موردی برای نمایش وجود ندارد.
تازه‌های دیوار من
برای مشاهده آخرین مطالب دیوار خود، باید وارد سامانه شوید.

Loading

محدوده

انسان موجودی اجتماعی است که در عین حال، بواسطه داشتن روح و روان برتر و پیچیده، اشرف مخلوقات باری تعالی است. لذا پرداختن به ملزومات سلامت روان به‌ منظور رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان الهی و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. از طرف دیگر، بهداشت و سلامت روانی یکی از نیازهای اجتماعی نیز هست؛ چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند .

اهداف

ارزش‌های ورودی

مهم‌ترین دلیل برای اجرای یک برنامه‌ی سلامت روان، رسیدن به بهزیستی است.

ارزش‌های خروجی

هماهنگی همه‌ی دستگاه‌های دولتی و عمومی و رسانه‌ها برای تدوین و فرهنگ‌‌سازی برای یک سبک زندگی سالم.

برای شهرداری

بهبود وضعیت آمد و ش شهری به نحوی که فرد در ساعتی بتواند به منزل برسد که پیش از ساعت 23 امکان خوابیدن، برای وی متصور باشد.

راهبردها

اصلاح سبک زندگی

عادات و رفتارهای افراد در طول شبانه روز، نقش بسیار مهمی در تعادل و سلامت جسمی و روانی آن‌ها دارد. از مهم‌ترین رفتارهایی که نیاز به اصلاح جدی و تنظیم و تداوم دارد، موارد زیر است:

سبک خواب

خواب کافی و در زمان مناسب، برای سلامت تن و روان و عملکرد مناسب در طی دوره بیداری، یک ضرورت است. خواب از نعمت‌های ارزشمند خداوند است و نظم و ترتیب خاص خود را می‌طلبد. مطلوب‌ترین زمان شروع خواب برای بزرگسالان، قبل از شروع نیمه شب (بین ساعات 10 و 11 شب ) و به مدت حداقل 6 الی 7 ساعت می‌باشد و در مجموع میزان مطلوب، 8 ساعت خواب در طول شبانه روز است. بهترین زمان برای بیداری و پایان خواب نیز قبل از طلوع خورشید یا سحرگاه است. خواب راحت و آرام هم نیاز فطری انسان و هم باعث آرامش جسم، جان و روان آدمی است.
متأسفانه امروزه درصد قابل توجهی از مردم به‌ ویژه در سنین جوانی و بزرگسالی با مشکلات خواب و بدخوابی‌های شبانه مواجه هستند و چنین مشکلاتی در جوامع صنعتی و توسعه‌یافته بیشتر است. زندگی شهری و وابستگی شدید به انواع جلوه‌های تکنولوژی، سبک خوابی نامنظم و نا متناسب با چرخه خواب طبیعی انسان پدید آورده است. این عدم تناسب، که به اشکال گوناگون از جمله دیر خوابیدن، کم خوابیدن و خواب نا مداوم دیده می‌شود، اثرات زیان بار بسیار بر جسم (خصوصا مغز ) و روان دارد. مشکلات مربوط به نداشتن تمرکز و اختلال در حافظه و افت یادگیری و تحریک‌پذیری افراد از آن دست است. از جمله اثرات روانی نیز، احساس کسالت، ملال، خستگی، بی حوصلگی و تنش‌پذیری را می‌توان نام برد .

تناسب با چرخه خواب

شروع خواب قبل از نیمه شب، باعث بهره بردن هر چه کامل‌تر فرد از تمام مراحل 5 گانه خواب (در پیوست مربوط به چرخه خواب مراحل به تفصیل توضیح داده شده است ) می‌شود. در یک خواب خوب و کامل این مراحل چندین بار در طول شب تکرار می‌شوند. به‌ خصوص مراحل عمیق خواب، در حوالی نیمه شب تا حدود 4 صبح قوت بیشتری دارد و از آن پس این مراحل اولیه خواب. نیز مرحله خواب دیدن است که تکرار بیشتری دارد. اما آغاز دیرهنگام خواب، یعنی بعد از نیمه شب یا ساعات اولیه بامداد، به تدریج از تسلسل و تکرار منظم این چرخه می‌کاهد و افراد مراحل خواب عمیق را کمتر تجربه می‌کنند و به جای آن بیشتر در مراحل 1 و 2 و مرحله خواب دیدن سیر می‌کنند. کم شدن از تعداد مراحل خواب عمیق باعث می‌شود فرد پس ار بیدار شدن همچنان احساس کسالت و خستگی داشته باشد .

سبک تغذیه ای

بدون شک چگونگی تغذیه در سلامت و تندرستی انسان به گونه‌ای موثر است که هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند. تغذیه‌ای که بر اساس اصول علمی و با در نظر گرفتن تمامی احتیاجات بدن ما تنظیم شده باشد، سلامت انسان را تأمین می‌کند و قوای دفاعی بدن را به صورتی بسیار اساسی و قابل ملاحظه افزایش می‌دهد. و اگر خلاف این امر واقع شود اثرات بد این عمل در تمامی اعضاء و دستگاه‌های بدن منعکس می‌شود و باعث از دست رفتن قوای فعال جسمی و حتی روحی در هر انسانی و تحت هر شرایطی می‌شود.

در حقیقت به عقیده بسیاری از دانشمندان یک برنامه غذایی خوب و متعادل می‌تواند علاوه بر افزودن نشاط و نیروی حیاتی، عمر انسان را به میزان بسیار قابل ملاحظه‌ای افزایش دهد. در حالی که محروم ماندن از مواد غذایی اساس تندرستی را سست می‌کند و حتی روی نسلهای آینده انسان نیز تاثیر گذار است.

اصول یک تغذیه سالم و متعادل

در تنظیم یک برنامه غذایی سالم، سه نکته زیر را در ذهن داشته باشید:
تعادل: یک رژیم غذایی متعادل (استفاده از حداقل تعداد واحدهای مورد نیاز از هر گروه غذایی) تضمین کننده دریافت مواد مغذی مورد نیاز است.
تنوع: طیف وسیعی از غذاهای متنوع را مصرف کنید. هیچ غذایی به تنهایی تأمین‌کننده مواد مغذی مورد نیازتان نیست. از هر گروه غذایی، انواع غذاهای متنوع را انتخاب کنید.
میانه روی: میانه روی در هر کاری کلید موفقیت است. پس با رعایت میانه روی در مصرف شیرینی جات، چربی‌ها و نمک‌ها می‌توانید از همه غذاهای دلخواه خود بهره‌مند شوید.

برای داشتن تغذیه سالم، در قدم اول باید بدانید، یک رژیم متعادل چیست! راهنماها و هرم‌های غذایی مقدار واحدهای مورد نیاز از هر گروه غذایی را نشان می‌دهند اما بیشتر مردم در هر روز نیاز دارند به:
- شش تا یازده واحد از غلات:
توصیه: حداقل نصف غلات مورد نیازتان را از غلات سبوس‌دار (مانند نانهای سبوس‌دار، برنج قهوه‌ای، ماکارونی‌های سبوس‌دار …) انتخاب کنید. یک واحد غلات برابر است با یک برش 30 گرمی از نانها (یک و نیم برش ده در ده نان سنگک = 2 برش ده در ده نان تافتون = 4 برش ده در ده نان لواش = یک و نیم عدد نان تست = 1 برش ده در ده نان بربری) یا نصف لیوان برنج یا ماکارونی پخته.
- دو تا چهار واحد میوه:
یک واحد میوه برابر است با یک سیب، موز یا پرتقال متوسط، نصف لیوان قطعات میوه (به شکل پخته یا خام) یا سه چهارم لیوان آب میوه.
- سه تا پنج لیوان سبزیجات:
هر واحد سبزیجات شامل یک لیوان سبزیجات برگدار یا نصف لیوان سبزیجات دیگر (به شکل پخته یا خام)، یا سه چهارم لیوان آب سبزیجات است.
- دو تا سه واحد لبنیات کم چرب:
هر واحد لبنیات برابر است با یک لیوان ماست یا شیر یا یک و نیم قوطی کبریت پنیر.
- دو تا سه واحد غذای پروتئینی:
یک واحد غذای پروتئینی برابر است با شصت تا نود گرم گوشت قرمز بدون چربی یا گوشت مرغ یا ماهی، در ضمن نصف لیوان حبوبات پخته، یک تخم‌مرغ و دو قاشق غذاخوری کره بادام زمینی، معادل سی گرم گوشت بدون چربی به‌ حساب می‌آیند.

