موردی برای نمایش وجود ندارد.
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

جایگاه و دامنه کاربرد

چارچوب مدیریت تولید علم فعالیت‌های مدیریت تولید علم در مقیاس‌های منطقه‌ای و رشته‌ای را به‌ طور کلی بیان می‌کند؛ کاربردهای چارچوب مدیریت تولید علم برای انواع مخاطبان در جدول 1 ارائه شده است.

کاربران چارچوب مدیریت تولید علم

مخاطب - نقش نمونه ها کاربرد؛ با استفاده از این چارچوب ...
سیاستگذاران و طراحان سامانه تولید علم متخصصان و برنامه ریزان در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، معاونت علمی رئیس جمهور، مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، انجمن‌های علمی مولفه‌های سامانه تولید علم را به خوبی شناخته و در قالب چارچوب، برنامه‌های تولید علم را طراحی می‌کنند.

این چارچوب مانند یک جعبه ابزار، دربردارنده تمامی مولفه‌ها، بازبینه‌ها و روش‌های مورد نیاز برای مدیریت سامانه تولید علم است که اثربخشی و کارایی مدیریت تولید علم را افزایش می‌دهد.

مدیران اجرایی سامانه تولید علم مدیران اجرایی و کارشناسان بخش‌های وزرات علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انتظارات و نحوه تعامل با عوامل تولید علم را به خوبی شناخته و نیازهای مدیریتی را با دقت بیشتری شناسایی می‌کنند.

با قرارگرفتن در قالب این چارچوب، مدیران عرصه علم از مباحث متعدد و پراکنده فارغ شده و توان و وقت خود را صرف شناسایی مسائل و راه‌حل‌ها و اجرای درست راه‌حل‌ها می‌نمایند.

عوامل درونی سامانه تولید علم؛ بازیگران سامانه تولید علم کارشناسان و مدیران در دانشگاه‌ها، کانون‌های حل مسئله، بازارهای علم و فناوری جایگاه و محیط فعالیت خود را با دقت مناسب درک کرده و مأموریت‌های خود را متناسب با دیگر عوامل و مدیریت سامانه تنظیمی می‌کنند.
ناظران سامانه تولید علم پژوهشگران، کارشناسان و مدیران در دستگاه‌های نظارتی، نمایندگان مجلس، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با باید‌ها و نبایدهای مدیریت تولید علم آشنا می‌شوند. گزارش‌های تولید علم را با دقت بیشتری بررسی و ارزیابی می‌کنند.
دانشجویان، اساتید و پژوهشگران رشته‌های مرتبط با مدیریت تولید علم دانشجویان، اساتید و پژوهشگران در رشته‌های مدیریت آموزش عالی، سیاست‌گذاری علم و فناوری، جامعه شناسی علم ابعاد مدیریت تولید علم با دقت و سرعت بسیار بیشتری فهمیده می‌شود.

پژوهشگران زیرساخت دقیقی برای یکپارچه‌‌سازی محتوا، انباشت و اشتراک علم در حوزه شناسایی، طراحی، استقرار و راهبری سامانه تولید علم خواهند داشت.

در این چارچوب به جایگاه و تاثیر «ارزش ها» توجه ویژه‌ای شده و مسیر تاثیر‌گذاری آن‌ها در چارچوب مدیریت تولید علم تعبیه شده است؛ بنابراین می‌توان از این چارچوب برای طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در عرصه علم استفاده کرد.

برای مدیریت تولید علم در مقیاس یک سازمان از «چارچوب سازمان‌های پژوهشی» و در مقیاس یک پروژه پژوهشی، از «چارچوب پژوهش» استفاده نمایید.

الگوی مفهومی مدیریت تولید علم

«علم» الگوی ذهنی پذیرفته شده درباره جهان است. مهم‌ترین ویژگی که در تعریف علم باید مورد توجه قرار گیرد، ذهنی بودن علم است. تفکیک فضای واقعیت، ذهن و رسانه در تصویر 1 نشان داده شده است.

تصویر 1 : تفکیک فضای واقعیت، ذهن و رسانه

برای آشکار شدن مفهوم علم، لازم است شبکه مفاهیم آن تعریف شود. مهم‌ترین مفاهیم مرتبط با علم عبارتند از: اطلاعات، فناوری، عمل. علم، اطلاعات جذب شده در ذهن است، فناوری توانایی انجام عمل است.

سامانه تولید علم، بخشی از سامانه علم است. سامانه علم را از دو رویکرد می‌توان تعریف کرد:

  • رویکرد ساختاری: الگوهای ذهنی انسان‌ها و ارتباط بین آن ها
  • رویکرد رفتاری: فعالیت‌های علمی و روابط بین آن ها

مدیریت تولید علم، به معنای مدیریت سامانه تولید علم است. تولید علم زمانی رخ می‌دهد که فهم جدیدی درباره بخشی از جهان حاصل شود. جدید بودن به این معنا است که کسی قبلا به چنین فهمی نرسیده یا فهم‌های قبلی قابل دسترس نباشند.

سلسله مراتب سامانه تولید علم به 3سطح تقسیم می‌شود:

  • محدوده مأموریت: محدوده مأموریت سامانه تولید علم شامل نهادها و موجودات (انسان‌ها، درختان، تجهیزات و ... ) است؛ به‌ عبارت دیگر، مأموریت سامانه تولید علم «حل مسائل نهادها و موجودات» است.
  • سامانه تولید علم: سامانه تولید علم به دو سطح تفکیک می‌شود: عملیات (سازوکار) و زیرساخت‌ها (سامانه‌های پشتیبان)
  • مدیریت سامانه تولید علم: مدیریت سامانه شامل فعالیت‌های شناسایی، طراحی، استقرار و راهبری بوده و کارکرد آن این است که سامانه تولید علم را در راستای حل مسائل حوزه مأموریت قرار دهد.

در تصویر 2 سلسله‌مراتب سامانه تولید علم نشان داده شده است.

تصویر 2 : سلسله مراتب کلی سامانه تولید علم

سامانه تولید علم بر اساس حوزه مأموریت در 4 مقیاس قابل تعریف است:

  1. منطقه؛ مانند: بخشی از یک کشور، یک کشور، بخش‌هایی از چند کشور، چند کشور
  2. رشته؛ مانند: فیزیک، جغرافیا، الکترونیک، اقتصاد
  3. سازمان؛ مانند: یک دانشگاه، یک مرکز پژوهشی، هلدینگی از مراکز پژوهشی، سبدی از پروژه‌های پژوهشی
  4. پروژه؛ مانند: طراحی نظام سلامت، شناسایی فرهنگ مردم شاهرود

تصویر 3 : مقیاس‌های سامانه تولید علم

تولید علم در پروژه‌ها رخ می‌دهد (هرچند ممکن است فعالیت‌های تولید علم در قالب پروژه در نظر گرفته نشوند)، ساماندهی پروژه‌ها برای مسائل یک منطقه یا رشته و یا برای مأموریت‌های یک سازمان در مقیاس‌های بالاتر انجام می‌شود.

مولفه‌ها و فعالیت‌های اصلی مدیریت تولید علم در جدول 2 تشریح شده و شبکه آن‌ها در تصویر 4 نمایش داده شده است.

جدول 1 : فعالیت‌ها و دستاوردهای مدیریت سامانه تولید علم

فعالیت دستاورد نوع دستاورد
شناسایی وضعیت: شاخص‌های کلان، مولفه‌ها، تصویر آینده، شبکه مسائل ذهنی (انتزاعی)
طراحی عامل‌ها، ارزش‌ها، راهبردها، برنامه عملیاتی ذهنی (انتزاعی)
استقرار تغییرات ساختاری در سامانه تولید علم واقعی (انضمامی)
راهبردی تغییرات رفتاری در سامانه تولید علم واقعی (انضمامی)


تصویر 4 : شبکه فعالیت‌ها و دستاوردهای مدیریت سامانه تولید علم

سامانه تولید علم را می‌توان یک سامانه چند عاملی1 در نظر گرفت که هر یک از عوامل (افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها) علایق و منافع خود را پیگیری می‌کنند و همه عوامل اطلاعات کل سامانه را ندارند.

نقشه راه مدیریت

در مواجهه با سامانه مورد نظر، ابتدا شناسایی سریع وضعیت انجام شده و رویکرد کلی برای ادامه کار شکل می‌گیرد. پس شناسایی سریع (که البته ممکن است دقت پایینی داشته باشد) میزان تمرکز و اولویت‌های مدیریتی آشکار می‌شود. ممکن است نیاز به تغییرات اساسی در سامانه باشد و فعالیت‌های گسترده‌ای برای شناسایی و طراحی انجام شود یا تغییرات اندکی در ساختار انجام شده و تمرکز بر راهبری باشد؛ رویکرد منتخب در طیفی بین دو محور زیر قرار می‌گیرد:

  1. بهبود مستمر؛ جزئی - تدریجی: تغییرات اندک و تدریجی در سامانه و تمرکز بر راهبری وضع موجود
  2. بازنگری اساسی: شناسایی تفصیلی، طراحی جامع و تغییر اساسی سامانه تولید علم

نکات مهم درباره فعالیت‌های مدیریت تولید علم عبارتند از:

  1. رفت و برگشتی بودن: فعالیت‌های شناسایی، طراحی و استقرار متوالی نبوده و رفت و برگشتی هستند؛ در هنگام شناسایی مسائل، راه‌حل‌ها شکل می‌گیرند، در هنگام طراحی زیرسامانه‌ها، مسائل دقیقتر می‌شوند و ...
  2. چرخه بازخورد (چرخه دمینگ): هر چند بهتر است طراحی کلان بوده و کل محدوده را پوشش دهد، اما لازم است استقرار در محدوده‌های کوچک‌تر انجام شده تا بازخوردهای اصلاحی دریافت اعمال شود.
  3. فعالیت‌های شناسایی، طراحی و استقرار ماهیت پروژه‌ای و فعالیت راهبری ماهیت فرایندی دارند.

تعریف محدوده

برای تعریف محدوده سامانه تولید علم «محدوده مأموریت، مولفه‌های درونی و روابط با محیط» باید بیان شود.

محدوده مأموریت سامانه تولید علم می‌تواند جامعه بین‌المللی، کشور، منطقه و یا ابعاد این موضوعات باشد. مولفه‌های سامانه تولید علم، شامل فعالیت‌های پژوهشی درباره محدوده مأموریت و زیرساخت‌های است که برای فعالیت‌های علمی استفاده می‌شوند.

مثال: موضوع سامانه تولید علم را می‌توان اقتصاد استان خراسان در نظر گرفت. بدین ترتیب، افرادی که درباره این موضوع تحقیق می‌کنند شبکه تولید علم را تشکیل داده و مراکز پژوهشی که درباره اقتصاد خراسان کار می‌کنند، چارچوب‌های مدیریت اقتصاد و ... زیرساخت‌های تولید علم در این موضوع هستند.

مثال: معمولا فرهنگستان‌ها در مقیاس کشور ایجاد می‌شوند، بنابراین اگر مدیریت تولید علم در یک استان مورد نظر باشد، فرهنگستان‌ها خارج از محدوده بوده و مولفه‌ای محیطی محسوب می‌شوند.

سامانه تولید علم با 3 نوع سامانه اشتراک دارد:

  1. سامانه علم: سامانه تولید علم، زیر سامانه‌ای از سامانه علم است. به عنوان مثال ارتباط بین سامانه تولید علم و سامانه آموزش، از طریق سامانه بالادستی (سامانه علم) برقرار می‌شود.
  2. سایر سامانه‌های تولید علم؛ ارتباط با سایر سامانه‌های تولید علم از 3 طریق برقرار می‌شود:
    • محدوده مأموریت: ارتباط بین موضوعات (اشتراک، سلسله‌مراتب و ...) مانند ارتباط بین رشته فیزیک با الکترونیک
    • افراد و فعالیت‌ها: افرادی در موضوعات بین رشته‌ای کار می‌کنند، ارتباط بین سامانه‌ها را برقرار می‌کنند.
    • زیرساخت‌ها: اشتراک در زیرساخت‌ها مانند استفاده مشترک از آزمایشگاه ها
  3. سامانه‌های اقتصادی، سیاسی و ...

تصویر 5 : سامانه‌های مرتبط با سامانه تولید علم

شناسایی وضعیت سامانه تولید علم

مولفه‌های توصیف و تبیین وضعیت سامانه تولید علم عبارتند از:

  1. شاخص‌های کلان
  2. مولفه‌ها: اطلاعات، منابع انسانی، سازمان‌ها، ارتباطات، فناوری، اقتصاد، سیاست (قدرت)، نهادها
  3. آینده نگری
  4. نظام مسائل تولید علم

در هر یک از این رویکرد‌ها، علاوه بر درون سامانه، محیط نیز باید بررسی شود. پس از شناسایی وضعیت به تفکیک این رویکردها، دیدگاه حاصل شده به صورت جمع‌بندی بیان می‌شود.

در توصیف و تبیین شاخص‌های کلان و مولفه‌ها، آینده نگری و تحلیل مسائل نیز انجام می‌شود، اما با توجه به اینکه جمع‌بندی وضعیت بر اساس آینده نگری و شبکه مسائل انجام می‌شود، تحلیل جامع، یکپارچه و دقیق آن‌ها ضرورت دارد. توصیف و تبیین شاخص‌ها و مولفه‌ها دانش زمینه‌ای برای آینده نگری و شناسایی مسائل را فراهم می‌کند.

تحلیل شاخص‌های کلان تولید علم

شاخص‌های کلان، وضعیت سامانه تولید علم را به‌ طور کلی و تجمیعی بیان می‌کنند. مولفه‌های اصلی شاخص‌های کلان تولید علم عبارتند از:

  1. دارایی‌های علمی
  2. منابع صرف شده برای پژوهش
  3. کیفیت علم؛ میزان اثربخشی علم (که تا حدی بیانگر کیفیت و فایده علم تولید شده است.)

