر می تواند از طریق مشخص کردن تفکیک و غربال، قالب ارائه اطلاعات را مشخص کند. علاوه بر این هر مؤلفه به چند صورت نمایش داده می شود که به فهم بیشتر اطلاعات و افزایش توان تحلیل مخاطب کمک می کند.

مثال: در تصویر 5 یک قسمت از یک داشبورد که شامل 7 مولفه است نمایش داده شده است. در این داشبورد، قسمت دادسرا (که در فهرست مشخص شده) نمایش داده شده است و محور مقایسه، به منطقه جغرافیایی انتخاب شده است. اگر محور، جغرافیا انتخاب شود؛ استان ها در محور نمودارهای قرار می گیرند. با تغییر فیلتر جرایم و دعاوی می توان وضعیت استان های مختلف را در مورد هر جرم مقایسه کرد.

تصویر 5 : نمونه یک داشبورد

سطح دسترسی مخاطبان به اطلاعات داشبورد براساس صفحه ها تنظیم می شود. هر مخاطب صفحه هایی که به آن ها دسترسی دارد را در داشبورد خود می بیند.

تعریف گزارش های تحلیلی

گزارش های تحلیلی، شامل مقادیر داده ها و اطلاعات تکمیلی در مورد آن ها هستند. انواع گزارش های تحلیلی برای هر طبقه از مخاطبان با مشخص شدن «مخاطبان، دوره زمانی، شاخص ها و تحلیل ها» تعریف می شوند. گزارش های تحلیلی در دوره های زمانی و موضوعات مشخص تدوین می شوند. هر گزارش دربردارنده برخی از شاخص ها بوده و در دوره های زمانی ماهانه، فصلی و یا سالانه ارائه می شود. گزارش ها براساس مخاطبان به تفکیک در چند سطح دسترسی تدوین می شوند.

مثال: تناظر بین شاخص ها، گزارش ها و مخاطبان در تصویر 6نشان داده شده است:

تصویر 6 : تناظر بین شاخص ها، گزارش ها و مخاطبان

قسمت های اصلی گزارش تحلیلی عبارتند از:

  1. داده ها: در این قسمت مقادیر شاخص ها به صورت های مختلف (عدد، جدول و یا نمودار) ارائه می شود.
  2. توضیح: شرح مختصری از داده ها است که موجب فهم بیشتر داده ها می شود.
  3. تحلیل: در این قسمت ارتباط شاخص ها با یکدیگر و آثار آن ها در حال و آینده تحلیل شده و همچنین روند آتی آن ها پیش بینی می شود.
  4. چالش ها: در این قسمت چالش های پیش رو معرفی می شوند.
  5. پیشنهادها: در این قسمت راهکارهای مناسب جهت مقابله با چالش ها و بهبود وضعیت ارائه می شود.

محورهایی که باید درتحلیل داده ها مورد بررسی قرارگیرند، عبارتند از:

  1. مقایسه: مقایسه بین عوامل، مناطق جغرافیایی، نظرات اشخاص مختلف (مخاطبین پرسشنامه ها)
  2. بررسی پراکندگی ها در توزیع های آماری
  3. روابط علت و معلولی
  4. ارتباطات آماری بین داده ها: همبستگی، خوشه بندی، سری های زمانی و ...
  5. ناهماهنگی داده ها: عدم تطابق مقادیر اندازه گیری شده با روش های مختلف، تناقض در پاسخ های پرسشنامه ها (روابط بین متغیرهای مختلف)
  6. موارد ویژه: بررسی شاخص هایی که مقدار آن ها تغییرات بسیار زیاد یا وضعیت نگران کننده ای دارند

باید به تدریج برای هر یک از انواع گزارش ها، یک چارچوب خاص طراحی شود که روش های تحلیل را با دقت بیشتری بیان کرده و تجارب که در طول زمان به دست می آیند را مستند و یکپارچه نماید. ارتباط بین اسناد بالادستی، چارچوب ها و گزارش های تحلیلی در تصویر 7 نمایش داده شده است.

تصویر 7 : ارتباط بین اسناد بالادستی، چارچوب ها و گزارش های تحلیلی

چارچوب گزارش، نحوه تدوین محتوا و انواع گزینه های محتمل را بیان می نماید. گزارش ها در مقاطع زمانی مختلف بر اساس چارچوب تدوین شده و در بردارنده داده ها، تحلیل های مربوط به موضوع گزارش در همان مقطع زمانی هستند. طراحی و تدوین گزارش ها با استفاده از چارچوب باعث افزایش کیفیت محتوا و کارایی فرایند تولید گزارش می شود.