با مشاهده هرم غذایی، که توسط متخصصان این رشته طراحی شده، تصویری از توضیحات داده شده به دست خواهد آمد .

میزان فعالیت بدنی

میزان فعالیت بدنی در هر فردی بسته به سن، جنس، متابولیسم، توده‌ی بدن (وزن، میزان چربی،،اندازه‌ی دور کمر به دور باسن، BMI) رژیم غذایی، وضعیت بیماری یا سلامت و غیره متفاوت است .

بیشتر پژوهشگران معتقدند 30 دقیقه فعالیت بدنی ِ متوسط در روز،کم‌ترین میزانِ فعالیتِ بدنی مورد نیاز است .

هدف گزاری در میزان فعالیت بدنی، رساندن ضربان قلب به اندازه‌ی حداکثری ِ آن است. حدی که در آن قلب بیشترین ضربان ممکن را انجام می‌دهد .

میزان فعالیت بدنی در پیشگیری از برخی بیماری‌ها و یا روند بهبود آن‌ها، اثرات اثبات شده‌ای دارد. به عنوان مثال میزان آمادگی هوازی (ایروبیک)و هزینه‌ی انرژی روزانه رابطه‌ی معنا داری با بیماری‌های قلبی عروقی دارد .

فعالیت بدنی در بیماران نخاعی باعث کاهش خطر مرگهای زودرس و برخی از عوارض این بیماری شده و به کاهش اضطراب، افزایش اعتماد به نفس و خواب بهتر کمک می‌کند. در دوره‌ی سالمندی فعالیت بدنی می‌تواند مغز را در حالت متناسب نگاه دارد .

تفریحات

در یک زندگی سالم، تفریح بخشی مهم،ضروری و غیرقابل اجتناب محسوب می‌شود. تفریح سالم، به اندازه‌ی کار سالم می‌تواند روح و روان آدمی را در جهت شکوفاییِ بخشِ متعالی وجودی او، مدد رساند و روان و جسم را از خستگی و فرسودگیِ مداومِ زحمت و کار، رها نموده و آن را برای فعالیت بهتر و سازنده‌تر مهیا می‌کند. تفریحات افسارگسیخته که در جوامع غربی بیشتر رواج دارد نه تنها در این زمینه چاره ساز نیست که خود آغازگر تنش‌ها و آسیبهای بعدی خواهد شد .

هرگونه فعالیتی که به کسب لذت آنی بیانجامد تفریح است. مثلآ رفتن به سینما برای دیدن یک فیلم جذاب یا حضور در استادیوم ورزشی برای تماشای یک مسابقه‌ی مهیج. اما اگر کسی بخاطر انجام دادن کاری اقتصادی یا همراهی با گروه و تشکیلات و در کل به خاطر کسب منفعتی مادی یا اجتماعی (و منزلتی) یا تشکیلاتی و یا اهدافی مشابه آن‌ها، دست به چنین اقداماتی بزند فعالیت او در زمره‌ی تفریح قرار نمی‌گیرد. اقتصاد تفریح از گردش مالی بالایی برخوردار است .

انواع تفریحات

سینما

رستوران (اعم از سفره خانه، طباخی، دیزی سرا، چایخانه، چلوکبابی، فست فور )

کنسرت موسیقی

شعبده بازی

تئاتر و نمایش خیابانی

قدم زدن در پارک

گپ زدن

پویانمایی (زنده نگاری )

تماشای مسابقات ورزشی

ورزش

شکار

سیرک

باغ وحش

خنداندن

پیک نیک و طبیعت گردی

شعرخوانی

بازی

تیراندازی

درست کردن پازل

نقاشی

خطاطی

موج سواری

تله کابین

نجوم و ستاره شناسی

زیارت

دیدو بازدید اقوام و دوستان صمیمی

سفر

عکاسی

خرید

بازدید از موزه و گالری‌های هنری

باغبانی

گلکاری

مطالعه

میزان کار روزانه

کار

کار عبارتست از انتقال انرژی به ابزار. به تعریف دیگر کار عبارتست از انرژی وقتی که از مرزهای سیستم انتقال می‌یابد.(تعریف فیزیکی کار)

حرکت، محصول این فرایند است. به عنوان مثال نیروی محرکه‌ی موتور یک اتومبیل هنگامی که به چرخها منتقل می‌شود انتقال انرژی صورت می‌گیرد. این نیرو محصول انرژی فسیلی یا الکتریکی یا سایر انواع انرژی می‌تواند باشد .

اگر انرژی به ابزار نامناسبی منتقل شود به تولید کار نامناسب می‌انجامد. بازهم مثال فوق: اگر بنزین در درون موتور معیوب بسوزد به جای تبدیل آن به حرکت به تولید محصولات دیگری می‌انجامد (همچون آلاینده‌های محیطی ) و یا تبدیل به نوعی انرژی می‌شود که شکل و ماهیت ابزار را تغییر می‌دهد (نظیر ایجاد استهلاک در موتور ) .

یکی از رایجترین تعریفهای جامعه شناسی کار تعریفی است که کلسن ارائه می‌کند: کار استفاده از نیروهای مادی و معنوی در راه تولید ثروت و یا ایجاد خدمات می‌باشد .

برای دیدن تعاریف لغوی "کار"به زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید: (work)

ابزار تولید(کار)

انسان، ابزار تولید(کار) را می‌سازد. ابزاری که انسان می‌سازد برساختن بیرونی خود اوست تا بقای او را تضمین نماید. کودک ابزار تولید والدین است. بدن انسان اولین ابزار تولیدی است که در اختیار قشر مغز انسان است. قشر مغز(یا کورتکس مغز) با ضخامت 2 تا 4 میلی متر، بدن خود را به عنوان اولین ابزار تولیدکننده تحت مالکیت می‌گیرد تا به تولید ابزار بعدی دست بزند .

میزان کار روزانه

سلامت جسم و روان انسان، تعیین کننده‌ی میزان کار روزانه‌ی اوست. همانگونه که ناکارامدساختن هیچ ابزاری منطقی نیست، آسیب رساندن به سلامت جسم و روان، به عنوان اولین و مهم‌ترین ابزار خود آدم، اقدامی نامعقول و غیر منطقیست. ارگونومی علمی است که به تطابق حداکثری کار و انسان می‌پردازد .

تاکنون بشر نتوانسته است به‌ طور دقیق مشخص نماید که هر انسان تاچه میزان باید کار کند تا به سلامت جسم و روانش آسیب نرسد. اما در مورد برخی اعضای بدن به‌ طور جداگانه میزان مناسب کار، وابسته به سن، جنس، نژاد(ژنتیک ) و غیره به‌ طور تقریبی محاسبه شده است .

در قانون کار جمهوری اسلامی ایران مدت کار در فصل سوم این قانون (مواد 51 تا 61 ) تعریف شده است .