شاخص‌های دقیق‌تر متناسب با موضوع سامانه مورد نظر طراحی و اندازه‌گیری می‌شوند. روش طراحی شاخص‌ها در «چارچوب طراحی سامانه پایش» بیان شده است. مقادیر شاخص‌ها در روند زمانی ده ساله و با مقایسه با سامانه‌ها مشابه (کشورها، مناطق، رشته‌ها و ...) باید تحلیل شوند.

توجه:

  • مقادیر شاخص‌ها در سامانه‌های مشابه (مثلا در سایر کشورها) لزوما، مقادیر مطلوب یا نامطلوب نیستند.

مثال: برای سامانه تولید علم اقتصاد خراسان، چنین شاخص‌هایی قابل استفاده هستند:

  1. دارایی‌های نامشهود

  2. هزینه‌های تحقیق و توسعه

  3. شاخص دانش

  4. شاخص اقتصاد دانش

  5. شاخص بهره‌وری

  6. شاخص ناهنجاری‌های اجتماعی

توصیف اطلاعات موجود

اطلاعات، تصویری از علم است که برای انتقال علم و یادآوری به کار می‌آید و تا حدی بیانگر سطح علم موجود هستند. اطلاعاتی که وارد ذهن شده و جذب شوند، دوباره تبدیل به علم می‌شوند.

توصیف اطلاعات موجود و میزان دسترسی به آن‌ها با این مولفه‌ها سنجیده می‌شود:

  1. اصطلاح نامه ها
  2. نقشه‌های دانش
  3. داده ها

اصطلاح نامه ها

کلیدواژه‌ها، ابزار طبقه‌بندی و بازیابی اطلاعات هستند. برای توصیف کیفیت طبقه‌بندی و بازیابی اطلاعات، گستردگی اصطلاح نامه‌های موجود و میزان بهره‌برداری از آن‌ها شناسایی می‌شوند.

نقشه‌های دانش

نقشه دانش2، تصویری از پراکندگی و ارتباط اطلاعات و فعالیت‌های علمی را نشان می‌دهد.

انواع نقشه‌های دانش عبارتند از:

  • نقشه ساختاری: در نقشه‌های ساختاری علم، ارتباط بخش‌های مختلف با یکدیگر نشان داده می‌شود به گونه‌ای که موضوعاتی که به صورت مفهومی با یکدیگر ارتباط بیشتری دارند، در نزدیکی یکدیگر قرار می‌گیرند. این نقشه‌ها ساختار کنونی مستندات را نشان می‌دهند ولی نحوه شکل‌گیری آن و یا تأثیر افراد یا بودجه‌ها بر آن را بیان نمی‌کنند.
  • نقشه مسطح: این نوع نقشه‌ها فرایندهای رشد، ادغام و تجزیه حوزه‌های مختلف علم در طول زمان را نشان می‌دهند. حوزه‌های علمی در این نقشه‌ها به نسبت میزان فعالیت دانشمندان در آن‌ها مشخص می‌شوند و فضاهای خالی نشان دهنده حوزه‌های کار نشده و یا ناشناخته علم است. در این نوع نمایش، می‌توان رشد، ادغام و یا تجزیه حوزه‌های مختلف علمی را در طول زمان رصد کرد.
  • نقشه مفهومی: این نقشه‌ها با تحلیل کلمات به کار رفته در مقالات و یا پتنت‌ها ترسیم می‌شوند. اگر میزان این هم رخدادی را اندازه‌گیری کنیم، می‌توانیم شبکه مفاهیم یک زمینه علمی را ترسیم کنیم. کاربرد نقشه‌های مفهومی عبارتند از: نشان دادن پویایی‌های گروهی از مفاهیم در یک حوزه علمی (که در نقشه، تشکیل یک خوشه را می‌دهند) و همچنین کشف روابط بین مفاهیم.

داده‌ها؛ اسناد و داده‌های کمی

تعداد اسناد علمی (مقالات، کتاب‌ها، پتنت‌ها، گزارش‌ها و ... ) و تنوع و تداوم گردآوری داده‌های کمی، پایگاههای اطلاعاتی و دسترسی به آن‌ها بیانگر مستند‌‌سازی علم است.

مثال: در علوم اجتماعی و انسانی داده‌های کمی شامل داده‌های سرشماری و پیمایش‌ها است. در علوم طبیعی داده‌های پژوهشی حاصل مشاهدات از جهان طبیعی و فیزیکی و یا مشاهدات آزمایشگاهی است.

تبیین منابع انسانی

علم توسط انسان‌ها تولید می‌شود؛ بنابراین کمیت و کیفیت منابع انسانی بیانگر ظرفیت تولید علم است. وضعیت منابع انسانی با بیان و تحلیل این موارد مشخص می‌شود:

  1. مشاغل علمی تعریف شده
  2. تعداد و ترکیب پژوهشگران بر اساس مشاغل علمی و رتبه‌های علمی
  3. برآورد استعدادها
  4. توزیع جغرافیایی و سازمانی پژوهشگران؛ جابه جایی نخبگان (مهاجرت داخلی و خارجی)
  5. شاخص توسعه انسانی
  6. فرایند شناسایی و ارتقا پژوهشگران

اگر مشاغل علمی تعریف نشده و یا اطلاعات بر اساس آن‌ها موجود نباشد می‌توان ترکیب اعضای هیئت علمی و دانشجویان را بیان کرد.

تبیین سازمان ها

سازمان‌ها تأمین‌کننده زیرساخت‌های تولید علم برای پژوهشگران هستند. انواع سازمان‌های موثر در تولید علم عبارت‌اند از: دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شرکت‌های مطالعاتی و مشاوره‌ای، واحدهای تحقیق و توسعه، فرهنگستان‌ها، مؤسسات ثبت مالکیت فکری، برگزارکنندگان همایش‌ها و نمایشگاه‌ها، نشریات، مؤسسات انتشارات، مؤسسات رتبه‌بندی، مؤسسات حاکمیتی، پارک‌ها و شهرک‌های علم و فناوری، انجمن‌ها و ...

برای بیان وضعیت سازمان‌های علمی، مشخصات کلی و کارکردهای آن‌ها تحلیل می‌شود.

تبیین ارتباطات علمی

تعامل بین افراد، سرعت و کیفیت تولید علم را به‌ طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. کانون ارتباطات علمی، پژوهشگران و صنعت‌گر ان هستند. انواع تعاملات بین این کانون‌ها عبارتند از:

  1. بین پژوهشگران و صنعت‌گر ان
  2. تعامل بین صنعت‌گر ان
  3. تعامل بین پژوهشگران

منظور از صنعت و صنعت‌گر، بهره برداران از علم در انواع صنایع (ساخت، خدمات، کشاورزی و ...) است.

میزان ارتباطات علمی با این شاخص‌ها اندازه‌گیری و تحلیل می‌شود:

  1. تعداد انتشارات: پتنت، مقاله، کتاب، گزارش و ...
  2. اشتغال همزمان در سازمان پژوهشی و صنعت
  3. مبادله استاد و دانشجو بین سازمان‌های پژوهشی
  4. سخنرانی متقابل در دانشگاه‌ها و شرکت ها
  5. فرصت‌های مطالعاتی و کاری
  6. همکاری‌های پژوهشی
    1. مشاوره و پژوهش‌های قراردادی
    2. تعریف پروژه در صنعت برای رساله‌های دانشجویی
    3. پروژه‌های مشترک
    4. همکاری مشترک در هدایت پایان نامه‌ها و رساله‌های دانشجویی
  7. اشتراک امکانات (تجهیزات، آزمایشگاه، مکان و ...)
  8. انجمن‌ها: انجمن‌های دانشجویی، دانش‌آموختگان، صنفی، حرفه ای
  9. بازدید متقابل از صنعت و سازمان پژوهشی
  10. حضور در پارک‌های علمی و صنعتی
  11. نمایشگاه‌ها، کارگاه ها
  12. جلسات، همایش ها
  13. مشارکت: ایجاد شرکت با همکاری پژوهشگران و صنعت‌گر ان؛ شرکت‌های زایشی دانشگاه و صنعت

فناوری فعالیت‌های علمی

سطح فناوری مورد استفاده در فعالیت‌های بیانگر بهره‌وری (کارایی و اثربخشی) فعالیت‌های علمی است. مهم‌ترین زیرساخت‌های فناوری برای تولید علم عبارتند از:

  1. فناوری اطلاعات و ارتباطات
  2. آزمایشگاه‌ها، تجهیزات پژوهشی
  3. الگوی‌های محاسبه پذیر

سطح و میزان استفاده از این زیرساخت‌ها برای تبیین سطح فناوری فعالیت‌های علمی تحلیل می‌شوند.

اقتصاد تولید علم

محورهای مهم اقتصاد تولید علم عبارتند از:

  1. نحوه تأمین مالی پروژه‌های پژوهش
  2. هزینه‌ها: مقدار و سهم هزینه‌های تحقیق و توسعه
  3. گستردگی و کیفیت بازارهای فناوری و پژوهش
  4. صادرات و واردات
    1. تراز فناوری: ترکیب محصولات صادراتی و وارداتی به لحاظ سطح فناوری
    2. تعرفه ها

سیاست در تولید علم

با تحلیل منافع و انگیزه‌های اشخاص موثر در تولید علم، می‌توان جهت‌گیری‌ها را شناسایی کرد. محورهای مهم ساختار قدرت در تولید علم عبارتند از:

  1. حاکمیت تولید علم
  2. مالکیت سازمان‌های علمی
  3. تبار شناسی تصمیم سازان و تصمیم‌گیران
  4. سطح علمی جریان‌های سیاسی

منظور از سیاست در تولید علم، سیاست‌های علمی نیست، بلکه منظور، اعمال نفوذ در اولویت‌های تولید علم است.

بستر فرهنگی تولید علم

فرهنگ مفهومی تاثیرگذار در جامع بشری است. مهم‌ترین جریان‌های فکری و سیاسی، بروز خود را با تمایز فرهنگی نشان می‌دهند. بستر فرهنگی تولید علم در 3 سطح باید بررسی شود:

  1. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣلی: نظام واره ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ و عقاید اساسی، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ، آداب و ﺍﻟﮕﻮﻫﺎی ﺭﻓﺘﺎﺭی، باثبات و ریشه دار و ﻧﻤﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﺎﺕ مردم ﺩﺭ ﻣﺮﺯﻫﺎی ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎیی ﻳﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﮐﻪ طی ﻗﺮﻥﻫﺎ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﻩﻫﺎ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭ ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﻠﺖ ﻫﻮﻳﺖ میﺑﺨﺸﺪ.
  2. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮمی: ﻧﻈﺎﻡﻭﺍﺭه ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ، ﻧﮕﺮﺵﻫﺎ ﻭ ﮔﺮﺍﻳﺶﻫﺎ، ﺍﻟﮕﻮﻫﺎی ﺭﻓﺘﺎﺭی ﻭ ﻧﻤﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﺎتی ‫ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻀﺎی ﻋﻤﻮمی ﻭ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻓﺮهنگی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻃﻊ ﺯﻣﺎنی ﻣﻌﻴﻦ ﺷﻜﻞ می‌ﺩﻫﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮمی ﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ، ﮔﺮﺍﻳﺶﻫﺎ، ﺍﻟﮕﻮﻫﺎی ﺭﻓﺘﺎﺭی ﻭ ﺍﻟﮕﻮی ﺯﻧﺪگی ﺁﺣﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺄﻛﻴﺪ ‫ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣلی، ﻋﻤﻖ ﻭ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭی ﻛﻤﺘﺮی ﺩﺍﺭﺩ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣی ‫ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪﺍی ﺗﺎﺑﻊ ﻣﻘﺘﻀﻴﺎﺕ ﺯﻣﺎنی ﻭ ﻣﻜﺎنی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻣﻨﻌﻜﺲﻛﻨﻨﺪﻩ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻈﺎﻡﻫﺎ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻓﺮهنگی، ﺍﺟﺘﻤﺎعی، ﺳﻴﺎسی، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی، ﻗﻀﺎیی، ﺣﻘﻮقی ﻭ... ﺍﺳﺖ.
  3. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﺮﻓﻪﺍی: ﻧﻈﺎﻡﻭﺍﺭه ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎی ﺭﻓﺘﺎﺭی ﻭ ﻧﻤﺎﺩﻫﺎی ﺷﺎﻏﻼﻥ ﻭ ﻣﺘﺼﺪﻳﺎﻥ ﻫر ‫ﺣﺮﻓﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﺭﺯﺵﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﺮﻓﻪﺍی ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺳﻨﻮﺍﺕ ﻃﻮﻻنیﺁﻣﻮﺯﺵﻫﺎی تخصصی ﻭ ‫ﻳﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻭ ﻛﺎﺭﻭﺭﺯی ﺑﻠﻨﺪﻣﺪﺕ ﺣﺎﺻﻞ می‌ﺷﻮﺩ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﺮﻓﻪﺍی ﭘﺰﺷﻜﺎﻥ، ﺑﺎﺯﺍﺭﻳﺎﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﻗﻀﺎﺕ، ﻧﻈﺎﻣﻴﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

قوانین و مقررات

قوانین و مقرراتی که به‌ طور مستقیم و غیر مستقیم بر تولید علم تاثیر می‌گذارند، باید تحلیل شوند. قوانین و مقررات با چنین موضوعاتی مرتبط با تولید علم هستند:

  1. اشخاص حقوقی: حقوق تجارت، شرکت‌های دانش بنیان
  2. مالیات
  3. استانداردها

آینده پژوهی

تغییرات در جهان امروز سرعت بالایی دارد و سهم بالایی از این ﺗﻐﯿﯿﺮات ناشی از تحولات ﻋﻠﻢ و ﻓﻨاوری اﺳﺖ؛ آینده پژوهی درباره تولید علم از دو جهت ضرورت دارد:

  • عقب نماندن از تغییرات جهانی که محیط سامانه تولید علم هستند
  • مدیریت تولید علم برای تاثیر‌گذاری بر تحولات آینده

برای ایجاد تصور درست از آینده تولید علم، لازم است مأموریت‌ها، شبکه و زیرساخت‌های تولید علم در افق‌های بلند مدت (10، 20 و 50 ساله) بررسی شوند. آینده پژوهی روش‌های متعددی دارد که از بین آن‌ها روش دلفی و سناریو نویسی مفید هستند.