زیرسامانه های پایش

فعالیت های اصلی سامانه پایش عبارتند از: گردآوری داده ها، تحلیل و گزارش دهی.

گردآوری داده ها

برای گردآوری داده ها، دو روش جایگزین وجود دارد: تراکنش ها، نظر سنجی

پایگاه داده تراکنش ها

برخی از شاخص های رفتاری بر اساس مشخصه های تعداد و زمان رویدادها محاسبه می شود. اگر گردش کارها به صورت الکترونیکی مدیریت شوند، پایگاه داده آن ها در بردارنده اطلاعات مناسبی برای محاسبه شاخص ها است. البته ممکن است برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز سامانه پایش لازم باشد، ابعاد و مولفه های بیشتری از فرایندهای جاری الکترونیکی شود.

سامانه نظر سنجی

مقادیر برخی از شاخص ها از طریق نظرسنجی اندازه گیری می شوند. بنابراین برای گردآوری آن ها، یک سامانه نظرسنجی باید ایجاد شود.

پرسشنامه ها با «گویه ها، پاسخ دهندگان، تعداد نمونه و دوره زمانی» تعریف می شوند. ممکن است یک سامانه پایش شامل چندین پرسشنامه باشد. برخی از پرسش ها در چند پرسشنامه تکرار شده اند؛ در این موارد دیدگاه های اقشار مختلف در پاسخ به یک پرسش ثابت سنجیده می شوند.

اگر با توجه به تعداد پاسخ دهندگان زیاد بوده و یا تکرار نظر سنجی زیاد باشد، برای کاهش هزینه، افزایش سرعت و کیفیت نظرسنجی می توان از سامانه الکترونیکی نظرسنجی استفاده نمود. سامانه نظر سنجی باید چنین قابلیت هایی داشته باشد:

  1. امکان جمع آوری داده ها از طریق نسخه اندروید مبتنی بر تلفن همراه و تبلت با قابلیت ضبط صدا و تعیین موقعیت
  2. قابلیت طراحی سؤالات مختلف
  3. امکان تعریف پروژه های مختلف به همراه تعداد سؤالات مختلف
  4. امکان تعریف پرسشگر و تعداد پرسش نامه هایی که توسط وی باید به پاسخ دهنده ارائه شود
  5. امکان نظارت بر فرایند تکمیل پرسشنامه
  6. امکان ناشناس ماندن پاسخ دهنده

سامانه تحلیل

تحلیل شاخص ها حساس ترین فعالیت پایش است، زیرا ارتباط داده ها با تصمیم گیری ها را برقرار می کند. هر یک از مخاطبان، اطلاعاتی را که با روش های مختلف دریافت می کند تحلیل می کنند؛ اما با توجه به محدودیت های زمانی و اطلاعاتی لازم است سازوکار مشخصی برای تحلیل داده ها پیش بینی شود تا اطلاعات غنی تری در اختیار مخاطبان قرار گیرند. سازوکارهای تحلیل عبارتند از:

  • گزارش های تحلیلی: این گزارش ها توسط کارشناسان مشخصی تدوین شده و در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.
  • جلسات پایش: در حوزه های مختلف مدیریتی باید جلسات پایش برای بررسی و تحلیل داده ها و گزارش ها تشکیل شود. این جلسات علاوه بر این که بستری برای فهم بهتر ابعاد مختلف و هم فکری برای اتخاذ تصمیمات لازم را قراهم می کنند، زمینه ساز ارائه تحلیل های جدید و دقیق تری نیز هستند.

سامانه تحلیل باید چنین قابلیت هایی داشته باشد:

  1. ایجاد کتابخانه های تخصصی برای هر یک از موضوعات و پروژه ها؛
  2. امکان ایجاد اتاق های فکر و جوامع مجازی برای گسترش همکاری و دسترسی به دانش،
  3. شناسایی صاحب نظران و علاقه مندان درون و برون سازمانی؛
  4. امکان پرسش و پاسخ بین افراد؛
  5. امکان تدوین اسناد به صورت مشارکتی؛
  6. مدیریت وظایف و گردش کار.