فراگیری مهارت‌های مهم زندگی

امروزه علی‌رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه‌های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است. پژوهشهای متعددی نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات و اختلالات روانی عاطفی ریشه‌های اجتماعی دارند .

با توجه به این امر، سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization) در سال 1993 به‌ منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیبهای روانی اجتماعی، برنامه‌ای جامع را با عنوان « آموزش مهارتهای زندگی » تدارک دید. از آن زمان به بعد این برنامه در کشورهای زیادی اجرا شده و مورد بررسی قرار گرفته است و به نظر می‌رسد یک برنامۀ جامع بین فرهنگی باشد. این مهارت‌ها عبارتند از:

مهارت‌های ارتباطی

انسان موجودی ارتباطی و به تعبیر ارسطو " مدنی بالطبع " است. ترجمه‌ای که توماس آکویناس از این نظر ارسطو ارائه می‌دهد، به عنوان ترجمه‌ی معیار پذیرفته شده است: "انسان بنابه طبع خویش سیاسی [ یا اهل مدینه ]، یعنی اجتماعی، است ".

طبیعت اجتماعی بودن انسان زمینه ساز شکوفایی استعدادهای او است. حضور اجتماعی هر فردی منوط به کسب مهارتهایی ارتباطی است تا بتواند به کمک آن‌ها و در جهت کمال و رشد خود و جامعه، حداکثر بهره را کسب نماید .

مهارت عبارتست از فن کاربرد صحیح و کارامد ابزار. مهارت، محصول همزمان آموزش و تمرین است .

ابزارها در مهارتهای ارتباط انسانی عبارتند از زبان و کالبد انسان. ارتباطات انسانی در دو ساحت عمل می‌نماید. ساحت فرستندگی و ساحت پذیرندگی .

گفته می‌شود انسانها غالبآ یک سوم هدف ارتباطی خود را به زبانِ سخن بیان می‌کنند و دوسوم آنرا به زبان بدن .

فلاسفه‌ی زبان شناس معتقدند زبان یعنی ساختار تفکر. انسان همانگونه که می‌تواند سخن بگوید، می‌تواند فکر بکند. از این لحاظ ورزیدگی در مهارتهای زبانی یعنی ورزیدگی در تفکر. زبانِ سخن و بدن همراه هم عمل می‌کنند و به سختی می‌توان همراهی این دو با یکدیگر را مانع شد. به جز دربرخی بیماریهای جسمی یا آسیبهای روان – تنی، غالبآ هر دو همراه یکدیگر و حمایت کننده‌ی هم هستند .

در ارتباطات انسانی مهارتهایی چند برای زبان تعریف شده است .

الف: خود افشایی: مهارتی است که از طریق آن اطلاعاتی را درباره‌ی خود به دیگری ارائه می‌دهیم به این منظور که او نیز اطلاعاتی از خود را ارئه نماید تا رابطه شکل فعالانه، همدلانه و مسئولانه‌ای به خود بگیرد .

ب: باز بودن

مجموعه‌ای ازگفته‌ها یا گفتاوردهاست که به مخاطب نشان می‌دهد که سخن گوینده نگاه پذیرنده و تساهل آمیزی درباره‌ی چیزها دارد و می‌توان نظرات و مکنونات خود را بی دغدغه با او در میان گذاشت .

پ: تصدیق و تأیید

در فرایند مکالمه، ابراز تأیید گزاره‌های درست طرف مقابل علاوه بر تداوم ارتباط کلامی و انگیزه بخشی به‌ منظور جریان یافتن فعالانه‌ی گفتگو، سخن گوینده را در باره‌ی بخش‌های دیگر کلامش به سمت تفکر اصلاحی سوق می‌دهد .

ت: تحسین و حمایت

فراتر از تصدیق است و در صورت یافتن مصداق آن و ابراز از طرف پذیرنده، رابطه‌ی کلامی را ارتقا می‌بخشد و برانگیزاننده می‌سازد .

ث: انعکاس احساس

عبارتست از ابراز احساسات نسبت به سخن طرف مقابل. ابراز احساسات منجر به تأثیرات فیزیولوژیک و هورمونال بارزی در طرف مقابل می‌شود، اثر گفتگو را به ساحت کالبدی می‌کشاند و از ذهنیت صرف خارج می‌سازد .

مهارت همدلی

تعریف همدلی: همدلی تلاشی است در جهت فهم درست و منطقی، و ابراز و ارائه‌ی معقول ترین، کارامدترین و قابل دفاع‌ترین تفسیر و واکنش، نسبت به آنچه که از اظهارات دیگری ادراک می‌شود، بدون هرگونه درگیر شدن در تجربه و احساس او. این تلاش ممکن است کافی یا ناکافی باشد.

مهارت همدلی بر سه پایه‌ی تسهیل، دریافت و پاسخ تعریف می‌شود. تسهیل و دریافت در جهت کسب شناخت از مدعای گوینده است که در این متن "طرف مقابل" یا "انسان آسیب دیده" نامیده می‌شود. چه اینکه انسانی که آسیب می‌بیند و از چیزی متألم و متأثر است نیاز به همدلی پیدا می‌کند و این نیاز را به زبان خاص خود بروز می‌دهد. پاسخِ همدل، فرایند نهایی یک رابطه‌ی همدلانه است که منتج از دریافت، ارزیابی و تحلیل همدل و مبتنی بر مهارتهای او در یافتن منطقی‌ترین شیوه‌ی دفاع از طرف مقابل و انطباق هرچه بیشتر مدعای او با حقیقت یا تفسیر آن باکم‌ترین تناقض با حقیقت است .