در روش دلفی، دیدگاه‌های جمعی از افراد صاحب‌نظران در چند مرحله گرفته می‌شود. در روش سناریو نویسی، چندین سناریو از آینده ترسیم شده و تحلیل می‌شوند. مراحل طراحی سناریوها عبارتند از: شناسایی پیشران‌ها، شناسایی عدم قطعیت‌ها، شناسایی ابعاد نهایی سناریوها، تدوین سناریوها

در ادامه بازبینه (چک لیست) پیشران‌های اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و سیاسی ارائه شده است.

برخی از پیشران‌های اجتماعی عبارتند از:

  1. تغییرات ترکیب جمعیتی: رشد جمعیت (کاهش یا افزایش نرخ رشد)، هرم جمعیتی (افزایش یا کاهش تعداد سالمندان و نیروی کار و...)
  2. افزایش برابری‌های جنسی
  3. جابه جایی جمعیت
  4. رشد تحصیلات و آموزش
  5. افزایش شهرنشینی
  6. افزایش امید به زندگی

برخی از پیشران‌های اقتصادی عبارتند از:

  1. رشد اقتصاد جهانی
  2. رشد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی
  3. افزایش همکاری‌های بین‌المللی در تعاملات و فعالیت‌های اقتصادی
  4. رشد نابرابری جهانی و افزایش شکاف اقتصادی در جهان
  5. رقابت‌پذیری از طریق نوآوری در صنایع فناورانه
  6. رشد اینترنت و خدمات مبتنی بر آن
  7. افزایش اهمیت اقتصاد مقیاس در تولید و خدمات
  8. ورود قدرت‌های نوظهور
  9. افزایش وابستگی فعالیت‌های اقتصادی به امنیت

برخی از پیشران‌های زیست محیطی عبارتند از:

  1. گرم شدن کره زمین (اثر گلخانه‌ای) و کاهش لایه ازن
  2. جنگل زدایی و نابودی تنوع زیستی
  3. افزایش مشکلات زیست محیطی در کلان شهرها
  4. کمبود آب شیرین
  5. بیابان زایی و کمبود خاک مرغوب
  6. بازیافت مواد و تولید مجدد مواد جدید

برخی از پیشران‌های سیاسی عبارتند از:

  1. افزایش قدرت بازیگران غیردولتی
  2. تغییر شبکه‌ها و هویت‌های اشتراکی
  3. افزایش همکاری‌های بین‌المللی
  4. رشد شبکه‌های اجتماعی
  5. افزایش تروریسم فراملی

آینده‌های بدیل و متفاوتی که در مورد وضعیت آینده حوزه علم و فناوری می‌توان ترسیم کرد در قالب چنین عدم قطعیت‌هایی قابل بررسی هستند:

  1. علم و فناوری تقاضامحور در مقابل علم و فناوری عرضه محور
  2. جهانی شدن یکپارچه در مقابل ملی گرایی و منطقه گرایی علم و فناوری
  3. وابستگی حوزه علم و فناوری به حاکمیت در مقابل استقلال این حوزه
  4. مالکیت بر علم و فناوری در مقابل جنبش‌های منبع باز
  5. دسترسی آزاد به دانش در مقابل دسترسی محدود
  6. افزایش تمرکز در سیاست‌گذاری به افزایش توزیع شدگی آن
  7. گسترش پژوهش‌های بنیادین در مقابل گسترش پژوهش‌های کاربردی و توسعه ای
  8. مدرک دهی آموزشی در مقابل نقش شایستگی سنجی
  9. آموزش تمام عمر در مقابل آموزش مقدماتی

شناسایی نظام مسائل تولید علم

مسائل به 3 دسته تقسیم می‌شوند: مدیریت سامانه، درون سامانه تولید علم و محیط سامانه تولید علم. سامانه تولید علم نیز در 4 مقیاس قابل تفکیک است: منطقه، رشته، سازمان، پروژه.

محدوده این چارچوب مقیاسهای منطقه‌ای و رشته‌ای بوده و مسائل سازمان‌ها و پروژه‌های پژوهشی در محیط قرار می‌گیرند: برخی از مسائل در مقیاس سازمان و پروژه ناشی از مسائل منطقه‌ای و رشته‌ای بوده و از طرف دیگر برخی از مسائل در مقیاس سازمان و پروژه با زیرساخت‌های رشته‌ای و منطقه‌ای حل می‌شوند. مسائل مدیریت سامانه نیز بر مسائل درون سامانه تاثیر گذاشته و از آن‌ها تاثیر می‌پذیرد.

نظام مسائل تولید علم در مقیاس منطقه و رشته در تصویر 6 ارائه شده است. در این تصویر، مسائل محیط نزدیک درون جعبه قرار گرفته‌اند.

تصویر 6 : نظام مسائل تولید علم در مقیاس منطقه و رشته

در نمودار بالا، مسائل و روابط بین آن‌ها به‌ طور عام نشان داده شده‌اند. برای یک محدوده معین باید مصادیق این مسائل عام را یافته و مسائل خاص آن محدوده نیز شناسایی شوند و روابط بین مسائل با دقت بیشتری برقرار شوند.

برای شفاف شدن روابط علت و معلولی بین مسائل از دو روش می‌توان استفاده کرد:

  1. روش الگوسازی ساختار‌ی تفسیری: در این روش وجود و یا عدم وجود ارتباط مستقیم بین مسائل بررسی شده و سپس شبکه به دست آمده به چند بخش تقسیم می‌شود. تقسیم‌بندی شبکه مسائل بر اساس میزان ارتباط بین مسائل انجام شده و مسائلی که ارتباط بیشتری با یکدیگر دارند، در یک بخش قرار می‌گیرند. برای شناسایی روابط بین مفاهیم؛ روش‌های متعددی وجود دارند که از بین آن‌ها روش الگوسازی ساختاری تفسیری به‌ دلیل امکان حوزه‌بندی متغیرها در این روش انتخاب شده است.
  2. روش دیمتل: با این روش شدت رابطه بین مسائل نیز مشخص می‌شود.

مسائل مدیریت سامانه

مسائل مهم در سطح مدیریت سامانه عبارتند از:

  1. هدف‌گذاری
  2. پیچیدگی نهادی
  3. توانایی مدیران
  4. سازماندهی
  5. سازوکار بازنگری
  6. پایش
  7. هماهنگی بین بخشی

این مسائل همان اهداف و زیرساخت‌های مدیریتی هستند که در مرحله طراحی سامانه تولید علم باید به دقت طراحی شوند.

مسائل درون سامانه

مسائل مهم درون سامانه تولید علم عبارتند از:

  1. ارتباط دانشگاه و جامعه
  2. ارتباطات بین‌المللی
  3. ارزیابی پژوهش
  4. انگیزه پژوهشگر
  5. تعامل بین پژوهشگران
  6. تقاضای پژوهش: اگر مسائل داخلی کاهش یافته باشد، حل مسائل دیگران دیگر مسئله نبوده و صادرات علم محسوب می‌شود که مطلوب است.
  7. توانایی پژوهشگر
  8. خودباوری پژوهشگر
  9. درآمد پژوهش
  10. دسترسی به اطلاعات
  11. ظرفیت جذب: ضعف توانمندی بنگاه‌ها در مدیریت پژوهش (ضعف در تعریف، شناسایی پیمانکار، تعامل، نظارت و ...)، جذب و بهره‌برداری از علم و در نتیجه اثربخش پژهش را کاهش می‌دهد.
  12. عرضه پژوهش
  13. کیفیت پژوهش
  14. مالکیت فکری
  15. مدیریت سازمان
  16. منابع مالی

مسائل محیطی

مسائل محیطی بر مسائل درون سامانه تاثیر گذاشته و یا از آن‌ها تاثیر می‌پذیرند. مسائل محیط نزدیک عبارتند از:

  1. خودباوری ملی
  2. آموزش
  3. تجارت خارجی: واردات کالاها و خدمات خارجی، نیاز به تولید آن‌ها را منتفی کرده و تقاضای پژوهش برای تولید را کاهش می‌دهد.
  4. جهانی شدن علم
  5. مدیریت پروژه
  6. مهاجرت مغزها: مهاجرت مغزها یکی از پیامدهای مسائل سامانه تولید علم است که البته علت‌های دیگری نیز دارد.

طراحی سامانه تولید علم

طرح سامانه تولید علم شامل ارزش‌ها، زیرسامانه‌ها، راهبردها و برنامه عملیاتی است که در تصویر 7نمایش داده شده‌اند.

تصویر 7 : مولفه‌های طرح سامانه تولید علم

مسائل سامانه تولید علم، ناشی از عدم وجود یا نقص در زیر سامانه‌ها است. برای طراحی «سامانه تولید علم مورد نظر» زیرسامانه‌ها با توجه به «شبکه مسائل سامانه تولید علم» متناسب‌‌سازی شده و با دقت (جزئیات) بیشتری طراحی می‌شوند. رویکردی که برای انتخاب مسائل کانونی و تمرکز بر زیرسامانه‌ها شکل می‌گیرد، همان راهبردها هستند. به‌ عبارت دیگر، راهبردها مسیر دستیابی به اهداف بر اساس منابع و خط‌‌مشی‌ها را بیان می‌کنند.

در کنار طراحی زیرسامانه‌ها، «هماهنگی زیرسامانه ها» نیز باید بررسی شود.

طراحی ارزش ها

ارزش‌های شامل ارزش‌های بنیادی (مأموریت‌ها، خط‌‌مشی‌های بنیادی)، چشم‌انداز، مقاصد و الزامات محیطی هستند.

تصویر 8 : مولفه‌های ارزش ها

طراحی ارزش‌های بنیادی

ارزش‌های بنیادی، ارزش‌های بالادستی (در محیط سامانه تولید علم) بوده و معیار تشخیص مسائل و تعیین چشم‌انداز و مقاصد هستند. ارزش‌های بنیادی به دو دسته تفکیک می‌شوند: اهداف بنیادی (مأموریت‌ها) و خط‌‌مشی‌های بنیادی

خط‌‌مشی‌ها ارزش‌های جانبی هستند که حدود مجاز برای اهداف و راهبردها را تعیین می‌کنند. سامانه تولید علم برای تحقق خط‌‌مشی‌ها ایجاد نمی‌شود، اما باید خط‌‌مشی‌های به عنوان قید در طراحی سامانه مورد توجه قرار گیرند. با رعایت خط‌‌مشی‌ها، آثار جانبی منفی پدید نخواهند آمد.

مأموریت‌های (اهداف بنیادی) سامانه تولید علم در مقیاس ملی چنین مواردی هستند:

  • رشد انسان
  • ارتقای کیفیت زندگی
  • ارتقای اقتدار علمی

برای تعیین مأموریت‌های «سامانه تولید علم مورد نظر» مصادیق موارد فوق و یا سایر موارد را می‌توان با روش تحلیل مضمون یا داده بنیاد استخراج نمود.

خط‌‌مشی‌ها ارزش‌های جانبی هستند که حدود مجاز برای اهداف و راهبردها را تعیین می‌کنند. سامانه تولید علم برای تحقق خط‌‌مشی‌ها ایجاد نمی‌شود، اما باید خط‌‌مشی‌های به عنوان قید در طراحی سامانه مورد توجه قرار گیرند. با رعایت خط‌‌مشی‌ها، آثار جانبی منفی پدید نخواهند آمد.

برخی از خط‌‌مشی‌های بنیادی سامانه تولید علم عبارتند از:

  1. حفظ استقلال؛
  2. برقراری عدالت؛
  3. حفظ حقوق علمی؛
  4. حفظ حقوق انسان؛
  5. حفظ محیط زیست.

خط‌‌مشی‌های بنیادی در همه سامانه‌ها (از جمله سامانه تولید علم) عبارتند از:

  • افزایش تاب‌آوری؛
  • افزایش بهره‌وری؛
  • افزایش خودسازماندهی؛

برای تعیین خط‌‌مشی‌های «سامانه تولید علم مورد نظر» مصادیق موارد فوق و یا سایر موارد را می‌توان با روش تحلیل مضمون یا داده بنیاد استخراج نمود. تولید علم، یکی از حلقه‌های زنجیره تولید، انتقال و بهره‌برداری از علم است. با توجه به وابستگی زیاد بین حلقه‌های این زنجیره، در طراحی سامانه تولید علم باید به انتقال و بهره‌برداری از علم که در بردارنده ارزش‌های بالادستی برای تولید علم هستند نیز توجه داشت.

در ادامه، توضیح اجمالی درباره برخی از خط‌‌مشی ارائه شده است.