سامانه گزارش دهی

ارتباط با مخاطبان در شبکه پایش، تعاملی دو سویه است؛ مخاطبان اطلاعات لازم را از طریق انواع گزارش ها دریافت نموده و با بیان نظرات خود، بازخوردهای لازم برای اصلاح و بهبود گزارش ها را ارائه می دهند. دریافت بازخوردها به دو صورت انجام می شود:

  • مبتنی بر وب: مخاطبان سامانه پایش از طریق قابلیت تعریف شده در سامانه، نظرات خود را ارائه می دهند.
  • مبتنی بر کاغذ: نظرات مکتوب مخاطبان سامانه پایش قضایی توسط دستیار پایش (که در دفتر مخاطب حضور دارد) در سامانه وارد می شود (به عبارتی فرایند ارسال نظرات و تحلیل ها تنها مبتنی بر وب است و در صورت عدم امکان برای مخاطب این کار توسط دستیار پایش صورت می گیرد).

تدوین و ارائه گزارش های تحلیلی و داشبوردها با سامانه های نرم افزاری یکپارچه تسهیل می شود. سامانه گزارش دهی باید چنین قابلیت هایی داشته باشد:

  1. تسهیل اشتراک دانش بین کارشناسان و صاحب نظران
  2. فراهم سازی بستری برای معرفی و ارتباط تعاملی با مخاطبان بالقوه و بالفعل؛
  3. امکان اظهارنظر همه مخاطبان و ذی نفعان
  4. بازیابی محتوا با روش های جستجو، کلیدواژه ها، ارتباط بین موضوعات؛
  5. امکان ذخیره سازی نمایش اطلاعات و دانش در قالب فایل های متنی، صوتی و تصویری؛
  6. داشبورد با قابلیت های دریل دان 26، انتخاب جزء 27 و غربال 28

مثال: با استفاده همزمان از قابلیت های مدیریت محتوا و شبکه های اجتماعی، افرادی که به گزارشات دسترسی دارند، می توانند نظرات و تحلیل های خود را ارائه داده و به بحث بگذارند. همچنین برای هر بسته از گزارش ها می توان گروه های تخصصی را شکل دارد که وظیفه پاسخگویی و رسیدگی به انتقادات، نظرات و تحلیل ها و همچنین به هنگام کردن تحلیل ها را بر عهده دارند.

سازمان دهی

برای مدیریت سامانه پایش باید یک واحد راهبری در مقیاس فرد، دفتر یا سازمان (بسته به حجم کار) ایجاد شود. البته بخشی از فعالیت های سامانه پایش به ویژه فعالیت های تحلیلی را باید به صورت غیر متمرکز سازماندهی کرد؛ می توان شبکه ای از متخصصان را در قالب یک سازمان مجازی سازماندهی کرد. ویژگی های این روش عبارتند از:

  1. استفاده بیشتر از منابع انسانی: افراد ضمن انجام وظایف در واحدهای سازمانی خود، فعالیت های مربوط به پایش را نیز انجام می دهند.
  2. افزایش دقت اطلاعات و تحلیل ها: ارتباط افراد با واقعیت ها برقرار مانده و خطای صوری شدن داده ها و تحلیل ها کاهش می یابد.

واحد راهبری پایش

مأموریت های واحد راهبری پایش عبارتند از:

  1. مدیریت کلان اندازه گیری شاخص ها، تحلیل و گزارش دهی
  2. اصلاح و تکمیل چارچوب ها بر اساس نتایج مطالعات و بازخوردهای دریافتی از مخاطبان
  3. تأمین و تخصیص منابع مورد نیاز جهت فعالیت های سامانه پایش
  4. تعامل با نهادها و سازمان های مرتبط

این مأموریت ها را می توان در قالب چهار واحد سازمانی مدیریت کرد: گرد آوری داده ها، تحلیل، ارتباط با مخاطبان، حقیق و توسعه

واحد گردآوری داده ها وظیفه جمع آوری داده ها از منابع و سامانه های موجود و آماده سازی آن ها را بر عهده دارد.

وظایف واحد تحلیل عبارتند از:

  1. ایجاد و مدیریت گروه های تحلیل؛
  2. تدوین گزارش های تحلیلی؛
  3. سفارش مطالعات موردی.

گزارش های تحلیلی به چند دسته تقسیم می شوند، مسئولیت تدوین و تحلیل هر دسته از گزارش ها، به عهده یک گروه خواهد بود. وظایف گروه ها عبارت است از:

  1. پیگیری و دریافت اطلاعات؛
  2. تحلیل؛
  3. آماده سازی و ارائه گزارش ها؛
  4. تدوین و بازنگری چارچوب گزارش؛
  5. استعلام دلایل وضعیت و روندهای مشاهده شده از واحدهای ذیربط

وظایف واحد ارتباط با مخاطبان واحد عبارتند از:

  1. اطلاع رسانی به مخاطبان در خصوص ارسال گزارش
  2. ارسال گزارش برای مخاطبان فاقد دسترسی به سامانه
  3. دریافت گزارشات برگزاری جلسات پایش
  4. دریافت بازخورد از مخاطبان
  5. شناسایی و مشخص کردن تاثیرات گزارش های پایش در تصمیمات مسئولان
  6. اطلاع رسانی و آموزش های عمومی

وظایف واحد تحقیق و توسعه به شرح زیر است:

  1. ارتقا عملکرد سامانه پایش
  2. انجام و یا سفارش پژوهش های مرتبط
  3. توسعه قابلیت های نرم افزارها

همکاران غیر رسمی

علاوه بر کارشناسانی که عضو رسمی گروه های تحلیل هستند، مخاطبان، کارشناسان و صاحب نظرانی که به شبکه پایش دسترسی دارند می توانند در تحلیل اطلاعات مشارکت نمایند. مخاطبان با استفاده از فرایند بازخورد، نظرات و تحلیل های خود را ارائه می دهند و بدین طریق باعث غنی تر و به روز شدن تحلیل ها می شوند.

برای جلب مشارکت کارشناسان و صاحب نظران، از روش های زیر می توان استفاده نمود:

  1. انعقاد قرارداد
  2. احتساب همکاری آن ها با سامانه پایش به عنوان یکی از مولفه ها ارزیابی عملکرد، رتبه بندی و ترفیع
  3. ایجاد دسترسی بیشتر به اطلاعات و مستندات

دستیاران پایش

به منظور بهبود دسترسی به اطلاعات برای آن دسته از مخاطبان که به دلیل مشغله های زیاد فرصت ارائه نظرات و تحلیل های خود را در سامانه پایش ندارند، دستیار پایش تعریف می شود. وظایف دستیار پایش عبارت است از:

  1. ارائه گزارش ها به مسئولین مربوطه
  2. دریافت بازخوردها و ورود آن ها به سامانه
  3. تهیه و ارسال گزارش جلسات پایش برای مرکز پایش

جلسات پایش

به منظور اطلاع رسانی از عملکرد و وضعیت موضوع مودر پایش، کمک به تصمیم گیری و بهره برداری از گزارش های تولید شده در سامانه، جلسات پایش با حضور مدیران در هر حوزه کاری برگزار می شود.

دستور جلسات پایش به شرح زیر است:

  1. کسب اطلاع از مقادیر شاخص ها
  2. بررسی و یا اصلاح و بهبود تحلیل های ارائه شده
  3. همفکری برای تصمیم گیری یا اتخاذ تصمیم

مسئولان و کارشناسان، در تصمیم سازی ها و در تصمیم گیری ها باید به گزارش های سامانه پایش استناد کنند؛ بدین ترتیب از یک طرف، تصمیمات مستند شده و از طرف دیگر میزان اثربخشی سامانه پایش در تصمیم گیری ها مشخص می شود.

اصلاح شرح وظایف

علاوه بر سمت هایی که ویژه فعالیت های پایش تعریف می شوند، لازم است شرح وظایف برخی از افراد و واحدهای سازمانی اصلاح شود، برخی از اصلاحات عبارتند از:

  1. افزودن مسئولیت ایجاد و مدیریت سامانه نظرسنجی به وظایف واحدهای آمار یا فناوری اطلاعات
  2. افزودن مسئولیت تهیه برخی از گزارش ها به واحدهای مختلف
  3. برگزاری جلسات پایش در سطوح مختلف
  4. الزام و یا تشویق کارشناسان به همکاری با مرکز پایش
  5. افزودن وظیفه دستیاری پایش به وظایف مسئولان دفاتر مدیران

الزامات محیطی

دستیابی به اهداف سامانه پایش مستلزم همکاری واحدهای سازمانی، تأمین منابع، تصویب یا اصلاح برخی مقررات، ساختار و فرایندها است. این الزامات باید به خوبی شناسایی شده و پیگیری شوند.

استقرار سامانه پایش

پیاده سازی سامانه شامل سه مرحله است: طراحی سامانه پایش، استقرار سامانه طراحی شده و راهبری آن ها. این مراحل در قالب یک پروژه پیاده سازی سامانه دانش انجام می شود. فعالیت های پروژه به لحاظ نوع فرایند به پنج دسته تقسیم می شوند: آغاز، برنامه ریزی، اجرا، کنترل، خاتمه.

فعالیت های آغاز

فعالیت های آغاز، در راستای تعریف یک پروژه جدید انجام می شود. در فعالیت های آغاز محدوده اولیه، فعالیت های اصلی و منابع موردنیاز، ذی حقان و مدیر پروژه مشخص شده و مجوز شروع پروژه صادر می شود. مشارکت بهره برداران، کارفرما و سایر ذی حقان در فعالیت های آغاز معمولا به مشارکت در انجام پژوهش و بهبود دستاوردها منجر می شود.