کسب این مهارت در زندگی بشر علاوه بر اینکه برای ارتقای سلامت افراد یک جامعه ضروری است، عامل مهمی در زندگی بهتر و انسانی‌تر است. اجزاء تشکیل دهنده‌ی این مهارت در زیر توضیح داده می‌شود؛
1– نگاه
چشم، بازتابنده و دریافت کننده‌ی قدرتمندی برای عقل و احساس بشر است. انسان متألم و آسیب دیده، احساسات برانگیخته‌ای پیدا می‌کند. قدرت ادراک او در برخی دریافتها افزایش یافته و در برخی موارد کاهش پیدا می‌کند. عواطف او ممکن است نسبت به قبل از حادثه ناپایدار شود. او می‌تواند درباره‌ی چیزها و پدیده‌های پیرامون، ادراکات متفاوت و خلاف واقع پیدا کند.
اولین پیامی که از انسان همدل دریافت می‌کند، چیزی است که در چشمان او می‌بیند و نیز اولین پیامی که به انسان همدل می‌فرستد چیزی است که در چشمان اوست. چشم‌ها، متمرکز، مهربان، بدبین، مشکوک، مغموم، شاد، بی احساس، اطمینان بخش، متزلزل کننده، دقیق، مسرت بخش و هر گونه‌ی دیگری می‌تواند برای یک انسان آسیب دیده تفسیر شود. گویش و خوانش به وسیله‌ی چشم، نخستین تجربه‌ای است که آدمی از بدو تولد آن را می‌آموزد و نسبت به آن ورزیده می‌شود.
انسان همدل بخش مهمی از دریافتهای خود را با خوانش چشمیِ زبان بدن طرف مقابل دریافت می‌کند. توجه نشان دادن همدل، حالتی است که از چشم او بازتاب می‌یابد و روند همدلی را تسهیل می‌کند.
2 – زبان بدن
نقش مهمی را در فرایند دو طرفه‌ی رابطه‌ی همدلانه ایفا می‌کند. انسان آسیب دیده برای اثبات، رد، تقویت، تضعیف یا هرگونه مداخله‌ای در اولین دریافت، به یافته‌های بعدی نیاز دارد. آن‌ها را ابتدائآ در حرکات میمیک صورت و یا وضعیت تنه و اندام همدل می‌جوید و هر چیزی که در نگاه می‌یابد با وضعیت اندام و حرکات ظریف صورت تطابق می‌دهد. همانگونه که انسان همدل دریافتهای مهمی را از چنین زبانی کسب می‌نماید و بلکه الزامآ باید کسب نماید. زبانِ بدنِ مناسب برای یک همدل، زبانی همراه است که مطابق اظهارات طرف مقابل واکنش همدلانه را بروز می‌دهد. این زبان، انعکاس احساسات طرف مقابل است که از سوی همدل در بدن او بازتابیده می‌شود.
3– گوش دادن فعال
برای ادراک، فهم و شناخت درست مسئله‌ای که طرف مقابل را درگیر کرده است، همدل باید شنونده‌ای صبور، دقیق و پرحوصله با ذهنی کنجکاو باشد. سخنِ گوینده و یا ابراز احساسات او را بی مناسبت قطع نکند و اجازه بدهد که او با تلاش کلامی و زبان احساسی ِ خودش صورت هرچه دقیق‌تری را از بیان مسئله ارائه دهد. احتمالآ او خود در درون کلامش، شیوه‌ی معقولترین و منطقی‌ترین دفاع برای همدل را ارائه دهد.
4 – واکنش کلامی مناسب
واکنش کلامی مناسب، واژه‌ها و جمله‌هایی همدلانه و بعضآ خاص است تا گوینده به وسیله‌ی آن واژه با همدل ارتباط فعالانه‌ای را برقرار سازد و انعکاس مناسبِ محتوای کلامش را در کلام همدل پیدا نماید. واژه‌ها قدرت خیره کننده‌ای در ارتباط همدلانه ایفا می‌کنند. تأکید بر جملات خاص در واکنش همدلانه می‌تواند تأثیر شگفتی ایفا نماید. در حد ضرورت حتی می‌توان انعکاس کلام را با سؤالات نشان داد. واکنش کلامی همدل می‌تواند تشویق به خود افشاگری باشد تا طرف مقابل بروزهای متنوع و گسترده‌تری را جهت کمک به خود ارائه نماید و روند همدلی را سهل‌تر کند.
5– تجزیه و تحلیل اظهارات و احساسات طرف مقابل
این مهارت ذهنی در جهت ارائه‌ی دفاع و واکنش مناسب از اظهارات و احساسات دریافت شده از طرف مقابل صورت می‌گیرد. هدف این مهارت دستیافتن به نزدیک‌ترین تفسیرِمعقولانه و منطقی از اظهارات و بیان احساسات اوست. همدل، خود را مجبور می‌کند که حقیقت یا عقلانیت را در مدعای گوینده بیشینه کند و فرض می‌کند خواسته‌ها و احساسات او به نوعی با حقیقت منطبق است و یاکم‌ترین تناقض را دارد .
6 – پاسخ
فرایند همدلی در نهایت با ابراز مجموعه‌ای از دفاعیه‌های کلامی یا غیر کلامی خاتمه می‌یابد. بدون آنکه فرد همدل خود را درگیر احساسات یا تجربه‌ی طرف مقابل کرده باشد. ارتباط همدلانه با یک فرد در یک جلسه نباید از میزانی معین بیشتر شود چرا که منجر به آسیب دیدن فرد همدل خواهد شد
قطع همدلی، ممکن است کل فرایند را از سوی طرف مقابل ناکافی قلمداد کند اما با این وجود واکنش همدلانه صورت گرفته است. علتهایی که باعث ارزیابی ناکافی طرف مقابل از فرایند همدلانه می‌شوند ممکن است متنوع باشد. در واقع به چیزهایی غیر از همدلی هم نیاز دارد. مثلآ او ممکن است مبتلا به یک بیماری بوده و نیازمند قرار گرفتن در یک فرایند درمانی مناسب باشد و یا تمایل داشته باشد به هر دلیلی زمان زیادی را با یک انسان دیگر (و در اینجا انسان همدل ) صرف نماید .

مهارت تصمیم‌گیری

ی‌های به فرایندهای ذهنی (شناختی) گفته می‌شود که با مشاهده‌ی تفاوت بین وضع موجود با وضع مطلوب (یک مشکل ) آغاز می‌شود، با انتخاب یک اقدام در میان اقدامات جایگزین، ادامه می‌یابد و نهایتآ بوسیله‌ی ارزیابی اثربخشی تصمیم گرفته شده پایان می‌پذیرد .

این فرایندها شامل هشت مرحله است: شناخت و تعریف یک مشکل، شناخت و تعریف معیارهای تصمیم‌گیری، تعیین ارزش معیارهای تصمیم‌گیری، ایجاد گزینه ها(یا راهکارهای) مختلف، تجزیه و تحلیل گزینه‌ها، انتخاب یک گزینه، اجرای گزینه‌ی انتخاب شده، ارزیابی اثربخشی تصمیم .

یک مشکل وقتی می‌تواند فرایند تصمیم‌گیری را آغاز نماید که سه ویژگی دیگر همزمان و همراه آن وجود داشته باشد:

1 – میزان آگاهی از اختلاف و ناسازگاری مشکل به اندازه‌ی کافی وجود داشته باشد .

2 – فشاری که در آن مشکل هست باید به اندازه‌ای باشد که بتواند فرایند تصمیم‌گیری را آغاز و نهایتآ به اقدام منتهی شود .

3 – منابع کافی برای اتخاذ اقدام وجود داشته باشد .

اگر یک تصمیم‌گیری در چارچوب محدودیتهای مشخص شده به حداکثر بازدهی منتهی شود، یک ی هایِ خردورزانه محسوب می‌شود .

شرایط لازم برای تصمیم‌گیری خردورزانه: مشکل به‌ طور واضح و مشخص تبیین شود. هدف به‌ طور دقیق تعیین گردد. تمام گزینه‌ها و تبعات آن‌ها شناسایی شده باشند. موارد مرجح تعیین گردند. موارد مرجح، سازگار و با ثبات باشند. هیچ محدودیت زمانی و مالی وجود نداشته باشد. گزینه‌ی نهایی حداکثر بازده را در پی داشته باشد .

محدودیتهای تصمیم‌گیری خردورزانه:

1 – ظرفیت و توان افراد در پردازش اطلاعات محدود است .

2 – تصمیم‌گیرندگان تمایل دارند راه‌حل‌ها را با مشکلات در هم آمیزند .

3 – تعصبات می‌تواند تشخیص مشکل موجود را تغییر دهد .

4 – بسیاری از تصمیم‌گیرندگان هنگام انتخاب اطلاعات، بیشتر به جنبه‌ی دسترس‌پذیری آن‌ها به جای کیفیت آن‌ها توجه می‌کنند. بنابراین ممکن است در تصمیم‌گیری برای اطلاعات مهم نسبت به اطلاعاتی که ساه‌تر به دست می‌آییند، ارزش کمتری قایل شوند .

5 – تصمیم‌گیرندگان تمایل دارند هرچه زودتر به گزینه‌ی مورد نظر در همان مراحل اولیه‌ی فرایند تصمیم‌گیری دست یابند، بنابراین در این مسیر دچار سوگیری و تعصب می‌شوند .

6 – شواهدی که دال بر مفید نبودن گزینه‌های قبلی ارائه می‌شود، همواره به جستجو برای گزینه‌های جدید نمی‌انجامد. در عوض اغلب باعث تشدید تعهد و سماجت نسبت به همان تصمیم قبلی می‌شود .