  1. حفظ استقلال: استقلال به معنای جدایی از محیط (مثلا جامعه جهانی) نیست، بلکه به معنای حفظ ارزش‌های پذیرفته شده و تضمین تأمین نیازهای علمی بدون عقب نشیبنی از مواضع است. استقلال علمی در سطح کشورها مطرح بوده و به معنای تولید تمامی علوم مورد نیاز آن کشور در درون آن کشور نیست. می‌توان با مبادلات حساب شده، بخشی از نیاز علمی را از خارج کشور تأمین نمود؛ اما نباید این وابستگی حیاتی باشد یا اینکه وابستگی متقابلی در امور علمی یا سایر امور ایجاد شده باشد. به عنوان مثال علم تولید واکسن برای کشوری در مقیاس ایران باید به‌ طور کامل در داخل کشور تأمین شود.
  2. برقراری عدالت: همه پژوهشگران باید از حقوق مساوی برخوردار بوده و محل زندگی، نژاد، زبان و دین سبب امتیاز نباشد. برخی مصادیق خط‌‌مشی «برقراری توازن در توزیع فرصت‌ها و منابع» در سامانه تولید علم عبارتند از: شناسایی و حمایت از پژوهش‌های پیشران و پیشرو؛ ایجاد فرصت‌های برابر برای همه افراد جامعه؛ بهبود توازن منطقه‌ای در استقرار پژوهشگران و امکانات پژوهشی.
  3. حفظ حقوق انسانی: انسان اشرف مخلوقات است که زندگی در دنیا فرصتی برای رشد اوست. در «فضای زندگی دنیا» نه تنها باید امکان رشد فراهم باشد، بلکه باید شأن انسانی نیز رعایت شود. کرامت، حریم خصوصی، زندگی خانوادگی، آزادی، سلامت، فراغت، آموزش و... حق همه انسان‌ها است.
  4. افزایش تاب‌آوری: توانایی یک سامانه در بازیابی شکل اولیه خود پس از بحران، «تاب‌آوری» نامیده می‌شود. تاب‌آوری در ابتدا بیشتر در خصوص ملت‌ها یا جوامع محلی مطرح می‌شد و البته در همان زمان نیز جنبه اقتصادی را در خود مستتر داشت؛ اما با بروز مسائلی نظیر تحلیل رفتن منابع، تغییرات اقلیمی و پیامدهای آن (سیل‌ها، طوفان‌ها و...)، تروریسم و تحریم‌های سیاسی، که کشورها را با وضعیتی متفاوت با دهه‌های پیش مواجه کرده است؛ ابعاد مختلفی یافته است.
  5. افزایش بهره‌وری: بهره‌وری شامل اثربخشی و کارایی است. بهره‌وری امکان دستیابی به اهداف بهتر با منابع در دسترس را فراهم می‌کند. برخی از مصادیق افزایش بهره‌وری سامانه تولید علم عبارتند از: ایجاد زیرساخت‌های مشترک، دسترسی به اطلاعات، عدم انجام پژوهش به عنوان یک کالای لوکس و برای مصارف تبلیغاتی
  6. افزایش خودسازماندهی: بهبود وضعیت یک سامانه باکم‌ترین مداخله بیرونی، «خودسازماندهی» نامیده می‌شود. با افزایش خودسازماندهی عوامل، ضرورت مداخله مدیر سامانه کاهش می‌یابد. این خط‌‌مشی، نقش اصلی برای «دستیابی به اهداف و اجرای راهبردها» را به عهده عوامل سامانه می‌گذارد. رعایت خط‌‌مشی خودسازماندهی، پیچیدگی را کاهش داده و باعث رشد عوامل می‌شود.

تدوین چشم‌انداز سامانه تولید علم

چشم‌انداز، توصیف آینده مورد انتظار بر اساس ارزش‌های بنیادی در افق بلند مدت (10 تا 50 سال) است. چشم‌انداز باید «مختصر، معقول، قابل فهم و هیجان انگیز» باشد.

در بیان چشم‌انداز «سامانه تولید علم» به چنین مواردی می‌توان توجه داشت:

  • ارزش و جاذبه علم
  • جایگاه رتبه بین کشورها، رشته‌ها یا مناطق مشابه

مثال: چشم‌انداز تولید علم برای ایران می‌تواند این چنین باشد: «ایران، کانون جهانی تولید علم و انتخاب اول دانشمندان مسلمان برای زندگی در سال 1420»

تعیین مقاصد سامانه تولید علم

مقاصد متغیرهای قابل اندازه‌گیری هستند که موضوع آن‌ها در راستای مأموریت‌ها و مقدار آن‌ها بر اساس چشم‌انداز، منابع در دسترس و کارایی راهبردها تعیین می‌شوند. مقاصد تولید علم را می‌توان به صورت متغیرهای عمومی و یا اولویت‌های تخصصی تعیین نمود.

برخی از متغیرهای عمومی عبارتند از:

  • کاهش شدت مسائل حوزه مأموریت
  • تراز علم و فناوری در صادرات و واردات
  • افزایش ظرفیت تولید علم

مقادیر مطلوب این متغیرها بر اساس مأموریت‌های سامانه تولید علم (در مقیاس ملی: کیفیت زندگی، رشد انسان و اقتدار بین‌المللی) و با توجه به منابع در دسترس تعیین می‌شوند؛ این مقادیر با دو رویکرد پایین به بالا (از رویکرد وضعیت موجود) و بالا به پایین (از رویکرد دستیابی به چشم‌انداز) برآورد شده و مقدار نهایی با توجه مقادیر حاصل از این دو رویکردها مشخص خواهد شد.

علاوه بر متغیرهای عمومی، موضوعات پژوهشی اولویت دار را نیز می‌توان مشخص کرد، برای تعیین اولویت‌ها از روش‌هایی مانند دلفی می‌توان استفاده نمود.

برخی از معیارهای انتخاب مقاصد با رویکرد بالا به پایین عبارتند از:

  1. تأمین نیازهای حیاتی و حذف وابستگی
  2. تحول‌های پارادایمی و یا آشکار شدن فرصت‌های جدید
  3. کاهش هزینه بهره‌برداری از علم
  4. ایجاد فضاب خود باوری

مثال: دستیابی به فناوری‌های پیشرفته (مثلا فناوری‌های فضایی) می‌تواند نقش موثری در خودباروی ملی ایجاد کند. پرداختن به چنین اهدافی، دستاورهای غیر مستقیم بسیار بیشتری دارد.

مقادیر مقاصد به صورت ثابت و یا متحرک در چند مقطع زمانی (گام) تا افق چشم‌انداز تعیین می‌شوند. اگر در استقرار سامانه چالش‌های نیازمند تغییرات زیادی باشد، یک گام مقدماتی برای کسب آمادگی در نظر گرفته می‌شود؛ مقاصد در گام مقدماتی، تغییر چندانی با وضع موجود نخواهند داشت. فعالیت‌های گام مقدماتی بیشتر متمرکز بر ایجاد زیرساخت‌های لازم برای اجرایی شدن راهبردها است.

مقاصد در هنگام طراحی به صورت برون‌زا تعیین می‌شوند، اما جهت‌گیری‌های بازار علم و فناوری (که حاصل تراکنش‌های بین عوامل است) اولویت‌هایی را به صورت درون‌زا شکل می‌دهد. در راهبری سامانه تولید علم اگر مشاهده شود که اولویت‌های درون‌زا با اهداف تعیین شده هم‌راستا نیست، باید سامانه را برای هم‌راستایی اولویت‌های درون‌زا با اهداف تعیین شده تنظیم کرد و یا اهداف تعیین شده را بر اساس جهت‌گیری‌های درون‌زا اصلاح نمود.

شناسایی الزامات محیطی سامانه تولید علم

تاثیرات محیطی بر سامانه تولید علم و هم چنین تاثیرات این سامانه بر محیط، الزاماتی برای طراحی سامانه تولید علم ایجاد می‌کند. مهم‌ترین این الزامات عبارتند از:

  1. ایجاد رقابت و یا ارزیابی عملکرد سازمان‌ها: رقابت بین بنگاه‌ها و یا ارزیابی عملکرد آن‌ها تقاضا برای علم را افزایش می‌دهد.
  2. کیفیت و تناسب آموزش با نیازهای پژوهشی: کیفیت و تناسب آموزشی می‌تواند در معیارهای ارزیابی سازمان‌های آموزشی لحاظ شود.
  3. تنظیم واردات و صادرات محصولات دانش بنیان
  4. اصلاح و تقویت توجه به علم
  5. تنظیم سیاست‌های بین‌المللی در حوزه جهانی شدن
  6. تقویت تقاضا و ظرفیت جذب علم در سازمان‌های بهره بردار
  7. برقراری تناسب بین سود و مخاطره؛ سود مناسب در فعالیت‌های علمی در تناسب با سایر فعالیت‌های اقتصادی

طراحی عملیات اصلی

فعالیت‌های پژوهشی کانون سامانه تولید علم است. عملیات اصلی مرتبط با فعالیت‌های پژوهشی عبارتند از:

  1. اولویت یابی و داوری
  2. بازارهای علم و فناوری
  3. کانال‌های ارتباطی
  4. دالان‌های پژوهش

تصویر 9 : مولفه‌های عملیات اصلی

اولویت یابی و داوری

تعیین اولویت‌های پژوهشی، مهمترین مولفه برای مدیریت تولید علم است. اولویت‌های پژوهشی بر اساس شبکه مسائل محدوده مأموریت و در راستای چشم‌انداز و مقاصد تعیین یا آشکار می‌شوند.

مسائل محدوده مأموریت سامانه تولید علم از 3 طریق شناسایی می‌شوند:

  • اعلام نیازهای پژوهشی در بازار علم و فناوری
  • پیشنهادهای پژوهش‌های تکمیلی در پایان پروژه‌های پژوهشی
  • پژوهش‌های شناسایی شبکه مسائل

مسائل محدوده مأموریت علاوه بر مسائل کاربردی شامل مسائل بنیادی (در مباحث انتزاعی و نظریه پردازی) نیز هست. به‌ عبارت دیگر، مسائل نظری که موضوع پژوهش‌های بنیادی هستند در یک ساختار سلسله‌مراتبی درون شبکه مسائل حوزه مأموریت قرار گرفته و البته ممکن است به‌ طور تخصصی در سامانه تولید علم در رشته‌های بنیادی له آن‌ها پرداخته شود.

ساماندهی شبکه مسائل به صورت غیر متمرکز توسط کانون‌های حل مسئله انجام شده و این کانون‌ها نیز توسط سازمان‌های گواهی دهنده احراز صلاحیت می‌شوند. کانون حل مسئله، علاوه بر تعریف مسائل، امتیاز پژوهش‌های حل مسائل را نیز محاسبه می‌کند. امتیازهای پژوهشی برای محاسبه شاخص‌های تولید علم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نکات مهم:

  • شبکه مسائل محدوده مأموریت بیانگر نیازهای علمی بوده و متمایز از شبکه مسائل سامانه تولید علم که بیانگر وضعیت سامانه تولید علم می‌باشد است.
  • هم‌راستایی پژوهشگران با اولویت‌ها از طریق رتبه‌بندی و فرصت‌های تأمین مالی ایجاد می‌شود.

بازارهای علم و فناوری

بازار علم و فناوری فضایی برای عرضه و تقاضای فرصت‌های پژوهشی، محصولات دانش بنیان و منابع انسانی هستند. بازار علم و فناوری شامل این مولفه‌ها است:

  • پایگاه اطلاعات: فناوری‌های موجود، گزارش‌های پروژه‌های پژوهشی انجام شده، اختراعات ثبت شده و...؛
  • پایگاه مشاغل پژوهشی، متقاضیان، عرضه‌کنندگان و حامیان پروژه‌های پژوهشی
  • سازوکار قیمت‌گذاری
  • سازوکار مالکیت معنوی

در یک سامانه تولید علم ممکن است چندین بازار با موضوع یکسان وجود داشته باشند که مکمل یا رقیب یکدیگر باشند. برای شکل‌گیری بازارهای علم و فناوری باید زیرساخت‌های لازم ایجاد شود تا مؤسسات مختلف با استفاده از این زیرساخت‌های مشترک، بازارهای خود را راه اندازی نمایند.

کارکردهای بازارهای علم و فناوری عبارتند از:

  1. یافتن سریع و کم هزینه عرضه‌کنندگان و متقاضیان؛
  2. انتشار سریع یافته‌های جدید؛
  3. بهبود فرایند کشف قیمت

مثال: سامانه‌های اینوسنتیو، لینکداین و فن بازار ملی ایران نمونه‌هایی از بازارهایی هستند که برخی از کارکردهای بازار علم و فناوری را دارند.

نکته:

  • بازار علم و فناوری ممکن است اولویت‌هایی را ایجاد کند که مغایر با خط‌‌مشی‌ها باشد. در چنین مواردی باید سازوکار بازار اصلاح شود.

کانال‌های ارتباطی

تعامل بین پژوهشگران با یکدیگر و با بهره برداران علم، سرعت و کیفیت تولید علم را افزایش می‌دهد. کانال‌ها را می‌توان با چنین معیارهایی دسته‌بندی کرد:

  • مقیاس: میان فردی، بین فرد و سازمان و میان سازمانی
  • دانش قابل انتقال: ضمنی - آشکار
  • عوامل: بین پژوهشگران دانشگاهی و صنعتی، بین پژوهشگران و بهره برداران

انواع کانال‌های ارتباطی در جدول 2 معرفی شده‌اند.