محتواهای حاصل از فعالیت های آغاز در سند «منشور پژوهش» درج می شود. منشور پروژه شامل یک طرح اولیه از فعالیت های اصلی، اهداف اصلی که اجرای پروژه ذی نفعان اصلی پروژه و ... است. شروع پروژه بدون منشور توصیه نمی شود زیرا اگر از همان اول توافق شفاف بر روی فرضیات، محدودیت ها، اختیارات مدیر پروژه و اهداف و خواسته های ذی نفعان کلیدی صورت نگرفته باشد تمامی مراحل انجام شده توسط مدیر پروژه و گروه پروژه می تواند با عدم پذیرش و رضایت دی نفعان پروژه روبرو شود.

فعالیت های برنامه ریزی

استقرار سامانه دانش نیاز به یک برنامه عملیاتی دارد. برنامه عملیاتی شامل تعریف فعالیت ها، زمان بندی، تخصیص و توسعه منابع (منابع انسانی، مالی و تجهیزات)، ارتباطات، شناسایی و تحلیل مخاطره ها است.

سازماندهی پروژه

طراحی سامانه دانش و استقرار آن، شامل فعالیت هایی مانند: طراحی اهداف و راهبردها، نصب نرم افزار، آموزش و تشکیل یا اصلاح واحدهای سازمانی است که باید توسط افراد و واحدهایی انجام شوند.

سامانه پایش باید تا حد امکان با مشارکت بالای صاحب نظران طراحی شود تا چنین نتایجی حاصل شود.

  1. احساس تعلق نسبت به دستاوردهای پروژه و حمایت از پیشبرد و حفظ آن
  2. آموزش عملی در ضمن اجرای پروژه درباره سامانه پایش
  3. بهره مندی از دانش افراد در طراحی و استقرار سامانه پایش

ارتباط بین طرح سامانه پایش با پروژه استقرار

طراحی سامانه پایش پروژه ای پژوهشی است که یکی از مراحل اصلی پیاده سازی سامانه پایش می باشد و استقرار سامانه پایش پروژه ای عملیاتی است که با هدف اجرایی شدن سامانه طراحی شده انجام می شود. بین محتوای طرح سامانه پایش و پروژه استقرار همپوشانی هایی به شرح زیر وجود دارد:

  1. منشور پروژه پیاده سازی با برخی از مفاد طرح سامانه پایش ارتباط دارد. منشور پروژه قبل از آغاز پروژه تدوین می شود و طراحی سامانه پایش یکی از فعالیت هایی است که در حین انجام پروژه انجام می شود، بنابراین با طراحی سامانه پایش محتوای منشور پروژه نیز باید به هنگام شود.
  2. محدوده پروژه که در منشور پروژه آورده می شود، اشاره به محدوده سامانه پایش دارد.

تحلیل تعریف مخاطبان و نیازهای اطلاعاتی آن ها

تحلیل مناسب بودن متغیرهای انتخاب شده به عنوان شاخص

روش طراحی شاخص ها تا حدی اطمینان لازم از متناسب بودن شاخص ها را فراهم می کند. علاوه بر این، برای اطمینان بیشتر می توان از این روش ها نیز استفاده نمود:

  1. نظرسنجی از صاحب نظران
  2. بررسی تطبیقی با شاخص های مشابه

تدوین مستندات

دستاوردهای پروژه طراحی سامانه پایش، به چند صورت متناسب با مخاطبان تدوین می شوند. مستندات پروژه طراحی سامانه پایش عبارت اند از:

  1. طرح سامانه پایش
  2. مصوبات
  3. سند پشتیبان (یافته های پژوهش)
  4. توصیف شاخص ها
  5. مستندات پروژه استقرار (منشور پروژه، برنامه عملیاتی، گزارش ها)
  6. پایان نامه، مقاله

اگر طراحی و استقرار سامانه پایش در سامانه هم افزا انجام شود، یک صفحه برای پروژه ایجاد شده و منشور پروژه در زبانه «منشور» در صفحه پروژه درج می شود. برنامه عملیاتی در قالب فعالیت های پروژه در میز کار تعریف می شوند. برای اسناد توصیف موضوع، طرح سامانه پایش، مصوبات و سند پشتیبان (یافته های پژوهش) نیز صفحاتی ایجاد شده و پیوند آن ها در زبانه «اسناد» صفحه پروژه قرار می گیرد.