7 – رویه‌های قبلی تصمیم‌گیری باعث محدودیت در گزینه‌های فعلی می‌شود .

8 – در اغلب مواقع موقعیت‌های مبهم و متضادی وجود دارند که می‌تواند زمینه ساز دخالت نیروی دیگری شود و آن نیرو، تصمیم‌گیری را تحت کنترل خود دربیاورد .

9 – محدودیت‌های مالی و زمانی غالبآ به عنوان یک نیروی محدود کننده‌ی بیرونی وجود دارند .

10 – محافظه کاری

در نهایت مسائل یا مشکلات به دو دسته تقسیم می‌شوند: نخست، آن‌ها که شدیدآ مبتنی بر مفروضات و عقلانیت کامل هستند (خردورزانه پرداخت شده‌اند )، به آن‌ها مسائل و مشکلات " خوب ساختاربندی شده " گفته می‌شود. دوم، آن‌ها که به دلایل شرایط متعدد پیش روی و اطلاعات مبهم و ناقص نمی‌توانند به خوبی ساختار‌بندی شوند و به آن‌ها مسائل "ضعیف ساختاربندی شده" گفته‌ی شود .

برنامه‌ریزی در تصمیمات:

چنانچه مسائل ماهیتی تکرار پذیر و روزمره داشته باشند و یک رویکرد مشخص برای حل آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته باشد قابلیت ی‌های برنامه‌ریزی شده دارند و در صورتی که مجموعه‌ای از مراحل مرتبط با آن وجود داشته باشد تبدیل به یک " رویّه" می‌شود. قوانین، مفاهیم کاملآ واضحی هستند که به فرد تصمیم‌گیرنده می‌گوید چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد. در خط‌‌مشی‌ها صرفآ پارامترهایی برای استفاده‌ی تصمیم‌گیرنده ارائه می‌شود. آن‌ها وضوح قانون را ندارند و تعبیر و تفسیر آن بر عهده‌ی خود تصمیم‌گیرنده است .

در مواردی که تصمیمات منحصر به فرد و غیر تکراری باشد به آن‌ها تصمیمات غیر برنامه‌ریزی شده می‌گویند .

تصمیمات برنامه‌ریزی شده به کاهش آزادی عمل می‌انجامد و هزینه‌ای اضافی را بر تصمیم‌گیرنده بارنخواهد کرد در حالی که هرچقدر تصمیم‌گیر به تصمیمات غیر برنامه‌ریزی شده نیاز داشته باشد به قضاوتهای بیشتری نیاز دارد .

سبک‌های گوناگون در مواجهه با مشکلات؛

سبک نخست:

1 – اجتناب کننده از مشکل 2 – حل کننده‌ی مشکل 3 – جستجو کننده‌ی مشکل (کنشگرا)

سبک دوم:

شیوه‌ی تفکر فردی با دو رویکرد خردورزانه و منطقی، خلاقانه و نو آور

سبک سوم:

این سبک بر اساس میزان تحمل ابهام و توان پردازش افکار به چهار سبک مجزا تقسیم می‌شود .

سبک هدایتی:

افرادی از این سبک استفاده می‌کنند که تحمل کمی برای ابهام دارند. آن‌ها در شیوه‌ی تفکر خویش از الگویی خردورزانه پیروی می‌کنند. کارامد و منطقی هستند. این افراد سریع تصمیم می‌گیرند و بر فرایندهای کوتاه مدت تمرکز می‌کنند. کارآیی و سرعت آنان در تصمیم‌گیری باعث می‌شود در تصمیماتشان از حداقل اطلاعات استفاده کنند و گزینه‌های معدودی را ارزیابی نمایند .

سبک تحلیل گرایانه:

تصمیم‌گیرندگان تحلیل گر توان بیشتری را برای تحمل ابهام دارند. آنان قبل از تصمیم‌گیری اطلاعات بیشتری می‌خواهند و گزینه‌های بیشتری را نسبت به سبک هدایتی بررسی می‌کنند. این نوع تصمیم‌گیرندگان به عنوان افرادی که توانایی تطبیق با موقعیت‌های منحصر به فرد را دارند شناخته می‌شوند.
سبک مفهومی:

افرادی که به این سبک گرایش دارند، دیدگاه خود را بسیار گسترش می‌دهند و گزینه‌های بسیاری را بررسی می‌کنند. آنان به فرایندهای بلند مدت توجه کرده و در یافتن راه‌حل‌های خلاقانه برای مشکلات تبحر خاصی دارند .

سبک رفتاری:

تصمیم‌گیران این سبک با دیگران همکاری خوبی می‌کنند. آنان برای عملکرد زیردستان خود اهمیت قائلند و به پیشنهادهای آنان احترام می‌گذارند. آنان برای ارتباط برقرار کردن با دیگران از جلسات مختلف استفاده می‌کنند، اگرچه سعی می‌کنند از درگیری و کشمکش بپرهیزند .

در اغلب تصمیم‌گیرندگان نشانه‌هایی از چند سبک دیده می‌شود. و واقع بینانه این است که برای یک تصمیم‌گیرنده یک سبک اصلی و چند سبک فرعی در نظر بگیریم .

تصمیم‌گیری گروهی؛

سودمندی ها: 1- تصمیمات گروهی اطلاعات کامل‌تری ارائه می‌کند. 2 – گزینه‌های بیشتری ارائه می‌کند. 3 – میزان پذیرش یک راه‌حل را افزایش می‌دهد. 4 – مشروعیت را افزایش می‌دهد .

کاستی ها: 1- وقت گیر بودن 2 – تسلط اقلیت 3 – فشارهایی که باید پذیرفته شود. 4 – ابهام در مسئولیت .

ی‌های گروهی تقریبآ همیشه برتر از تصمیماتی است که توسط افراد اتخاذ می‌شود. اما اگر اثربخشی تصمیم در قالب مفاهیمی چون سرعت تعریف شود، تصمیم‌گیری فردی برتر است و اگر خلاقیت مهم باشد، گروه اثربخشی بیشتری خواهد داشت .

گروهها بهتر است حداقل 5 و حداکثر 15 نفر باشند. شواهد حاکی از آن است که گروه‌های 5 تا 7 نفره بیشترین کارآیی را دارند. این گروهها به اندازه‌ی کافی بزرگ هستند تا اعضای آن نقش‌ها را عوض کنند و از موقعیت‌های نامطلوب عقب نشینی کنند اما همچنان به اندازه‌ی کافی کوچک هستند تا اعضای ساکت‌تر و گوشه نشین بتوانند مشارکت نمایند .

گروه‌ها تقریبآ همواره از لحاظ کارآیی در مقایسه با تصمیم‌گیرندگان فردی در مقام دوم قرار می‌گیرند. اثربخشی را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن کارآیی ارزیابی کرد .

تکنیک‌هایی برای بهبود تصمیم‌گیری گروهی:

چهار روش برای آن دسته از تصمیم‌گیری گروهی که به خلاقیت بیشتری نیاز دارند، پیشنهاد شده است؛

توفان مغزی. گروه اسمی. تکنیک دلفی. گردهمایی الکترونیکی .

توفان مغزی:

در یک جلسه‌ی نمونه‌ی توفان مغزی یک گروه متشکل از 6 تا 12 نفر از افراد در یک میزگرد دورهم جمع می‌شوند، رییس جلسه با بیانی روشن و قابل فهم مشکل را معرفی می‌کند، سپس افراد در زمان مشخص شده تا آنجا که ممکن است گزینه‌های مختلفی را بررسی می‌کنند. هیچ انتقادی پذیرفته نمی‌شود و تمام گزینه‌ها برای جلسات بعدی و تجزیه و تحلیل ثبت می‌شوند .