جدول 2 : کانال‌های ارتباطی

ردیف کانال نمونه ها میان فردی بین فرد و سازمان میان سازمانی ضمنی آشکار بین پژوهشگران بین پژوهشگران و بهره برداران
1 مستندات وبگاه، پتنت، مقاله، کتاب، گزارش * * * *
2 ارتباط تعاملی نمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، همایش‌ها، سخنرانی‌ها، بازدید، شبکه‌های اجتماعی
3 اشتغال استخدام دانش‌آموختگان در صنعت، کار آموزی، اشتغال اساتید در صنعت، اشتغال صنعت‌گر ان در مراکز علمی * * * *
4 مبادله افراد مبادله استاد و دانشجو، فرصت‌های مطالعاتی و کاری * * * * *
5 آموزش برگزاری دوره‌های آموزشی کوتاه مدت * * * *
6 همکاری راهنمایی و مشاوره برای پایان نامه‌ها و رساله‌های دانشجویی، برنامه‌های مشترک پژوهشی * * * * *
7 پیمانکاری مشاوره و پژوهش‌های قراردادی * * * *
8 اشتراک فضاها و امکانات حضور در پارک‌های علمی و صنعتی، آزمایشگاه ها * * * * *
9 انجمن ها انجمن‌های دانشجویی، دانش‌آموختگان، صنفی، حرفه ای * * * * *
10 سازمان ها شرکت‌های زایشی دانشگاه و صنعت، استقرار در پارک‌های علمی و صنعتی * * * *

کارکردهای کانال‌های ارتباطی عبارتند از:

  1. تبادل و انتشار ایده ها
  2. شکل‌گیری جریان‌های پژوهشی غیر متمرکز

در طراحی سامانه مورد نظر، زیرساخت‌های لازم کانال‌هایی که کارکرد بیشتری دارند باید ایجاد شود. برخی از زیرساخت‌ها عبارتند از:

  1. معرفی موجودیت ها
  2. تعیین استانداردها، ارزیابی و رتبه‌بندی
  3. تأمین منابع (منابع مالی، ساختمان و ...)

دالان‌های پژوهش

«دالان خدمات» مسیری است که در آن مشتری می‌تواند مجموعه‌ای از خدمات مرتبط با هم را (که به‌ منظور دستیابی به یک هدف نهایی ارائه می‌شود)، به صورتی یکپارچه، جامع، کارا، اثربخش، در کوتاه‌ترین زمان و با یک استاندارد مشخص دریافت کند.

پژوهشگران به خدمات متعددی نیاز دارند؛ مانند منابع مالی (ضمانت، تسهیلات بانکی، جذب سرمایه و ...)؛ منابع انسانی (شناسایی و جذب نیروی انسانی توانمند، تشکیل تیم و ...)؛ تأمین تجهیزات؛ گردآوری داده‌ها، دریافت مجوزها، احراز صلاحیت، ثبت مالکیت معنوی. دالان پژوهش در راستای تسهیل دریافت خدمات و انجام تعهدات پژوهشگران بدون درگیر شدن در فرایندهای متنوع سازمان‌های ارائه دهنده خدمات طراحی می‌شود.

کارکردهای دالان پژوهش عبارتند از:

  1. تکمیل، یکپارچه‌سازی، ارتقای کیفیت خدمات پژوهشی
  2. پیگیری عرضه و راه اندازی خدمات مفقوده
  3. ایجاد بستر ارتباطی برای تعامل بین پژوهشگران، کارفرمایان و ارائه دهندگان خدمات
  4. هماهنگی بین عوامل
  5. پایش و پیگیری مسائل پروژه‌های پژوهشی

زیرساخت‌ها

زیرساخت‌ها به 4 دسته تقسیم می‌شوند: زیرساخت‌های محتوایی، اجرایی، انگیزشی و راهبری

تصویر 10 : زیرساخت‌ها

زیرساخت‌های راهبری در «مرحله طراحی» سامانه تولید علم طراحی شده و در «مرحله راهبری» به کار می‌آیند. مهم‌ترین زیرساخت‌های راهبری عبارتند از: سازماندهی کلان، سامانه پایش و سازوکار بازنگری

اصطلاح نامه ها

اصطلاح، واژه به کاررفته برای بیان یک مفهوم است. هر اصطلاح بیان کننده یک ویژگی بوده و با نسبت دادن آن به موضوع، آن موضوع را نشان دار می‌کنند. واژه‌های «برچسب» و «کلیدواژه» نیز همان معنای اصطلاح را دارند. با برقراری روابط بین کلیدواژه‌ها (اصطلاح‌ها)، اصطلاح نامه شکل می‌گیرد؛ اصطلاح نامه، سامانه‌ای از واژگان ساختار یافته و مهار شده است.

کارکردهای اصطلاح نامه عبارتند از:

  1. ساماندهی و بازیابی مستندات و اشخاص
    • حذف یافته‌های غیر مرتبط با صرفا در بردارنده واژه‌های جستجو شده هستند
    • پیشنهاد عبارت‌های جستجوی دیگر بر اساس ارتباط بین کلیدواژه ها
  2. مدیریت موضوعات
    • ایجاد زبان مشترک بین افراد با تعریف واژه‌های کنترل شده و یکسان
    • ایجاد الگوی‌های ذهنی مشترک در تقسیم‌بندی موضوعات
    • آشکار شدن نحوه توزیع مستندات و تخصص‌ها در موضوعات مختلف
    • تعریف دقیق محدوده مستندات
  3. تدوین محتوای یک سند
    • پیشنهاد واژه‌های مرتبط برای انتخاب واژه مناسب در متن
    • شناسایی غلط‌های معمول املایی

پایگاه‌های داده

داده‌های پژوهشی مجموعه‌ای از اطلاعات تولید شده توسط جامعه پژوهشی و یا برای استفاده جامعه پژوهشی بوده و در سه دسته طبقه‌بندی می‌شوند: دانشنامه، اسناد، داده‌های رقمی. داده‌های رقمی از طریق سرشماری، پیمایش‌ها، داده‌های ثبتی اداری گردآوری شده و در علوم طبیعی داده‌های پژوهشی حاصل مشاهدات از جهان طبیعی و فیزیکی و یا مشاهدات آزمایشگاهی می‌باشد.

پایگاه‌های داده‌های پژوهشی با عناوینی مانند «مرکز آرشیو داده ها»3 و «سیستم انتشار اطلاعات عمومی» 4 نیز نامیده می‌شوند.

پایگاه داده‌های پژوهشی باید دارای چنین ویژگی‌هایی باشد:

  1. باز بودن: دسترسی همگانی و حداکثری به داده‌هایی که با هزینه عمومی تولید شده‌اند.
  2. شفافیت در دسترسی و توزیع فعالانه داده‌ها: مدیریت داده‌های پژوهشی باید نظام توزیع فعالانه‌ای داشته باشد که داده‌های پژوهشی را در هر جا و در هر بستر و ساختاری به همراه فرا داده5 و مدت زمان دسترسی و استانداردها و پروتکل‌های مورداستفاده در اختیار محققین بگذارد.
  3. ملاحظات قانونی و حقوقی در تولید و دسترسی به داده‌ها: در فرایند نظام مدیریتی داده‌های پژوهشی، افراد حقیقی و حقوقی و نهادهای متعددی می‌توانند دخیل و همکاری داشته باشند. نقش هر یک از این نهادها و حوزه مسئولیت آن‌ها در قالب استانداردهای حرفه‌ای، قانونی و رسمی مشخص می‌شود. به‌ طور مثال مسئولیت و حقوق تولیدکنندگان داده‌ها، مالکین حقوقی داده‌ها، ترتیبات مالی، شرایط و نحوه اجازه و دسترسی و محدودیت‌های استفاده از داده‌ها باید در مدیریت چرخه داده‌های پژوهشی مشخص باشد.
  4. مسئولیت رسمی: ترتیبات دسترسی باید وظایف رسمی نهادها را آشکارا مشخص نماید. قواعد و قوانین و مسئولیت‌های همه نهادهای درگیر تولید و نگهداری داده‌های پژوهشی که به موضوعات مالکیت، تولید و توزیع و ترتیبات مالی، قواعد اخلاقی و شرایط مجوز دسترسی و تعهد و آرشیو داده‌ها مرتبط می‌باشند از آن جمله هستند.
  5. حرفه‌ای بودن: وضع و اجرای مقررات مربوط به نحوه انجام وظایف و اعتماد دوطرفه میان پژوهشگران و نهادها و مراکز تحقیقاتی به اجرای صحیح مقررات رفتاری کمک خواهد کرد. نظام تشویق و پاداش به پژوهشگران حرفه‌ای از طریق حق انحصاری دسترسی به داده‌های ارزشمند و درعین حال حساس ازجمله روش‌های پیشنهادی است.
  6. مشترک بودن استانداردها: استانداردهای فن، نرم‌افزارها و پروتکل‌ها باید نحوه دسترسی و استفاده‌های چندگانه از داده‌های پژوهشی و نهایتاً مشترک بودن استانداردها را توسط سازمان‌های مختلف دخیل در مدیریت داده‌ها مشخص نمایند.
  7. کیفیت داده‌ها: ارزش داده‌ها به کیفیت آن‌ها بستگی دارد. منابع داده‌ها باید اصیل و داده‌ها عاری از هرگونه خطا و اشتباه و یکپارچه باشند. کیفیت بدین معناست که شرایط مبهم مرتبط با تولید داده‌ها (مانند فن‌های مورداستفاده در جمع‌آوری، آرشیو، مقیاس‌های اندازه‌گیری و توزین آن‌ها) توضیح داده شود.
  8. کارایی عملیاتی: یکی از اهداف اصلی مدیریت چرخه داده‌های پژوهشی بالا بردن کارایی تولید و دسترسی داده‌های پژوهشی به صورت میان رشته‌ای و بین رشته‌ای است که از تکرارهای غیرضروری و هزینه بر جلوگیری می‌نماید. کارایی مدیریت چرخه داده‌ها با اتخاذ روش‌های نوین در کاهش هزینه‌ها باید افزایش یابد.
  9. انعطاف‌پذیری: از دیگر ویژگی‌های داده‌های پژوهشی انعطاف آن نسبت به نحوه همکاری جوامع علمی و نیاز آن‌ها در ارتباط با همکاری‌های بین‌المللی و ملی میان رشته‌ای و بین رشته‌ای است. انعطاف‌پذیری یعنی پذیرش شرایط بسیار متحول و غیرقابل پیش‌بینی جهان امروز ازنظر فنّاوری و نیازمندی‌ها و سامانه هاست.
  10. حق مالکیت: مسئله مالکیت معنوی نهادها و افراد باید در نظام مدیریت داده‌های پژوهشی کاملاً رعایت شود.
  11. پاسخ گویی: ارزیابی عملکرد مدیریت چرخه داده‌ها توسط کاربران نهادهای تحقیقاتی و حامیان مالی پروژه‌ها در فواصل زمانی معین باید صورت پذیرد.
  12. تداوم: توجه لازم و کافی باید به اصل تداوم در مدیریت چرخه داده‌های پژوهشی صورت پذیرد. بدان معنی که مسئولیت اداری ادامه فعالیت مدیریت چرخه داده‌ها دائمی و با اهداف بلندمدت باشد.
  13. ایمن‌‌سازی داده‌ها: مدیریت داده‌های پژوهشی باید ابزار و امکانات حفاظت از جامعیت و امنیت داده‌ها را در برابر تهدیداتی چون از بین رفتن، گم شدن، تغییرات ناخواسته و دسترسی غیرمجاز چه به صورت عمدی و یا غیرعمدی پیش‌بینی نماید.

کارکردهای پایگاه‌های داده‌های پژوهشی عبارتند از:

  1. تأمین داده‌های مورد نیاز برای پروژه‌های پژوهشی با هزینه و کیفیت بهتر
  2. امکان بررسی موضوعات جدید با داده‌هایی که توسط پژوهشگران قبلی صورت نپذیرفته است.
  3. امکان ترکیب داده‌های تولیدی از منابع مختلف و ایجاد یک مجموعه بزرگ‌تر از داده‌های غنی جدید
  4. امکان تحقیقات بین رشته‌ای با استفاده از داده‌های حوزه‌های مختلف علمی و همکاری آن ها

دسترسی همگانی به داده‌ها امکان بهره‌برداری بیشتر از سرمایه‌گذاری انجام شده در تحقیقات را فراهم می‌آورد. گسترش و توسعه دسترسی به داده‌های پژوهشی برای عموم موجب تولید ثروت از طریق تجاری‌‌سازی یافته‌ها و ارائه مشاوره به تصمیم‌گیران در مورد مسائل پیچیده را فراهم می‌کند.

چارچوب‌ها

چارچوب، یکپارچه کننده محتواهای مرتبط با یک موضوع به صورتی عام است. عام (کلی) بودن چارچوب به معنای بیان کردن مشخصه‌های مشترک بین مصادیق است. چارچوب ازیک طرف دربردارنده مفاد محتواهای بالادستی (مانند قوانین، مقررات، نظریه‌ها، ایده‌ها و …) هستند که در طراحی یا شناسایی یک موضوع باید موردتوجه قرار گیرند؛ و از طرف دیگر، محتوایی عام بوده و می‌تواند به عنوان بازبینه (چک لیست) برای تولید محتوا در موارد خاص استفاده شود.