طرح سامانه پایش

سند طرح سامانه دانش شامل بخش های «محدوده، مخاطبان، شاخص ها، گزارش ها، زیرسامانه ها، سازماندهی و الزامات محیطی» است.

محدوده

در این بخش موضوع مورد پایش بیان می شود.

مخاطبان

در این بخش مخاطبان سامانه پایش معرفی شده و نیازهای آن ها بیان می شود.

شاخص ها

در این بخش شاخص های انتخاب شده مطرح می شوند. بهتر است اطلاعات مربوط به هر طبقه از شاخص ها در یک زیر بخش ارائه شود. معرفی اجمالی شاخص ها در یک جدول مانند جدول 3 انجام می شود.

موضوع عنوان شاخص

تعریف

روش اندازه گیری دوره اندازه گیری
تراکنش نظرسنجی پژوهش موردی روز ماه فصل شش ماه سال
تعریف عملیاتی شاخص (به گونه ای که روش اندازه گیری مشخص شود.)

در انتهای این بخش ارتباط بین شاخص ها به صورت یک گراف نمایش داده می شود.

گزارش ها

در این بخش انواع گزارش هایی که برای مخاطبان تهیه می شود، معرفی می شوند. زیربخش های این بخش عبارت اند از: بازدیدها و ملاقات ها، داشبوردها، گزارش های تحلیلی

بازدیدها و ملاقات ها

بازدیدها و ملاقات ها در قالب یک جدول با تعیین مشخصه های زیر تعریف می شوند:

  1. بازدید کننده / ملاقات کننده
  2. دوره
  3. محل ها، افراد
  4. مدت
  5. نحوه
  6. شاخص ها
  7. اطلاعات زمینه
داشبوردها

هر شاخص ممکن است با یک یا چند مولفه نمایش داده شود. مولفه های داشبود با تعیین مشخصه های زیر تعریف می شوند:

  1. نوع داده: فراوانی، نسبت، روندف سهم، میانگین، پراکندگی، رشد
  2. نوع نمایش: میله ای، خطی، حبابی، رادار، دایره ای، جدولی، مدرج، فلش، عدد
  3. دوره های زمانی: روزانه، ماهانه، فصلی، سالانه
  4. محورها (مقایسه)
  5. غربال
گزارش های تحلیلی

گزارش ها در قالب یک جدول با تعیین مشخصه های زیر تعریف می شوند:

  1. موضوع
  2. دسترسی
  3. مخاطبان
  4. شاخص ها
  5. دوره
  6. اطلاعات زمینه

زیرسامانه ها

سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی لازم برای استقرار سامانه پایش در این بخش معرفی می شوند. معمولا استقرار سامانه پایش نیاز به سامانه های نظرسنجی، تحلیل و گزارش دهی دارد.

سازماندهی

وظایفی که برای بهره برداری از سامانه پایش باید انجام شوند و مسئولیت هر یک از عوامل در این بخش بیان می شود.

الزامات محیطی

دستیابی به اهداف سامانه پایش مستلزم همکاری واحدهای سازمانی، تأمین منابع، تصویب یا اصلاح برخی مقررات، ساختار و فرایندها است. ممکن است برای بهره برداری از سامانه پایش نیاز ایجاد واحدهای سازمانی جدید و یا تغییر مأموریت های واحدهای موجود باشد.

مصوبات

برای اجرایی شدن سامانه پایش، علاوه بر تعیین مأموریت ها و اختیارات عوامل، مفاد طرح سامانه پایش نیز باید با ادبیات حقوقی تنظیم و تصویب شود تا رسمیت لازم را داشته باشد.

سند پشتیبان

در سند پشتیبان فعالیت ها و استدلال هایی که برای طراحی سامانه پایش انجام شده اند، بیان می شود.

وضعیت جاری

محدوده

الگوی مفهومی

مخاطبان

در این بخش پس از توصیف وضعیت، مسائلی که در ساز و کارها و نتایج فعالیت های فعلی پایش وجود دارد بررسی شده و جمع بندی لازم انجام خواهد شد.