تکنیک شکوفه‌ی لوتوس: گونه‌ی دیگری از توفان مغزی است که خاستگاه آن کشور ژاپن می‌باشد. در این رویکرد، یک تفکر مرکزی به عنوان پایه‌ای برای توسعه‌ی ایده‌ها، به انبوهی از زیر مجموعه‌های مختلف گسترش می‌یابد. تفکر مرکزی طرح می‌شود و حاضرین در جلسه هشت ایده‌ی مختلف پیرامون آن ارئه می‌کنند (مانند شکوفه‌ی لوتوس و شاخه‌های پیرامون آن ) و هریک از این شاخه‌ها خود مرکز هشت شاخه‌ی دیگر قرار می‌گیرند و این روند آنقدر ادامه می‌یابد تا هیچ کس نتواند قطعه‌ی دیگری به آن اضافه نماید .

روش گروه اسمی:

1 – اعضای گروه گردهم آمده و مشکل موجود به آنان معرفی می‌شود اما قبل از آغاز بحث، هر عضوی به‌ طور مستقل نظر خود را درباره‌ی مشکل موجود یادداشت می‌کند .

2 – پس از این دوره‌ی سکوت هر یک از اعضا نظر خود را اعلام می‌کند .

3 – حال گروه به بحث و گفتگو پیرامون نظرات ارائه شده و ارزیابی آن‌ها می‌پردازد .

4 – هریک از اعضاء در سکوت و به‌ طور مستقل، نظرات ارائه شده را رتبه‌بندی می‌کند. تصمیم نهایی همان نظری خواهد بود که بالاترین رتبه را کسب کرده است .

تکنیک دلفی

1 – مشکل تعریف می‌شود و از اعضا درخواست می‌گردد از طریق یک سری پرسشنامه‌های دقیق، راه‌حل‌هایی ارائه کنند .

2 – هر عضو به‌ طور ناشناس و مستقل پرسشنامه را پر می‌کند .

3 – نتایج اولین پرسشنامه‌ی جمع‌آوری شده در مرکز ثبت می‌گردد و از آن‌ها نتیجه‌هایی تهیه می‌شود .

4 – هر عضو نسخه‌ای از نتایج را دریافت می‌کند .

5 – پس از بررسی نتایج، دوباره از اعضاء خواسته می‌شود راه‌حل‌های خود را ارائه کنند.

6 – مراحل 4 و 5 آن قدر تکرار می‌شود تا یک توافق همه جانبه در زمینه‌ی راه‌حل یا راه‌حل‌ها حاصل شود .

گردهمایی الکترونیکی:

حدود 50 نفر پیرامون یک میز نعل اسبی که در آن ترمینال‌های رایانه قرار دارد گرد هم می‌آیند. مشکلات موجود برای حاضرین تشریح می‌شود و آنان نیز پاسخ هایشان را در رایانه‌های خود تایپ می‌کنند. نظرات فردی همانند رأی گیری‌های جمعی، در صفحه‌ی نمایش رایانه نشان داده می‌شود. مهم‌ترین فایده‌ی چنین روشی بی نام بودن شرکت کنندگان و سرعت آن است. این عمل باعث می‌شود افراد صداقت کاملی از خود نشان دهند. مهمتر آنکه این روش بسیار سریع است و گپ زدن‌های بی حاصل در آن حذف می‌شود. اما افراد ضرورتآ به اندازه‌ی اهمیت ایده هایشان مورد توجه واقع نمی‌شوند و این فرایند فاقد غنای ارتباطی موجود در ارتباطات رودر روست .

دام‌های پنهان در تصمیم‌گیری

چگونگی عملکرد مغز انسان می‌تواند ویران کننده‌ی تصمیمات باشد. عملکردی که در قالب دام‌های روانی هیچ تصیم گیری از آن در امان نخواهد بود. فقط هرکسی می‌تواند بگوید این دام‌ها را درک کرده و آن‌ها را جبران خواهد کرد !

1 – دام مرجع گذاری؛

مراجع شکل‌های گوناگونی دارند. آن‌ها می‌توانند به سادگی و روشنی ابراز عقیده‌ای باشند که یک دوست یا یک همکار و یا یک مشاور پیشنهاد می‌کند و یا آماری که در روزنامه‌ی صبح درج شده است و یا نقل خبر از یک برنامه‌ی تلویزیونی. آن‌ها می‌توانند به عنوان یک کلیشه در مورد رنگ پوست، لهجه و یا لباس یک شخص مطرح شوند. در دنیای سازمانی یکی از متداول‌ترین انواع مراجع، اتفاقات یا روش‌های پیشین است. یک مدیر که می‌خواهد فروش یک محصول را در سال آینده برنامه‌ریزی کند اغلب با دقت در دفاتر فروش سال قبل این کار را می‌کند .

توصیه‌هایی برای مصونیت از این دام:

الف: همیشه با چند دیدگاه با این مسئله روبرو شوید، به جای آنکه به خط اول تفکری که به ذهن شما رجوع می‌کند بچسبید، استفاده از گزینه‌های شروع و فرایندهای آغازینِ متفاوت را امتحان کنید .

ب: قبل از اینکه با دیگران مشورت کنید ابتدا خودتان در مورد آن مسأله اندیشه نمایید، زیرا ممکن است عقاید شما آن‌ها را متوقف سازد .

پ: با فکر باز و روشن با مسأله روبرو شوید. برای اینکه چارچوب مرجع شما بسط یابد، فکرتان را به مسیرهای جدید سوق دهید و به دنبال اطلاعات و نظریات افراد مختلف باشید .

ت: مراقب باشید از به بن بست رسیدن ناصحین، مشاوران و کسانی که از آن‌ها اطلاعات و یا مشاوره می‌خواهید، جلوگیری کنید. در مورد عقاید، برآوردها و تصمیمات تجربی خودتان تا حد امکان چیز زیادی به آن‌ها نگویی. اگر شما مسائل زیادی بازگو کنید، پیش فرض‌های خودتان به سادگی به خود شما باز خواهد گشت .

ث: در مذاکرات، مراجع مختلفی داشته باشید قبل از اینکه هرگونه مذاکره‌ای آغاز گردد. برای اینکه توسط پیشنهادهای اولیه‌ی طرف مقابل مبهوت نشوید، در مورد موقعیت خودتان تفکر کنید .

2 – دام حفظ موقعیت کنونی و موجود

در اکثر مواقع تکیه بر وضعیت موجود، حالت ایمن‌تری را نشان می‌دهد به‌ دلیل اینکه این امر مارا با خطر روانی کمتری مواجه می‌سازد .

بازگشت از وضعیت کنونی به معنی اقدام است و هنگامی که ما اقدامی را انجام می‌دهیم یعنی مسئولیتی را می‌پذیریم. بنابراین خودمان را در معرض انتقاد و پشیمانی قرار می‌دهیم. تعجبی ندارد که ما به دنبال دلایلی برای انجام کاری نباشیم .

در دنیای سازمانی، جایی که گناه ارتکاب به عملی خیلی بیش از انجام ندادن آن مورد مجازات قرار گیرد، وضعیت موجود جذابیت بیشتری پیدا می‌کند. نوعی برهان به ما می‌گوید: " اجازه دهید همین حالا قایق را نرانیم و بگذاریم موقعیت، مناسب‌تر گردد ". ولی با گذر زمان وضعیت موجود بیشتر پنهان می‌گرددد و تغییر آن دشوارتر است .

مدیران درست در زمانی که انتظار تغییراتی در ساختار و مدیریت می‌رود، خودشان را محدود به وضعیت موجود می‌بینند .