کارکردهای چارچوب‌ها عبارت‌اند از:

  1. افزایش سرعت و کیفیت جذب اطلاعات: با تفکیک چارچوب از اطلاعات مصداقی، حجم اطلاعات، کاهش یافته که با توجه به محدودیت‌های ادراکی و زمانی به سرعت مطالعه و درک مطلب کمک می‌کند. البته افرادی که نیاز به اطلاعات بیشتر داشته باشند می‌توانند علاوه بر نمونه‌ای که بدون ذکر موارد کلی تنظیم شده، چارچوب آن را نیز مطالعه نمایند.
  2. افزایش کیفیت: با رعایت جامعیت، یکپارچگی، صحت، دقت و آشکاری در چارچوب‌ها (که تعداد آن‌ها کمتر از نمونه‌ها است) و تلاش برای انطباق محتوای نمونه با چارچوب‌ها، طراحی و تدوین نمونه‌های با کیفیت آسان‌تر می‌شود. با استفاده از چارچوب‌ها، محتواها از ابتدا یکپارچه تدوین می‌شوند. به جای اینکه محتواهای متعددی تولیدشده و سپس به دنبال یکپارچه نمودن آن‌ها باشیم؛ معلومات از ابتدا به‌ طور یکپارچه تولید می‌شوند. چارچوب‌ها با فراغت بیشتر و توسط افراد متخصص‌تر طراحی می‌شوند و کیفیت دانش آن‌ها با سهولت بالایی به نمونه‌ها تسری می‌یابد.
  3. افزایش کارایی: افراد با استفاده از چارچوب‌ها بدون نیاز به آموزش‌های طولانی و تخصصی می‌توانند در تولید دانش مشارکت نمایند؛ یک چارچوب یک بار (با کیفیت بالا) طراحی می‌شود و بارها مورداستفاده قرار می‌گیرد. با تفکیک چارچوب از جزییات اقتضائی، به‌هنگام‌‌سازی معلومات ساده‌تر می‌شود؛ از یک چارچوب می‌توان برای تدوین محتوای موضوعات متعدد یا مصادیق متعدد یک موضوع در زمان‌های مختلف استفاده نمود.
  4. انباشت اطلاعات و دانش: با تنوع نمونه‌ها، تغییر شرایط و کسب تجارب و همچنین تغییرات محتواهای بالادستی چارچوب هستند، چارچوب‌ها بهنگام شده و به تدریج غنی‌تر می‌شوند؛ محتوای اسناد مصداقی معمولاً بازنگری نشده و ایده‌ها و نکات مهم آن‌ها در محتواهای بعدی جریان نمی‌یابد. به‌ عبارت دیگر، چارچوب‌ها نقش حافظه بلندمدت را دارند.
  5. اشتراک اطلاعات و دانش: ایده‌ها و نکاتی که در نمونه‌ها مطرح می‌شوند، عمومیت یافته و به چارچوب‌ها اضافه می‌شوند و با استفاده از محتوای ساماندهی شده در چارچوب‌ها، طرح‌ها در نمونه‌های دیگری، این ایده‌ها و نکات به آن‌ها انتقال می‌یابد.
  6. استانداردسازی: می‌توان از چارچوب به عنوان مبنایی برای نقد و ارزیابی محتواهای تولیدشده استفاده کرد.

سازمان‌های علمی

انواع سازمان‌های علمی به تفکیک کارکردها عبارتند از:

  1. دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شرکت‌های مطالعاتی و مشاوره‌ای، واحدهای تحقیق و توسعه، اندیشکده ها
  2. پارک‌ها و شهرک‌های علم و فناوری
  3. صندوق‌های حمایتی، سرمایه‌گذاران، شتاب دهنده ها
  4. کانون‌های حل مسئله
  5. فرهنگستان‌ها، انجمن ها
  6. مؤسسات مالکیت فکری، برگزارکنندگان همایش‌ها و نمایشگاه‌ها،
  7. مؤسسات انتشاراتی
  8. مؤسسات رتبه‌بندی

کارکردهای سازمان‌های علمی عبارتند از:

  1. ایجاد ظرفیت‌های پژوهشی: تأمین فضا، تجهیزات، منابع انسانی و ...
  2. ساماندهی منابع
  3. مدیریت پروژه‌های پژوهشی

فناوری پژوهش

توانایی انجام فعالیت‌های پژوهشی در مواردی نیاز به تجهیزات و افراد متخصص دارد که بست به مورد باید فراهم شود.

مثال: برای برخی از آزمایش‌های علمی، لازم است آزمایشگاه‌های تخصصی ایجاد شود.

یکی از عمومی‌ترین فناوری‌ها، فناوری اطلاعات و ارتباطات است که قابلیت‌های متعددی برای انجام فعالیت‌های علمی فراهم می‌کند. این قابلیت‌ها با رویکردهای پژوهش الکترونیکی6، علم الکترونیکی7، رایانش اجتماعی8، همکاری انبوه 9، جمع سپاری10 و محیط پرورش سازمان مجازی11 مطرح شده‌اند که مبتنی بر وب 2 12 بوده و دربردارنده ایده‌های بسیار اثربخش و کارا برای فعالیت‌های علمی هستند.

پژوهش الکترونیکی بیانگر کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات برای اجرای روش‌های جدید پژوهش است. پژوهش الکترونیکی فراتر از کامپیوتری کردن فعالیت‌های ارتباطی و صفحه ارایی است. پژوهش الکترونیکی ابزارها و تکنیک‌های جدیدی برای افزایش کارایی و اثربخشی محقق فراهم می‌کند. پژوهش الکترونیکی، رشد سریعی در بسیاری از زمینه‌های دانشی از علوم طبیعی گرفته تا علوم انسانی دارد. پژوهش به سمت برخط شدن حرکت می‌کند و به‌ طور فزاینده‌ای در مشارکت‌های مقیاس وسیع و چند سازمانی انجام می‌شود.

تأمین مالی

مصارف مالی پژوهش شامل ایجاد دارایی‌ها و هزینه‌های جاری می‌شود. متناسب با انواع هزینه‌ها، منابع مالی برای ایجاد دارایی‌ها (سرمایه ثابت) و هزینه‌های جاری باید تأمین شود. البته مرز هزینه‌های جاری و ایجاد دارایی در فعالیت‌های علمی متفاوت از فعالیت‌های ساخت کالا است. هزینه‌ای که به نیروی انسانی پرداخت می‌شود علاوه بر اینکه در تولید محصول (علم) تاثیر می‌گذارد، موجودی علم کارکنان را نیز که خود نوعی دارایی است افزایش می‌دهد.

روش‌های تأمین مالی فعالیت‌های پژوهشی، عبارتند از:

  • سرمایه‌گذاری
  • قرض؛ تأمین نقدینگی مثلا به‌ روش اعتبار خریدار
  • کمک بلاعوض؛ جایزه، پژوهانه و ...
  • ضمانت

منابع مالی برای پژوهش عبارتند از:

  • منابع داخلی سازمان‌ها و یا پژوهشگران
  • پشتیبان‌های مالی: صندوق‌های حمایتی، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها، شتاب دهنده ها
  • منابع عمومی: درآمدهای مالیاتی، انفال
  • وقف

در موقعیت‌های مختلف، باید باید ترکیب مناسبی از روش‌ها و منابع را بکار گرفت. منابع پژوهش‌های کاربردی معمولا توسط ذی‌نفعان تأمین می‌شود. اما ممکن است پژوهش‌های بنیادی تأمین مالی نشوند که باید از منابع عمومی و وقف تأمین مالی شوند. برخی از گزینه‌ها عبارتند از:

  1. پژوهش‌هایی که سطح آمادگی فناوری 13 آن‌ها پایین است، کمک بلاعوض دریافت نمایند. اگر به پژوهش‌هایی که در سطوح پایین فناوری قرار دارند، با روش قرض تأمین مالی شوند، بازپرداخت قرض فشار زیادی را به مجریان پژوهش وارد می‌کند. زیرا مجبور خواهند شد بدون کسب عایدی، منابع دریافتی را بازپرداخت کنند.
  2. پژوهش‌هایی که سطح آمادگی متوسط دارند، ترکیبی از کمک بلاعوض و قرض برای آن‌ها مناسب است.
  3. پژوهش‌هایی که سطح آمادگی فناوری بالایی دارند، سازوکار سرمایه‌گذاری و یا قرض مناسب است. اگر به چنین پژوهش‌هایی کمک بلاعوض داده شود، انگیزه‌های تجاری‌‌سازی به اندازه کافی قوی نخواهد شد.

مثال: می‌توان پروژه‌های مشترک پژوهشی بین دو یا چند سازمان تعریف نمود و 50% از هزینه پژوهش از محل منابع عمومی و یا وقف و مابقی توسط یک یا چند بهره بردار تأمین شود. مثلا 5 شرکت هرکدام 10% از هزینه پژوهش را پرداخت می‌کنند.

بازار سرمایه می‌تواند یکی از کانال‌های تجهیز منابع مالی برای فعالیت‌های علمی‌باشد. شاخص‌های عملکرد بورس به عنوان شاخص‌هایی برای ارزیابی اقتصاد فعالیت‌های علمی می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین بورس اوراق بهادار نیز به عنوان یک زیرساخت نرم می‌تواند برای دستیابی به اهدافی چون: افزایش شفافیت، بهبود اعمال مالکیت، تولید اطلاعات، بهبود توزیع درآمد و...، به کار گرفته شود.

منابع عمومی بهتر است در قالب صندوق مدیریت شود. بودجه‌های دولتی به جای اینکه به‌ طور مستقیم به پروژه‌های پژوهشی تخصیص یابد، باید صرف ایجاد و یا افزایش سرمایه صندوق‌ها شود؛ به این ترتیب تاثیر محدودیت‌های بودجه‌های دولتی کاهش یافته و علاوه بر این، گردش مالی صندوق‌ها باعث استفاده بهتر از منابع خواهد شد. برخی از این محدودیت‌های بودجه‌های دولتی عبارت‌اند از:

  1. بودجه‌ها ممکن است به‌ طور کامل تخصیص نیابند و یا در سال‌های آتی کاهش یابند. بنابراین تعهدات ایجاد شده با مشکل مواجه خواهد شد.
  2. معمولا برای بودجه مهلت‌های یک ساله در نظر گرفته می‌شوند؛ الزام بازگشت به بودجه یا باعث عدم استفاده از منابع شده و یا باعث مصرف آن‌ها در موارد بدون اولویت می‌شوند.

سامانه مشاغل پژوهشی

«تعریف مشاغل پژوهشی» بستری برای تعامل همه ذی‌نفعان پژوهش فراهم می‌کند. در این سامانه مشخصه‌های شغلی (شامل وظایف، دانش‌ها، مهارت‌ها و ...) متناسب با انواع پژوهش‌ها مشخص می‌شود. یکسانی تعریف مشاغل پژوهشی و روش‌های آزمون در این سامانه، باعث تسهیل ارتباط بین کارفرمایان، پژوهشگران، مراکز آموزشی و مراکز آزمون می‌شود. همچنین امکان تولید و طبقه‌بندی داده‌های فعالیت‌های پژوهشی را فراهم می‌کند.

مولفه‌های پایگاه مشاغل پژوهشی عبارتند از:

  • مشخصه‌های مشاغل پژوهشی
  • طبقه‌بندی مشاغل
  • اطلاعات پژوهشگران

کارکردهای سامانه مشاغل برای کارفرمایان پروژه‌های پژوهشی عبارتند از:

  1. تسهیل برنامه‌ریزی منابع انسانی درون سازمان: اطلاعات پایه مشاغل نه تنها برای تعامل یک سازمان با محیطش مفید است، بلکه برای فرایندهای درونی سازمان نیز قابل استفاده است. اطلاعات پایه مشاغل که در بردارنده ویژگی‌های مورد نیاز بر‌ای هر شغل است امکان شناسایی پتانسیل‌های موجود، شناسایی نیازهای آموزشی، انتصابات و طراحی مسیر‌های شغلی را فراهم می‌کند.
  2. یافتن و افزایش دقت در جذب نیروی انسانی: با افزایش دقت در توصیف مشخصات افراد مورد نیاز و استفاده از آزمون‌های استاندارد در انتخاب پژوهشگر، امکان جذب متناسب‌ترین افراد و در نتیجه افزایش کیفیت پژوهش فراهم می‌شود. همچنین هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم جذب افراد نامناسب کاهی می‌یابد.

کارکردهای سامانه مشاغل برای پژوهشگران عبارتند از:

  1. اطلاع دقیق از بازار کار شامل شغل‌های مورد نیاز، متوسط درآمد هر شغل، آینده هر شغل.
  2. امکان برنامه‌ریزی فردی برای افزایش توانمندی‌های لازم: این سامانه سلایق و توانمندی‌های هر فرد را شفاف کرده، مشاغل متناسب با او را پیشنهاد می‌دهد. با توجه به مشخص بودن ویژگی‌های هر شغل دوره‌های آموزشی مورد نیاز نیز معلوم می‌شود.
  3. افزایش رضایت شغلی و ارتقای عملکرد: سامانه مشاغل به پژوهشگران در انتخاب مشاغل مناسب با توانائی‌ها و انگیزه‌های شان کمک می‌کند. تطابق شغل و شاغل باعث افزایش رضایت شغلی و ارتقای عملکرد می‌شود

پژوهشگران با استفاده از این اطلاعات این بازار، علاوه بر آگاهی از مشاغل درخواست شده، از روند‌ها و پیش‌بینی‌های فرصت‌های شغلی، سطح کارمزد و تخصص‌ها و شرایط مربوط به انواع مشاغل، دوره‌های آموزشی و آزمون‌های معتبر و... نیز مطلع شوند.

کارکردهای سامانه مشاغل برای مؤسسات آموزشی عبارتند از:

  1. شناسایی نیازهای آموزشی: با آشکار شدن تقاضای‌های دقیق کارفرمایان، نیازهای آموزشی با صحت و دقت بیشتری مشخص می‌شوند.
  2. طراحی دوره‌های آموزشی جذاب و موفق: با توجه به افزیش آگاهی دانشجویان از نیازهای خود، دوره‌هایی که خوب طراحی شوند با استقبال مواجه شده و افزایش اشتغال دانش‌آموختگان در شغل‌های مرتبط دوره‌های طی شده را در پی خواهد داشت.

در این سامانه، پایگاه داده‌ای از تقاضا و عرضه برای مشاغل پژوهشی در حال و آینده حاصل خواهد شد که می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی ذی‌نفعان سامان تولید علم باشد.

رتبه‌بندی

رتبه‌بندی افراد و سازمان‌ها، سازوکار بسیار موثری برای جهت دهی و هم‌راستایی فعالیت‌های پژوهشی است. البته رتبه‌بندی به تنهایی نمی‌تواند باعث تغییر رفتار شود، منوط کردن صدور مجوزها و امتیازات، ارائه کمک‌ها، تسهیلات، تخفیفات و سایر خدمات به داشتن رتبه‌ی مناسب، «حفظ و ارتقای رتبه» را معنی دار می‌کند.