طراحی شاخص ها

گزارش ها

در این بخش انواع گزارش هایی که برای مخاطبان تهیه می شود، معرفی می شوند. زیربخش های این بخش عبارت اند از: بازدیدها و ملاقات ها، داشبوردها، گزارش های تحلیلی

بازدیدها و ملاقات ها
داشبوردها

موضوع 1 موضوع 2 عنوان شاخص روش اندازه گیری تعریف ، روش اندازه گیری ترکیبی ماخذ
تراکنش نظرسنجی پژوهش موردی روایی پایایی امکان پذیری تاثیرگذاری - تصمیم گیری تاثیرگذاری -رفتار عوامل
منابع انسانی مهارت های ادارکی دیدگاه راهبردی * * اتخاذ خط مشی بلند مدت و تحلیل موضوعات از ابعاد مختلف- روش اندازه گیری بر اساس مصاحبه با صاحب نظران است. * * دستیابی به این شاخص دشوار به نظر می رسد ولی با طراحی سوالات دقیقتر می توان به سراغ مصاحبه با افراد صاحب نظر رفت با فهم این که دیدگاه راهبردی در سازمان حاکم است یا خیر، ممکن است بسیاری از تصمیمات ماخوذه تحت تاثیر قرار گیرد. -
گزارش های تحلیلی

زیرسامانه ها

سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی لازم برای استقرار سامانه پایش در این بخش معرفی می شوند. معمولا استقرار سامانه پایش نیاز به سامانه های نظرسنجی، تحلیل و گزارش دهی دارد.

سازماندهی

وظایفی که برای بهره برداری از سامانه پایش باید انجام شوند و مسئولیت هر یک از عوامل در این بخش بیان می شود.

الزامات محیطی

توصیف شاخص ها

برای هر یک از شاخص ها باید شناسنامه ای تدوین شود که بیانگر مشخصات لازم باشد. توصیف شاخص ها بر اساس «راهنمای تدوین شاخص» انجام شده و شامل این بخش ها است: کاربردها، مولفه ها، روابط، مقادیر، بدیل ها، نقد، سابقه

پروژه استقرار سامانه پایش

اسناد اصلی پروژه عبارت اند از: منشور، برنامه عملیاتی. در پروژه های بسیار بزرگ هر یک از این بخش های برنامه عملیاتی در قالب یک سند مستقل تدوین می شود.

منشور پروژه

منشور پروژه در ابتدای پروژه و تنها بر اساس بخشی از اطلاعاتی که در همان ابتدا در دسترس دارد، تهیه می شود. گنجاندن «نیازها و الزامات»، «زمان بندی» و «بودجه» در منشور توصیه می شود، اما ارائه اطلاعات دقیق از هرکدام از این اطلاعات در آغاز پروژه غیرممکن خواهد بود. در اینجا باید منشور را بر اساس اطلاعات محدود و موجودی که در دسترس است، آماده کرد. احتمال دارد که نیازها و الزامات پروژه کاملاً ناشناخته بوده و تنظیم منشور برای تمامی ابعاد آن غیرممکن باشد. همیشه امکان دارد که برای اولین مرحله پروژه، تنها برخی از نیازهای کسب وکار تعریف شده باشد. مستندسازان پروژه در مراحل بعدی پروژه می توانند نیازها و الزامات ملموس تر و مشخص تر پروژه را شناسایی کرده و منشور پروژه را اصلاح کنند.

منشور «پروژه پیاده سازی سامانه پایش» شامل 8 قسمت است:

  1. اهداف بالادستی
  2. محدوده پروژه: موضوع و اهداف پروژه
  3. فعالیت های اصلی، زمان بندی
  4. سازمان دهی
  5. منابع مورد نیاز
  6. کیفیت: نحوه کنترل و تضمین کیفیت پروژه
  7. رهنمودها و الزامات: مواردی که باید در حین اجرای پروژه موردتوجه باشند.
  8. محدودیت ها، مخاطره ها و مفروضات

برنامه عملیاتی

اگر فعالیت های پروژه گسترده باشند، علاوه بر منشور، سند برنامه عملیاتی تدوین نیز می شود که شامل این موارد است:

  1. فعالیت ها: تعریف، ترتیب، برآورد منابع و زمان
  2. هزینه ها: بودجه و جریان نقدینگی
  3. منابع انسانی: نقش های پروژه، مسئولیت ها، توانمندی های مورد نیاز
  4. الزامات کیفیت
  5. زیرساخت های ارتباطی
  6. مخاطره ها
  7. تدارکات

پایان نامه، مقاله

اگر طراحی سامانه پایش در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد یا رساله دکتری انجام شود و یا دستاوردهای آن به صورت یک مقاله بخواهد منتشر شود، مستندات سامانه پایش به صورت جدول زیر تنظیم می شود. البته ممکن است محدوده مقاله، پایان نامه یا رساله همه بخش های سامانه پایش را پوشش نداده و مثلا تنها به طراحی شاخص ها بپردازد.