توصیه‌هایی برای مصونیت در برابر این دام:

الف: همیشه اهدافتان را به خاطر بسپارید و چگونگی تحقق آن‌ها را در وضعیت موجود آزمایش کنید .

ب: هرگز به وضعیت موجود به عنوان تنها انتخاب نگاه نکنید .

پ: از خودتان بپرسید آیا در صورتیکه وضعیت موجود نباشد، باز هم شما این انتخاب را خواهید کرد یا نه ؟

ت: از اغراق در مورد تلاش یا هزینه‌ی تغییر وضعیت موجود، اجتناب ورزید .

ث: به خاطر داشته باشید مطلوبیت وضع موجود در طول زمان تغییر خواهد کرد .

ج: در صورتیکه گزینه‌هایی بهتر از وضعیت موجود دارید فقط به خاطر اینکه وقت کافی برای انتخاب بهترین گزینه ندارید به وضعیت موجود تکیه نکنید؛ خودتان را مجبور به انتخاب کنید .

3 – دام هزینه‌ی از دست رفته

یکی از تعصبات عمیق ما انتخاب روشی است که گزینه‌های قبلی را تأیید کند، حتی در صورتیکه انتخاب‌های قبلی دیگر اعتباری نداشته باشند. اکثر ما در این دام قرار گرفته‌ایم. برای مثال، ممکن است ما تلاش زیادی برای بهبود عملکرد کارمندی به کار بریم که می‌دانیم از اول نباید او را استخدام می‌کردیم. تصمیمات قبلی ما مضمون همان چیزی هستند که اقتصاد دانان آن را هزینه‌ی از دست رفته نامیده‌اند. یعنی سرمایه‌گذاری‌های زمانی یا پولی قبلی که حالا غیرقابل جبران می‌باشند .

توصیه‌هایی برای مصونیت در برابر این دام:

الف: به نظرات کسانی که در تصمیمات اولیه دخالت نداشته‌اند و یا دخالت آن‌ها کم می‌باشد، با دقت گوش دهید .

ب: بررسی کنید چرا پذیرفتن اشتباه قبلی باعث اضطراب شما می‌گردد. اگر مشکل در اعتماد به نفس خودتان قرار دارد، با این مشکل به‌ طور معقول برخورد کنید. به خاطر داشته باشید در اثر اشتباه اولین تصمیم‌گیرنده، حتی انتخاب‌های درست هم می‌توانند نتایج بدی داشته باشند و حتی بهترین و با تجربه‌ترین مدیران از خطای قضاوتی مصون نمی‌باشند .

پ: در تصمیمات و پیشنهادهای اطرافیان به دنبال تأثیر تعصبات هزینه‌ی از دست رفته باشید. در هنگام لزوم در واگذاری مسئولیت‌ها تجدید نظر کنید .

ت: فرهنگ ترس از شکست را ترویج ندهید چون ممکن است باعث شود تا اطرافیان اشتباهاتشان را دائمی و جاودانه بدانند. در پاداش به اطرافیان به کیفیت تصمیماتشان توجه کنید .

4 – دام مدرک تأیید کننده

این تعصب ما را به جستجوی اطلاعاتی هدایت می‌کند که نقطه نظرات موجود مارا حمایت می‌کند، در حالیکه از اطلاعاتی که متناقض با این اطلاعات می‌باشند اجتناب می‌ورزد. تعصب مدرک تأیید کننده نه فقط برجائیکه مدرک جمع‌آوری می‌شود تأثیر می‌گذارد بلکه برچگونگی تفسیر این مدارک نیز مؤثر می‌باشد و باعث می‌گرددد مابرای اطلاعات حمایت کننده نسبت به اطلاعات متناقض، ارزش بیشتری قائل شویم .

در اینجا دو نیروی روانی اساسی وجود دارد؛ اولین مسأله این است که ما به‌ طور ناخودآگاه قبل از اینکه بفهمیم چرا می‌خواهیم کاری را انجام دهیم، در مورد آنچه می‌خواهیم انجام دهیم تصمیم می‌گیریم. دومین مسأله تمایل ما برای درگیرشدن در کارهایی است که دوست داریم تا کارهایی که دوست نداریم ! تمایلی که حتی در کودکان نیز مشاهده می‌شود. پس به‌ طور طبیعی مابه سوی اطلاعاتی هدایت می‌شویم که آموخته‌های ناخودآگاهمان را تأیید کند .

توصیه‌هایی برای مصونیت در برابر این دام:

الف: همیشه مراقب باشید همه‌ی مدارک را با دقت یکسان کنترل کنید. از تمایل به پذیرش مدرک تأیید کننده بدون تأمل، بپرهیزید. بهتر است خودتان مباحث مخالف را ایجاد کنید .

ب: در مورد انگیزه‌های خودتان صادق باشید. آیا شما واقعآ در حال جمع‌آوری اطلاعات برای انتخاب صحیح می‌باشید و یا به دنبال مدرک تأیید کننده در مورد این موضوع هستید تا آنچه را که شما می‌خواهید انجام دهید نشانتان دهد ؟

پ: اگر با دیگران مشورت می‌کنید سؤالات عمده و اصلی که باعث ایجاد مدارک تصدیقی می‌گردد، نپرسید و اگر دریافتید که شخصی همیشه با نظرات شما موافق است، شخص دیگری را برای مشورت انتخاب کنید. اطراف خودتان را افرادی که همیشه موافق هستند پر نکنید .

5 – دام چارچوب بندی

اولین گام در تصمیم‌گیری چارچوب‌بندی مسأله است. این یکی از خطرناکترین مراحل است. دام چارچوب‌بندی می‌تواند شکلهای مختلفی داشته باشد و اغلب ارتباط زیادی با دیگر دام‌های روانی دارد .

یک چارچوب می‌تواند وضعیت موجود را حفظ کند و یا مرجعی را معرفی کند. همچنین می‌تواند هزینه‌های از دست رفته را بیشتر کند و یا شما را به سوی مدارک تصدیقی سوق دهد. محققین تصمیم‌گیری دو نوع چارچوب را بیان می‌کنند که با تکرار مشخصی تصمیم‌گیری را منحرف می‌کنند .

چارچوب‌ها به عنوان سودها در برابر زیانها

پژوهشها نشان می‌دهد که مردم وقتی با مسأله‌ای از طرف سودش مواجه می‌شوند از خطر اجتناب می‌کنند ولی وقتی که مسأله‌ای از جنبه‌ی اجتناب از زیانش به آن‌ها تحمیل می‌گردد، خطرپذیر می‌باشند. به علاوه آن‌ها سعی می‌کنند چارچوب را همان طور که به آن‌ها ارائه می‌شود بپذیرند به جای اینکه مسأله را به‌ روش خودشان دوباره بیان کنند.

چارچوب‌بندی با نقاط مرجع متفاوت

هنگامی که در چارچوب بندی‌ها از نقاط مرجع متفاوتی استفاده می‌شود، مسأله‌ی مشابهی می‌تواند پاسخ‌های متفاوتی داشته باشد .

توصیه‌هایی برای مصونیت در برابر این دام:

الف: به‌ طور خودکار چارچوب اولیه را نپذیرید، چه این چارچوب به وسیله‌ی شما و یا شخص دیگری ایجاد شده باشد. همیشه سعی کنید مسأله را به‌ روش‌های مختلف دوباره چارچوب‌بندی کنید. به دنبال تغییر شکل‌هایی بگردید که به وسیله‌ی چارچوب‌ها ایجاد شده است .

ب: سعی کنید مسأله را به شکل خنثی مطرح کنید که سودها و زیانها را با هم ترکیب می‌کند یا در بردارنده‌ی نقاط مرجع مختلف می‌باشد .