کارکردهای رتبه‌بندی عبارتند از:

  1. اجرایی شدن اهداف، راهبردها و خط‌‌مشی‌ها با قرار گرفتن آن‌ها در معیارهای رتبه‌بندی
  2. ارتقای عملکرد عوامل؛ افزایش رقابت سالم برای ارتقای رتبه؛
  3. تولید اطلاعات برای برنامه‌ریزی و پایش وضعیت پژوهش
  4. تعیین صلاحیت در امور مختلف؛

شاخص‌های متعددی برای ارزیابی و رتبه‌بندی تولید علم مطرح شده‌اند که هر کدام بخشی از موضوعات و فعالیت‌های تولید علم را پوشش می‌دهند؛ بسیاری از این شاخص‌ها مبتنی بر داده‌های استنادی هستند اما شاخص‌های استنادی خطاهای زیادی برای ارزیابی تولید علم دارند. برخی از شاخص‌های که کارکردهای رتبه‌بندی را تقویت می‌کند عبارتند از:

  1. حل مسئله‌های دارای اولویت
  2. تقلب علمی خود یا افراد تحت نظر
  3. توانایی و اشتغال دانش‌آموختگان
  4. همکاری با دالان پژوهش (تأمین مکان، تجهیزات و ... برای پژوهشگران اعم از داخلی و خارجی)
  5. مشارکت در تولید اصطلاح نامه، دانشنامه و چارچوب

همه اشخاص و فعالیت‌های پژوهشی از جمله موارد زیر باید رتبه‌بندی شوند:

  1. همه افراد جامعه (نه فقط اعضای هیات‌های علمی)
  2. سازمان‌های علمی
  3. همایش‌ها، نشریات و ...
  4. بهره برداران: سازمان‌هایی از تقاضای موثر پژوهشی داشته و یا از دستاوردهای پژهشی استفاده می‌کنند.

اهرم‌های مالی

جوایز، مالیات، یارانه و تخصیص منابع مالی، اهرم‌هایی هستند که باید در طراحی سامانه تولید علم تعبیه شده و در هنگام راهبری سامانه از آن‌ها استفاده کرد.

جوایز شامل پاداش‌های مالی و نشان هستند. کارکردهای اعطای جایزه برای فعالیت‌ها و دستاوردهای علمی عبارتند از:

  1. تأمین منابع مالی فعالیت‌های پژوهشی
  2. معرفی افراد و سازمان‌های موفق
  3. انگیزش پژوهشگران و مدیران

تنظیم شرایط فعالیت‌ها و محصولات

مدیریت سامانه با تعیین شرایط فعالیت‌ها، محصولات، فرایندها و قیمت‌ها (تعیین محدوده مجاز قیمت برای برخی از محصولات) می‌تواند بر رفتار عوامل اثر بگذارد. زیرساخت‌های لازم برای اعمال چنین مواردی باید در طراحی سامانه پیش‌بینی شده تا در هنگام راهبری قابل استفاده باشند. البته برخی شرایط در خارج محیط سامانه تولید علم (به عنوان الزامات محیطی) باید اعمال شوند.

مثال: با تدوین و اجرای استاندارهای کیفیت محصول، تولیدکنندگان ملزم به ارتقای کیفیت شده و تقاضا برای علم افزایش می‌یابد.

سازماندهی ستاد مدیریت

زیرسامانه‌های تولید علم در راستای خط‌‌مشی خودسازماندهی به گونه‌ای باید طراحی شوند که فعالیت‌های تولید علم به صورتی یکپارچه و توزیع شده (بدون نیاز به کنترل مرکزی) انجام شوند؛ بنابراین «سازمان مدیریت سامانه تولید علم» باید کوچک و چابک باشد. مأموریت‌های واحدهای راهبری عبارتند از:

  1. رسمیت بخشیدن به طرح‌های سامانه تولید علم
  2. استقرار زیرسامانه ها
  3. تنظیم ورودی‌های سامانه بر اساس نتایج پایش
  4. اصلاح و بازنگری ساختار سامانه تولید علم
  5. اصلاح فرهنگ؛ عرف‌های تأثیرگذار بر عوامل و روابط آن‌ها.
  6. احراز صلاحیت و صدور گواهی ریشه

انجام این مأموریت‌ها در مقیاس ملی را می‌توان در 2 سطح سازماندهی کرد:

  1. شورای علم و فناوری
  2. دستگاه اجرایی: معاونت، وزارت یا سازمان

سامانه پایش

پایش، آگاهی از وضعیت یک سامانه (موضوع) در طول زمان (گذشته، حال و آینده) است. مولفه‌های اصلی سامانه پایش عبارتند از: مخاطبان، شاخص‌ها و گزارش‌ها. شاخص‌ها، متغیرهای انتخاب شده برای توصیف وضعیت هستند که مقادیر آن‌ها به صورت گزارش‌هایی به اطلاع مخاطبان رسانده می‌شود.

شناسایی مخاطبان

سامانه پایش برای کسب آگاهی مخاطبان و تاثیر‌گذاری بر رفتار آن‌ها طراحی و فعال می‌شود. شناسایی مخاطبان و نیازها متناظر با یکدیگرند. گاهی مخاطبانی مطرح می‌شوند که باید نیازهای آن‌ها را پیدا نمود، گاهی اهدافی برای پایش تعیین شده‌اند که باید مخاطبان آن‌ها را شناسایی کرد.

مخاطبان سامانه تولید علم در مقیاس ملی عبارتند از:

  1. مقامات حکومتی در مقیاس ملی
  2. مقامات حکومتی در مقیاس محلی
  3. مسئولان مدیریت تولید علم
  4. صاحب نظران، پژوهشگران و دانشجویان
  5. عموم مردم

مخاطبان در هر یک از این دسته‌ها بر اساس میزان دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی می‌شوند؛ سطح دسترسی بر اساس معیارهای زیر مشخص می‌شود:

  • اطلاعات مورد نیاز: سطح دسترسی به اطلاعات با توجه به موضوعات و دقت (جزئیات) مورد نیاز در ارائه اطلاعات مشخص می‌شود. به‌ عبارت دیگر بر اساس این که هر مخاطب در چه دوره زمانی به اطلاعات نیاز دارد، دسترسی تعریف می‌شود.
  • فرصت خودسازماندهی: شاخص‌ها دارای اثرات جانبی هستند و اگر دسترسی به اطلاعات مربوط به آن‌ها مدیریت نشود ممکن است، اثر منفی بر عملکرد داشته باشند. به‌ منظور جلوگیری از انباشت اطلاعات و کاهش کارایی اطلاعاتی و تحقق پیدا کردن خودسازماندهی در بین افراد، لازم نیست همه اطلاعات بلافاصله در اختیار افراد سطوح بالا قرار گیرد. به عنوان مثال برخی از اطلاعات مربوط به دادگستری در وهله اول لازم است در دسترس رئیس دادگستری قرار گیرد تا فرصت اصلاح عملکرد برای وی فراهم شود.
طراحی شاخص‌ها

وضعیت یک سامانه را با مقادیر متغیرهای متعددی می‌توان توصیف کرد، اما برای پایش، باید برخی از متغیرها را به عنوان شاخص انتخاب نمود و مقادیر آن‌ها اندازه‌گیری، تحلیل و گزارش شود. اندازه‌گیری مقادیر همه متغیرها هزینه‌های زیادی داشته و از طرف دیگر ارائه اطلاعات بیش از حد به مخاطبان، مفید نیست و با توجه به محدودیت‌های زمانی و ذهنی حتی ممکن است زیان آور نیز باشد.

معیارهای اصلی انتخاب شاخص‌ها عبارت‌اند از:

  1. روایی
  2. پایایی
  3. امکان‌پذیری
  4. تاثیرگذاری

این معیارها را می‌توان در قالب پرسش‌های زیر بررسی نمود:

  1. آیا هر یک از شاخص‌ها، همان چیزی را که مورد نظر است اندازه‌گیری می‌کند؟
  2. آیا متغیرهای جانشین، تناسب کافی با موضوع دارند؟
  3. آیا شاخص‌های معروف، باعث بی توجهی به همه مولفه‌ها نشده است؟
  4. آیا مجموعه شاخص‌ها، تمامی مولفه‌های موضوع مورد نظر را پوشش می‌دهند؟ آیا برای تصمیم‌گیری‌ها کافی هستند؟
  5. آیا روابط بین شاخص‌ها به خوبی شناسایی شده است؟
  6. اگر شاخص‌ها چند بار در طول زمان یا توسط افراد مختلف در یک زمان اندازه‌گیری شوند، مقادیر یکسانی حاصل می‌شود؟
  7. آیا مقادیر شاخص‌های انتخاب شده با مقادیر شاخص‌های مشابه برای همان موضوع، هماهنگ است؟
  8. در شاخص‌های ترکیبی، زیر شاخص‌ها به درستی ترکیب شده اند؟
  9. آیا همه شاخص‌های انتخاب شده، لازم هستند؟
  10. آیا می‌توان مقادیر شاخص‌ها را اندازه‌گیری کرد؟
  11. اگر اندازه‌گیری مقادیر شاخص‌ها با نظرسنجی انجام می‌شود، آیا مفاهیم بسیار کلی یا کلان پرسیده می‌شوند که باعث کاهش دقت پاسخ گویی می‌شود؟
  12. آیا اندازه‌گیری مقادیر شاخص‌ها، هزینه قابل قبولی دارد؟
  13. آیا مخاطبان به سادگی معنای شاخص‌ها را می‌فهمند و به درستی تفسیر می‌کنند؟
  14. آیا شاخص‌ها امکان پیش‌بینی و پیشگیری در زمان مناسب را فراهم کنند؟ پس از کسب اطلاعات شاخص‌ها، هنوز فرصت برای اقدام مناسب فراهم است؟
  15. آیا شاخص‌ها، آثار جانبی منفی بر عملکرد عوامل نمی‌گذارند؟

برای تعیین روش اندازه‌گیری شاخص‌ها، روش اندازه‌گیری داده‌ها، مراجع اندازه‌گیری و صحه گذاری، محاسبات و روش برخورد با داده‌های ناقص باید مشخص شود.

ارزش گذاری مقادیر شاخص‌ها

مقادیر مطلوب شاخص‌ها بر اساس ارزش‌های بنیادی محاسبه می‌شوند. این مقادیر با دو روش قابل محاسبه هستند:

  1. اهداف: اگر طرح موضوع مورد نظر، قبلا طراحی شده یا در حال طراحی باشد، مقادیر مطلوب شاخص‌ها به سادگی قابل تعیین است؛ برخی از شاخص‌ها همان اهداف و راهبردهای طرح بوده که حالت مطلوب آن‌ها تعیین شده است، سایر شاخص‌ها نیز براساس مقادیر تعیین شده، محاسبه می‌شوند. اگر اهداف مشخص نشده باشند، با همان روش‌هایی که اهداف طراحی می‌شوند می‌توان مقادیر مطلوب شاخص‌ها را نیز تعیین کرد. استفاده از نظر خبرگان، مقادیر تعیین شده در قوانین و مقررات و ... روش‌های سر انگشتی برای محاسبه مقادیر مطلوب هستند.
  2. مقایسه: با مقایسه مقادیر یک شاخص در روند زمانی خودش و یا مقادیر شاخص در موضوعات مشابه می‌توان حدودی را برای تغییرات تعیین نموده و برآورد اولیه‌ای از مقادیر نامطلوب بدست آورد.

برای شاخص‌های مهم می‌توان چندین سطح هشدار در نظر گرفت و نوع مخاطبان، نحوه گزارش‌دهی و نحوه واکنش را بر اساس آن‌ها تعیین نمود.

تعریف گزارش ها

مخاطبان به دو صورت می‌توانند اطلاعات مورد نیاز را کسب کنند:

  • میدانی: در این روش‌ها مخاطب به‌ طور مستقیم، اطلعات را دریافت می‌کند. روش‌های پایش میدانی عبارتند از: بازید، ملاقات
  • اسنادی: در این روش‌ها مخاطب از اطلاعات مستند شده استفاده می‌کند. روش‌های پایش اسنادی عبارتند از: داشبورد، گزارش تحلیلی
سازمان دهی پایش

مدیریت سامانه پایش تولید علم در مقیاس ملی، در یک واحد سازمانی دستگاه اجرایی مدیریت علمی کشور (معاون رئیس جمهور، وزارت علم و ... ) سازماندهی می‌شود. مأموریت‌های این واحد عبارتند از:

  1. مدیریت کلان اندازه‌گیری شاخص‌ها، تحلیل و گزارش‌دهی
  2. اصلاح و تکمیل چارچوب‌ها بر اساس نتایج مطالعات و بازخوردهای دریافتی از مخاطبان
  3. تأمین و تخصیص منابع مورد نیاز جهت فعالیت‌های سامانه پایش
  4. تعامل با نهادها و سازمان‌های مرتبط

بخشی از فعالیت‌های سامانه پایش به‌ ویژه فعالیت‌های تحلیلی را باید به صورت غیر متمرکز (شبکه‌ای از متخصصان را در قالب یک سازمان مجازی) سازماندهی شود؛ ویژگی‌های این روش عبارتند از:

  1. استفاده بیشتر از منابع انسانی: افراد ضمن انجام وظایف در واحدهای سازمانی خود، فعالیت‌های مربوط به پایش را نیز انجام می‌دهند.
  2. افزایش دقت اطلاعات و تحلیل‌ها: ارتباط افراد با واقعیت‌ها برقرار مانده و خطای صوری شدن داده‌ها و تحلیل‌ها کاهش می‌یابد.