ردیف بخش محتوا توضیح
1 مقدمه مقاله
کلیات پایان نامه یا رساله منشور پروژه پروژه طراحی سامانه پایش، یک پروژه پژوهشی است که منشور این پروژه همان طرح پیشنهادی (پروپوزال) پژوهش محسوب می شود که فصل اول پایان نامه یا رساله خواهد بود.
2 مرور ادبیات بیان الگوی مفهومی

معرفی پژوهش های مشابه

برای طراحی این چارچوب، مبانی نظری و ادبیات مربوطه مرور شده اند. بنابراین مرور ادبیات درباره فعالیت ها و روش های طراحی لازم نبوده و ارجاع به این چارچوب کفایت می کند. با استفاده از این چارچوب، بخش مرور ادبیات شامل مواردی است که به الگوی مفهومی موضوع می پردازند و پژوهش های مشابه معرفی شوند.
3 روش پژوهش ارجاع به چارچوب طرح سامانه پایش یا ارائه چکیده ای از آن در این چارچوب روش پژوهش بیان شده است. البته برای آگاهی مخاطبان، بهتر است ضمن ارجاع به این چارچوب خلاصه ای از روش های تعیین شده در این چارچوب بیان شوند.
4 یافته های پژوهش یافته های پژوهش یافته های پژوهش که یکی از اسناد تدوین شده بر اساس این چارچوب است در بردارنده تحلیل های متعارف در بخش چهار مقاله ها و پایان نامه ها است.
5 نتیجه گیری طرح سامانه پایش نتیجه پژوهش «طراحی سامانه پایش»، طرح سامانه است که شامل مخاطبان، شاخص ها و گزارش ها بوده و در بخش نتیجه گیری درج می شود. اگر مقاله، پایان نامه یا رساله با رویکرد اقدام پژوهی انجام شود، نتایج استقرار سامانه پایش نیز در این بخش ارائه می شود.

خطاها

خطاهای طراحی، تدوین مستندات و استقرار سامانه پایش در بخش های مختلف این چارچوب بیان شده اند، در این بخش، خطاها به صورت یک سیاهه بررسی (چک لیست) تجمیع شده اند. سیاهه خطاها ارزیابی یک سامانه پایش استقرار یافته (مثلا وضعیت پایش موجود قبل از طراحی سامانه جدید) و هم چنین ارزیابی سامانه پایش طراحی شده را ساده می کند.

خطاهای احتمالی در طراحی، استقرار و بهره برداری از سامانه پایش عبارتند از:

  1. طراحی
    • همه شاخص ها لازم طراحی نشده اند؛ شاخص هایی درباره اشیائی که در زمان طراحی سامانه پایش وجود نداشته، دیده نشده یا مهم نبوده اند، طراحی نشده اند.
  2. بهره برداری
    • برخی حوزه های به شدت از نتیجه عمل حوزه های دیگر تأثیر می گیرند. برای مثال ممکن است در حوزه های انتظامی یا فرهنگی، شاخص هایی تعریف شود که بیشتر از آنکه محصول عمل خود سازمان انتظامی یا فرهنگی باشد به شرایط اقتصادی بستگی داشته باشند.
  3. ارزش گذاری
    1. تعیین مقادیر مطلوب برای برخی واحدها نه به خاطر ایجاد خروجی خاص که به خاطر آمادگی برای اقدام در زمان مقتضی است.
    2. برخی حوزه ها، تابع هزینه پایدار ندارند. به این معنی که بسته به زمان، مکان، مرحله اقدام و ... میزان هزینه تفاوت می کند

== فهرست خطاها کامل نیست. ==


↑ [1] Component
↑ [2] Attributes
↑ [3] Operational Definition
↑ [4] Level of Measurement
↑ [5] Nominal Level
↑ [6] Ordinal Level
↑ [7] Interval Level
↑ [8] Ratio Level
↑ [9] FA; Factor Analysis
↑ [10] DEA; Data Envelopment Analysis
↑ [11] UCM; Unobserved Components Models
↑ [12] BAP; Budget Allocation Process
↑ [13] AHP; Analytic Hierarchy Process
↑ [14] CA; Conjoint Analysis
↑ [15] ANN; Artificial Neural Network
↑ [16] Mont Carlo Simulation
↑ [17] Linear Aggregation
↑ [18] Geometric Aggregation
↑ [19] Validity
↑ [20] (Critical success factor (CSF) / Key Success Factors (KSF
↑ [21] Reliability
↑ [22] Case Deletion
↑ [23] Single Imputatiuon
↑ [24] Multiple Imputatiuon
↑ [25] Air Quality Index
↑ [26] Drill-Down
↑ [27] Slice and Dice
↑ [28] Filter
چارچوب