پ: در طول فرایند تصمیم‌گیری، سخت در مورد چارچوب‌بندی مسأله بیندیشید. در سراسر تصمیم‌گیری مخصوصآ در نزدیک پایان آن از خودتان بپرسید، در صورتیکه چارچوب‌بندی تغییر نماید، تفکر شما چگونه تغییر خواهد کرد .

ت: هنگامی که دیگران تصمیماتی را پیشنهاد می‌کنند، روش چارچوب‌بندی آن‌ها را بررسی کنید، آن‌ها را با چارچوب‌های متفاوتی مورد چالش قرار دهید .

6 – دام‌های تخمین و پیش‌بینی

اکثر ما در تخمین زمان، فاصله، وزن و حجم، ماهر هستیم. این بدان معنی است که ما دائمآ در مورد این متغیرها قضاوت می‌کنیم و در مورد صحت این قضاوتها واکنش و بازتاب سریع به دست می‌آوریم. ذهن ما از طریق تمرینهای روزانه به صورت معیار سنجش در می‌آید. اگرچه تخمین و یا پیش‌بینی حوادث نامعلوم، مسأله‌ی دیگری است. هنگامی که افراد به‌ طور مداوم تخمین و پیش‌بینی می‌کنند آن‌ها به ندرت عکس العمل واضحی از صحت قضاوتهایشان به دست می‌آورند .

6 – 1 دام اعتماد بیش از حد

حتی با وجود اینکه اکثر ما در تخمین زدن و یا پیش گویی خیلی خوب عمل نمی‌کنیم ولی در واقع تمایل داریم در مورد صحت تصمیماتمان بیش از حد خوش بین باشیم. این امر می‌تواند منجر به خطا در قضاوت و در عوض منجر به تصمیمات نادرست گردد. در صورتیکه تصمیم‌گیرندگان حدبالای یک موقعیت را کمتر تخمین بزنند، در آن صورت ممکن است موقعیت‌های جالب را از دست بدهند و خودشان را در برابر خطری فراتر از آنچه تشخیص داده‌اند، قرار دهند .

6 – 2 دام احتیاط و مصلحت اندیشی

دام دیگر در سر راه پیش‌بینی کنندگان، احتیاط بیش از حد و یا مصلحت اندیشی است. وقتی با تصمیماتی با مخاطرات بالا مواجه می‌شویم، می‌خواهیم برآوردها و پیش‌بینی‌هاییمان را طوری تنظیم کنیم که ایمن باشند .

خط‌‌مشی گذاران تا آنجا پیش رفته‌اند که مصلحت اندیشی را در رویه‌های رسمی تصمیم‌گیری جا انداخته‌اند. یک نمونه‌ی بارز، متدولوژی " تجزیه و تحلیل بدترین مورد " است که در طراحی سیستم‌های تسلیحاتی معروف است و در برخی موقعیت‌های مهندسی و قانون گذاری هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. مهندسین با استفاده از این رویکرد جنگ افزارها را طوری طراحی می‌کنند که در بدترین شرایط احتمالی کار نمایند، حتی با وجود اینکه احتمال سنجش این موقعیتها نباشد. تجزیه و تحلیل بدترین حالت، هزینه‌های اضافی زیادی بدون هیچ نفع عملی ایجاد می‌کند و ثابت می‌کند که گاهی مصلحت اندیشی بیش از حد مانند مصلحت اندیشی اندک می‌تواند خطرناک باشد .

6 – 3 دام قابلیت فراخوانی

حتی در صورتیکه نه بیش از حد مطمئن باشیم و نه کاملآ مصلحت اندیش بازهم در هنگام برآورد و یا پیش‌بینی به دام می‌افتیم، از آنجائیکه ما اغلب پیش‌بینی‌هاییمان را در مورد حوادث آینده بر روی خطرات خود از حوادث گذشته بنا می‌کنیم می‌توانیم، با حوادث ناراحت کننده یعنی حوادثی که تأثیر شدیدی بر روی حافظه‌ی ما گذاشته‌اند، تحت تأثیر قرار گیریم .

یک حادثه‌ی فاجعه آمیز در زندگی شما می‌تواند بر روی تفکر شما تأثیر بگذارد. در صورتیکه در سر راهتان با یک تصادف روبرو شوید، احتمال بیشتری را برای تصادف‌های خیابانی در نظر می‌گیرید، اگر یکی از دوستان نزدیک شما به وسیله‌ی بیماری سرطان بمیرد، احتمال بیشتری خواهید داد که روزی به سرطان دچار شوید .

در حقیقت هرچیزی که توانایی را در مرور حوادث به شکل متعادل تغییر دهد، ارزیابی احتمالات شما را نیز تغییر خواهد داد.

توصیه‌هایی برای مصونیت در برابر این دام:

الف: برای کاهش تأثیرات اعتماد بیش از حد در تخمین زدن، همیشه با در نظر گرفتن بالاترین حدود آغاز کنید یعنی نهایت آغازی و پایانی دامنه‌ی احتمالی ارزش‌ها. این کار به شما کمک خواهد کرد با یک برآورد اولیه متوقف نگردید. سپس برآوردهای خودتان را از حدود نهایی مورد چالش قرار دهید .

سعی کنید موقعیت‌هایی را در نظر بگیرید که عدد واقعی شما پایین‌ترین حد شما و یا بالاترین حد شما باشد و دامنه‌ی خودتان را تعدیل نمایید. برآوردهای اطرافیان را به همین روش مورد چالش قرار دهید. این برآوردها قابلیت اعتماد بیش از حد را نیز ندارند .

ب: برای اجتناب از دام مصلحت اندیشی، همیشه برآوردهای خود را به درستی بیان کنید و برای هرکسی که از آن‌ها استفاده خواهد کرد، توضیح دهید آن‌ها تعدیل نشده‌اند. بر روی اطلاعات ورودی درست و صادقانه تأکید کنید. برآوردها را در یک دامنه‌ی معقول آزمایش کنید. برای اینکه تأثیر آن‌ها را ارزیابی نمائید به برآوردهای حساس‌تر با دقت نظر بیندازید .

پ: برای کاهش انحراف ایجاد شده به وسیله‌ی تغییرات در قابلیت فراخوانی، همه‌ی فرضیات خودتان را کاملآ آزمایش نمایید، تا اطمینان حاصل کنید به وسیله‌ی ذهن شما تحت تأثیر قرار نگرفته‌اند. تا حد ممکن آمار واقعی به دست آورید. سعی کنید با تعصبات هدایت نشوید .

این متن اقتباس آزاد از این کتاب است:

" تصمیم‌گیری و تعیین خط‌‌مشی دولتی " نوشته‌ی دکتر حسن گیوریان و دکتر محمدرضا ربیعی مندجین

مهارت حل مسأله

مهارت تفکر انتقادی

مهارت تفکر خلاق

مهارت مقابله با هیجان

مهارت مقابله با فشارهای روانی

مهارت بین فردی

مهارت خودآگاهی

تقویت معنویت

مطالعات و بررسی‌های روانشناسان معاصر و مطرح دنیا به وضوح نشان داده است که وجود معنویت در زندگی افراد بشر آن‌ها را در برابر بسیاری از فشار‌ها و استرس‌ها و بالطبع آسیب‌های روانی حفظ می‌کند. در اینجا معنویت معنی و مفهومی جامع و متعالی دارد که کلیه مذاهب و آیین‌ها و حتی باورها و اعتقادات ماورای ماده افراد را در بر می‌گیرد. به‌ عبارت ساده‌تر، منظور اعتقاد داشتن شخص به منبعی عظیم و روحانی است که آن را برترین ذات شایسته توسل و توکل می‌داند .

چارچوب سلامت همه موارد