سازوکار بازنگری

در طراحی سامانه تولید علم، سازوکار بازنگری نیز باید طراحی شود. ضرورت اصلاح طرح سامانه تولید با چنین راهکارهایی آشکار می‌شود:

  1. پروژه‌های پژوهشی با موضوع تحلیل عملکرد سامانه تولید علم
  2. چالش‌های آشکار شده در دالان پژوهش
  3. پژوهش‌های درون زا؛ با توجه به رویکرد خودسازماندهی (غیر متمرکز)
  4. همایش‌های مدیریت تولید علم

مثال: در سطح ملی هر ساله باید کنگره‌ای با عنوان «مسائل تولید علم» برگزار شده و در کارگروه‌های مختلف مسائل سازمان‌ها، طرح‌ها و پروژه‌ها تحلیل شوند. تمامی مباحث این کنگره باید در اینترنت منتشر شده و جمع‌بندی آن در قالب شبکه مسائل به عنوان یک سند رسمی برای مراکز تصمیم‌گیری ارسال شود.

راهبردها

راهبردها مسیر دستیابی به اهداف بر اساس منابع و خط‌‌مشی‌ها هستند. هر چه راهبردها بهتر طراحی شوند، با منابع در دسترس، مقاصد بهتری قابل دستیابی خواهند بود. اگر راهبردها قید منابع را رعایت نکنند، مقاصد انتخاب شده امکان‌پذیر نخواهند بود و اگر قید خط‌‌مشی‌ها را رعایت نکنند، آثار جانبی نامطلوبی پدید خواهند آورد. معمولا ابتدا راهبردها به‌ طور مبهم شکل گرفته و به تدریج در حین طراحی اصلاح و دقیق می‌شوند.

جهت‌گیری کلی راهبردها عبارتند از:

  1. ایجاد
  2. حذف
  3. اصلاح

یک طرح ممکن است شامل چند راهبرد با جهت‌گیری‌های متنوع باشد.

راهبردها در کنار و امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند تا در نهایت مسیر دستیابی به اهداف را شکل دهند:

  • راهبردها به لحاظ ضرورت برای اهداف، به دو دسته تقسیم می‌شوند: لازم یا جانشین پذیر. معمولا برای هر هدف می‌توان چند راهبرد جانشین پذیر طراحی کرد که هرکدام بخشی از هدف را محقق کنند، و اگر یکی از آن‌ها موثر یا امکان‌پذیر نبود، بقیه راهبردها، سهم آن را جبران نماید.
  • برخی از راهبردها نیز مانند حلقه‌های یک زنجیر، پشت سر هم قرار گرفته و یک مسیر راهبردی را تشکیل می‌دهند.

انتخاب راهبردها بستگی به اهداف، مسائل و منابع دارد.

مثال: نمونه‌ای از راهبردها عبارتند از:

  1. رتبه‌بندی

    • رتبه‌بندی علمی برای همه افراد جامعه: معمولا رتبه علمی فقط برای اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی محاسبه می‌شود. حتی مقالاتی که یک فرد قبل از عضویت هیات علمی منتشر کرده است، در محاسبه رتبه علمی محسوب نمی‌شود. محاسبه رتبه علمی برای همه افراد، فرصت استفاده از متخصصان غیر دانشگاهی برای فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی فراهم می‌کند.

    • رتبه‌بندی سازمان‌های بهره بردار از علم

  2. تقویت تقاضای پژوهش از طریق راهبرد محیطی:

    • ایجاد شرایط رقابتی در فعالیت‌های اقتصادی

    • گسترش شفافیت و پاسخگویی در دستگاه‌های حاکمیتی و عمومی

  3. تقویت باور به اثربخشی پژوهش از طریق تعمیق فرهنگ تصمیم‌گیری بر اساس علم

بررسی هماهنگی زیرسامانه ها

علاوه بر تحلیل‌هایی که برای طراحی هر یک از زیرسامانه‌های تولید علم انجام می‌شود، هماهنگی زیرسامانه نیز باید بررسی شود. هماهنگی زیرسامانه‌ها از 2 رویکرد بررسی می‌شود:

  1. یکپارچگی شبکه علت و معلول
  2. شرایط محیطی عوامل

بررسی یکپارچگی شبکه علت و معلول

ارزش‌های بنیادی (اهداف و خط‌‌مشی‌های بنیادی)، مسائل، اهداف و راهبردها با یکدیگر ارتباط داشته و یک شبکه علت و معلولی را شکل دهند. برای اطمینان از یکپارچگی ارزش‌ها این موارد باید بررشی شوند:

  1. تناظر راهبردها با مسائل و اهداف
  2. رعایت خط‌‌مشی‌ها: خط‌‌مشی‌ها بیان کننده ارزش‌های جانبی‌اند که در کنار ارزش‌های اصلی برای تعیین مقادیر مطلوب اهداف و راهبردها باید مورد توجه باشند.

بررسی شرایط محیطی عوامل

با توجه به نقش عوامل (افراد و سازمان‌ها) در دستیابی به اهداف، باید نهادها و زیرساخت‌هایی که در قالب زیرسامانه‌ها شکل می‌گیرند، بازدارندگی و پیش برندگی کافی برای دستیابی به اهداف را داشته و عوامل را در شرایط مناسبی قرار دهند؛ در غیر این صورت عوامل نه تنها عملکرد مورد انتظار را بروز نمی‌دهند، بلکه با مسائل جدیدی که خارج از حوزه اختیار آن‌ها است، روبرو می‌شوند.

برای تحلیل محیط، عوامل مهم شناسایی و طبقه‌بندی شده و تاثیر نهادها و زیرساخت‌ها بر هر طبقه تحلیل می‌شود. ممکن است طبقه‌بندی به گونه باشد که یک عامل به لحاظ داشتن نقش‌های متعدد، در چند طبقه قرار گیرد.

طراحی برنامه عملیاتی

استقرار طرح و به‌ عبارت دیگر اجرایی شدن راهبردها مستلزم انجام اقداماتی است که باید در قالب چندین پروژه تنظیم شوند. برای طراحی پروژها می‌توان از چارچوب‌های «پی ام باک» یا «پرینس 2» استفاده کرد.

استقرار سامانه تولید علم

استقرار سامانه تولید علم با اجرای پروژه‌های ایجاد یا اصلاح زیرسامانه‌ها انجام می‌شود. در هنگام طراحی راهبردها و زیرسامانه‌ها باید به نکاتی مانند «چرخه بازخورد» و «دسترسی به منابع لازم به‌ ویژه منابع انسانی» توجه داشت تا فعالیت‌های استقرار با اثربخشی بیشتری انجام شود.

نکات مهم برای افزایش کارایی اجرای پروژه‌های استقرار عبارتند از:

  1. به کارگیری مدیران و کارکنان توانمند برای اجرای پروژه ها
  2. تأمین به موقع منابع انسانی
  3. دریافت مجوزهای قانونی
  4. همراه‌‌سازی ذی‌نفعان و پیشگیری از مقاومت ها
  5. نظارت ویژه بر استقرار زیرسامانه اولویت یابی و داوری

با توجه به اینکه زیرسامانه «اولویت یابی و داوری» ماهیت پژوهشی دارد، ممکن است تحت تاثیر مسائل تولید علم (مسائلی مانند ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت، دسترسی به اطلاعات، جهانی شدن علم، مدیریت پروژه و مهاجرت مغزها) قرار گیرد. با توجه به نقش تاثیر گذار این سامانه در مدیریت تولید علم، باید نظارت ویژه‌ای بر استقرار درست این سامانه انجام شود.

پیش از استقرار زیرسامانه‌ها باید مقررات مربوطه (در صورت لزوم) به تصویب مراجع ذیصلاح رسیده باشد.

راهبری سامانه تولید علم

راهبری سامانه شامل تنظیم رفتار عوامل و تأمین منابع (مالی و انسانی) و تغییرات ساختاری جزئی است. تغییرات ساختاری گسترده در مرحله طراحی مشخص شده و در مرحله استقرار انجام می‌شود.

مهم‌ترین فعالیت‌های راهبری عبارتند از:

  1. پایش
  2. مدیریت عملکرد
  3. تأمین منابع
  4. نظارت ویژه بر زیرسامانه اولویت یابی و داوری
  5. تنظیم سامانه با استفاده از ابزارهای تخصیص منابع، رتبه‌بندی
  6. هماهنگی بین بخشی؛ پیگیری الزامات محیطی
  7. احراز صلاحیت و صدور گواهی
  8. پیشنهاد اصلاح و بازنگری ساختار سامانه تولید علم
  9. ارتباط با صاحب‌نظران

با توجه به اینکه زیرسامانه «اولویت یابی و داوری» ماهیت پژوهشی دارد، ممکن است تحت تاثیر مسائل تولید علم (مسائلی مانند ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت، دسترسی به اطلاعات، جهانی شدن علم، مدیریت پروژه و مهاجرت مغزها) قرار گرفته و عملکرد درستی نداشته باشد. با توجه به نقش تاثیر گذار این سامانه در مدیریت تولید علم، باید نظارت ویژه‌ای بر این سامانه انجام شده و منابع آن با اولویت ویژه تأمین شود.

در راهبری مدیریت سامانه تولید علم اگر مشاهده شود که اولویت‌های پژوهشی درون‌زا با اهداف تعیین شده هم‌راستا نیست، باید با ابزارهایی مانند تخصیص منابع و رتبه‌بندی جهت‌گیری‌های عوامل را اصلاح نمود.

مستند سازی

مستند‌‌سازی در تمامی فعالیت‌های مدیریت سامانه تولید علم به‌ ویژه در فعالیت‌های شناسایی و طراحی ضرورت دارد. محتوای مدیریت تولید علم (حاصل از فعالیت‌های شناسایی، طراحی، استقرار و راهبردی) در قالب اسناد زیر تدوین می‌شوند:

  1. نقشه راه
  2. گزارش شناخت
  3. طرح ها
  4. روش و یافته‌های پژوهش
  5. مقررات
  6. برنامه عملیاتی
  7. درس آموخته ها
  8. گزارش‌های پایش

با توجه به اینکه برای تدوین این چارچوب (چارچوب مدیریت تولید علم) مرور ادبیات انجام شده است، برای شناسایی و طراحی سامانه تولید علم در محدوده مورد نظر، نیاز به مرور ادبیات نیست.

نقشه راه

در این سند مراحلی که در نقشه راه مدیریت ترسیم شده و انجام می‌شوند مستند و گزارش می‌شوند.

طرح ها

طرح سامانه تولید علم شامل طرح سطح کلان سامانه تولید علم و طرح‌های تفصیلی زیرسامانه‌ها است.

بخش‌های سند طرح کلان عبارتند از:

  1. محدوده
  2. ارزش‌های بنیادی
  3. چشم‌انداز
  4. مقاصد
  5. زیرسامانه ها
  6. تغییرات؛ تغییرات پیشنهادی طرح در مقایسه با سازوکار موجود

گزارش شناخت

بخش‌های گزارش شناخت عبارتند از:

  • محدوده
  • توصیف
    • شاخص‌های کلان
    • اطلاعات موجود
      • گستردگی اصطلاح نامه‌ها و میزان بهره‌برداری
      • نقشه‌ها و تحلیل آن‌ها؛ ساختاری، مسطح، مفهومی
    • منابع انسانی
    • سازمان ها
    • ارتباطات علمی
    • سطح فناوری فعالیت‌های علمی
    • اقتصاد علم
    • سیاست (قدرت)
    • بستر فرهنگی
    • قوانین و مقررات
  • شبکه مسائل

روش و یافته‌های پژوهش

  • روش پژوهش
  • یافته‌های پژوهش؛ شامل تناظر مسائل با راه‌حل ها

مقررات

قواعد پیش‌بینی شده در طرح سامانه تولید علم، در قالب یک متن حقوقی در سطوح قانون، آیین‌نامه و یا شیوه نامه تنظیم می‌شود. برای رسمیت یافتن، مقررات توسط مراجع ذیصلاح باید به تصویب برسد.

برنامه عملیاتی

برنامه عملیاتی در دو سطح تنظیم می‌شود: برنامه کلان، پروژه ها

در برنامه کلان مقاصد به تفکیک واحدهای سازمانی و در مقاطع زمانی بیان شده و سبد پروژه‌ها ارائه می‌شود. در سطح بعدی برای هر یک از پروژه‌ها، برنامه عملیاتی تنظیم می‌شود. منشور پروژه مرز مشترک بین سطح کلان و سطح پروژه‌ها است.

بخش‌های برنامه عملیاتی در سطح کلان عبارتند از:

  1. مقاصد کلان
  2. مقاصد به تفکیک واحدهای سازمانی در مقاطع زمانی
  3. منابع
  4. الزامات
  5. تعریف پروژه‌ها؛ سبد پروژه ها

درس آموخته ها

تجارب حاصل از فعالیت‌های شناسایی، طراحی، استقرار و راهبردی علاوه بر اینکه به‌ طور مستقل در قالب درس آموخته تدوین می‌شوند، در اصلاح چارچوب مدیریت سامانه تولید علم نیز لحاظ می‌شوند.

گزارش‌های پایش

گزارش‌های پایش به‌ طور مستمر برای مخاطبان مختلف تدوین می‌شوند. بخش‌های گزارش پایش عبارتند از:

  1. داده ها
  2. تحلیل
  3. چالش ها
  4. پیشنهادها


↑ [1] MAS: Multi Agent System
↑ [2] Knowledge map
↑ [3] Data Archive
↑ [4] General Data Dissemination System
↑ [5] اطلاعات پیرامونی مربوط به خود داده‌ها: Metadata
↑ [6] e-Research
↑ [7] e-Science
↑ [8] Social Computing
↑ [9] Mass collaboration
↑ [10] Crowdsourcing
↑ [11] Virtual Organization Breeding Environment (VBE)
↑ [12] Web 2.0
↑ [13] سطح آمادگی فناوری TRL شاخصی با 9 سطح است که برای ارزیابی دانش و فناوری‌های جدید استفاده می‌شود. استفاده از شاخص «سطح آمادگی فناوری» می‌تواند مخاطره سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نابالغ را کاهش دهد.
چارچوب